عوامل اصلی در خشک شدن دریاچه ارومیه
همانطور که میدانید، علل مختلفی برای خشک شدن دریاچه ارومیه ذکر شده است؛ از اثرات ناشی از ساخت سدها گرفته تا ایجاد پلها بر روی بستر این دریاچه. لطفاً بهصورت مشخص، مهمترین عواملی که باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شدهاند، را بیان کنید.
طبق تحقیقات و بررسیهای کارشناسان، سه عامل کلیدی شامل تغییرات اقلیمی، تداوم خشکسالیها، و توسعه ناپایدار بخش کشاورزی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه بهعنوان علتهای اصلی وضعیت بحرانی این دریاچه در نظر گرفته شدهاند. در مورد تغییرات اقلیمی و تداوم خشکسالیها، آماری نشان میدهد که بارندگیها در دو دهه اخیر نسبت به میانگین ۵۰ ساله، بیش از ۱۸ درصد کاهش یافته است که این کاهش همراه با تغییر در الگوهای بارش (وضعیتی که بارشهای زیر ۵ میلیمتر و رواناب ناچیز را به همراه دارد) موجب کاهش شدید رواناب در سطح حوضه شده است. بهعلاوه، دما در حوضه آبریز در دو دهه اخیر نسبت به متوسط ۵۰ ساله، حدود ۱ تا ۲ درجه سانتیگراد افزایش یافته است. پژوهشهای مختلف نشان میدهد که این افزایش دما منجر به ۵۰۰ میلیون مترمکعب افزایش تبخیر و مصرف آب در این حوضه شده است. همچنین ذخایر برفی نیز نسبت به میانگین یازده سال پیش، حدود ۸۵ درصد کاهش داشتهاند که به نوبه خود، روانابهای تولیدی را ۶۰ درصد نسبت به شرایط نرمال کاهش داده است.
توسعه نامناسب کشاورزی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه نیز خود را در دو شکل افزایش سطح اراضی کشاورزی و تغییر رویکرد کشت از محصولات کم آب به محصولات پرآب نشان میدهد که در مجموع به افزایش مصرف آب در این بخش منجر شده است. بهویژه، تغییر کاربری اراضی زراعی آبی به باغی و همچنین تغییر کاربری اراضی ملی به اراضی کشاورزی آبی در این راستا جالب توجه است.
براساس آمار موجود، از سال ۱۳۷۷ تاکنون، مساحت اراضی کشاورزی به میزان تقریبی ۱۳۹,۱۸۶ هکتار افزایش پیدا کرده است.
همچنین باید به این نکته نیز توجه کرد که ۹۰ درصد مصرف آب این حوضه در بخش کشاورزی انجام میشود و ۵۷ درصد از این مصرف به سه محصول اصلی شامل یونجه با ۳۲ درصد، سیب با ۱۷ درصد و چغندرقند با ۷.۸ درصد اختصاص دارد. بهعبارت دیگر، مساحت زیر کشت یونجه به حدود ۷۰,۰۰۰ هکتار، سطح باغات سیب به ۵۸,۰۰۰ هکتار (که ۵۰ درصد این باغات سیب بیش از ۳۰ سال قدمت دارند) و همچنین مساحت کشت چغندرقند به ۲۵,۰۰۰ هکتار میرسد.
پروژه انتقال آب از کانی سیب: کلیدی برای احیای دریاچه ارومیه
با مروری بر برنامههای دولت سیزدهم، تغییر ساختار ستاد احیای دریاچه ارومیه در دست انجام است. به عنوان دبیر کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، لطفاً توضیح دهید دولت سیزدهم در این مدت چه اقداماتی برای بهبود وضعیت دریاچه ارومیه انجام داده است؟
از آغاز کار دولت سیزدهم، کارگروه ملی دریاچه ارومیه به ریاست معاون اول رئیسجمهور تشکیل شد و مسئولیت دبیر این کارگروه به من سپرده شد. در ادامه، دبیرخانهای در سطح ملی و همچنین کارگروههای استانی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه شکل گرفت تا پروژههای در حال بهرهبرداری را پایش کند و بر اتمام پروژههای نیمهتمام تمرکز کند. خوشبختانه، با اقدامات پیگیر و تأمین اعتبارات لازم، فاز اول یکی از مهمترین پروژههای احیا دریاچه ارومیه، یعنی انتقال آب از سد کانی سیب، در اسفند ۱۴۰۱ توأم با حضور رئیسجمهور به بهرهبرداری رسید.
