جمعه 8 آبان 1405

مکالمه‌ای درباره حجم‌گرایی مدرن – ایسنا

حنیف خورشیدی در مقاله‌ای به «حجم‌گرایی نوین با گذر از اسپاسمانتالیسم» پرداخته است.

این شاعر و پژوهشگر در یادداشتی که به ایسنا ارائه کرده با عنوان «حجم‌گرایی نوین با گذر از اسپاسمانتالیسم» به این موضوع اشاره دارد: «با شناخت زبان شاعر، تیزبینی مخاطب، و توانایی درک نمادها و مصادیق دنیای درون و بیرون، به آسانی می‌توان به عمق هر اثر نفوذ کرد.
کارکردهای حجمی استعاره که هسته مرکزی در آفرینش و خلق دنیای جدید محسوب می‌شود، می‌تواند رویکردی نو به واقعیت زبان بدهد.
معنای پدیداری فرازبانی که در تقابل با نشانه‌ها خود را بارز می‌کند و واقعیت غیرزبانی به شمار می‌رود، ذات اثر شاعری است که ارزش‌های مستقل زبانی را در شعر مطرح می‌کند.
کشف خلاقیت و تفکر شاعرانه، تفسیر متن را آسان می‌کند و زمینه‌ساز ایجاد روابط تازه‌ای است که در آن متن، جلوه‌های متفاوتی از تجلیات خود را به نمایش می‌گذارد.
عادت به خلق روایت و استفاده از تدابیری برای ورود به فراروایت یک نکته تازه در شعر است که به زبان حدود می‌زند. شعری که از جنبه زبانی مملو از ابهام‌های آسان است و ایجازی که در شعر پرسپکتیو ایجاد می‌کند، شاعر را به سوی ساختارهای عمیق‌تری با استفاده از امکانات بیانی، سبک و قدرت زبانی‌اش هدایت می‌نماید.

مبحث اسپاسمانتالیسم از تعریف یا فاصله‌گذاری آغاز می‌شود؛ یعنی بررسی فاصله‌ها میان دو چیز، دو واحد، یا کلماتی چند است. در حجم‌گرایی، ترکیب هر چیز با دیگری باید با رسم و گرافیک آن، یا پرسپکتیوی که ابعاد فاصله میانشان را به تصویر می‌کشد، نشان داده شود، همان‌طور که خود رویایی می‌گوید:
«در فاصله چیزی بگذار
بین من و تو تا بینی باشد
و بین
تپیدن‌های تو یعنی
در فاصله‌های بین من و تو
معنای تپش بگذار
بگذار اگر می‌گذری
بگذار…»

برای مثال در شعر «اسلامپور»، این فاصله به شکلی دیگر نمود پیدا می‌کند. او زمانی می‌گوید:
«افتاد
بی که فاصله گرفته باشد»

و یا،

«اگر به یک حلقه بیندیشی
منتهای ِاندیشه‌ات
زنجیر خواهد بود»

و در شعر بهرام اردبیلی، نمایایی از ابعاد چنین تصاویری شکل می‌گیرد که می‌گوید:
«شمشادی که بلند نیست
مطول است»
و یا
«انفجار کره‌ای که با دهان باد کرده‌ایم
زمان اندکی می‌خواهد،
نوک سوزنی»

در حجم‌گرایی، فاصله‌ها و توانایی در ترسیم نمودار آن‌ها همیشه حرف اصلی را می‌زنند، مانند سورئالیسم که در آن «تخیل» وجه غالب است و در سمبولیسم «نماد» کارکرد دارد.
در حجم‌گرایی، قهرمان با به کارگیری رنگ‌ها، کلمات، صداها و انگاره‌ها، فاصله آن‌ها را با تمام ابعادش ترسیم می‌کند؛ مثلاً فاصله میان دو همشهری، دو هم‌اتاقی، یا دو هم‌میهن و به طور کلی فاصله بین دو یا چند کلمه در موقعیت‌های مختلف همواره فضاها و معانی متفاوتی تولید می‌کند و به ظهور یک یا چند اسپاسمان می‌انجامد…

اگر به آسانی بگوییم، کسی که نتواند در حجم‌گرایی یک اسپاسمان تولید کند، حجم‌گرا نیست. او می‌تواند یدالله رویایی باشد یا نه.

