در سحرگاه روز شنبه ۵ آبان (۲۶ اکتبر)، جنگندههای اسرائیل که تعداد آنها، به نقل از رسانههای این کشور، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ فروند شامل جنگندههای اف ۱۶، اف ۱۵ و اف ۳۵ به همراه هواپیماهای سوخترسان بود، با هدف اجرای یک حمله گسترده به سمت ایران به پرواز درآمدند. این جنگندهها پس از ورود به حریم هوایی عراق از حریم هوایی اردن و سوریه عبور کردند. در این هنگام، رادارهای جنگی ایران قادر به شناسایی این جنگندهها شدند و به همین خاطر، سامانههای پدافند موشکی ایران که شامل انواع پیشرفتهای از سامانهها بود، فعال شده و به شلیک پرداختند. جنگندههای اسرائیلی که تحت حمایت کامل سامانههای دفاعی ارتش آمریکا در عراق قرار داشتند، با آتش پدافندی ایران مواجه شدند و بنابراین از نفوذ به حریم هوایی ایران خودداری کرده و تصمیم به انجام عملیات از فضای عراق گرفتند.
قبل از این حمله، اسرائیل سه سناریو جنگی را بهعنوان واکنشی به عملیات وعده صادق-۲ مطرح کرده بود، که هر کدام تحت توجه کارشناسان و رسانههای این کشور قرار داشتند. این سناریوها شامل حمله به مراکز نظامی و موشکی ایران، هدف قرار دادن تاسیسات نفتی و گازی و نیز زیرساختهای اقتصادی، و سومین سناریو، حمله همزمان به تاسیسات هستهای و صنایع و زیرساختهای نظامی ایران بودند.
به نقل از مقامات اسرائیلی و رسانههای این رژیم، تل آویو تأکید بر هدف قرار دادن مراکز موشکی و تاسیسات هستهای ایران داشت، اما پس از مخالفت آمریکاییها بهدلیل عواقب ناخوشایند آن در سطح منطقه و جهانی، تصمیم به اولویت دادن به هدف قرار دادن سامانههای راداری و پدافند ایران گرفت و دو سناریوی دیگر را به مراحل بعدی موکول کرد.
نشانهها و تدابیر اتخاذ شده در اسرائیل پیش از این حمله، مانند واردات سامانههای موشکی «تاد» از آمریکا و اظهارات مقامات آن، نشاندهنده برنامهریزی برای یک عملیات بزرگ علیه ایران بود. این عملیات بهویژه بر از کار انداختن سامانههای راداری و پدافند دفاعی ایران و نابودی توان موشکی این کشور در حداقل ۲۰ پایگاه مهم تمرکز داشت.
بر اساس این استراتژی کلی، دشمنان صهیونیستی قرار بود با استفاده از جنگندههای اف-۱۶ و اف-۳۵، سیستمهای راداری و پدافندی را نابود سازند تا بمبافکنهای اف-۱۵ که بمبهای سنگرشکن حمل میکردند، توانایی هدف قرار دادن و نابودی مراکز و تاسیسات نظامی و موشکی ایران را پیدا کنند و بدینترتیب، توان موشکی ایران به مدت طولانی تحت تأثیر قرار گیرد.
هدف اسرائیل این بود که با وارد کردن ضربهای قوی به صنایع راداری، سامانههای پدافندی و توان موشکی ایران، ابتدا ایران را برای هر گونه حمله احتمالی به خود تضعیف نماید و سپس در پاسخ به واکنش ایران، به راحتی تاسیسات هستهای و زیرساختهای انرژی شامل نفت و گاز ایران را از کار بیندازند و بدین ترتیب ایران را سالها به عقب برگردانند. به باور اسرائیل، ایران دیر یا زود واکنش سنگینی خواهد داشت و این مسأله توجیهی برای حملههای بعدی ایجاد میکرد تا به این ترتیب همه سناریوها و اهداف (نابودی مراکز نظامی و موشکی، آسیب به زیرساختهای اقتصادی و نابودی تاسیسات هستهای) محقق گردند.
با اینحال، اسرائیل در ارزیابی قدرت رصد و اشراف اطلاعاتی و توانمندیهای سامانههای راداری و پدافند موشکی ایران خطای محاسباتی داشته و عملیات آنها که مقدمهای برای نابودی تاسیسات نظامی و اقتصادی ایران بهنظر میرسید، با شکست مواجه گردید.
به نظر میرسد اسرائیل از این نکته غافل مانده که وقتی پهپادهای مقاومت اطلاعاتی کامل از مختصات تاسیسات نظامی و غیرنظامی ایران و حتی منازل شخصی مقامات رژیم در اختیار دارند، به همان اندازه توان رصد آسمان آن را نیز دارند و تحولات صورتگرفته در آسمان و زمین فلسطین اشغالی کاملاً تحت نظارت آنها قرار دارد. در این راستا، حمله پهپادی به منزل شخصی نتانیاهو در منطقه مرفه «قیساریه» در جنوب شهر ساحلی «حیفا»، هشداری جدی به سران رژیم صهیونیستی بود که نباید درباره ایران مرتکب خطای محاسباتی شوند. بهنظر میرسد این پیام به درستی دریافت نشده و اسرائیل در دام اطلاعاتی و راداری ایران گرفتار شده و موفقیت چشمگیری برای توان اطلاعاتی و راداری و موشکی ایران رقم زدند.
غافلگیری اسرائیل از توان ایران به حدی بود که برخی مقامات و رسانهها، بهدنبال مقصرانی چون روسیه برای کمک به ایران در این زمینه میباشند، یا برخی رسانههای عربی و غربی نیز مدعیاند که آمریکاییها اطلاعات عملیات را در اختیار ایران قرار دادهاند. اما بهنظر میرسد اسرائیلیها برای توجیه این شکست به بزرگنمایی و طرح ادعاهای غیرواقعی نسبت به دیگر کشورها روی آوردهاند.
*کارشناس سیاسی و رسانه
۳۱۱۳۱۱
