زینب اسماعیلی: چنانچه بسیاری از تحلیلگران پیشبینی کرده بودند، اسرائیل موفق شده است مرزهای جنگ را به لبنان گسترش دهد و با وقوع حادثهای تاسفبار در خصوص انفجار پیجرها و لپتاپها، حزبالله را به مرحله جدیدی از درگیری سوق دهد. در عین حال سفیر ایران در لبنان نیز دچار جراحاتی شده است و این بار برخی دوباره بر این ادعا اصرار دارند که ایران به طور مستقیم واکنش نشان خواهد داد.
این رویدادها در حالی به وقوع میپیوندد که مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک در حال برگزاری است. نشستی که به عنوانیکی از مهمترین نهادهای عمومی جهانی شناخته میشود و به نظر میرسد باید قادر باشد روندهای نامناسب اسرائیل را متوقف کند. تاکنون چندین قطعنامه و مصوبه به این تحولات عکسالعمل نشان داده است، اما تاثیر واقعی این اقدامات چیست؟ بیانیههای «ابراز نگرانی سازمان ملل» چه سودی دارند؟ رئیسجمهور ایران در نیویورک باید چه اقداماتی انجام دهد؟ این مسائل را در گفت و گو با مهرداد پشنگپور، استاد دانشگاه و مدرس حقوق بینالملل بررسی کردهایم.
این گفت و گو را در ادامه بخوانید.
****
نشست سالانه مجمع عمومی در حال برگزاری است. امسال مجمع در شرایطی برگزار میشود که در منطقه ما رویدادهایی به وقوع پیوسته که در دنیای متمدن و مدرن غیرمنتظره به نظر میرسید. منظورم درگیری میان اسرائیل و حماس، ویرانی غزه و ادامه نزاعها در لبنان است. در آخرین حادثه، انفجار پیجرها و لپتاپها نگرانیهای تازهای را در عرصه بینالملل برانگیخته است. در ابتدا مایلم تحلیل حقوقی شما را درباره این واقعه اخیر بدانم. آیا دولت لبنان امکاناتی برای شکایت به سازمان ملل در اختیار دارد؟
نخستین نکته این است که جنگ یک واقعیت همواره در زندگی بشر است؛ پدیدهای که حتی با برقراری صلح نیز محو نمیشود. جنگ و صلح همیشه به نوعی در کنار یکدیگرند. بنابراین وجود صلح به معنای عدم وجود جنگ نیست و نمیتوان انتظار داشت که در عصر جدید هیچ جنگی به وقوع نپیوندد. مساله اصلی در دنیای جدید تغییر الگوها و روشهای درگیری است و همچنین ایجاد قوانین برای کنترل جنگهایی که در قالب حقوق بینالملل بشردوستانه به دنبال کاهش اثرات منفی جنگ میباشد.
جنایات اسرائیل بر کرامت و حیثیت ذاتی بشر صدمه زده و نمیتوان آثار آن را صرفاً به مردم غزه محدود کرد. هرچند که رنج اصلی را این ملت مظلوم متحمل میشوند، اما شدت جنایات رژیم اسرائیل بهحدی وسیع و عمیق است که وجدان بشریت را آزرده میسازد. در میان این بیقانونی بزرگ، تلاشهایی برای تدوین قوانین جدید و بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود در متن حقوق بینالملل و مجموعه قوانین منشور ملل و نهادهای قضایی بینالمللی در حال پیگیری است. اقداماتی نظیر اقدام آفریقای جنوبی در دیوان بینالمللی دادگستری و فعالیتهای متعدد مجمع عمومی سازمان ملل و تصمیمات قضایی دادستان کل دیوان کیفری بینالمللی از جمله نمونههای باارزشی هستند که هرچند به نتایج مطلوب نرسیدهاند، اما از ارزش و اهمیت پائینی برخوردار نیستند. همچنین بسیاری از این ابزارهای حقوقی و قضایی تا زمانی که یک واقعه خاص رخ ندهد، عملاً امکان اجرایی شدن نخواهند داشت، بنابراین از هر اقدامی حقوقی نباید انتظار معجزات و آثار فوری داشت. آغاز این تلاشها نشاندهنده تلاش مستمر انسان برای به حداقل رساندن جنگ و کاهش آلام ناشی از آن است.