علاوه بر این، در این دولت اقدامات لازم برای یکی از پروژههای نیمهتمام در حوضه آبریز، شامل انتقال پسابهای تصفیه شده فاضلابهای شهرهای منطقه، به ویژه تبریز و ارومیه انجام شده است. طرح انتقال آب از مدول سوم تصفیهخانه شهر ارومیه و خط انتقال پساب به طول ۱۱ کیلومتر هم در تیرماه ۱۴۰۲ با حضور معاون اول رئیسجمهور به بهرهبرداری رسید و اعتبار لازم برای طرح تصفیهخانه شهر تبریز نیز در سال آتی تأمین میشود تا پساب تصفیه شده این شهرها به دریاچه ارومیه انتقال پیدا کند.
تونل کانی سیب: پروژهای بینظیر در سطح غرب آسیا
تکمیل فاز اول پروژه انتقال آب کانی سیب به دریاچه ارومیه بهعنوان یک پروژه کلیدی در روند احیای دریاچه ارومیه مطرح است. لطفاً بفرمایید این پروژه تا چه حد به نجات دریاچه کمک خواهد کرد؟
با تامین اعتبارات در سال ۱۴۰۱، فاز اول پروژه انتقال آب از سد کانی سیب به دریاچه ارومیه در اسفند ۱۴۰۱ به بهرهبرداری رسید. این پروژه شامل احداث ۳۶ کیلومتر تونل، ۱۱ کیلومتر کانال بتنی، و اصلاح، لایروبی و ساماندهی ۲۸ کیلومتر رودخانه گدار بهمنظور انتقال حدود ۶۲۳ میلیون مترمکعب آب به دریاچه است. تونل کانی سیب به لحاظ ابعاد و ظرفیت، بزرگترین پروژه اجرا شده در غرب آسیا بوده و از اهمیت فراوانی برای تأمین بخشی از حقابه زیستمحیطی دریاچه ارومیه برخوردار است. نهاییسازی سامانه انتقال آب سد سیلوه، کانال جلدیان، سد چپرآباد، و رودخانههای کانی رش و گدار به این دریاچه از دیگر پروژههای مهمی است که در این دولت به نتیجه رسیده است. اعتبار این طرح به دلیل افتتاح زودهنگام در دولت قبل حذف و پروژه به حالت نیمهتمام رها شده بود.
با روی کار آمدن دولت سیزدهم و سفر ریاستجمهور به استان، ردیف اعتبار این طرح مجدداً با مصوبات سفر ریاستجمهوری احیا شد تا طرحها تکمیل و وارد فرآیند بهرهبرداری شود. این سامانه شامل دو سد مخزنی سیلوه و چپرآباد و همچنین تونل و کانال انتقال آب ۲۱ کیلومتری جلدیان است. در صورت تکمیل سد چپرآباد که در مسیر این سامانه قرار دارد، پیشبینی میشود که حداقل ۴۵ و حداکثر ۹۰ میلیون مترمکعب آب از طریق کانال خروجی این سد به رودخانه گدار و در نهایت به دریاچه ارومیه منتقل شود. پروژه چپرآباد بهپایان رسیده و فرآیند آبگیری آن برای انتقال آب به دریاچه ارومیه از سال آبی جاری آغاز خواهد شد. همچنین تکمیل مدول ۳ تصفیهخانه ارومیه و خط انتقال پساب خروجی از تصفیهخانه به یکی از پروژههای دارای ظرفیت ۵۱ میلیون مترمکعب در راستای نجات دریاچه محسوب میشود.
در مورد اقدامات اشاره شده، لطفاً برای سال جاری چه برنامههایی تدوین شده است؟
با توجه به تأسیس دبیرخانه کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، برنامههای عملیاتی پروژههای طرح احیای دریاچه ارومیه برای سال ۱۴۰۲ تهیه و ارائه شده است. مواردی چون تکمیل خط انتقال پساب تصفیه خانه تبریز، تثبیت گرد و غبار، ایجاد باد شکنهای زنده و غیر زنده، برگزاری اقدامات ترویجی، اقدامات نرمافزاری، تکمیل ایستگاههای پمپاژ آبیاری تحت فشار، تکمیل شبکههای داخلی مزارع و حفاظت از پارک ملی دریاچه و پروژههای اجرایی مانند لایروبی و سردهانهسازی از جمله این برنامهها هستند.
