کارشناسان به تازگی اعلام کردهاند که اگر در حال حاضر با مسئله سردرد دست و پنجه نرم میکنید، ممکن است این مشکل به نوعی از آسیبهای دوران کودکی شما نشأت گرفته باشد.
مقالهای که به تازگی در نشریه علمی نورولوژی آمریکا منتشر شده، نتایج یک تحقیق جدید را ارائه میدهد که نشان میدهد افرادی که در دوران کودکی تحت تأثیر یک یا چند واقعه آسیبزا قرار گرفتهاند، در بزرگسالی ۴۸ درصد بیشتر در معرض ابتلا به سردرد قرار دارند.
بر همین اساس، «یواساس تودی» در اشاره به نتایج این تحقیق گزارش میدهد که اثرات آسیبهای روحی در بدن باقی میماند و میتواند به صورت نشانههای فیزیکی خود را نشان دهد.
نویسندگان این مقاله بر این نکته تأکید میکنند که حین درمان سردرد، پزشکان به آسیبهای روحی و حوادث تروماتیک دوران کودکی توجه داشته باشند.
کارشناسان بر این باورند که در پی شیوع ویروس کووید۱۹، تعداد مبتلایان به سردرد افزایش یافته است؛ چرا که گزارشها از سوءمصرف مواد، بیماریهای مزمن و دیگر اختلالات مرتبط با آسیبهای روحی به میزان چشمگیری افزایش یافته است.
«کاترین کراتسولاس»، نویسنده اصلی این تحقیق و استاد دانشگاه هاروارد، میگوید: این یافتهها میتوانند تأثیر عمیقی بر آینده داشته باشند، اگرچه هنوز مشخص نیست که این نتایج در تصمیمگیریهای آینده چه نقشی خواهند داشت، اما به وضوح بیانگر چالشی هستند که باید به آن توجه شود.
سردرد و آسیبهای دوران کودکی
در این تحقیق وسیع، بیش از ۱۵۴ هزار نفر از ایالات متحده و ۱۸ کشور دیگر شرکت داشتند.
متخصصان دانشگاه هاروارد در این بررسی دریافتند که با افزایش تعداد حوادث آسیبزا در زندگی افراد، احتمال بروز سردرد نیز افزایش مییابد. به طور خاص، افرادی که تجربیات آسیبزای قابل توجهی را گزارش کردهاند، ۲۴ درصد بیشتر در معرض خطر سردرد قرار دارند.
در این تحقیق، اشکال مختلف تروما در طبقهبندیهای گوناگونی بررسی شدند. آزار جسمی، سوءاستفاده جنسی، آزار عاطفی، تهدید به خشونت و همچنین خانوادههای پرتنش به عنوان آسیبهای تهدیدآمیز شناخت شدند.
ارتباط آسیبهای دوران کودکی با سردرد یا میگرن
علاوه بر این، تجربههایی نظیر بیتوجهی، مشکلات اقتصادی، زندانی بودن یکی از اعضای خانواده، طلاق، جدایی والدین و همچنین زندگی در خانوادههایی که یکی از اعضا به بیماریهای روانی، ناتوانی مزمن یا سوءمصرف مواد دچار است، به عنوان آسیبهای ناشی از فقدان دستهبندی میشوند.
تحقیقات نشان میدهد که افراد دسته اول، یعنی کسانی که با خطرات تهدیدآمیز مواجه شدهاند، به میزان ۴۶ درصد بیشتر با سردرد روبرو هستند، در حالی که آسیبهای ناشی از فقدان نیز با افزایش ۳۵ درصدی در بروز سردرد مرتبط هستند.
به اعتقاد کارشناسان، تهدید و فقدان به شکلهای متفاوت بر عملکرد مغز تأثیر میگذارند.
دکتر «میا مینن»، مدیر تحقیقات سردرد در نیویورک به این امر اشاره میکند که آسیبهای شدید و تهدیدآمیز میتوانند بر روی رشد هیپوکامپ، آمیگدال و سایر نواحی مغز که در پردازش عاطفی نقش دارند، تأثیر بگذارند.
او همچنین خاطرنشان کرد که فقدان میتواند بر درازمدت بر رشد مغز اثر بگذارد. وقتی که کودکان مورد بیتوجهی قرار میگیرند، فرصت مناسبی برای ایجاد ارتباطات مغزی که موجب تقویت ارتباطات میشود، نمییابند. بنابراین تغییرات در این ارتباطات میتواند با بروز سردرد در بزرگسالی مرتبط باشد.
مینن میافزاید که هورمونهای ناشی از استرس، مانند کورتیزول که در شرایط مرتبط با آسیبهای قابل توجه مانند اختلال استرس پس از سانحه ایجاد میشوند، نیز میتوانند سردرد را تشدید کنند.
مدیریت زودهنگام
سردرد و اختلالات میگرنی اغلب ناتوانکننده هستند و خلاص شدن از آنها صرفاً با استفاده از مسکنهای غیرنسخهای کار آسانی نیست.
مینن اشاره میکند که میگرن میتواند بسیار خستهکننده باشد و متأسفانه بر زندگی افراد در فعالترین دوران آنها تأثیر میگذارد.
دکتر «مگان پورسر»، روانشناس اطفال در دانشگاه تگزاس نیز میافزاید: اختلالات سردرد و میگرن بر کودکانی که بارها از مدرسه و فعالیتهای فوقبرنامه و اجتماعی جا میمانند، تأثیر بسیار بیشتری دارد.
افرادی که در دوران کودکی از سردرد رنج میبرند، در بزرگسالی نیز باید با این مشکل مواجه شوند. از این رو، بسیار حائز اهمیت است که قبل از این که عوارض آن بر تحصیلات، کار یا زندگی اجتماعی آنها اثر بگذارد، این افراد از لحاظ آسیبهای شدید و تروما تحت ارزیابی و غربالگری قرار گیرند.
متخصصان اطفال باید فضایی فراهم کنند تا کودکانی که با سردردهای مزمن دست و پنجه نرم میکنند، درمان مناسب را دریافت کنند.
