افرادی که با آمریکا و سیستم قدرت و روند تصمیمگیری در این کشور آشنایی دارند، بر این باورند که دوران انتقال ریاستجمهوری، مرحلهای بسیار حساس از نظر وقوع رویدادهای خاص، بهویژه در زمینه سیاست خارجی به شمار میآید.
با اینکه بیان سیاست خارجی آمریکا توسط روسایجمهور مختلف با تنوع در ادبیات همراه است، اما در راستای اجرای موضوعات کلیدی و راهبردی، این سیاستها بهصورت فراحزبی و ساختاری عمل میکنند. در این زمینه، دو حزب در پشت صحنه دولت ایالات متحده بر سر اصول کلی سیاست خارجی به توافق میرسند، بنابراین کشورهایی مانند ما باید در طول این دو ماه به تصمیمگیریهای مقامات آمریکایی توجه بیشتری داشته باشند.
سیاست خارجی فراحزبی آمریکا در حوزه مسائل کلیدی و مرتبط با امنیت ملی این کشور، فرصتی را فراهم میسازد که در دوران دو ماهه انتقال قدرت، دولت پیشین میتواند اقدامات خود را به گونهای مدیریت کند که دولت جدید بدون آنکه مسئولیتش را به عهده بگیرد، از نتایج آن بهرهبرداری کند.
بنابراین، لازم است به افرادی که به شتاب در توصیه به برقراری ارتباط یا ارسال پیام به ترامپ پرداختهاند، انتقاد کنیم؛ چراکه این افراد به درک عمیق ساختار قدرت در آمریکا نرسیدهاند و دلایل شتابزدگی خود را نمیدانند. زیرا اولاً هنوز قدرت بهطور کامل انتقال نیافته و ممکن است در این فاصله دو ماهه حوادثی رخ دهد که به شدت به منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران آسیب برساند، بهویژه با توجه به سابقه طولانیمدت خصومت میان این دو کشور.
یک کارشناس با تجربه به خوبی میداند که همیشه فاصلهای بین شعارها و وعدههای انتخاباتی نامزدها و رفتار آنها در هنگام تصدی قدرت وجود دارد؛ به ویژه در مورد شخص (دونالد) ترامپ که این موضوع در دوره اول ریاستجمهوری او بهوضوح مشهود بود. یادآوری اصطلاح “گاو شیرده” او و مشاهده تغییرات نگرش وی به این نکته اشاره دارد. ما در اینجا به دلایل تغییرات دیدگاه او نمیپردازیم، بلکه صرفاً به عنوان شاهدی بر ادعای خویش بر این موضوع تأکید میکنیم که نباید قضاوت را بر اساس تنها سخنان انتخاباتی یک نامزد انجام داد. بلکه باید اندکی تامل کرده و سخن و عمل او را در زمانی که قدرت اجرایی پیدا میکند، در یک پکیج بررسی کرد.
البته ضروری نیست که سخن و عمل یک نامزد را در همه زمینهها به دقت بررسی کرد؛ زیرا در بسیاری از مسائل غیرحساس چنین تغییراتی رخ نمیدهد. اما در موضوعات راهبردی سیاست خارجی، به خصوص موارد مربوط به آسیا و ایران، باید توجه ویژهای داشت و مسایل را در زمان و شرایط مناسب تحلیل کرده و راهکارهای سیاسی را ارائه داد.
موضوع دیگری که در این روزها مطرح میشود، عبارت است از اینکه برخی میگویند “ترامپ یک تاجر است و ما هم میتوانیم به خوبی با او تجارت کنیم.” افرادی که اینگونه صحبت میکنند درکی از اصول تجارت که ترامپ در آن فعالیت دارد، ندارند. این صحبت شبیه به آن است که یک بقال بخواهد معاملات خود را با بازیهای کازینویی در لاس وگاس مقایسه کند. ترامپ در عرصه تجارت که بسیار پرخطر است، مهارت دارد و تاجران ما توان ورود به این عرصه را ندارند؛ زیرا تفاوت میان معاملات معمولی و آنچه ترامپ انجام میدهد، در واقع تفاوت معامله کالا با یک قمار پرریسک است.
آیا کسانی که ترامپ را بهعنوان یک تاجر میپندارند میتوانند بر اساس اصول اقتصادی که بر سود و منفعت استوار است، به این سوال پاسخ دهند که ترامپ چرا در دوران اول ریاستجمهوری خود از برجام خارج شد؟ چه سودی برای آمریکا در تجارت او ایجاد شد جز آنکه به درخواست اسرائیل پاسخ مثبت داد؟ او معاملهای را به هم زد که به اعتراف خودش برای اسرائیل سودمند بود. تاجر واقعی باید برای اعتبار خود نسبت به منفعت و سود اهمیت بیشتری قائل شود و در این مورد حتی اگر ترامپ را یک تاجر به شمار آوریم، باید بگوییم که او تاجری بی اعتبار است و باید در تعامل با تاجری بیاعتبار که در معاملات خود دبه میآورد، بسیار محتاط بود.
آنچه گفته شد به معنای بسته شدن در سیاست ورزی نیست، بلکه توصیهای است برای اجتناب از شتاب در تحلیل و دعوای سیاسی، و از سوی دیگر توصیهایی به دقت و هوشیاری در برابر سخنان واقعی است که قابلیت عملی شدن دارد.
موضوع دیگری که باید در کنار توجه به رفتار طرف مقابل در نظر گرفته شود، قدرت، توان و ظرفیتهای خود ماست. کسی که به قدرت منطقهای جمهوری اسلامی ایران باور ندارد و بدون درک از قابلیتهای موجود، بهعنوان یک کشور عادی وارد مذاکره میشود، قطعاً در این مذاکرات موفق نخواهد بود.
اینجا سخن از مبالغه درباره قدرت کشور نیست، بلکه تأکید بر این نکته است که مذاکرهکنندهای که از داشتهها و توانمندیهای خود آگاه نباشد، حتماً در مذاکرات بازنده خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران دارای ظرفیتهای بالفعل و بالقوه زیادی است که یک مذاکرهکننده باید با دقت آنها را بشناسد و در جلسات مذاکره شرکت کند. او باید فردی صبور و دوراندیش باشد و نه کسی که از سیاستهای روزمره و بازیهای سیاسی خسته شده و بخواهد ثروت ملی کشورش را به سرعت و به بهای ناچیزی معامله کند.
با توجه به این مطالب، موضع سخنگوی وزارت امور خارجه کشور را میتوان موضعی منطقی و حساب شده تلقی کرد، چراکه وی بیان کرده است: انتخاب رئیسجمهور آمریکا بر عهده مردم آن کشور بوده و اکنون آنها این انتخاب را انجام دادهاند. ما از رویکردها و سیاستهای گذشته دولتهای مختلف در آمریکا تجربههای تلخی داریم. انتخابات فرصتی برای بازنگری و تحلیل مجدد رفتارهای نادرست گذشته است. آنچه برای ایران مهم است و ملاک ارزیابی ما به شمار میآید، عملکرد دولت آمریکا است.
انتشار مطالب در باشگاه نخبگان ایرنا به هدف تبادل نظرات و دیدگاههای متنوع از جامعه صورت میگیرد و لزوماً به معنای تأیید کامل محتوای آن نیست. ایرنا آماده است انتقادات و تحلیلهای مختلف مبتنی بر دیدگاههای منتشر شده را نیز به چاپ برساند.
