ایسنا/اصفهان عضو هیئتعلمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان با بیان اینکه اگر سخنان افراد مختلف و یا دگراندیش را نشنویم و آنها را انکار کنیم قادر به گفتوگو با آنها نخواهیم بود، گفت: وقتی افراد و نظر مخالف خود را انکار میکنیم، آنها هم ما را ندید گرفته و انکار میکنند و این اتفاق بستر و زمینه گفتوگو را از بین میبرد.
حجتالاسلام محمد سلطانی با بیان اینکه امام حسین(ع) در عاشورای سال ۶۱ هجری قمری ۵۷ ساله بودند، اظهار کرد: گذشته از چند ماهی که ایشان با مرگ معاویه از مدینه خارج شدند، سالها در مدینه میزیستند، اما ابعاد شخصیتی مختلف ایشان کمتر دیده و پرداخته میشود. یکی از این جنبههایی که کمتر به آن پرداختهشده، فعالیتهای اشتغالی و کسب درآمد ایشان است.
عضو هیئتعلمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان افزود: متأسفانه برخی تصور میکنند فعالیت کاری برای کسب درآمد، متناسب با شأن پیشوای دینی نیست؛ از سوی دیگر برخی باافتخار اعلام میکنند که ما با هدیه دوستان و وجوهات شرعی زندگی میگذرانیم، درحالیکه کار و تلاش برای کسب حلال در سیره اهلبیت و مراجع بزرگ شیعه وجود داشته است، ازجمله شیخ انصاری از اساتید بزرگ حوزه علمیه که کتابهای ایشان همچنان در حوزههای علمیه تدریس میشود، کسبوکار داشتند. امام حسین(ع) نیز مانند بقیه مردم شغلهای متعارف زمان خود را داشتند و این از گزارشهای پراکندهای که بهدستآمده استنباط میشود؛ ازجمله دستساختهای که گفته میشود از درختهای نخل کاشته شده به دست حضرت علی(ع) ساختهشده است، درواقع کار و تلاش برای کسب معاش در سیره همه ائمه از پیامبر و امیرالمؤمنین تا امام حسین(ع) وجود داشته است.
سلطانی تصریح کرد: امام علی(ع) چاه آب کنده و نخل میکاشتند و آن را بهعنوان عمل خیر وقف میکردند و در مقابل اعتراض برخی افراد که ایشان را به حب دنیا متهم میکردند، فرمود دیگران زحمت کشیدند و ما از حاصل آن استفاده میکنیم و ما نیز باید برای آیندگان کارکنیم.
او گفت: مسئله دوم در سیره امام حسین(ع) حفظ زندگی مسالمتآمیز و صلح و آرامش در جامعه و امت اسلامی بود. امام حسین(ع) به قرارداد صلح امام حسن(ع) پایبند بودند و علیرغم نقض پیمان توسط معاویه برای حفظ صلح و آرامش مسلمانان هیچ اقدام نظامی علیه او انجام ندادند. درواقع امام مصلحت عام امت اسلام را در نظر میگرفتند که اگر همواره تنش و فشارهای نظامی و اجتماعی در جامعه حاکم باشد زندگی عادی مردم دچار مشکل میشود، به همین دلیل ایشان تا زمان مرگ معاویه به پیمان صلح پایبند بود، اما اتفاق مهم تبدیل خلافت اسلامی به حکومت موروثی و بسیار ناگوار بود و هیچیک از خلفای پیشین چنین نکرده بودند. امام حسین(ع) در مقابل این اقدام موضع گرفتند و در نظر داشتند که از مرزهای خلافت یزید خارج شوند.
سلطانی تأکید کرد: باید توجه کنیم که امام حسین(ع) ضد جنگ بوده و در پی ستیز نبودند. ایشان در کربلا با شتر که وسیله سفر عرب و نه مرکب جنگ بود، برای صحبت با مردم به میدان آمده اعلام کردند که قصد جنگ ندارند و مسافر هستند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه اگر سخنان افراد مخالف دگراندیش را نشنویم و آنها را انکار کنیم قادر به گفتوگو با آنها نخواهیم بود، گفت: این روش و رویه در جهت عکس هم صادق است، یعنی وقتیکه ما افراد مخالف خود را انکار میکنیم آنها هم ما را ندید گرفته و انکار میکنند و این اتفاق بستر و زمینه گفتوگو را از بین میبرد. موضع قرآن و اهلبیت(ع) در برابر کافران و دگراندیشان، دیدن و شنیدن بود، نه ندیدن و انکار کردن و شاید یکی از بهترین آیات قرآن در این زمینه آیه «قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِیَّاکُمْ لَعَلَی هُدًی أَوْ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛ ما (که موحدیم) یا شما (که مشرکید) کدام در هدایت یا ضلالتیم (بهزودی معلوم شما خواهد شد).»، است، این آیه گفتوگو و تبادلنظر و میان دو گروه موافق و مخالف را برای روشن شدن حق امکانپذیر و لازم میداند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: امام حسین(ع) نیز در لحظهبهلحظه حرکت خود از مکه با همه اصناف و اندیشههای مختلف صحبت میکنند. از حاکم اموی تا عبدالله ابن عمر که اگرچه از امویان نیست، اما از پشتیبانان امام علی(ع) و فرزندانشان هم نیست و اندیشه مستقلی دارد. امام در گفتوگو با او مطالب شگفتی را بیان میکند و در انتها به او میفرماید در نماز خود مرا به خیر یاد کن. امام همچنین با عمر سعد جلسات متعدد گذاشته و صحبت میکند و در پی هدایتگری هستند، درواقع اصل گفتوگو، به رسمیت شناختن و دیدن مخالف است که حلقه مفقوده امروز جامعه ما محسوب میشود و بهروشنی در سیره امام حسین(ع) واضح است.
سلطانی تصریح کرد: امروز در جامعه ما گروههای مختلف در پی این هستند که بگویند جز ما کسی بر حق نیست که این نگاه زمینه گفتوگو را از بین میبرد و تنش را افزایش میدهد. امام حسین(ع) درس بزرگی برای جامعه ما داشتند که اگرچه میدانند لشکر حر برای جنگ و بهقصد جان ایشان و یارانشان به میدان آمده با بزرگواری، سعهصدر و نهایت محبت با آنها مواجه میشوند و این در سیره امیرالمؤمنین(ع) در مواجهه با خوارج هم دیده میشود که پیش از آغاز جنگ نهروان، بدون واسطه با آنها روبرو شده و بسیاری از آنها را با سخنان روشن و عاقلانه آگاه میکنند.
