طبق گزارش گروه سیاست خارجی ایرنا، کشور روسیه به تازگی شاهد برگزاری دو رخداد مهم با حضور هیاتهای دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی از مناطق مختلف دنیا بوده است.
اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو بریکس که به میزبانی شهر نیژنی نووگورود در روز دوشنبه برگزار میشود، شامل حضور علی باقری کنی، سرپرست وزارت امور خارجه کشورمان و نمایندگانی از کشورهای دوست و شریک این گروه میباشد. بهعلاوه، ضمائم این رویداد شامل اولین نشست وزرای حمل و نقل کشورهای بریکس با حضور وزیر راه و شهرسازی کشورمان و همچنین اجلاس نمایندگان ویژه بریکس است که مهدی صفری، معاون اقتصادی وزارت امور خارجه ایران، در راس هیات کشورمان در آن شرکت دارد. این اتفاقات نشاندهنده اراده قوی کشورهای بریکس جهت گسترش نفوذ این پیمان در عرصههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی جهانی است.
همچنین، مجمع بینالمللی اقتصادی سنپترزبورگ که از شانزدهم خردادماه ۱۴۰۳ آغاز به فعالیت کرده، یکی دیگر از رویدادهایی است که در حال حاضر در روسیه در حال برگزاری است. در حاشیه این نشست که تا نوزدهم این ماه ادامه خواهد داشت، نمایشگاهی از دستاوردهای صنعتی، کشاورزی، حمل و نقل، بانک و بیمه، نوآوریهای پزشکی و محصولات دانشبنیان به معرض نمایش گذاشته شده است.
بر اساس اعلام مشاور رئیس جمهوری روسیه و دبیر اجرایی کمیته سازماندهی این مجمع، موضوع اصلی این جلسه امسال “ایجاد نقاط رشد جدید به عنوان بنیان یک جهان چندقطبی” تعیین شده است.
آنتون کوبیاکوف در این زمینه اظهار داشت: دستیابی به ثبات و عدالت در یک جهان چندقطبی تنها زمانی امکانپذیر است که مراکز قدرت جدید شکل بگیرند و دیدگاههای خود را در زمینه چالشهای جهانی مطرح کنند و در تنظیم ساختار نوین جهانی نقشآفرینی کنند.
سخنرانی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در نشست عمومی مجمع بینالمللی اقتصادی سن پترزبورگ از جنبههای بسیاری حائز اهمیت است.
محورهای اصلی سخنان پوتین شامل تأکید بر همکاریهای امنیتی در بریکس، تلاشهای غرب برای حفظ هژمونی خود و ظهور دنیای چندقطبی بوده است.
روسیه در صدد تقویت همکاریهای امنیتی با اعضای بریکس است
پوتین در سخنانی در بیست و هفتمین مجمع بینالمللی اقتصادی سنپترزبورگ، از افزایش اعضای گروه بریکس استقبال کرده و گفت: این گروه ظرفیت زیادی برای پذیرش کشورهای تازه بهعنوان عضو دارد و روسیه به هر نحو ممکن از این موضوع حمایت خواهد کرد.
رئیسجمهور روسیه افزود: در سال ۲۰۲۴ میلادی، کشورهای عربستان سعودی، ایران، امارات متحده عربی، مصر و اتیوپی به جمع اعضای بریکس پیوستهاند و با اضافه شدن این اعضای جدید، سهم این گروه در تولید ناخالص داخلی جهانی به ۳۶ درصد افزایش یافته است.
پوتین که اکنون ریاست دورهای گروه بریکس را بر عهده دارد، گفت: روسیه در زمینههای اقتصادی، مالی، امنیتی و همکاریهای بشردوستانه به توسعه روابط در بریکس ادامه خواهد داد.
وی تصریح کرد: ما به چالشهای جهانی و روندهای موجود با چشمپوشی از ظرفیتهای رو به رشد اقتصادهای ملی کشورهای بریکس نگاه خواهیم کرد.
رئیس جمهوری روسیه در ادامه گفت: دنیای چندقطبی با مراکز جدید رشد و پیوندهای مالی بین دولتها و شرکتها در حال شکلگیری است.
وی افزود: اقتصاد جهانی وارد دورانی از تغییرات جدی و اساسی شده است که با مراکز جدید رشد و سرمایهگذاری و روابط مالی تازه تکامل یافته است.
پوتین با اشاره به طرحهای اقتصادی مسکو بیان کرد: روسیه به تقویت حمایت از تغییرات مثبت در جامعه و اقتصاد خود ادامه خواهد داد و از همکاری با تمامی شرکای بینالمللی، کشورهای خارجی و سازمانهای جهانی استقبال میکند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: کشورهای پیشین که در زمینه توسعه جهانی نقشآفرینی میکردند، اکنون در تلاش هستند از هر ابزاری برای حفظ هژمونی خود استفاده کنند.
وی تصریح کرد: با تقویت اقتصاد روسیه، اعتماد به سیستمهای پرداخت غربی کاهش یافته و صادرات روسیه به روبل رو به افزایش است.
