“`html
عصر ایران / مدرسه کار و کسب ؛ احسان مهدی نژاد* – در این مقاله، که از کتاب برندباز استخراج شده، بیان میشود که چرا امروزه نمیتوانیم فقط به مهارتهای خود دل خوش کنیم، در حالی که چند سال پیش اینگونه نبود! همچنین در ادامه، روشهای برتر برای تخصصیتر شدن را بررسی خواهیم کرد.
حدوداً در سالهای ۱۳۰۰ میلادی، خانوادهای کشاورز به نام مدیچی از یک منطقه روستایی به شهر فلورانس در ایتالیا نقل مکان کردند. آنها به مدت سالها با سختی فعالیت کرده و موفق شدند از فرصتهای به دست آمده بهره ببرند و سرمایهای برای خود جمعآوری کنند. در ادامه، بخشی از این خانواده به تجارت صرافی و بانکداری روی آورد و در عرض یکی دو نسل به یکی از خانوادههای بانفوذ شهر فلورانس تبدیل شدند. آنها بیوقفه کوشش کردند و به تأسیس یک ساختار نوین در دولتشهر فلورانس اقدام نمودند.
این خانواده با ایجاد محیطی حامی و تشویقکننده در این شهر، به جذب افرادی با استعداد و خلاق از سایر نقاط اروپا و حتی جهان اقدام کردند.
اما این افراد جذبشده چه کسانی بودند؟ نوابغ و هنرمندانی مانند نقاشان، مجسمهسازان، شاعران، مهندسان، پزشکان، ستارهشناسان، ریاضیدانان و سایر نخبگان علمی و هنری.
این روند سالها به صورت مستمر ادامه یافت و فلورانس به مکانی برای پرورش این افراد تبدیل شد، زیرا فضایی ایجاد شده بود که نخبگان ریاضی، علوم تجربی و هنر در آن به شکوفایی رسیدند. آنها از جزایر انزوا خارج شده و به تبادل دانش و تجربیات خود با دیگران پرداختند.
در همین حین، یک رویداد شگفتانگیز دیگری نیز رخ داد: برخی از این علوم، به ظاهر بیربط، با یکدیگر ترکیب شده و خروجیهای جدیدی در فلورانس به وجود آوردند!
یکی از این شگفتیها لئوناردو داوینچی بود. مهندس، نقاش، معمار، پژوهشگر، ریاضیدان و پزشک و …
احتمالاً همه ما حداقل به اندازة کمی با آثار و اختراعات او آشنا هستیم: طراحی هواپیماهای اولیه، نخستین الگوهای لباس غواصی، طراحیهایی که بعدها به تانک تبدیل شدند، زیردریایی، کیلومترشمار، ساعت و نقاشیهای معروفی چون شام آخر و مونالیزا.
آیا همه اینها فقط نتیجه دانش و عمل لئوناردو داوینچی بود؟ بررسیها نشان دادهاند که پاسخ خیر است!
علت این امر را امروزه دانشمندان به عنوان مدیچی افکت (The MEDICI effect) یا اثر مدیچی میشناسند و لئوناردو داوینچی، دوناتلو، رافائل، میکلآنژ و دیگران را نتیجه این اثرات میدانند.
کارهایی که خاندان مدیچی انجام دادند، ایجاد بستری برای رشد، پرورش و ترکیب علوم و هنرها بود! آنها زیرساختهایی را فراهم کردند که پزشکی و مهندسی با هم ترکیب شدند، نقاشی، شعر، مجسمهسازی و ریاضی به هم پیوسته و حاصل آنها خروجیهای جدید و نوین بود.
بسیاری از محققان بر این باورند که رنسانس، عصر نوآوری اروپاییها، از فلورانس زمان مدیچی شروع شده است. پیش از آن، اروپا تحت سلطه حکومتهای قرون وسطایی و کلیساها به شدت تحت فشار بود و علم تنها اجازه داشت که در چارچوب قوانین کلیسا پیشرفت کند. اما پرورش نخبگان و تبادل دانش میان این فضاها طوفان جدیدی به وجود آورد.