اقدام اسرائیل در انفجار پیامرسانها و بیسیمها به منزله جنایت جنگی محسوب میشود. به عنوان نمونه، کشتن یا آسیبرساندن به افرادی که به دولت یا ارتش دشمن وابسته هستند، بر اساس ماده 8 اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، جنایت جنگی به شمار میآید و همچنین کنوانسیونهای مختلفی که اسرائیل نیز عضو آن است، اینگونه اعمال را از زمره جرائم جنگی میداند. بنابراین، مسئولیت اسرائیل در این جنایت روشن و بدیهی است، هرچند که این رژیم تاکنون از پذیرش مسؤولیت آن طفره رفته است، اما این انکار از نظر حقوقی اثر خاصی نخواهد داشت و صرفاً یک تاکتیک حقوقی است.
افکار عمومی در ایران در واکنش به جنایاتی که علیه مردم غزه صورت میگیرد و در مقابل کوششهای ناکام سازمان ملل که به نظر میرسد تنها به ابراز نگرانی پرداخته است، بر کارایی نداشتن این نهاد نظر میدهند. شما که در مورد نهادهای بینالمللی تدریس میکنید، چه نظری درباره این ابراز نگرانیها یا قطعنامههایی دارید که برای موجودیتی مثل اسرائیل بازدارنده نیستند؟
کارایی سازمانهای بینالمللی تا حد زیادی به نحوه تعامل با آنها و همبستگی بینالمللی و منطقهای بستگی دارد. مجامع عمومی سازمانهای بینالمللی بستر بسیار مهمی برای تقویت مواضع کشورهای عضو به شمار میآید، به شرطی که بتوانند با تعامل مناسب و سازنده با یکدیگر همکاری کرده و اهداف و برنامههای خود را به پیش ببرند. بنابراین ناتوانی سازمانها به صورت مطلق نیست و میتوان آن را به صورت نسبی ارزیابی کرد. همچنین به دلیل عدم تحقق نتیجه جامع و نهایی مورد نظر ما یا برخی از اعضا، نمیتوان ناتوانی آنها را دلیلی برای بیفایده بودن آنها دانست. تلاشهای مستمر سازمانهای بینالمللی، از جمله سازمان ملل در برپایی محاکم ویژه برای محاکمه جنایتکاران جنگی، نظیر دادگاه نورنبرگ، یوگسلاوی سابق، سیرالئون و رواندا، نشاندهنده مثالهای موفق این تلاشها است. تمامی این کوششها در کمتر از یک قرن انجام گرفته است، در حالی که تا قبل از آن، نفوذ نبرد بر اساس نظریه جنگ توجیهشده و موجه بهحساب میآمد.
در سال گذشته چندین تحرک در سازمان ملل درخصوص عملکرد اسرائیل در قبال فلسطینیها شکل گرفته و به رهبری آفریقای جنوبی و مسائل مربوط به دو کشور انجام شده است. به نظر شما این اقدامات در چه سطحی قابل ارزیابی هستند و کدام یک از آنها را در عمل محتملتر میبینید؟
کلیه اقدامات صورت گرفته مؤثر و ارزنده هستند. تصمیمات متعدد مجمع عمومی سازمان ملل اگرچه الزامآور نیستند، اما پایهگذار تحولات بزرگ در نظام حقوق بینالملل بوده و خواهند بود. موارد زیادی از این نوع تصمیمات را میتوان در چارچوب قواعد حقوق بینالملل مشاهده کرد، مانند تصمیم این مجمع درباره حق توسعه و همچنین رایهای مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری که گاهی میتواند منجر به تشکیل کنوانسیونهای الزامآور متعددی شود، نظیر رای مشورتی این دیوان درباره آثار آزمایشهای هستهای بر محیط زیست که منجر به شکلگیری چند کنوانسیون شد که کشورهای اسلامی باید نسبت به الزامات آن توجه کنند.