اکنون ممکن است خوانندگان بپرسند چرا سورئالیسم و سمبولیسم به عنوان مکتب شناخته شده‌اند اما اسپاسمانتالیسم یک مکتب نیست، بلکه روشی یا شیوه‌ای است؛ باید بگویم تمام یادداشت‌های مربوط به اسپاسمانتالیسم حول طرحی از معنای «اپوخه» است که هوسرل در توضیحات پدیدارشناسی خود بر آن تأکید می‌کند. 
به تعلیق درآوردن یا در پرانتز قرار دادن هرگونه پیش‌فرضی که می‌تواند منجر به تولید یک ابر سوبژه و اینترسوبژه گردد، دغدغه هوسرل است که به آن عنوان «اپوخه» می‌دهد؛ نویسندگان بیانیه حجم‌گرایی نیز این حذف یا پرانتز گذاری پیش‌فرض‌ها را «حذف جای پا» نامیده‌اند، غافل از اینکه اعتقاد به خود سوبژه در طول زمان به تولید یک سوبژه بزرگ و محاصره کنندۀ آن منجر خواهد شد.
به این معنا که اگر به وجود سوبژه در مباحث و اعمال اعتقاد داشته باشیم، اپوخه کردن یا به تعلیق درآوردن و در پرانتز قرار دادن هرگونه پیش‌فرض در درازمدت، به صورت ناخواسته ما را در دام پیش‌فرض‌های جدید و ابر سوبژه محاصره خواهد کرد؛ و به همین دلیل، بسیاری از شاعران شعر حجم که به این مدعا ایمان آوردند، چند سال با چندین شعر و کتاب در صحنه حضور داشتند و سپس ناپدید شدند.
این موضوع به این معناست که شاعران مجبور بودند یا به اعتقاد پیشین خود وفادار بمانند و بی‌صدا شوند، یا مانند هوسرل، بی‌آنکه به آن اعتراف کنند، نظرات پر از پیش‌فرض خود را تحت ادعای بدون پیش‌فرض ارائه نمایند، که در این بین عده‌ای ناپدید شدند و عده‌ای نیز بهتر بود که خاموش می‌شدند، اما این امر برایشان محقق نشد.

«نئواسپاسمانتالیسم» پیشنهادی است که چند سال پیش از سوی «علی مومنی» به یدالله رویایی اعلام شد. او این پیشنهاد را نپذیرفت، اما به دلیل اعتماد کامل به مومنی به دقت به نظراتش توجه کرد؛ ولی در عمل، نه تنها پیشنهاد را نپذیرفت، بلکه فنومنولوژی شعر حجم که همانا تأکید بر اندیشه‌های هوسرلی است را منتشر کرد. بدین ترتیب، شاعران شعر حجم بدون آنکه آگاه باشند همچنان به سوبژکتیویته افلاطونی که متافیزیک در دام آنان گذاشته، اعتقاد دارند و یا یکی یکی خاموش می‌شوند و یا به تدریج از مکتب شعر حجم تحت رهبری یدالله رویایی حمایت می‌کند…

حال «نئواسپاسمانتالیسم» چیست و چرا باید از اسپاسمانتالیسم عبور کرد؟ علی مومنی در پاسخی به این سؤال می‌گوید: «من مقدمات کلاس درس‌گفتارهای کتاب هستی و زمان را با انتشار فایل‌های صوتی دکتر رامین جانبگلو و سپس کتاب سرآغاز اثر هنری را با گوش دادن به فایل‌های صوتی دکتر محمود خاتمی آغاز کرده‌ام و بعد با مطالعه مقالات و کتاب‌های هایدگر، به خصوص مقاله‌ مفصل درباره ذات حقیقت و ذات آزادی، متوجه یادآوری اصلی ایشان درباره متافیزیک رایج در فلسفه قاره و نیز دور ریختن سوبژکتیویته و ابژکتیویته و تفکیک مباحث انتیک در ذهن و عمل از فلسفه و عالم محصور در آن، به ویژه در حجم‌گرایی اشاره شده در ایران شدم.

