کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران پس از بررسی دقیق وضعیت کنونی کشور و با در نظر گرفتن بازگشت تحریمهای شورای امنیت و هماهنگی جهانی علیه ایران، و همچنین مشکلات اقتصادی، معیشتی و بحران انرژی، به پرسش «در این شرایط بحرانی چه اقداماتی باید انجام داد؟» پاسخ میدهد. این پاسخ در دیدار اخیر اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران با سیدمحمد خاتمی مطرح شده است:
حضرت آقای خاتمی
با سلام و ارادت
کمیته سیاسی در ارزیابی خود بر این نکته تأکید دارد که ما در حال حاضر در یکی از بحرانیترین و خطرناکترین مراحل تاریخ معاصر ایران قرار داریم. تحریمهای شورای امنیت دوباره برقرار شدهاند، روابط خارجی کشور در حال محدود شدن است، فشار اقتصادی بر مردم به حد بحران رسیده و نارضایتیهای اجتماعی رو به افزایش است.
در همین حال، در مواجهه با این معضلات، کمتر به گفتوگو و اصلاحات پرداختهایم و بیشتر بر حفظ وضعیت موجود تأکید شده است. جامعه به شدت خسته شده و بهنظر میرسد که دولت در مدیریت این شرایط با چالشهای جدی و ضعفهای considerable مواجه است و مردم بین احساس ناامنی و نگرانی نسبت به آینده سرگردانند.
در این وضعیت، پرسش اصلی برای ما بهعنوان اصلاحطلبان این است:
چه اقداماتی باید انجام داد؟
آیا باید بهطور خاموش شاهد کاهش اعتماد ملی باشیم؟ یا با نگاهی نو باید رسالت تاریخی خود را بازتعریف کرده و بار دیگر به نیرویی برای نجات ایران تبدیل شویم؟
کمیته سیاسی بر این عقیده است که اصلاحطلبی نه تنها به پایان نرسیده، بلکه به شدت به تغییر در رویکرد و الگوی کنشگری نیاز دارد. اصلاحات امروز نمیتواند مشابه اصلاحات دهه هفتاد باشد. آن گفتمان بر پایه امید، امکانپذیری و اعتماد شکل گرفته بود؛ اما در حال حاضر ما با فشارهای اقتصادی و اجتماعی و محدودیتهای جدی در زمینه اصلاح و گفتوگو مواجهایم.
بدین ترتیب، اگر اصلاحطلبی بخواهد معنا و اثر جدیدی پیدا کند، باید از رویکرد قدرتمحور به سمت جامعهمحور، و از اصلاحطلبی محافظهکارانه به اصلاحطلبی مسئولانه و اخلاقی حرکت کند. یعنی باید بهجای انتظار برای تغییرات از راس هرم، به ساختن ظرفیت اجتماعی و فرهنگی از پایین دست بپردازیم.
سوال مهم این است که آیا در سطوح رسمی و میان مردم، گوش شنوایی وجود دارد؟
پاسخ چنین است: در سطوح رسمی، ممکن است فرصت گفتوگو محدود باشد، اما در جامعه هنوز امید زنده است؛ نه به اشخاص و جناحها، بلکه به امکان نجات ایران از طریق عقلانیت، عدالت و گفتوگو.
مردم ممکن است از اصلاحطلبان ناامید شوند، اما هنوز اصلاحطلبی را بهعنوان راهی برای برونرفت از بحران رها نکردهاند. اگر ما بتوانیم نشان دهیم که اصلاحطلبی به معنای صداقت، شجاعت و مسئولیتپذیری در برابر رنج مردم است، آنگاه آن گوش شنوا دوباره حاضر میشود.
در شرایط کنونی، کمیته سیاسی پنج اقدام اساسی را بهعنوان راهحل برونرفت از وضعیت موجود و احیای نقش اصلاحطلبان پیشنهاد میدهد:
الف) اولین و اساسیترین اقدام، بازگشت به جامعه است.
اصلاحطلبی باید از اتاقهای سیاست به میدان زندگی مردم بازگردد.
