غلامرضا بنی اسدی: غصب، هیچگاه به حق مالکیت نمیانجامد. اینکه شورویها در دوران جنگ جهانی دوم چهار جزیره متعلق به ژاپن در کوریل را به تصرف خود درآوردند، نمیتواند دلیلی بر مالکیت دائمی آنها باشد. آنها بایستی از این عمل تجاوزکارانه دست بکشند. از آن زمان به این سو، ژاپنیها تلاشهای فراوان دیپلماتیک لتصاحب دوباره چهار جزیره از روسیه را آغاز کردهاند ولی تا کنون موفق نبودهاند.
در زمان اشغال، ایالات متحده به حمایت از روسیه پرداخت تا ژاپن نتواند به حقوق خود دست یابد. این همکاری دو ابرقدرت، موضوع اشغال را ادامه داد. اما اکنون زمان تغییریافته و ژاپن حق دارد که تمامی اراضی اشغالی خود را از روسها مطالبه کند. اگرچه “ساکنان چهار جزیره مذکور قادرند بدون نیاز به ویزا به ژاپن سفر کنند و به همین ترتیب، اتباع ژاپنی نیز میتوانند بدون ویزا به این جزایر بروند.” اما در نهایت، باید همه چیز به صاحبان حقیقی خود بازگردانده شود.
این واقعیت باید برای روسها روشن شود. آنهایی که به رغم روابط دوستانه با ایران، آتش طمع و آز شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس را شعلهور میسازند، باید به جزایر “کوریل” نیز توجه کنند. جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی، بخشی جداییناپذیر از ایران به شمار میروند و ما به هیچ کس اجازه نمیدهیم بر سر این حق مسلم کلامی نادرست بزند، حتی اگر هدفش القای نظرات خود به شیخهای نفتی باشد. تاریخ این جزایر قابل پردازش نیست و جغرافیای آنها نیز نمیتواند با نامی غیر از ایران شناخته شود. این موضوع نه تنها یک مسأله دیروز و امروز است، بلکه حاکمیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک ریشه در دورههای پادشاهی هخامنشی، اشکانی و ساسانی دارد، زمانی که نه تنها کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود نداشتند بلکه روسیه نیز به عنوان یک کشور مستقل محسوب نمیشد. شایسته است که روسها بدانند چنین موضعگیریهایی نه تنها نتیجه مثبتی برای آنها ندارد، بلکه اعتبار آنها را نیز به خطر خواهد انداخت.
انتقاد ملایم دکتر ولایتی که میگوید: “برخی فشارهای سیاسی بر روسیه سبب میشود که این کشور برای کسب امتیازی اندک به اعتبار خود آسیب بزند”، با این جمله قاطع او به خوبی تکمیل میشود که: “ایران اجازه مداخله در امور داخلیاش را به هیچ طرف خارجی نمیدهد.” تفاوتی در رنگ چشم و موی آنان وجود ندارد. روسها ابتدا باید موضوع “کوریل” را حل و فصل کنند، سپس نام جزایر ما را به طرز خوشایندی به زبان آورند. آنچه باید مورد انتقاد قرار گیرد، متوجه دولتمردان خود ماست.
به قول حشمت الله فلاحت پیشه، رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس دهم، “در حالی که همراهان رئیسجمهور ایران به شمارش پلههای کاخ کرملین میپرداختند، عوامل پوتین پیشنویس بیانیهای ضد ایرانی جدید را در ابوظبی تهیه میکردند.” همان بیانیهای که در مراکش قرائت شد.
انتظار میرود که دولت نسبت به این مسائل دقت لازم را داشته باشد، زیرا وقتی با روسها دست میدهد، باید نه تنها دست خود را از غم جدائی بسوزاند، بلکه شمار انگشتان خود را نیز حساب کند. شرط عقل و قواعد سیاستورزی با قدرتها، این را اقتضا میکند. غربی و شرقیاش چندان قابل تفکیک نیست. انگشتهای خود را بشمارید.
