موجودات زیستی در بستر دریاها و اقیانوسها به دو گروه اصلی تقسیم میشوند؛ گروهی از آنها در بستر دریا یا اقیانوس زندگی میکنند و دستهای دیگر بهصورت شناور و غوطهور در اعماق دریاها و اقیانوسها و در مجاورت کف به سر میبرند.
، موجودات بسترزی و کفزی دارای تنوع بسیار زیادی هستند. از جمله آنها میتوان به جلبکها اشاره کرد که تنها گیاهانی بهشمار میروند که در این ناحیه رشد میکنند. جلبکها در مناطق مختلف جهان بر اساس تفاوتهای عوامل زیستمحیطی پراکنده شدهاند و شامل چهار دسته اصلی هستند: جلبکهای سبزآبی، جلبکهای سبز، جلبکهای قهوهای و جلبکهای قرمز.
جلبکهای سبزآبی اغلب اندازه و حجم کوچکی داشته و در زیستگاههای دریایی و آبهایی با شوری کم به زندگی ادامه میدهند. ساختار بدنی این جلبکها بسیار ساده و به شکل رشتهای (تار مانند) است. بدن رشتهای آنها (تکرشته) بهراحتی با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیست. این جلبکها توانایی خوبی در تحمل نوساناتی که در محیطهای دریایی رخ میدهد دارند و میتوانند در مناطقی که شدت نور کمتری وجود دارد، زندگی کنند. رشد این جلبکها تحت تأثیر تغییرات در شوری یا نوسانات دما قرار نمیگیرد.
جلبکهای سبز، به تعداد کم و با اندازههای کوچک در محیط زیست دریایی حضور دارند. برخی از گونههای این جلبکها در تشکیل رسوبات بستر دریا دخالت دارند که در میان آنها جنسهای Pencillus و Udotea Halioeda به چشم میخورند.
اکثریت جلبکهای قهوهای در دریا زندگی میکنند و ابعاد بزرگی دارند.
بیشتر گونههای جلبکهای قرمز در محیط زیست دریایی به اشکال گوناگون دیده میشوند. این جلبکها به طور زیادی در سطح جهانی پراکنده شدهاند و تمرکز آنها عمدتاً در دریاهای استوایی است. گونههای مختلف این جلبکها در عمقهای زیاد (تا ۲۰۰ متر) مشاهده میشوند و نمیتوانند بهواسطه پیوند نورهای آبی و بنفش، فرآیند ساخت نور را در این عمق انجام دهند.
جانوران
جانوران ابتداییای که در بستر دریا زندگی میکنند، شامل مژهداران (انگلهای تکسلولی و آمیبها) هستند. از معروفترین آمیبها میتوان به گونههای جنس Xenophyophoria اشاره کرد که قطر آنها به ۲۵ میکرون میرسد و این اندازه شامل پاهای کاذب نیست. همچنین گونههای فورامینیفرا در بستر اعماق دریاها و اقیانوسها وجود دارند و تعداد آنها با افزایش عمق افزایش مییابد.
گروه مایوفونا (Meiofauna) با افزایش عمق کاهشی در جمعیت تجربه میکند، اما این کاهش به شیوهای مشابه با جانوران بزرگ بستر دریا نیست که تعداد آنها بهطور قابلملاحظهای با افزایش عمق کاهش یابد. مایوفونها به میزان بیشتری در بستر دریا پیدا میشوند تا در بستر آبهای کم عمق، شامل گونههایی از کرمهای رشتهای آزادزی و سختپوستانی مانند کوپهپودها (Copepods). این جانوران عمدتاً در عمق حدود یک سانتیمتری رسوبات بستر زندگی میکنند و در عمق بیش از پنج سانتیمتر مشاهده نمیشوند. تعداد گونههای مایوفونا با افزایش عمق زیاد میشود، که برعکس وضعیتی است که در بستر آبهای کم عمق مشاهده میشود، جایی که تعداد جانوران کم و اندازه آنها بزرگ است.
بیشتر شاخههای جانوران بیمهره شامل گونههای بزرگ هستند که در بستر دریاها و اقیانوسها تا عمق ۶۰۰۰ متری زندگی میکنند. در عمقهای بیشتر، برخی بیمهرگان، نظیر گونههای بازوپایان (Brachiopoda) و پارهای از گونههای سختپوشان، به چشم نمیخورند. جانوران بسترزی بزرگ با این ویژگیها خاص این منطقه هستند، در حالی که برخی از آنها مشابه گونههایی هستند که در آبهای کم عمق زندگی میکنند؛ اما یک تفاوت عمده بین آنها وجود دارد: موجوداتی که در آبهای کمعمق زندگی میکنند، قادر به بهرهمندی از نور هستند و دارای چشم هستند، در حالی که جانوران بسترزی در اعماق، کور هستند.