بهرهبرداری از کانال ۵/۴ کیلومتری بادین آباد تا پایان سال
در حال حاضر، چه پروژههای مهم و تاثیرگذاری را در دست اجرا دارید؟
اجرای فاز دوم پروژه انتقال آب کانی سیب به دریاچه ارومیه از جمله پروژههای فعال به حساب میآید. فاز دوم این پروژه برای انتقال ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب از طریق سد و تونل کانی سیب به دریاچه طراحی شده است. سد انحرافی و کانال ۵/۴ کیلومتری بادین آباد نیز از پروژههای کلیدی این طرح بهشمار میآید که درحال حاضر پیشرفت فیزیکی کانال به ۵۰ درصد رسیده است. اگر تأمین منابع مالی و شرایط آب و هوایی مناسب ادامه یابد، این پروژه تا پایان سال جاری به بهرهبرداری میرسد.
همچنین، عملیات رهاسازی آب از سدهای سیلوه و کانی سیب از دیگر پروژههای در حال اقدام است. با توجه به هماهنگیهای لازم با دستگاههای اجرایی مربوطه و حجم آب موجود در سدهای سیلوه و کانی سیب، از ابتدای دیماه جاری، آب از طریق سامانه انتقال آب کانی سیب به دریاچه ارومیه رهاسازی شده است. در خصوص سایر سدهای حوضه آبریز، طبق اعلام وزارت نیرو، با توجه به عدم تحقق پیشبینیهای بارش فصل پاییز، رهاسازی از آنها به وقوع خواهد پیوست. همچنین بنا به شرایط اخیر بارشها، هماهنگیهای لازم برای ادامه رهاسازی از طریق سد و تونل کانی سیب در دست اقدام است.
به عدم تحقق پیشبینیهای بارش در فصل پاییز اشاره کردهاید. لطفاً بفرمایید دلایل این عدم تحقق چه چیزی بوده است؟
بر اساس گزارشات سازمان هواشناسی، پیشبینیهای فصلی که معمولاً بهصورت سهماهه ارائه میشود به دلیل مدت زمان طولانی نسبت به دقت کمتری برخوردارند. اگرچه از منظر کارشناسی، عدم تحقق این پیشبینیهای فصلی ممکن است، اما دلایل آن نیز قابل بررسی است. عواملی چون افزایش دما، عدم رطوبتگیری سیستمهای بارشی، تغییرات اقلیمی و دیگر عوامل غیر اقلیمی بهعنوان دلایل این امر مطرح شده است. همچنین بر اساس دادههای دریافتشده از ایستگاههای هواشناسی استان در سهماهه پاییز ۱۴۰۲، بارشها ۵۰ درصد کمتر از نرمال گزارش گردید که این موضوع تنها درباره مرکز استان صحت داشته و پیشبینیهای فصلی در تمامی کشورهای تحت نظر سازمان جهانی هواشناسی تقریباً ۶۰ درصد دقت دارند. بنابراین، عدم تحقق بارش زیاد در برخی مناطق کشور، از جمله آذربایجان غربی، از حیث علمی امری طبیعی قلمداد میشود.
اقدامات وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی برای اجرای الگوی کشت کم مصرف
یکی از مسائلی که همواره ذهن کارشناسان را مشغول کرده است، تأثیر کشت محصولاتی چون سیب بر روند خشکی دریاچه ارومیه است. در این خصوص بفرمایید که آیا این محصول بر وضعیت خشکی دریاچه تأثیرگذار بوده است؟
بر اساس آمار موجود، سطح زیر کشت سیب در حوضه آبریز دریاچه ارومیه حدود ۵۸۰۰۰ هکتار بوده و توسعه این محصول آببر به دلیل عدم سیاستگذاری صحیح در سنوات گذشته صورت گرفته است. کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه با توجه به تأکیدات ریاست جمهوری در دولت سیزدهم، با علم به این موضوع، تغییر الگوی کشت از محصولات کمآببر به محصولات کممصرف را در دستور کار قرار داده است. مطابق مصوبات این کارگروه، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو برنامهریزیهای لازم برای پیادهسازی الگوی کشت کم مصرف در سطح حوضه را انجام دادهاند. طبق یک برنامه پنج ساله، مقرر شده است که باغات سیب با قدمت بیش از ۳۰ سال حذف و با الگوهای کم آببر اما با درآمدزایی بالا مثل گردو، پسته و بادام جایگزین شوند.