در حاشیه‌های هایدگر، متوجه ایرادات بیانیه و همچنین اشتباهی که شاعران شعر حجم در برخورد با سرخوردگی‌های هوسرل در دام متافیزیک به آن مبتلا بودند، شدم. یک به یک در ذهن خود آن‌ها را مرور کردم و به این نتیجه رسیدم که
«اول بود که ماهی سوی آب می‌رفت
این ساعت هر کجا ماهی برود آب می‌رود.» نئواسپاسمانتالیسم دیگر به دنبال گروه نمی‌گردد. مکتب نیست و آدرس‌های نادرست مکتب‌خانه را نه از صاحبش و نه از هیچ کس دیگری نمی‌پذیرد. در راهرو خود رهبر خود است و از متد استقبال می‌کند و متدولوژی را زهر تلقی می‌کند. به محض ورود به این جهان، نسبت‌های جدیدی برقرار کرده و بازتعریف می‌شود. هیچ زبان و هیچ روش غالبی را به عنوان خود به رسمیت نمی‌شناسد. از تمامی ابعاد گذشته و با تمام جوانب زندگی فعالیت می‌کند.
تاریخ را نه به عنوان پیش‌فرض، نه به عنوان درس عبرت می‌داند، بلکه تنها با لایه‌برداری از آن به ریشه‌های خویش می‌پیوندد. در پایان، به نقل از شمس:
«خلایق همچون اعداد انگورند
عدد از روی صورت است
چون بیفشاری در کاسه، آنجا هیچ عدد هست…»

طبیعتاً برای درک جوهر زبان نئواسپاسمانتالیسم، ابتدا باید شرایط بیرونی کارکرد آن را از شرایط درونی‌اش تفکیک کرد. این امر از این رو اهمیت دارد که بسیاری از مردم وقتی به زبان می‌اندیشند بیشتر به شرایط بیرونی وجود آن توجه می‌کنند: اینکه این زبان نوظهور، در چه محیط جغرافیایی و چه جامعه‌ای به‌کار می‌رود، چه کسانی از چه نژادی آن را به‌کار می‌برند و چه پیشینه تاریخی دارند؟ سهم ملتی که به این زبان سخن می‌گویند (به معنای دقیق‌تر شعر می‌نویسند) در تمدن و فرهنگ بشری چیست؟!

این گونه سؤالات، به نوعی عمومی و نرخ‌گذاری شده‌اند و در عین حال، اهمیت کمی دارند و حتی تاثیری بر سرنوشت زبان می‌گذارند، اما هیچ‌کدام راهی به جوهر زبان نمی‌گشایند. به‌عنوان مثال، اگر زبان پارسی ناگهان در کشوری آفریقایی به‌کار رود، شرایط خارجی کاربرد آن به طور کامل تغییر می‌کند، اما جوهر زبانی آن همچنان بدون تغییر باقی می‌ماند.
واقعیت این است که زبان روح اجتماعی دارد و در ذهن افراد یک جامعه به شکل همگن و یکنواختی درک می‌شود، اما برای تحقق عملی آن توسط هر فرد، به «گفتار» یا parole نیاز است تا به آن بعد روانی (بیان مفاهیم ذهنی و درک آن)، زیستی (ایجاد آواهای گفتار) و فیزیکی (انتقال امواج صوتی به شنونده) وجود بخشد.

از این رو، شاعر با مبنای فکری که از هایدگر دارد، زبان مشترک را با ساخت‌های همیشگی کنار می‌گذارد و با گزاره‌های جدیدی از رویدادهای زندگی و جهان، به درکی کارآمد از اعمال و بنیان‌های انسان و تفکرات انسانی می‌رسد. اگرچه قلمرو زبان از «حروف» آغاز می‌شود و تا شاهکارهای شعری و فلسفی، ذوقی و اشراقی و نقد می‌رسد و بخشی از مختصات آن به انتخاب واژه‌ها مربوط می‌شود و بخش دیگر به «ساخت شیوه‌ها» برای ارائه شاعرانه‌تر از وجود…

بنابراین، مسأله و قلمرو زبان، به مراتب قدیمی‌تر از فلسفه است، و باید با رویکردی کاملاً متفاوت به سراغ واژگان و شعر رفت، که حتی «یدالله رویایی» پدر معنوی شعر حجم نیز به این سمت و سو نرفته و در ارتفاعات مجاور پایین‌دست باقی مانده است.

