“`html
با وجود تمام چالشها و تقلاها، در تاریخ معاصر ایران، لحظاتی وجود داشته که کشور با قاطعیت ایستاده و از دل هر بحران، معنایی نوین برای بقا و تداوم خود بهدست آورده است. اکنون ایران در یکی از این خاکریزهای تاریخی قرار دارد؛ لحظهای که فراتر از یک رویارویی نظامی یا سیاسی است و تبدیل ظرفیتهای تاریخی ملت به دستاورد و افق متفاوتی را میطلبد.
به تعبیر رهبر شهید، ایران «با قدرت ایستاده» و سؤال اساسی اکنون این است که چگونه میتوان این ایستادگی را به دستاوردی پایدار تبدیل کرد؛ چگونه میتوان دفاع را از یک اجبار تاریخی، به سرمایهای برای تحقق آینده ایران تبدیل نمود.
اگر این لحظه تنها یک پیروزی نظامی یا عبور موقتی از بحران تلقی شود، فرصت بس بزرگتری از بین خواهد رفت؛ فرصتی برای بازسازی امید اجتماعی، ترمیم روابط دولت و ملت و آغاز دورانی تازه از عقلانیت و همبستگی ملی.
گروه اول:
صحبت من با آنانی است که این روزها میپرسند «چرا دیر?» و بجای اندیشیدن به حفظ سرمایه ملی، گفتمان ملامت و سرزنش را رواج میدهند. در حقیقت، این همان لحظه سرنوشتساز تاریخ است. مذاکره در زمانی معنا پیدا میکند که یک ملت از موضع ضعفی سخن نگفته باشد. هماکنون اسرائیل از هر زمان دیگری در پی تجزیه ایران و تغییر رژیم، ناامیدتر است. این ناامیدی، محصول مقاومت ملی، انسجام اجتماعی و ایستادگی ایران در برابر فشارهای سنگین است. در چنین شرایطی، مذاکره نشانهی عقبنشینی نیست، بلکه تداوم قدرت ملی است؛ ادامه همان ایستادگی در میدانی دیگر. نباید با قضاوتهای شتابزده و تخریب سرمایه روانی جامعه، این لحظه تاریخی شکلگرفته را تضعیف کرد.
گروه دوم:
صحبت من همچنین با کسانی است که هر نوع مذاکره را عمل ناپسندی میدانند و معتقدند که در دنیای امروز، بدون گفتوگو و توافق، میتوان به دستاوردی پایدار دست یافت. تجربهی یک قرن اخیر در منطقه و جهان نشان میدهد که حتی بزرگترین مقاومتها نیز زمانی به نتیجه رسیدهاند که موفق به تبدیل دستاوردهای میدانی به توافقهای سیاسی و تثبیت تاریخی شدهاند. برخی افکار کوچک بر این باورند که ایران به نوعی جنگ سرد دائمی نیاز دارد؛ وضعیتی فرسایشی که نه امنیت به همراه میآورد و نه توسعه. این هرگز نمیتواند مقدر ایران باشد.
امروز، با استناد به بسیاری از بررسیهای اجتماعی، تعداد قابل توجهی از ایرانیان، خود را برنده این نبرد میدانند. این سرمایه ذهنی و روحی بایستی حفظ شود. با اظهارات نسنجیده، با دوگانهسازیهای بیفایده و با تخفیف ارزشهای ملی نمیتوان امید اجتماعی ساخت. باید به جمع افرادی که به پیروزی ملی اعتقاد دارند ملحق شد؛ پیروزیای که نتیجه قدرت میدان، خویشتنداری سیاسی، همسویی جامعه و تحمل رنج مردم بوده است.
گروه سوم:
اما سخن اصلی با جامعه ایران است؛ با مردمی که پاداش مقاومت خود را در همین ایستادگی ملی مشاهده کردند. این دستاورد، حاصل صبر و شکیبایی جامعه بود و نقش شما در «نه» گفتن به افرادی وابسته به اسرائیل، نقشی تعیینکننده داشت. دوام و قوام این لحظات و دستاوردها به عدم حضور بهموقع و همچنین حضور درست و بموقع وابسته است. جامعه ایران نشان داده که میتواند در حساسترین موقعیتها، بین اعتراض، نگرانی، نقد و پروژههای براندازانه تفاوت قائل شود و در دام طراحیهای دشمن گرفتار نشود.
اکنون باید به همین جامعه و تمایلات آن احترام بگذاریم. عدهای اندک، با لجاجت و پافشاری بر برخی نگرشها، نباید دوباره شکافهایی مشابه موضوع اینترنت و دیگر مسائل حساس اجتماعی را بازتولید کنند. جامعهای که در این مقطع تاریخی چنین بلوغ و همگامی از خود نشان داده، شایسته شنیدهشدن، احترام و مشارکت بیشتری است.
ما نهتنها به بازسازی، بلکه به نوسازی رابطه ملت و دولت نیاز داریم؛ رابطهای مبتنی بر اعتماد، احترام متقابل و پذیرش تنوع اجتماعی. تداوم و نهادینهکردن این همبستگی ملی، مهمترین دستاورد این دوره خواهد بود.
🔹 در این بین، وظیفه دولت و شخص رهبری در آرامسازی فضای داخلی، پرهیز از تفرقهافکنی، خضوع در حکمرانی و بها دادن به هر کسی که توانمندی و ظرفیتی برای ایران دارد، بسیار حائز اهمیت است. ایستادن در کنار رهبری، از زمان رهبر شهید تا کنون، زمانی معنا پیدا میکند که بتواند به انسجام ملی و کاهش شکافهای اجتماعی منجر شود.
🔹 دولت با احترام به جامعه و با مشارکت مردم، نه تنها به بازسازی پرداخته، بلکه به شکلگیری ایرانی بهتر از قبل اقدام خواهد کرد؛ ایرانی که از دل رنج و مقاومت، به عقلانیت، توسعه و همبستگی نوینی رسیده باشد.
“`
