وال استریتژورنال گزارش داده است که این توافق جنجالی پس از انجام مذاکرات فشردهای طی چند ماه میان مقامهای ارشد دو کشور به امضا رسیده و نقش دولت ایالات متحده را از یک میانجی یا تسهیلکننده به شریک تجاری مستقیم تبدیل میکند. طبق این طرح، واشنگتن به طور مستقیم در یک شرکت خصوصی سرمایهگذاری میکند که از حق امتیاز ۱۰۰ ساله بهرهبرداری از برخی از بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان برخوردار خواهد بود. این اقدام به طور قابل توجهی دولت ایالات متحده را به رژیم غیرمنتخب فعلی در کاراکاس متصل میکند و انتقادات حقوقی و سیاسی زیادی را در ایالات متحده و ونزوئلا به همراه داشته است.
بیشتر بخوانید
>>>> نفرین نفت ونزوئلا / چگونه قرارداد ۱۰۰ ساله ترامپ گذار کاراکاس به دموکراسی را متوقف میکند؟
ورود دفتر سرمایهگذاریهای استراتژیک پنتاگون به صنعت انرژی
بنابر مفاد این توافق، یک شرکت خصوصی که تحت مدیریت الکساندر بتانکورت، تاجر جنجالی ونزوئلایی قرار دارد، مجوز توسعه و استخراج از ۱۷ میدان نفتی این کشور را به دست خواهد آورد. این میدانها حدود ۶۵ میلیارد بشکه نفت درجا را در خود جای دادهاند که معادل یکپنجم یا ۲۰ درصد از کل ذخایر اثباتشده ونزوئلا محسوب میشود. در این میان، وزارت دفاع آمریکا در اقدامی غیرمعمول که فراتر از مأموریتهای سنتی این نهاد نظامی است، به عنوان حامی مالی و سهامدار این پروژه وارد عمل شده تا در سود و تولید آتی این میدانها سهیم باشد.
ساز و کار مالی این توافق به گونهای طراحی شده است که ایالات متحده ۳۵ درصد از سهام غیرفعال شرکت «نورت آمریکان بلو انرژی پارتنرز» (NABEP) که متعلق به الکساندر بتانکورت است، به دست آورد. همچنین واشنگتن حق تقدم خرید ۲۰ درصد از کل نفت تولیدی این شرکت را به قیمت تمامشده برای خود تضمین کرده است. دفتر سرمایهگذاریهای استراتژیک پنتاگون (OSC) قصد دارد این سرمایهگذاری را از طریق اختیارات قانونی خاص و با استفاده از روشهای مالی مبتنی بر حقوق خرید سهام ساختاردهی کند؛ اقداماتی که بدون نیاز به تزریق مستقیم و سنگین از بودجه دولت، سهم مالکانه آمریکا در این شرکت را تثبیت خواهد کرد.
الکساندر بتانکورت که به عنوان یکی از بازیگران اصلی معاملات انرژی در ونزوئلا مطرح شده و روابط نزدیکی با مقامات ارشد کاراکاس دارد، قبل از این در کشورهای اسپانیا و سوئیس با پروندهها و تحقیقات مرتبط با پولشویی روبرو بوده است، هرچند که تا کنون هیچ اتهام رسمی علیه او مطرح نشده است. شرکت تحت سرپرستی او در دو سال گذشته به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ نفت در بخش خصوصی ونزوئلا پس از شرکت شورون شناخته میشود.
واکنش مقامات دو کشور و مواضع موافقان
این توافق با استقبالگرمی از سوی مقامات ارشد دو کشور مواجه شده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا این توافق را یک «پیروزی بزرگ و تاریخی» برای ایالات متحده دانسته و تأکید کرد که این اقدام به تأمین نفت ارزانقیمت در نیمکره غربی کمک کرده و سرانجام منجر به کاهش قیمت سوخت و بنزین برای شهروندان آمریکایی خواهد شد.
از سوی دیگر، دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، که توافق اولیه آن در تماس تلفنی مستقیم میان او و ترامپ به نتیجه رسیده است، بر تأثیرات اقتصادی این توافق برای کشورش تأکید کرد. او اظهار داشت که این قرارداد بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی مستقیم را به کشور جلب کرده و به همچنین ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد مالیاتی برای دولت تولید خواهد کرد و هزاران شغل جدید برای بازسازی صنعت نفت آسیبدیده ونزوئلا ایجاد خواهد نمود.
تحلیلگران نظیر شراینر پارکر، از مدیران ارشد موسسه مشاورهای ریستاد انرژی بر این باورند که اگر این قرارداد بتواند از تغییرات سیاسی آینده در ونزوئلا جان سالم به در ببرد، ترامپ توانسته است دسترسی به ذخایر نفتی استراتژیک را تضمین کند که ابعاد آن حتی فراتر از انقلاب نفت شیل در ایالات متحده است. اما او همچنین خاطرنشان ساخت که تردیدهای زیادی در مورد چگونگی تبدیل این ذخایر به تولید واقعی و نحوه تأمین منابع مالی و زمانی لازم برای احیای میدانها وجود دارد.