ما باید در کنار گروههای اجتماعی، صنفی، زنان، معلمان، کارگران و جوانان قرار بگیریم و دردهایشان را بشنویم، نه برای شعار دادن، بلکه با هدف یادگیری و همراهی. بدون حضور میدانی و ارتباط با جامعه، هیچ اصلاح پایداری به وجود نخواهد آمد.
ب) اصلاحطلبی در این مقطع باید از سطح جناحی فراتر برود و به حرکتی جامع برای نجات کشور از بحرانها تبدیل شود.
این گفتمان هدفش حفظ تمامیت ایران، ممانعت از خشونت داخلی و بازسازی اعتماد عمومی خواهد بود. این به معنای پیشنهاد راهحلهای عملی و قابل اجرا برای عبور از بحرانها است: تأکید بر دیپلماسی، شفافیت در مدیریت، مقابله با فساد، و کاهش تنشهای داخلی و خارجی.
ج) مردم زمانی به اصلاحطلبان اعتماد میکنند که مرز اخلاقی ما با قدرت به وضوح تعریف شود.
هیچ اصلاحی بدون صداقت محقق نمیشود. ما باید صریحاً اعلام کنیم که در برابر بیعدالتی و محدودیتهای غیرمنصفانه ایستادهایم و برای ادامه اصلاحطلبی، پذیرش برخی دشواریها بخشی طبیعی از مسیر است.
د) یکی از چالشهای سالهای گذشته، تبدیل اصلاحطلبی به نوعی سیاست توجیهگر بوده است؛
توجیه ناکامیها، توجیه سکوتها، و توجیه خطاها. اکنون زمان آن فرا رسیده که اصلاحطلبی به جای توجیه گذشته، نقد صادقانهٔ خود را آغاز کند. ما باید بپذیریم که در مقاطع خاصی دچار اشتباهاتی شدیم و در همراهی با مردم کوتاهی کردیم و تنها راه بازگشت اعتماد، ابراز حقیقت است.
ه) اصلاحطلبی باید ساختار خود را نیز بهروز کند.
نسل جدید باید بهطور واقعی در تصمیمگیریها حاضر باشد. جبهه اصلاحات باید باز، شفاف و پاسخگو شود. نمیتوان از دموکراسی صحبت کرد و در درون جبهه رفتار غیر دموکراتیک داشت.
جناب آقای خاتمی،
اگر اصلاحطلبی بخواهد به حیات خود ادامه دهد، باید خود را اصلاح کند. ما بیشتر نمیتوانیم منتظر اصلاح دیگران بمانیم در حالی که خودمان تغییر نکردهایم. اصلاحطلبی جدید باید نه تنها در کلام، بلکه در کنش و شیوه زندگی سیاسیاش متفاوت باشد. اگر اصلاحطلبی از درد و نگرانی مردم دور شود، دیگر اصلاحطلبی محسوب نخواهد شد. ما باید در کنار مردم باشیم و نه صرفاً برای آنان سخن بگوییم.
در شرایطی که کشور تحت فشار تحریمها، تهدیدات خارجی و چالشهای داخلی در مسیر پیشبرد اصلاحات قرار دارد، تنها نیرویی که میتواند ایران را نجات دهد، نیرویی است که هم عاقل باشد و هم اخلاق مدار — و این دو ویژگی، اساس واقعی اصلاحطلبی به حساب میآیند.
از اینرو، پاسخ ما به پرسش «چه باید کرد؟» واضح است:
باید اصلاحطلبی را دوباره بسازیم؛
باید به دور از قدرت به مردم نزدیک شویم؛
باید از محافظهکاری عبور کرده و صادقانه عمل کنیم؛
و باید به جای انتظار برای تغییر از دیگران، خود آغازگر تغییر شویم با همدلی، همکاری و انسجام داخلی.
اگر چنین کنیم، اصلاحطلبی نه پایان یافته، بلکه آغاز جدیدی خواهد بود.
کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران
۳۱۲۱۱
