
خبرآنلاین – فاطمه غریبی: محمد کشاورززاده، دیپلمات پیشین ایران در چین، در مصاحبهای با خبرآنلاین به موضع رسمی پکن در واکنش به حمله آمریکا به ایران اشاره کرده و آن را مغایر با منشور سازمان ملل دانسته است. وی تأکید میکند که چین همواره بر ضرورت احترام به حاکمیت کشورها و عدم استفاده از زور تأکید کرده و به همین دلیل نیز در رایگیری درباره قطعنامه بحرین علیه ایران در شورای امنیت، رأی منفی داده است.
او میگوید پکن خود را بهعنوان یک بازیگر مسئول در نظام بینالملل میشناسد و به دنبال راهحلهای سیاسی برای مدیریت بحرانهاست. همچنین کشاورززاده به سفر آتی رئیسجمهور آمریکا به چین اشاره کرده و میگوید که این موقعیت فرصتی مهم برای استفاده از ظرفیت دیپلماتیک چین به شمار میرود. دیپلمات پیشین معتقد است روابط چین و آمریکا با چالشهای عمیق و بنیادین بسیار زیادی مواجه است که این امر مانع از آن میشود که پکن در خصوص ایران با واشنگتن به توافق برسد.
متن کامل گفتوگوی «خبرآنلاین» با محمد کشاورززاده، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در چین را در ادامه مطالعه کنید.
***چین چگونه به تخاصم جاری در خاورمیانه نگاه میکند؟
چینیها به اقداماتی که آمریکا و اسرائیل انجام دادهاند، عنوان «قانون جنگل» اطلاق کرده و بر این باورند که این درگیریها و عملیات نظامی آمریکا با مقررات بینالمللی مغایر است. چین که به عنوان یکی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل محسوب میشود، بهصراحت حمله بیمورد آمریکا به ایران را محکوم کرده و آن را خلاف اصول منشور سازمان ملل اعلام کرده است. چین چندین بار بر این نکته تأکید کرده که اساس بحران به حرکات مسلحانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران مرتبط است که با قوانین بینالمللی مطابقت ندارد. همچنین پکن مکرراً بر احترام به حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی ایران تأکید ورزیده است.
روابط ما با چین به شدت مثبت و با کیفیت است و طبق توافق ۲۵ ساله، آنها حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را حمایت میکنند و با هرگونه استفاده از زور مخالفند. چینیها به اقدامات آمریکا و اسرائیل به دیده «قانون جنگل» مینگرند و میگویند که این درگیریها و فعالیتهای نظامی آمریکا نهتنها خلاف قوانین بینالمللی است بلکه به شدت غیرقابل قبول میباشد.
تنها راهحل سیاسی است که باید دنبال شود
از نظر آنها، استفاده از زور هیچ ثمری در راستای بهدست آوردن صلح نخواهد داشت و تنها راهحل موجود، توجه به راهحلهای سیاسی است.
*** چرا چین بهطور علنی برای جلوگیری از ادامه جنگ مداخله نکرده است؟
ما انتظارات بیشتری از چین داریم، اما این به این معنا نیست که پکن به میانجیگری تمایل ندارد. چین یک ابتکار پنجمادهای را معرفی کرده و وزیر خارجه این کشور، آقای وانگ یی، خواستار میانجیگری فعال بوده است. آقای شی جینپینگ نیز در سفری که پیش از شروع این بحران به قزاقستان انجام داد، تمایل خود را ابراز کرد. آقای وانگ یی تماسهای متعددی با طرفهای ایرانی و دیگر کشورها برقرار کرده است.
چینیها همچنین از آتشبس حمایت کرده و من بر این باورم که میتوان بیشتر بر چین تکیه کرد و باید از ظرفیت این کشور بهدرستی استفاده کرد. در گذشته، ما از عمان و سپس از پاکستان به عنوان میانجی استفاده کردیم. رابطه نزدیک پاکستان با چین کمک بزرگی در این راستا محسوب میشود. مقامات پاکستانی پس از گفتوگو با مقامات ایرانی سفری به چین داشتهاند.
استفاده از ظرفیت چینیها میتواند مفید باشد. حداقل باید آنها را در جریان اقداماتی که انجام شده قرار دهیم و از آنها بخواهیم به عنوان یک عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل نقش ایفا کنند. این نکته دارای اهمیت بالایی است. با توجه به اینکه بهزودی سفر رئیسجمهور آمریکا به چین انجام میشود و با توجه به اختلافات عمیق میان دو کشور، به نظر میرسد این دوره زمانی فرصتی است که میتوان از ظرفیت چین بهخوبی استفاده کرد.
چینیها اعلام کردهاند که تحت هر شرایطی روابط خود را با ایران حفظ خواهند کرد و این روابط را به تحولات بینالمللی پیوند نمیزنند، بنابراین روابط چین با ایران بر اساس یک پایه قوی و ساختار مشخص است.
