در این نوشتار به مباحث زیر پرداخته شده است:
«هنر ذاتاً نوعی آینه است که در آن حقیقت به نمایش درمیآید و این حقیقت چیزی جز حماسه انسانی که در جستجوی وصال با حق است، نیست.
در زمانی که بسیاری از افراد تصمیم میگیرند سکوت اختیار کنند و در تاریکی این بیمسئولیتی زندگی کنند، گروهی از هنرمندان این سرزمین به فریاد حقیقت در هنر برمیخیزند و صدای مظلومان و راستگفتنها میشوند.
محسن چاوشی با اثر «علاج» به صوتی در فراز این دنیای پرسر و صدا تبدیل شد، نوایی که به عنوان خنجری بر حنجره ظلم فرود میآید و التیامبخش زخمهای قدس و تسکیندهنده دلهای مردم ایران است.
این تنها یک آهنگ نیست، بلکه فریاد وجدان هنرمندی است که هنر را به مسلخ سودا نفروخته است.
چاوشی نشان داد که موسیقی میتواند سنگری علیه نیروهای شر باشد و نُتها، به مانند گلولههایی که قلب ظلم را هدف قرار میدهند، عمل کنند. این همان هنری است که آوینی به آن اشاره میکند؛ هنری که با خون پیوند دارد، از درد نشأت میگیرد و به حقیقت متصل میشود.
درود بر او که صدای حقیقت گشته است.»