آیا تا به حال اقدام قابل توجهی در این زمینه انجام شده است؟
در شمال استان با توجه به وجود آب و خاک مناسب و استفاده از ظرفیت سرمایهگذاران در بخش کشاورزی برای کشت محصولات کم آببر، در حال حاضر حدود ۳۰۹۰ هکتار، بهویژه در زمینه کشت گردوی گرمسیری و پسته در مراحل مختلف قرار دارند. از این مقدار، ۳۴۰ هکتار مزرعه پسته در منطقه قورشاقلو به بهرهبرداری رسیده و ۲۹۰ هکتار در دشت یاراوغلی شامل مزرعههای پسته و گردو آماده بهرهبرداری است. همچنین پیشبینی میشود تا پایان سال ۲۲۰۰ هکتار در دشت زیدون به بهرهبرداری برسد و عملیات اجرایی برای ۲۶۰ هکتار در دشت قیاس آغاز گردیده است. با توجه به اقدامات انجام گرفته در شمال استان، در صورت بهرهبرداری از این طرح، برنامههای ترویجی برای توانمندسازی کشاورزان حوضه آبریز دریاچه ارومیه آغاز خواهد شد.
در مورد برداشت لیتیوم از دریاچه ارومیه چه اطلاعاتی دارید؟
اخیراً در فضاهای مجازی و به ویژه از سوی رسانههای مخالف، خبرهایی درباره استخراج فلز لیتیوم از بستر دریاچه ارومیه منتشر شده است. توضیح دهید که ماجرا از چه قرار است؟
لیتیوم در حالت خالص، فلزی نرم و خاکستری رنگ است که به سرعت در معرض اکسیداسیون قرار میگیرد و به همین دلیل هرگز در طبیعت به شکل خالص یافت نمیشود. این عنصر بهطور طبیعی به صورت ترکیب با مواد دیگر، بهخصوص آب، در سنگها، خاکها و آبهای سطحی وجود دارد.
بررسیهای انجام شده توسط سازمان زمینشناسی کشور نشان میدهد که میزان لیتیوم در دریاچه ارومیه حدود ۳۰ PPM برآورد شده است، در حالی که حداقل غلظت اقتصادی لازم برای استخراج این ماده، باید بیشتر از ۱۰۰۰ PPM باشد. بنابراین واقعاً هیچ لیتمی قابل برداشت در این دریاچه وجود ندارد.
بهبیان ساده، استخراج لیتیوم از دریاچه ارومیه نه تنها از نظر علمی منطقی نیست بلکه از لحاظ اقتصادی نیز به صرفه نمیباشد و باید گفت توجیه اقتصادی برای برداشت لیتیوم به خاطر سطح بسیار ناچیز آن که کمتر از ۳۰ پیپیام است، عملاً میسر نیست و آنچه در رسانهها مطرح شده، نادرست است.
اولویت کارگروه ملی دریاچه ارومیه: ایجاد سازههای بادشکن زنده و غیرزنده
حالا که به شایعات مرتبط با دریاچه ارومیه پرداختهایم، اخیراً موضوع مالچپاشی در بستر دریاچه مطرح شده است. این مسئله تا چه حد حقیقت دارد؟
یکی از روشهای مؤثر برای مقابله با کانونهای بحرانی گرد و غبار نمکی، ایجاد سازههای بادشکن زنده و غیرزنده است که یکی از سیاستها و اولویتهای کارگروه ملی دریاچه ارومیه در سال آتی نیز خواهد بود و بهمنظور مدیریت گرد و غبارهای نمکی برای حفظ سلامت ساکنان منطقه، تأثیرگذار خواهد بود. به گزارشهای خبری در روزهای اخیر، یک گروه تحقیقاتی در شهرستان عجب شیر آذربایجان شرقی بدون هماهنگی با کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، بهطور خودسرانه اقدام به مالچپاشی بیولوژیک در ۶۰ متر مربع از بستر دریاچه ارومیه کرده است که با پیگیریهای سازمان حفاظت محیط زیست، فعالیت آنان متوقف گردید.