***آیا روابط قوی چین و پاکستان به ایفای نقش اسلامآباد به عنوان میانجی اصلی مذاکرات ایران-آمریکا کمک کرده است؟
بهطور کلی، پاکستان به عنوان میانجی انتخاب شده و در مسیر خود پیش میرود. تا آنجا که من اضلاع شخصیتی مذاکرهکنندگان را مد نظر دارم، انتظار تغییر در آنها وجود ندارد، اما میتوان از ظرفیت چینیها بهره برد، به ویژه با در نظر گرفتن روابط ویژهای که با پاکستان برقرار کردهاند.
باید از چین و روسیه قدردانی کنیم
میزان اعتماد ما به چین بسیار بالاست. ما به چینیها اعتماد داریم چرا که آنها فهم درستی از اوضاع ایران و چالشهایی که ممکن است برای آن پیش آید دارند و برای آنها مهم است. به عقیده من میتوان از ظرفیت چینیها استفاده کرد و باید آنها را در جریان اقدامات صورتگرفته قرار دهیم و از آنها بخواهیم بهعنوان یکی از اعضای دائمی شورای امنیت نقشآفرینی کنند؛ این موضوع اهمیت زیادی دارد.
چین بههمراه روسیه قطعنامهای را که علیه ایران بود وتو کرد و این عمل در نوع خود قابل توجه است و باید از آنها قدردانی کنیم. بههرحال روابط ما با این دو کشور در سطح بالایی است و چنین انتظاری از آنها منطقی به نظر میرسد.
به همین دلایل، به این نتیجه میرسیم که باید از ظرفیتهای چین استفاده کنیم. روابط چین و آمریکا با چالشهای بسیاری روبهرو است و به همین دلیل چینیها همواره به دنبال عدم معامله در خصوص موضوع ایران هستند.
***دلایل مختلفی وجود دارد که مذاکرات ایران و آمریکا تاکنون ناکام مانده است. یکی از اصلیترین دلایل عدم اعتماد تهران به پایبندی و اجرای تعهدات طرف آمریکایی است. آیا چین میتواند بهعنوان ضامنی معتبر در این مذاکرات وارد شود و ضمانتهایی ارائه دهد که اعتبار کافی برای ایران داشته باشد؟
چینیها به موضوعات مرتبط با جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل توجه خاصی داشته و بههیچوجه نباید تصور کرد که چین در این زمینه بیتحرک بوده است. به عنوان فردی با حداقل چهار دهه تجربه دیپلماتیک، باید اشاره کنم که هر تضمین خارجی – حتی در بهترین شرایط – بیشتر از قدرت نظامی شما نخواهد بود. به نظر من، ضامن واقعی هر توافقی، قدرت و همبستگی مردم این کشور است که به شجاعت در میدان عمل متعهدند. بنابراین اگر توافقی با دولت متخاصم آمریکا حاصل شود و جنگ خاتمه یابد، پشتوانه و ضامن اصلی آن، نیروی نظامی ما خواهد بود.
البته در سطح بینالملل، چین بهعنوان عضو دائمی شورای امنیت میتواند در مواقع لزوم، قطعنامههایی نیز پیشنهاد دهد. اگر چینیها در این زمینه قدم بردارند و روسیه نیز همراهی کند، میتوان از این ظرفیتها در سازمانهای بینالمللی و ضمن چارچوب سازمان ملل بهرهبرداری کرد و این موضوع قابل اهمیت است.
در مذاکرات پیرامون ایران و عربستان، چین نیز بهعنوان میانجی حاضر بود و آن موقع نیز این نوع از ضمانتها در نظر گرفته شدند. چین بهعنوان یک کشور قدرتمند که رابطه خوبی با ایران و روابط مناسبی با کشورهای خلیج فارس دارد، توانست به تفاهمی در بین دو طرف دست یابد. این تجربه نشان میدهد که چین میتواند در حال حاضر نیز بهعنوان واسطه قدرتمندی عمل کند، بهویژه با توجه به منافع گسترده چین در زمینه انرژی که از تنگه هرمز تأمین میشود. هر گونه درگیری در این منطقه به ضرر چین خواهد بود و همین امر میتواند آنها را ترغیب به همکاری فعال نماید.
این ظرفیت باید حتماً شناسایی و مورد بهرهبرداری قرار گیرد. بار دیگر بر وتوی قطعنامه بحرین که قرار بود علیه ایران صادر شود تأکید میکنم. این مسئله بسیار حائز اهمیت است و در حالی که برخی بر این باور بودند که چین به دلیل روابط گستردهاش با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از وتو پرهیز خواهد کرد، اما شاهد بودیم که در نهایت چین در سطح عالی اقدام به وتو کرد. این موضوع اهمیت ویژهای دارد و نباید مغفول واقع گردد.
بنابراین، ایستادگی چین در قبال موضوعات مربوط به جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل قابل توجه است و باید به این نکته توجه جدی داشت که چین در این زمینه فعال بوده و از کمتحرکی به دور است.