مسئله مهم دیگر، تأثیر متقابل عملکرد این سازمانها و نهادهای بینالمللی با افکار عمومی جهانی است. به این معنا که این سازمانها نمیتوانند با بیاعتنایی به فشار وجدان عمومی جهانی فعالیت کنند و از طرف دیگر هر تحولی زیر نظر افکار عمومی جهان قرار میگیرد. این موضوع که متاثر از گسترش و نفوذ رسانههای عمومی است، میتواند کمک شایانی به تحقق نتایج مطلوب فراهم آورد و دستیابی به نتایج دلخواه را تسهیل نماید. در شرایط فعلی، به نظر میرسد اقدامات دیوان کیفری بینالمللی نتایج ملموستری خواهند داشت، هرچند این به معنای بازداشت فوری و مجازات جنایتکاران جنگی نیست!
بهنظر میرسد که حوادث اخیر تأثیراتی بر برنامهریزیهای رئیسجمهور جدید ایران خواهد داشت، به ویژه با توجه به جراحتی که برای سفیر ایران در این رویداد پیش آمده است. برخی در ایران به تیم دیپلماتیک انتقاد میکنند که به جای واکنش مستقیم، موضوع را به نهادهای بینالمللی و دولت لبنان واگذار کردهاند. آیا ایران لازم است بهطور جداگانه اقدامی انجام دهد؟
به نظر میرسد سیاست رسمی جمهوری اسلامی در مقایسه با سیاستهای اعلامی، که غالباً متاثر از هیجان و احساسات غیر منطقی است، رویکردی عقلانی و منطقی میباشد. سیاستی که وزیر محترم امور خارجه نیز به آن اشاره کردند، نشاندهنده این است که اسرائیل هرگز به اهداف خود در گسترش تنش نخواهد رسید و جمهوری اسلامی آگاه است که نباید در دام دشمن بیفتد و دقیقا همان کاری را انجام دهد که آنها میخواهند. طبیعی است که ایران باید اعتراض رسمی خود را در مجامع بینالمللی اعلام کند. رئیسجمهور باید بهوضوح و با مستندات نقض تعهدات بینالمللی توسط اسرائیل و حامیانش را بیان کند. مجروح شدن سفیر ایران نیز یکی از موارد مهمی است که بدون تردید از مصادیق تجاوز به حقوق یک کشور محسوب میشود. به نظر میرسد عمل اسرائیل در مجروح کردن وی، تلاشی برای کشاندن ایران به یک درگیری جدی و مستقیم باشد که در شرایط کنونی بیشترین نفع برای این رژیم خواهد داشت. بهترین و مؤثرترین کاری که رئیسجمهور محترم میتواند انجام دهد، فراهم کردن اطمینان خاطر به جامعه جهانی است که جمهوری اسلامی به دنبال افزایش تنش در منطقه و جهان نیست و برای این هدف، باید حمایت کشورهای منطقه را برای ایجاد پیمانهای امنیتی دوجانبه و چندجانبه جلب کنند؛ این موضوع با ظرفیتی که نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل دارد، دور از واقعیت نیست.
شما چه فکر میکنید؟ در بهترین حالت، خروجی مجمع عمومی سازمان ملل در مورد اسرائیل چه میتواند باشد؟ آیا راهی برای متوقف ساختن این ماشین جنگی وجود دارد؟
بهترین و مهمترین خروجی که تاکنون از مجمع عمومی سازمان ملل حاصل شده، صدور چند قطعنامه از جمله آخرین قطعنامهای است که از اسرائیل خواست تا ظرف ۱۲ ماه از سرزمینهای اشغالی عقبنشینی کند. همانطور که ذکر کردم، نباید انتظار داشته باشیم که نتایج نهایی مطلوب به سرعت محقق شوند، اما همین اقدامات آثار قابل توجهی خواهد داشت، که مهمترین آن از دست رفتن مشروعیت اقدامات اسرائیل است؛ شاهدی بر این مدعا تعداد اندک مخالفان قطعنامه مجمع عمومی است. البته باید منتظر ماند و موضع کشورهای عضو سازمان ملل را در سخنرانیهای مجمع مورد توجه قرار داد، تا زمانی که بتوانیم تصویری روشنتر ارائه دهیم.
۳۱۱۳۱۱
