سومین نشست «کارگاه بازیگری و کارگردانی در سینما» به میزبانی داریوش فرهنگ، عصر دیروز ۴ دیماه در سالن فردوس «موزه سینمای ایران» برگزار گردید.
از روابط عمومی موزه سینما، داریوش فرهنگ در صحبت با هنرجویان حاضر در این کارگاه تأکید کرد: اگر خواهان ورود به این حرفه هستید، لحظاتی را به فکر کردن اختصاص دهید و با خودتان صادق باشید و بررسی کنید که آیا واقعاً به این هنر علاقهمندید یا صرفاً به دنبالهرو حواشیای همچون ثروت، شهرت و نان هستید. باید بدانید که در این عرصه نام و نان پایدار نیست و در تاریخ سینمای ایران تنها تعداد محدودی توانستهاند از این حرفه به جایی مطلوب برسند؛ بنابراین تنها چیزی که پا برجا میماند عشق به این هنر است. اگر میخواهید با تمام وجود به این حرفه روی بیاورید، باید آگاه باشید که این هنر دردها و رنجهای بسیاری را به همراه دارد.
کارگردانی پا گذاشتن در مسیری بیپایان است
فرهنگ به تشریح این نکته پرداخت که کارگردانی مشابه یک سفر و رنجی نامحدود است، و افزود: زمانی که شخصی هدفی را برای خود تعیین میکند، باید با جدیت بیشتر از آنچه فکر میکند به این مسیر گام نهد. شیوههایی که در آغاز این راه وجود دارد، بهترین و مؤثرترین راه همان الگوی کلاسیک است که به مفهوم «تناسب»، «توازن» و «تعادل» در تمامی جوانب اشاره دارد.
وی مجدداً تأکید کرد که ۶۰ درصد کارگردانی به مهارت مدیریت و ۴۰ درصد آن به خلاقیت نیاز دارد و بیان داشت: از لحظهای که یک ایده یا فکر در مغز شکل میگیرد، فرآیند مدیریت آن آغاز میشود. از همان زمان، به شکل کلاسیک با دوربین و نتایجی که باید به دست آوریم، وارد اصول پایهای میشویم. هر چیزی از ایده شروع میشود و همین نقطه آغاز فصل اول کارگردانی، یعنی مرحله پیش تولید است.
کلید کارگردانی در شکیبایی و صبوری است
فرهنگ در زمینه فیلمسازی تصریح کرد: نخستین نکته در مرحله پیش تولید، «انتخاب» است. به عنوان مثال، انتخاب افراد بسیار حیاتی است. ما باید بفهمیم که تمامی اجزای یک فیلم از ابتدا تا انتها باید تحت نظارت کارگردان قرار بگیرد. الزام دارد که ما همواره بهترین و صحیحترین انتخابها را داشته باشیم. افرادی که به پروژه دعوت میشوند لزوماً نباید از نظر فکری همراستا با ما باشند، بلکه باید فضایی را فراهم کنیم که آنها بتوانند با شرایط موجود سازگار شوند. پس از انتخاب، موضوع «شرایط تولید» خود را نمایان میکند و گام اول در این مسیر، یافتن تهیهکننده مناسب است. همچنین باید آگاه بود که بازیگران بازتابدهنده سلیقه و افکار یک کارگردان هستند.
فرهنگ با بیان این نکته که شکیبایی و صبوری از مهمترین عناصر کارگردانی به شمار میرود، اظهار داشت: صبوری مسئلهای کلیدی است، زیرا اگر این ویژگی را نداشته باشید، قطعاً با چالشهای مختلفی مواجه خواهید شد. باید به نتیجهای روشن و مشخص با نویسنده دست یابید. من هشت سال است که فیلمی نساختهام و این یک انتخاب شخصی است، چرا که علاقه دارم فیلمی را بسازم که متعلق به خودم باشد. اگر قرار باشد فیلمی تولید کنیم، وظایف تقسیم میشود و با زمانبندی مشخص، هنگام حضور در صحنه، تمام عوامل از کارگردان سؤال میکنند که چه کارهایی باید انجام دهند. مدیریت مسیر به ما کمک میکند تا زودتر به مقصد برسیم و توجه به جزئیات، نخستین وظیفه کارگردان خواهد بود.
فرهنگ در خصوص «خلاقیت» در کارگردانی نیز توضیح داد: برای تحقق خلاقیت باید سه حوزه «دکوپاژ»، «میزانسن» و «فضاسازی» را بررسی کرد. در سینما باید بدانیم که چه میخواهیم تا در نهایت دریابیم چه چیزهایی را نمیخواهیم. بدون شک آلفرد هیچکاک، معمار بزرگ سینماست و او بیان میکند که باید بتوانید فیلم را در یک جمله مختصر برای خود معنی کنید. مسئله کلیدی این است که چطور میتوانید سلیقه خود را با فضای موجود همسو کنید.
وی همچنین خاطرنشان کرد که بستر فیلم «طلسم» حول محور فضاسازی میچرخد و باید جزئیات متنوعی را برای خلق آن مورد توجه قرار داد و افزود: اگر مبدا، مقصد و فضاسازی یک اثر مشخص شود، دکوپاژ خود را نمایان میکند. توجه به عاطفه درون فیلم و اینکه چگونه میتوان به صحنه جان بخشید، با اهمیت است.
وی ادامه داد: نکات فنی هرگز نباید در فیلمنامه گنجانده شوند، زیرا این مسائل به تصمیمگیریهای کارگردان مربوط میشود. باید بیشتر درباره چگونگی خلق هویت بصری در یک فیلم فکر کرد. هرگز گذراندن راه معمول، اتفاق خاصی به همراه نخواهد داشت.