جنگ به همه کشورها آسیب میزند
***بسیاری بر این باورند که جنگ فعلی میتواند باعث تقویت جایگاه بینالمللی چین بهعنوان یک «قدرت مسئول» و همزمان سبب افول موقعیت آمریکا بهعنوان یک «قدرت یاغی» شود. در حالی که چین بهطور مستقیم از ناآرامیهای منطقهای آسیب میبیند، به نظر شما مجموعاً این جنگ به nان و سود یا زیان بوده است؟
توقع اینکه چین در عرصه روابط خارجی خود صرفاً با ایران تعامل کند، انتظار منطقی نیست. اگر چنین توقعی از ما هم وجود داشته باشد، ما نیز نمیپذیریم. نگاه به این جنگ که ابعاد جهانی و منطقهای دارد، منطقی نیست. همه کشورها از جنگ متضرر میشوند و به همین دلیل از درگیری پرهیز میکنند و جنگ را به منزله شر مطلق تلقی میکنند. سیاست چین بر این اساس است که حتی در سطح منطقهای – از جمله در جنوب شرقی آسیا – به دنبال راهحلهای دیپلماتیک است. به همین خاطر، پروژه «کمربند و جاده» را مطرح کردهاند که بر مبنای گسترش همکاریها در کشورهای مختلف استوار است.
این بحرانها و جنگهایی که بهوجود آمده و آمریکاییها در ایجاد آنها نقش داشتهاند، سودی برای کسی ندارد و تنها ویرانی و تخریب به بار میآورد. حتی خود آمریکاییها – به جز برخی صنایع تسلیحاتی و جنگطلبان – از این وضعیت بهرهای نمیبرند. تنها صلح پایدار در دنیا و منطقه است که میتواند بهطور مؤثری سبب ارتقاء سطح رفاه و توسعه شود.
چین یک قدرت بزرگ اقتصادی است و صادرات این کشور در سال گذشته به حدود ۵ تا ۶ تریلیون دلار رسید که بخش عظیمی از تجارت جهانی را شامل میشود. به همین دلیل چینیها تمایل دارند که درگیریها گسترش نیابند، به ویژه در خلیج فارس. آنها همچنان برای حفظ تعادل در روابط خود با کشورهای خلیج فارس تلاش میکنند. چین با عربستان و امارات ارتباط مستحکمی دارد و همچنین سایر کشور های این منطقه.
انتظار اینکه چین تنها بر ایران متمرکز شود، درست نیست. کشورهایی که با مشکلات اقتصادی مواجهاند نمیتوانند از آمریکا اجازه بگیرند که با چین همکاری کنند یا نه. چین بهدلیل حضور و نفوذش در بسیاری از کشورها، به روابط گستردهای ادامه میدهد؛ بهطور مثال، یکی از دیپلماتها میگفت که وقتی به یکی از کشورهای آفریقایی رفتند، ساخت جادهها و فرودگاهها بهطرز گستردهای به چین مربوط میشد. این واقعیت نشاندهنده ارتباط نزدیک کشورها با چین است.
چین در تلاش است تا موقعیت خود را به عنوان یک کشور مسئول در عرصه بینالملل حفظ کند. در موضوع جنگ ایران و آمریکا، چین بهطور اصولی مخالفت خود را با اقدامات آمریکا اعلام کرده و این موضع نشانهای از سیاست اصولی کشور در برابر جنگ است.
بسیاری از تحلیلگران به اشتباه روابط چین با آمریکا و سایر کشورها را بر اساس تحلیلهای سطحی و عوامانه بررسی میکنند؛ بهعنوان مثال، آنها حجم تجارت چین و آمریکا را حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار میدانند و در عوض حجم تجارت ایران با چین را حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین میزنند و از این رو بهاین نتیجه میرسند که چین به سمت تأمین منافع آمریکا گرایش پیدا میکند. اما به نظر من این نگرش غیرمنطقی است؛ زیرا روابط بین المللی بیشتر از یک مقایسه عددی ساده مستلزم تحلیلهای عمیقتری است. روابط ایران و چین دارای سابقهای طولانی و متراکم است که نمیتوان به سادگی از آن عبور کرد.
از طرف دیگر، مقامات چینی به خوبی آگاهند که آمریکا نیز بارها اقدامات تحریمی علیه آنان انجام داده است و این کشور در پاسخ به این تحریمها اقداماتی را علیه برخی شرکتها و نهادهای آمریکایی انجام داده است. همچنین چین در زمینه منابع کمیاب در وضعیت بسیار حساسی قرار دارد و بخش قابل توجهی از صنایع آمریکا به این عوامل وابستهاند. این نکات به روشنی نشان میدهد که نمیتوان روابط چین با سایر کشورها را صرفاً بر پایه اعداد توضیح داد.
۳۱۲/۴۲