امروز، این مفهوم را به نام مدیچی افکت میشناسیم که توسط فرانس یوهانسون در کتابی به همین نام مطرح شده است.
اما اثر مدیچی اولین و آخرین پدیده نیست.
قبل از خاندان مدیچی و شهر فلورانس، شهرهای متعددی در تاریخ اسلام مانند دمشق، بخارا، شیراز، اصفهان، قاهره، بغداد و … همه و همه مهد اثر مدیچی بودهاند و آن روزها دنیای علمی را دگرگون کردند.
اکنون نیز در برخی نقاط جهان، این پدیده در حال تکرار است که یکی از مشهورترین آنها منطقه سیلیکونولی در کالیفرنیا است که امروزه به مرکزی برای حضور برندهای خلاق و قدرتمند جهانی چون اپل، گوگل، اچپی، اوراکل، اینتل، نتفلیکس، فیسبوک، مایکروسافت و … تبدیل شده است.
اما سایر نقاط جهان نیز بیکار نبوده و در تلاشند تا با تأسیس مراکز رشد و تکنولوژی، پردیسهای استارتاپی و شهرهای نوین، به ایجاد این بستر کمک کنند؛ کما اینکه در ایران نیز از این امر بهرهمند هستیم.
اکنون که تا اینجا صحبت کردیم، ممکن است برای برخی از مخاطبان این پرسش مطرح شود که آیا ما نباید متخصص باشیم و آیا تخصص به معنای دستیابی به اوج علم و تجربه در یک رشته خاص نیست؟
اصلاً چه ضرورتی دارد که بخواهیم چندین علم را با هم ادغام کنیم و آیا این به معنای همهکاره و هیچکاره نیست؟
سنوات سال، ما شاهد این بودهایم که متخصصان موفق و چه بسا ثروتمند هستند! پس چرا باید به ترکیب علوم بها دهیم؟
واقعیتی کلیدی در این زمینه وجود دارد که با ادامه مقاله، احتمالاً بهتر با آن ارتباط برقرار خواهید کرد.
اجداد ما نسل انسانهای خردمند یا هوموساپینس بودند که از حدود دویست هزار سال پیش بر روی زمین حکمرانی میکردند. آنها ناچار بودند خود به تعمیر نیزههای سنگی، شکار و ماهیگیری بپردازند، میوهها و ریشههای خوراکی و سمی را شناسایی کنند و در گذر زمان حیوانات را اهلی کنند و خانواده خود را از دیگران محفوظ نگه دارند و به انجام هزاران کار دیگر بپردازند.
اما حدود هشت تا دههزار سال پیش، تغییر مهمی اتفاق افتاد و آن تأسیس روستاها، شهرها و سپس تمدنهای ابتدایی بود. دیگر نیازی نبود که اجداد ما تمام این کارها را به تنهایی انجام دهند، بلکه برای حفظ شهرها، جنگجویانی به وجود آمدند، آهنگرانی برای ساخت ابزار و به همین ترتیب دیگر افرادی به کار پرداختند تا نیازهای اجتماعی را برآورده کنند.
این روند سدهها ادامه یافت و اینگونه بود که فرد متخصص میتوانست به دلیل میزان اهمیت تخصصاش، موفقترین و ثروتمندترین افراد باشد. مانند پزشکانی که به دلیل اینکه مرگ و زندگی افراد در دستانشان بود، از مقام اجتماعی و ثروت بالایی بهرهمند بودند، که این موضوع هنوز هم تا حدودی در جهان و بخصوص در کشور ما صادق است، اما ناگهان واقعه مهم و جدیدی رخ داد!
از اوایل سال ۲۰۰۰، تحولی شگرف با گسترش “اینترنت و توانمندی روزافزون آن” به وقوع پیوست؛ این مسئله موجب شد تا حاشیه امنیتی که پیشتر برای متخصصان در یک منطقه خاص وجود داشت، از بین برود.