جوانان هنر باید به اصول کلاسیک توجه کنند
در ادامه، بازیگر مجموعه در حال ساخت «سلمان فارسی» اظهار داشت: در هر صحنه ابتدا باید یک تمرین مقدماتی با بازیگران ترتیب دهید تا به یک سلیقه مشترک دست یابید. قطار سینما هرگز متوقف نمیشود و به تعداد کارگردانها، رویکردهای مختلفی وجود دارد. بهترین راه برای تازهواردان، همان روش کلاسیک است. از سال ۱۸۹۵ به این سو، هنوز هم آثار ادبی و سینمایی طبق اصول کلاسیک به خلق میرسند. وقتی آثار پیکاسو را بررسی میکنیم، متوجه میشویم که او آثار پرشور و سر و صدایی را به تصویر کشید، اما پیش از آنکه به تجربهگرایی روی آورد، در رئالیسم استاد بود و این خصوصیت در طرحهایش از آناتومی انسان به وضوح مشاهده میشود.
سینما یک مهمانی است
فرهنگ تصریح کرد: دریای سینما بینهایت است و پس از سالها فعالیت در این عرصه، همچنان احساس میکنم که در آغاز گام اول هستم. به اعتقاد من سینما به نوعی جزئیات است. دکوپاژ به معنای تقسیم و همچنین سازماندهی نماهای فیلم است، ولی مهم است بدانیم هدف از آن چیست. اساسیترین مسأله در تولید یک فیلم این است که صحنههای آن جذاب باشند و هر نما باید به شکلی به نمای بعدی پیوند بزند. دکوپاژ از زمانی شروع میشود که ما ایده و فکر را نمایندگی میکنیم. سینما به منزله مهمانی است که تماشاگر را به تماشای فیلم دعوت میکند و به همین دلیل باید فراهمآورنده لذت برای مخاطب باشیم.
وی ادامه داد: دکوپاژ ابزاری کارآمد برای ایجاد هیجان و شکل دادن احساسات است. در ایجاد یک صحنه باید در ابتدا با فیلمبردار به هماهنگی رسید و با هماندیشی درباره اینکه از کدام زاویه میخواهیم شروع کنیم، تصمیمگیری کرد. بهتر است هر پلان از یک زاویه به طور کامل فیلمبرداری شود تا کارگردان بتواند نماهای بعدی را با تسلط بیشتری تهیه کند. برشت میگوید کسی که میخندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است. شخصی که برای تدوین فیلمبرداری میکند، به جایی نخواهد رسید، بلکه باید از صحنه، تصاویری در ذهن داشته باشد تا بتواند به دکوپاژ بپردازد.
فرهنگ در خصوص مرحله دکوپاژ در کارگردانی تأکید کرد: در مراحل دکوپاژ، لازم است اطلاعات هر پلان را یادداشت کرد تا بدانیم برای تصویر کشیدن یک پلان به چه دادههایی نیاز داریم و ضروری است که اطلاعات غیرضروری را حذف کنیم. همیشه از ایماژها و تصاویری که در صحنه فیلمبرداری به ذهنم میرسد، ایدههایی شکل میگیرد؛ بنابراین بایستی بدون شتاب و با حوصله عمل کرد. البته کارگردان باید قبل از آغاز فیلمبرداری، دکوپاژ را از روی فیلمنامه به طور کامل انجام داده باشد. نویسنده نباید در متن دکوپاژ و توصیههای تکنیکی را وارد کند، زیرا این اقدام مانع خلاقیت کارگردان میشود.
فرآیند تحلیل شخصیت از متن آغاز میگردد
کارگردان فیلم «دو فیلم با یک بلیط» ادامه داد: اگر در زمان فیلمبرداری ایدههایی از صحنه به ذهن کارگردان میرسد، باید در مقابل آنها مقاومت نکند و بهتر است این افکار را به واقعیت تبدیل کند. هر پلان نشانهای از پلان بعدی است و تنها زمانی که یک زاویه نما دارای تأثیرگذاری است، باید از آن استفاده شود. استانیسلاوسکی بر این نکته تأکید دارد که ما نقش بزرگ و کوچک نداریم بلکه بازیگران خود بزرگ و کوچک هستند. بازیگر به سادگی میتواند دریابد که آیا تنها در حال ایفای نقش است یا اصلاً به نقش خود ایمان دارد. بازیگر باید جزئیات را در کار خود در نظر بگیرد تا کارگردان بتواند از اینها به شکل خلاقانهای بهرهبرداری کند. نمیتوان تفکرات ناهمگون و متضاد را به بازیگر انتقال داد بلکه باید توضیحات به صورت یکپارچه عرضه شود. بازی یک بازیگر باید بدون شتاب باشد و در عین حال تازگی و طراوت داشته باشد.
فرهنگ در بخش پایانی نکاتش گفت: واقعیت باید خلق شود و به تصویر کشیده شود. فرآیند تحلیل شخصیتها از متن آغاز میشود و کارگردان باید به جزئیات پیشینه شخصیتها توجه کند. هیچکاک میگوید فیلمهای او قبل از آنکه جلوی دوربین بیایند، ساخته شدهاند. به معنای دیگر، او تمامی موارد ضروری را از پیش در ذهن میساخته است. هیچ بازیگر یا کارگردانی نباید در تجسم ذهنیاتش شتابزده عمل کند.
کارگاه «بازیگری و کارگردانی در سینما» به میزبانی داریوش فرهنگ، کارگردان و بازیگر پیشکسوت سینما به مدت چهار ساعت با حضور هنرجویان سینما و اعضای باشگاه مخاطبان موزه سینما برگزار شد.