انگیزههای سیاسی واشنگتن
منابع آگاه از مذاکرات فاش کردهاند که یکی از دلایل اصلی تسریع واشنگتن در امضای این توافق، پیامدهای مستقیم نبرد طولانیمدت با ایران بوده است. این نبرد که موجب اختلال شدید در مسیرهای ترانزیت انرژی در خاورمیانه و افزایش قیمت جهانی نفت شده، فشاری بیسابقه بر افکار عمومی آمریکا وارد آورده است.
در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر، دولت ترامپ به شدت نیازمند یک پیروزی بزرگ در حوزه انرژی بود تا به مخاطبان داخلی نشان دهد که در حال ایمنسازی اقتصاد آمریکا در برابر بحرانهای ناشی از تنشها در خاورمیانه است. اعلام دسترسی به یک منبع عظیم و بلندمدت نفت در نیمکره غربی، به طور خاص با هدف ارائه تصویری از مصونیت اقتصادی آمریکا طراحی شده است.
با این حال، کارشناسان برجسته صنعت انرژی تأکید میکنند که ونزوئلا در حال حاضر یک غول فعال نفتی نیست. این کشور روزانه تنها حدود ۱.۱ میلیون بشکه نفت تولید میکند که تقریباً معادل تولید ایالت داکوتای شمالی است. بازسازی چاهها، پالایشگاهها و خطوط لوله فرسوده این کشور به سالها کار اساسی نیاز دارد و بعید است که در کوتاهمدت شرایط را برای کاهش قیمت بنزین در ایالات متحده فراهم کند.
بیشتر بخوانید
>>>> ترافیک نفتکشها در ونزوئلا / تحریم نفت کاراکاس لغو شد؛ اما آثار آن همچنان پابرجاست / اسکلههای زنگزده از پس تقاضای پساتحریم بر نمیآیند
اقدام دولت آمریکا به هیچ وجه تشویقکننده نبوده و به جای آن در میان غولهای نفتی آمریکا موجب خشم و سردرگمی شده است. ترامپ و مقامهای کاخ سفید طی ماههای اخیر تلاش زیادی برای متقاعد کردن شرکتهای بزرگ نظیر اکسونموبیل و کونوکوپلیپس جهت بازگشت به ونزوئلا کردهاند، اما این شرکتها به دلیل مخاطرات بالا، عدم شفافیت حقوقی و زیرساختهای آسیبدیده از سرمایهگذاری سنگین صرفنظر کردهاند.
اکنون، مفهوم رقابت شرکتهای بخش خصوصی آمریکا با شرکتی که تحت حمایت مستقیم پنتاگون قرار دارد و کنترل بخش عمدهای از میدانهای نفتی ونزوئلا را در دست گرفته، به شدت مدیران نفتی را نگران کرده است. برخی منابع از این موضوع خبر دادهاند که شرکتی که تحت حمایت دولت ایالات متحده است، پس از شرکت دولتی آرامکوی عربستان، به دومین دارنده بزرگ ذخایر اثباتشده نفت در میان شرکتهای جهانی تبدیل خواهد شد.
اد هیرز، اقتصاددان برجسته حوزه انرژی در دانشگاه هیوستون با انتقاد شدید از ساختار این توافق پرسید: «چرا ایالات متحده باید برای ایجاد یک رقیب عمده در برابر صنعت نفت داخلی خود هزینه کند؟» او همچنین افزود که با تغییر احتمالی دولت در واشنگتن، پایداری اینگونه توافقات به شدت زیر سوال خواهد رفت.
علاوه بر این، یک چالش حقوقی بزرگ در سایه این قرارداد قرار دارد. متن توافق به طور مستقیم با اصل قانون اساسی سال ۱۹۹۹ ونزوئلا در تضاد است؛ قانونی که به روشنی اعلام میکند تمامی ذخایر نفتی کشور متعلق به جمهوری بولیواری ونزوئلا است و قادر به فروش یا واگذاری به دیگران نیست. منتقدان تصریح میکنند که دولت فعلی کاراکاس هیچ اختیار قانونی و مشروعیتی برای واگذاری حقوق نفتی کشور ندارد.
این توافق همچنین موجی از خشم را در میان جامعه ونزوئلاییهای داخل و معترضان خارج از کشور به وجود آورده است. مخالفان، واشنگتن را متهم میکنند که اعتبار یک رژیم غیرمنتخب را در ازای کنترل بر منابع نفتی به رسمیت شناخته است. دیگو آریا، دیپلمات مشهور و سفیر پیشین ونزوئلا در این مورد گفت: «این یک عملیات کاملاً غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی است، چرا که توسط یک رژیم غیرمشروع انجام شده است. واشنگتن در حال تصاحب نفت ونزوئلا است و هیچ واژه دیگری برای توصیف این عمل وجود ندارد.»
در نهایت، در حالی که کاخ سفید سعی در معرفی این معامله به عنوان یک دستاورد راهبردی برای اقتصاد آمریکا دارد، ابهامات عمیق حقوقی، نارضایتی صنعت نفت و زمانبر بودن بازسازی زیرساختهای نفتی ونزوئلا نشان میدهد که چالشهای ترامپ در حوزه انرژی و سیاست خارجی همچنان وجود دارد.
۴۲/۴۲