به طوری که، یک مدرس و متخصص موسیقی دیگر فقط با رقبای محلیاش در رقابت نیست بلکه با رقبای جهانی نیز دست و پنجه نرم میکند؛ زیرا علاقهمندان به یادگیری موسیقی میتوانند از طریق ارتباط ویدئویی و با کمک اینترنت از مدرسان خارج از شهر و حتی کشور خود آموزش ببینند!
همچنین، مالک یک فروشگاه بزرگ که در سطح محلی برند شده بود، حال با رقبای قدرتمند جهانی به رقابت پرداخته است. پزشکان با اپلیکیشنهای پزشکی از راه دور و معلمان با دورههای آموزشی آنلاین، و در نهایت کارکنان حضوری با رقبای از راه دور، و به همین ترتیب تقریباً تمام برندها، مشاغل و تخصصها با رقابتی بسیار خشن و احتمالی خطرناک مواجه شدهاند!
حال ارتباط این دو موضوع چیست؟
مدیچی افکت یعنی ترکیب علوم و ناکافی بودن تخصص! در اینجا طرز تفکر اثر مدیچی میتواند به کمک متخصصین بیاید.
برند شخصی دیگر نباید تنها به علمی که فراگرفته قانع باشد و نیاز دارد که یادگیری برخی از دانشها، دورهها و کسب تجربیات جدید را آغاز کند؛ چرا که در شرایط کنونی، این ممکن است تنها راه فراری از ذوب شدن یا پایان برندش باشد.
مجموعهای از فروشگاهها که برند خاص خود را ایجاد کردهاند، احتمالاً چندسال پیش به خاطر موقعیت جغرافیایی و سرمایه و تنوع خدمات، با قوت پیش میرفتند، اما اکنون با چالشهایی جدی مواجه هستند.
برند شخصی یا سازمانی امروز علاوه بر داشتن تخصص و تجربه کافی، باید به علوم مختلفی همچون روانشناسی، طراحی، داستانگویی، معناشناسی، gamification، زبان بدن، فن بیان و … آگاهی داشته باشد. برخی از این اصول سابقاً در کتاب “ذهن کامل نو” اثر دنیل پینک به آنها اشاره شده است.
همچنین یک فرد با انگیزه موفقیت باید برای برند خود، تریبونی قوی و فرامنطقهای بسازد؛ این تریبون میتواند وبسایت، وبلاگ، صفحات اجتماعی، نگارش کتاب، حضور در سخنرانیها، مصاحبههای رادیویی و تلویزیونی، ژورنال و … باشد.
سالهاست که شرکتهای تولیدکننده محصولات مصرفی یا FMCG مانند پراکتر اند گمبل که مالک برندهایی نظیر کرست، تاید، پمپرز و … هستند، و همچنین شرکت یونیلیور با بیش از ۴۰۰ برند معتبر در ۱۹۰ کشور که روزانه به ۲.۵ میلیارد نفر خدمات میدهد، به استخدام کارکنانی با تواناییهای هنری از قبیل نقاشی و شعر روی آوردهاند که به ظاهر با محصولاتشان ارتباطی ندارند!
درگذشته فقط معدودی از مردم به طراحی داخلی منازل خود توجه داشتند و آنها معمولاً از میان اشراف و حکام بودند، اما امروزه این موضوع به یک پدیده رواجیافته در سراسر دنیا، از جمله ایران، تبدیل شده است.
امروز صرف داشتن تخصص پزشکی، از مشکلات بیمار نمیکاهد؛ پزشک موفقی که قادر باشد همدلی با مراجعان داشته باشد و هنر داستانگویی را بشناسد و حتی مرکز درمانی خود را طوری طراحی کند که مراجعان از حضور در آنجا لذت ببرند، موفقتر خواهد بود!