ممکن است به نظر برسد که این فقط یک ادعا است، اما با شناختی عمیق‌تر از هایدگر، مرزهای جدیدی در شعر کشف و گسترش یافته است. به نشانی که با دیدن نادیده‌های دیگران، تفاوت‌های کیفی ساختاری و کارکردی در پدیده زبان آوانگارد نسبت به دیگر جریان‌های ادبی در جهان (و نه صرفاً در ایران) خاصیت‌های تازه‌ای به زبان در تکوین فردی و اجتماعی می‌بخشد.
هایدگر با خط‌کشی روی هر چیز، آن چیز را رها می‌کند؛ برای مثال «هستی» یا sein را که هایدگر احساس می‌کرد مقدم بر دلالت است و نمی‌تواند در تنگنای آن محبوس شود، چرا که هستی مدلول نهایی است که تمامی دلالت‌ها به آن برمی‌گردند. هدف او رها ساختن مطرح‌کننده از قید دلالت بود، زیرا هر دلالتی، خود به نوعی طرح‌کننده هستی است و هستی، انسان را فراتر از آن می‌برد. در نئواسپاسمانتالیسم با چنین رویکردی در مواجهه‌ای نو مواجهیم.

آخرین اخبار

غیرفعال‌شدن کارت سوخت خودروهای بالای ۲۵ سال و موتورسیکلت‌های بالای ۱۰ سال تکذیب شد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی...

درخواست عربستان از آمریکا درباره جنگ با ایران: به دیپلماسی فرصت دهید

به گزارش خبرآنلاین، وبگاه شبکه عبری i۲۴News گزارش داد...

رونمایی رسمی از جانشین سن‌سیرو؛ استادیوم جنرالی از ۲۰۳۱ +عکس

ورزشگاه جدید مشترک میلان و اینتر در سن‌سیرو، با...

کتاب تخصصی تولید پروپیلن رونمایی شد

آیین رونمایی از کتاب «تولید پروپیلن (PDH)، کاربرد...

اعتراف بزرگ رونالدو پس از شکست دادن مسی

به گزارش تابناک؛ فوق‌ستاره پرتغالی فوتبال دنیا، افتخار انتخابش...

مقام ایرانی: ادعای ترامپ درباره محتوای نامه ونس به رضایی دروغ محض است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، یک مقام آگاه ایرانی...

۴ نماینده ایران فردا روی تشک می‌روند

به گزارش تابناک، فردا در ادامه رقابت‌های حسن یزدانی...

فضای غالب در اردوگاه آیزنکوت بیش از گذشته آماده همکاری با احزاب عربی است

به گزارش خبرآنلاین ، کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش...

سخنگوی سپاه در پاسخ به سنتکام: ادعای مین‌روبی هرمز را با شواهد مستقل ثابت کنید، نه بیانیه

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بر اساس گزارش ایسنا، سردار...

برزیل درباره دخالت انتخاباتی شبکه منتسب به «ونس» تحقیق می‌کند

به گزارش خبرآنلاین، از بخش اسپانیولی تارنمای سی‌ان‌ان، دیوان...

جدیدترین خبر درباره شرایط کمپانی پس از بستری شدن در بیمارستان

ونسان کمپانی، سرمربی بایرن مونیخ، پس از بستری شدن...

اگر هنگام بازکردن آیفون Duo صدای غیرعادی شنیدید، به گوشی فشار نیاورید

کالبدشکافی گوشی تاشوی آیفون دوئو توسط شرکت iFixit دو احتمال مهم...

تبلیغات متنی