روزنامه جوان خاطرنشان کرد: این که بهصورت صریح بیان شد برای جذب سیاهی لشکر، تعداد زیادی اتوبوس اعزام شده و برای افرادی که توانایی پرداخت هزینه سفر را نداشتند، هزینههای سفر تأمین شده است، از آنها خواسته شده تا دوستان غیرایرانی خود را به این تجمع دعوت کنند. این افراد در حین آوازخوانی و شادی در خیابانها در حالی که ادعا میکردند در حال عزاداری هستند، مغازههای ایران را به سبب ادامه خرید و فروش، مورد محکومیت و تهدید قرار میدادند. با این حال، علیرغم تمام این تدابیر و فشارها، هنوز نتوانستند حتی یک هشتم فضای سخنرانی رضا پهلوی را پر کنند و ناچار به استفاده از تصاویر و ویدیوهای با نمای نزدیک شدند، که این تصاویر و فیلمها از بالا به حدی موجب تحقیر و خفت آنها شد. همچنین پاسخ لیندسی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه به کریستین امانپور مبنی بر اینکه آیا حاضر است از رضا پهلوی حمایت کند و جواب «نه» غیرمنتظره او که سلطنتطلبان را به شدت خشمگین ساخت، از دیگر حواشی قابل ذکر است. رفتن رضا پهلوی پشت حصار شیشهای ضدگلوله در جمع هوادارانش نیز نکتهای جالب توجه است…
جزئیات و حواشی بیشتری از این داستان از قبیل فیلمها، توییتها و ریلزها و پستهای شبکههای اجتماعی به وفور وجود دارد. اما دو نکته از این ماجرا بهویژه آزاردهنده و نگرانکننده است. نخست آنکه برخی از آنها پرچم کشورشان را با پرچم آمریکا و بهویژه اسرائیل گره زدهاند؛ کشوری که از ابتدای سال تا همین چهل روز پیش بهوضوح در حال ارتکاب به قتل مردم، خصوصاً زنان و کودکان بوده است. این بار نه تنها بهصورت غیرمستقیم، بلکه صراحتاً اعلام کردهاند که باید فشار اقتصادی و معیشتی بیشتری بر روی مردم ایران، حتی روستاییانی که به جمهوری اسلامی وفادار هستند، وارد کرد تا دست از حمایت از رژیم خود بردارند؛ کشورهایی چون آمریکا و اسرائیل که در سالهای اخیر در غزه و فلسطین بهوضوح نشان دادند که با جانیان تاریخ همکاری کرده و به هیچ اصول بینالمللی یا انسانی متعهد نیستند و حتی برای تأمین نفت و انرژی خود حاضرند رئیسجمهور قانونی یک کشور را دستگیر کنند.
بدیهی است که میتوان به دلایل مختلف از جمهوری اسلامی ناراحت و حتی متنفر بود، اما باید وجدان انسانی و حداقلی را نیز حفظ کرد. بهویژه در حالی که بسیاری از بازماندگان رژیم شاهنشاهی و نزدیکان سابق رضا پهلوی در هفتههای اخیر به مصاحبه و ابراز تنفر از کسانی پرداختهاند که دشمنان خونخوار و تجزیهطلب ایران را به کشتن مردم مهدشان دعوت میکنند.
نکته دوم، زبان و ادبیات بسیار خشن، توهینآمیز و رکیک اکثر نزدیک به اغلب هواداران نوه دیکتاتور تبعیدی است که چه در خیابانهای اروپا و چه در فضای مجازی نسبت به هر نظری که کوچکترین مغایرتی با نظرات آنها داشته باشد، واکنش نشان داده و از الفاظ توهینآمیز استفاده میکنند، حتی اگر شخص از سایر گروههای مخالف، اما غیرسلطنتطلب باشد.
اخیراً فیلمی منتشر شد که در آن زنی که در مونیخ حاضر بود، به مردی که پرچم اسرائیل را در دست داشت، بهطور مودبانه گلایه کرده و واژههایی چون «قربانت بشوم» و «عزیزم» را به کار میبرد، اما آن مرد با بیشرمی به او توهین کرده و میگفت: «تنها کشوری که از ما حمایت میکند، اسرائیل است». زن به او گفت: «این رفتارها باعث میشود که بگویند موساد پشت سر ماست» و مرد بیادب پاسخ داد: «من خودِ موساد هستم؛ من خودِ اسرائیل هستم!»
این رفتار زشت بهطور کاملاً سازمانیافته در فضای مجازی نیز مشهود است، جایی که به هر توییت یا پیامی که با نشانههای آنها مغایرت داشته باشد، حتی اگر از جبهه ضدانقلاب باشد، با رکیکترین و ناشایستترین الفاظ پاسخ میدهند تا او را از صحنه خارج کنند.
17302