برخی گونههای بسترزی در آبهای عمیق نسبت به آبهای کمعمق تنوع بیشتری دارند. به عنوان مثال، گروه Pogonophores در عمقهای کمتر از ۱۰۰ متر تجمع میکنند، در حالی که نوعی خیار دریایی فقط در اعماق زیاد دیده میشود.
از دیگر حیوانات بسترزی میتوان به گونههای مختلف اسفنجها اشاره کرد که معروفترین آنها گونهای است که در عمق بیش از ۶۰۰۰ متر زندگی میکند، مانند اسفنج شیشهای که طول آنها به یک متر میرسد. این جانوران بدن خود را با اجزای شبیه طناب به برخی سنگهای موجود متصل میکنند تا بر روی گل بمانند. گروه دیگری از جانوران موفق در زندگی در بستر دریا شامل Anthozoa هستند، نظیر گونههای شقایق دریایی و مرجانها (Corals).
در بستر دریا دو نوع مرجان وجود دارد: یکی مرجان سخت و دیگری مرجان نرم. نوع سخت در نواحی با جریانات آبی قوی زندگی میکند، در حالی که نوع نرم کلونی زندگی نمیکند و بهطور انفرادی در جاهایی با عمق کمتر از ۵۰۰۰ متر وجود دارد. شقایقهای دریایی در عمقهای بیش از 10 هزار متر پیدا میشوند و بیشتر گونههای آن توانایی چسبیدن به سنگها یا جانوران بسترزی دیگر مانند اسفنج را دارند و برخی از این شقایقها میتوانند در گل زندگی کنند، بهطوریکه مشابه گونههای آمیب به نظر میرسند.
بیشتر گونههای نرمتن نیز در بستر دریا به خوبی دیده میشوند. برخی از آنها روی سطح بستر زندگی میکنند و شماری دیگر در گل ساکن هستند. بیشتر این گونهها کوچک هستند و برخی دیگر که متعلق به دسته شکمپایان هستند، در عمقهای ۶۰۰۰ تا ۱۰,۰۰۰ متر زندگی میکنند و جزو نرمتنان بهشمار میآیند، زیرا میزان آهک در صدف آنها بسیار کم است.
سختپوستان نیز در بستر وجود دارند، اما نقش آنها در این ناحیه کمتر از نقششان در مناطق آبهای کم عمق است. از آن میان، سختپوستان جورپایان (ایزوپود) و ناجورپایان (Amphipods) شامل میگوهای آب شیرین که از فضولات و رسوبات تغذیه میکنند، قابل ذکرند.
راسته دهپایان شامل انواع خرچنگها و میگوها هستند که در عمقهای بیش از ۴۳۰۰ متر برای خرچنگها و بیش از ۶۰۰۰ متر برای میگوها بهندرت دیده میشوند.
مهرهداران بهطور قابل توجهی در بستر دیده میشوند و در اعماق کمتر از ۸۰۰۰ متر زندگی میکنند. این موجودات در این مناطق بهطور آزادانه زندگی میکنند و بهصورت کلونی مشاهده نمیشوند، بلکه تجمع آنها خاص آبهای کم عمق است.
باکتریها
باکتریها در اعماق گوناگون دریاها و اقیانوسها در رسوبات زندگی میکنند و بهعنوان اصلیترین موجودات تجزیهکننده مواد ارگانیک شناخته میشوند. برخی تحقیقات نشان دادهاند که گروهی از گونههای باکتری که در اعماق زیست میکنند، مشابه گونههایی هستند که در آبهای کم عمق یا حتی در محیطهای خشکی یافت میشوند. مشخص شده که فعالیتهای حیاتی این باکتریها در مقایسه با سایر موجودات زنده در اعماق دریایی، بهطور قابل توجهی کندتر انجام میشود.
تحقیقات نشان میدهند که برخی باکتریهای بسترزی دارای فعالیتهای سریعتری در قسمتهایی از بدن خود که غنی از مواد ارگانیک هستند (مثلاً در دستگاه گوارشی جانوران بسترزی مانند سختپوستان) دارند.