حال به سایر مشاغل و تخصصها نیز میتوانید این موضوع را تعمیم دهید.
شما مطمئناً نمیخواهید از یک فروشنده بیروح، جدی و عبوس خرید کنید (متأسفانه هنوز در کشور ما درصد بالایی از فروشندگان اینگونهاند) در حالی که میتوانید به راحتی با چند کلیک از سایتی خرید کنید که کالا را درب منزل تحویل داده و سپس پولش را دریافت میکند! به علاوه، این سایت ممکن است یک ماه گارانتی تعویض نیز ارائه دهد.
بنابراین، برای یک فروشنده که میخواهد برندی موفق بسازد، شرایط امروز بسیار پیچیدهتر از چند سال پیش است. این فرد باید اولاً به خوبی بر محصولات و خدمات خود مسلط باشد، ثانیاً یک مشاور عالی، متخصص زبان بدن، سخنران و همدل واقعی باشد. همچنین او نیز ممکن است به طراحی چیدمان فروشگاه و داشتن ظاهری حرفهای و خوشبو با پیگیر بودن خدمات پس از فروش نیاز داشته باشد، تا قادر باشد با غولهای اینترنتی به رقابت بپردازد.
به رغم اعتقاد برخی که میگویند همه چیز به زودی آنلاین و رباتیک خواهد شد، من با توجه به شناختی که از ساختارهای روانشناسی انسانها و تیپهای شخصیتی دارم، بر این باورم که ما هنوز علاقهی زیادی داریم که کالا یا خدمات را به صورت سنتی و لمسی خریداری کنیم؛ ولی نه با همان سطح توقعات قبلی!
بنابراین، یک برند شخصی که میتواند شامل معلمان، پزشکان، فروشندگان، صنعتگران، وکلا، مشاوران، مدیران سازمانها و … باشد، باید به شدت به علوم و رشتههای دیگر توجه کند و بعضاً از اجداد ۱۰,۰۰۰ سال پیش خود یاد بگیرد و چیزهای بیشتری از تخصصش کسب کند.
راهبردهای پیشنهادی برای اینکه دچار “خطای همهکاره هیچکاره” نشویم
سه مدل پیشنهادی برای تحقق این هدف از سوی کارشناسان ارائه شده است.
مدل اول که T نامیده میشود : این به معنای این است که شما به مانند خط عمودی T، در یک تخصص عمیق میشوید و به مانند خط افقی تخصصهای دیگری را به صورت سطحی بدست میآورید.
مدل دوم V نامیده میشود: در این مدل، شما در یک رشته تخصص عمیق تخصص دارید، اما به مانند شکل V به تدریج در رشتهها و حوزههایی که میتواند به شما کمک کند، تخصصهای کمعمق میآموزید.
مدل سوم W است: این مدل شباهت به مدل V دارد، با این تفاوت که شما دو تخصص عمیق صاحب میشوید و در سایر رشتهها تخصصهایی کمتر عمیق، اما نه سطحی، به دست میآورید (این مدل تأیید شده و کاملتر از مدلهای قبلی، و البته کمی دشوارتر است).
*احسان مهدی نژاد
نویسنده و مدرس مدرسه کار و کسب عصر ایران
📍نویسنده کتابهای حوزه کسبوکار : برند ضدگلوله، برندباز و برند با شخصیت
📍موسس وبسایت هزار مدیر دات کام
📍مدیر مسئول مجله ویVi
📍مدرس MBA در مدرسه عالی ماهان
📍سخنران بزرگترین سمینار آموزشی کشور در سالن ۳۰۰۰ نفری وزارت کشور
📍طراح دوره جامع صفر تا صد برندسازی شخصی
📍آموزش حضوری و غیر حضوری به بیش از ۱۵۰۰۰ نفر
📍مالک و راوی پادکست ویVi
📍دبیر اتحادیههای صنفی
📍مجری پروژههای برندسازی در ایران و ترکیه
nstagram.com/ehsan.mehdi.nezhad
“`
