“`html
این باستانشناس و محقق در گفتوگویی که در نشست «میراث جهانی چغازنبیل؛ ناگفتههای زیگورات» داشت، به بیتوجهی که به تاریخ و آثار عیلامیان (ایلامیان) میشود، اشاره کرد و بیان داشت: یکی از وظایف مهم این است که عیلام را در تاریخ ایران معرفی کنیم و از وضعیت «پسر عموی ناتنی» تاریخ ایران خارجش کنیم. حتی بسیاری از افراد تحصیلکرده نیز آگاهی در مورد عیلام ندارند، چه برسد به سایر مردم.
عبدی ادامه داد: کتابهایی که در کشور ما منتشر میشود و یا تألیفات خارجی درباره تاریخ باستان ایران، عمدتاً به سه دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان محدود است؛ به همین دلیل با تألیف کتاب «کتاب بارقه کائنات: نگاهی بر میراث جهانی چغازنبیل» یک تلاش فردی را آغاز کردهام تا وضعیت عیلام را به عنوان یکی از مراحل نخستین در تاریخ باستان ایران ترسیم کنم.
درست است که آنها آریایی نبودند، اما امروزه نگرش به باستانشناسی تغییر کرده و دیگر بر مبنای قومیت و نژاد قضاوت نمیشود. به طور کلی عیلامیان در جغرافیای ایران سکونت داشتند و به همین خاطر ایرانی محسوب میشوند؛ همانطور که سومریها نسبتی با عراقیهای امروزی ندارند، با این حال در آن منطقه زندگی کرده و بنابراین بخشی از میراث فرهنگی عراق به شمار میآیند.
این پژوهشگر درباره عیلامیان اظهار داشت: این مشکل حتی در نهادهای باستانشناسی ایران و پژوهشگاه میراث فرهنگی نیز مشاهده میشود؛ آنها نمیدانند چگونه باید با اشیاء عیلامی رفتار کنند. تعدادی از آثار عیلامی که در موزه ملی، به عنوان موزه مادر ایران، نگهداری میشود، در بخش پیش از تاریخ و برخی دیگر در دوران تاریخی قرار دارند. تلاش شده که یک گالری مخصوص ایران تأسیس شود، اما به دلیل مشکلاتی در ساختار موزه ملی، این امر به سرانجام نرسیده است. به همین دلیل تولید محتوا در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است و کتابی جدید درباره تاریخ عیلام در حال تهیه است؛ صحبتهایی نیز مطرح شده که کتابی مشابه درباره شوش نیز تألیف شود.
این باستانشناس با اشاره به اینکه عیلامیان دو پایتخت مهم به نامهای شوش و تپه مَلیان (واقع در استان فارس) یا انشان باستان (انزان) داشتند که نام دومی برای اکثر مردم ناشناخته است، افزود: انشان پنج سال پیش از انقلاب توسط یک هیأت آمریکایی مورد کاوش قرار گرفت و بعد از آن، مدتی فعالیتها متوقف ماند. من نیز دو فصل به بررسی انشان پرداختهام و هماکنون بخشی از آن به مکان زباله تبدیل شده است. در این باره نامههایی به مقامات ارسال کردهام و آنها نیز وعدههایی دادهاند.
اگرچه ما در نظر نداریم این محوطه باستانی را ثبت جهانی کنیم، اما در وزارتخانه میراث فرهنگی تمایل به این امر وجود دارد. به هر حال، محوطهای که قصد ثبت جهانی آن را داریم، باید ظاهری مناسب داشته باشد. اگر همین حالا نمایندهی یونسکو برای بازدید به انشان بیاید، با ویرانهای مواجه میشود که بخشی از آن به زبالهدانی تبدیل شده و در سمت دیگر آن روستا واقع شده است. انشان نیازمند کاوش و حفاظت است.
او همچنان ادامه داد: آثار شوش که تحت حفاریهای فرانسویها بودند، بیشتر به خارج از ایران منتقل شده و بیشتر آنها در موزه لوور نگهداری میشوند. اما اشیاء انشان عملاً در ایران باقی مانده و به خارج راه نیافتهاند، این در حالی است که این محوطه تنها در ۵ فصل کاوش شده است.
عبدی چغازنبیل را به عنوان عظیمترین اثر عیلامیها دانست که به عنوان نخستین اثر تاریخی ایران در یونسکو ثبت شده و در ادامه بیان کرد: چغازنبیل تنها نیایشگاه عیلامی است و در واقع تنها دریچهای است که میتوان از طریق آن به مذهب عیلامیها و ارتباطات مذهبی آنها با جهان پی برد. همچنین این بنا نمایانگر جایگاه سیاسی و فرهنگی عیلامیان و روابط مذهبی آنان است، چرا که لقب عیلامیان «شاهان انشان و شوش» بوده است.
این باستانشناس تأکید کرد: هرچند که چغازنبیل به اتمام کاوش رسیده است، اما نیاز به پژوهشهای مداوم و مستمر درباره آن وجود دارد و پرونده آن هنوز بسته نشده است. استانداردهای باستانشناسی در حال پیشرفت هستند و ممکن است اگر با علم روز به سراغ چغازنبیل برویم، اطلاعات جدیدی به دست آوریم که فراتر از تصورات ما باشد.
“`