بریکس و چالش هژمونی غرب
نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم بر دو محور کشورهای حوزه یوروآتلانتیک (اروپای غربی و آمریکای شمالی) و بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی مستقر بود. این نظم دو قطبی سبب شد که دیگر بازیگران جهانی بهناچار به یکی از این دو محور نزدیک شوند و تلاشهایی نظیر اتحاد کشورهای غیرمتعهد نیز در این نظم جنگ سرد به جایی نرسید.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا بهعنوان تنها قدرت برتر جهان ظهور کرد و با عناوینی همچون نظم نوین جهانی و نظم بینالمللی لیبرال، خود را بهعنوان تنها رهبری شایسته و تنظیمگر جهانی معرفی کرد و هژمونی غرب بهشدت تحکیم شد. البته در دهه ابتدایی پس از فروپاشی شوروی، آمریکا به همراه متحدانش در اروپای غربی تنها قدرت جهانی محسوب میشد و در این دوران جنگها و منازعات بسیاری بهمنظور حفظ این نظم انجام شد، اما از ابتدای دهه ۲۰۰۰ میلادی، ضعفهای نظم و هژمونی غرب به تدریج نمایان شد و قدرتهای نوظهور جدیدی در صحنه سیاست و بهویژه اقتصاد جهانی ظاهر شدند.
سلامت ایران و چین، برزیل و هند در اجلاس مجمع بینالمللی اقتصادی سن پترزبورگ در سال ۲۰۰۶ تصمیم به تشکیل سازمان و اتحادی گرفتند که در سال ۲۰۰۹ آغاز به فعالیت کرده و با پیوستن آفریقای جنوبی در سال ۲۰۱۰، با نام BRICS شناخته شد.
اگرچه این اتحادیه در آغاز فعالیت خود نقشی بهمراتب کمتر از اتحادیه و سازوکارهای اقتصادی و تجاری غربی مانند گروه ۷ ایفا میکرد، اما در این مدت ۱۵ سال سهم این کشورها در اقتصاد جهانی به تدریج افزایش یافته و با ورود اعضای جدیدی چون جمهوری اسلامی ایران، مصر، اتیوپی، امارات متحده عربی و عربستان سعودی، بریکس اکنون در برابر قدرت خرید از گروه هفت پیشی گرفته و ۳۵.۶ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را به خود اختصاص داده است، در حالی که این رقم برای گروه هفت حدود ۳۰.۳ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی است.
دوران تسلط غرب بر اقتصاد، تجارت و تعادل نظامی در جهان به پایان میرسد
در طول بیش از سه دههی تسلط نظم غربی بر جهان، این نظم بر دو پایه عمده شامل حاکمیت غرب بر اقتصاد و بهویژه نظام مالی جهانی و همچنین قدرت نظامی ایالات متحده و ناتو استوار بوده است.
نقطهمحوری در تقابل بریکس با غرب، اجماع نظر اعضا بر ناتوانی سازوکارهای مالی، اقتصادی و همچنین یکجانبهگرایی غربیها در نظم بینالمللی است.
این ناتوانی در طول این سه دهه ترجمه بر تسلط غرب بر سیاست و اقتصاد جهانی منجر به مشکلات فراوان اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه، جنگهای بیشمار ایالات متحده و سایر متحدانش برای تسلط بر منابع انرژی و روندهای تجاری جهانی و همچنین استفاده مکرر غرب از ابزارهای ظالمانهای مانند تحریمها علیه کشورهایی نظیر ایران و روسیه شده است.
بریکس با سهم بیشتری از گروه ۷ در اقتصاد جهانی و بهویژه فرصتهای فراوانی که بهمنظور توسعه روابط و همکاریها میان اعضای خود دارد، و همچنین تمایل فراوان کشورهای دیگر برای فاصلهگرفتن از نظم غربی و پیوستن به این اتحادیه میتواند به سوی جهانی عادلانهتر سوق دهد.
در افق دید کشورهای بریکس، این گروه قصد نابودی دشمنان خود را ندارد. این دیدگاه بهطور کامل در تضاد با رفتار غربیها در نظم نوین جهانی خود اعلامشده در پس از جنگ سرد است.
بریکس بدون شک نهتنها به توسعه همکاریهای اقتصادی، بلکه بهعنوان یک فرصت و ظرفیت بالقوه بسیار خوبی برای همکاریهای امنیتی و مشارکتهای نظامی میان اعضای خود نیز عمل خواهد کرد.
استفاده از این ظرفیت میتواند به چالش کشیدن پایگاه و سلطه یکجانبهگرایی غربی که بر اساس نظامیگری و قدرت نظامی ایالات متحده و ناتو بنا شده است، کمک کرده و نظم ناکارآمد غربی را بشدت به سمت افول سوق دهد.
بدون تردید، جهانی جدید با اتحاد قدرتهای نوظهور و فعالیتهای بیشتر قدرتهای منطقهای، نظم عادلانهتری را به ارمغان خواهد آورد.
