به نقل از خبرنگار ایلنا، سمیه غلامی را میتوان از جمله افرادی دانست که با تکیه بر خوشنویسی، آثار خلاقانهتری را خلق کرده است. او سالهای زیادی را در کشور پرتغال زندگی کرده و تحصیلاتش هیچ ارتباطی با هنر ندارد.
به تازگی غلامی نمایشگاهی تحت عنوان «جایی که حروف رویا میشوند» را در گالری “با” به راه انداخته است. این نمایشگاه در روز جمعه دهم مردادماه آغاز شده و تا روز جمعه بیست و چهارم مردادماه ادامه خواهد داشت.
در یک مصاحبه با ایلنا، غلامی از فعالیتهای خود در عرصه خوشنویسی و جزییات آثاری که ریشه آنها در خوشنویسی است، صحبت کرده است؛ آثاری که شاید به نظر نقاشی بیایند اما در حقیقت به خوشنویسی وابستهاند.
چی باعث شد به خوشنویسی علاقمند شوید و این علاقه در چه زمانی در شما شکل گرفت؟
علاقه من به این هنر به دوران مدرسه برمیگردد. به طور خاص در مقطع راهنمایی، زمانی که خوشنویسی به عنوان یکی از مباحث درسی هنر تدریس میشود، این هنر را شناختم. در سال اول (که فکر میکنم اول راهنمایی بود) معلمام استعداد مرا تشخیص داد و به والدینم پیشنهاد کرد که حتما مرا به کلاسهای خط بفرستند. بعدها همین معلم نام من را به یکی از کلاسهای آموزشی در شهر شیراز معرفی کرد.
این کشف استعداد شما در مدرسه واقعاً جالب است، زیرا شما خودتان میدانید که هنر در دوران مدرسه بیشتر به عنوان یک کلاس تفریحی تلقی میشود تا درسی جدی.
بله، واقعاً خوششانس بودم که در آن زمان چنین معلمی در زندگیام وجود داشت. یکی دیگر از خوششانسیهای من این بود که معلمی که در کلاس ثبتنام کرده بودم، یکی از استادان معتبر و باسابقه بود. شاید شما هم استاد مجتبی ملکزاده را بشناسید؛ که یکی از اعضای قدیمی انجمن خوشنویسان ایران است. در آن هنگام ایشان استاد خط شکسته بودند و در شیراز زندگی میکردند. بدون هیچ آموزش قبلی، به طور مستقیم زیر نظر استاد ملکزاده، به یادگیری خط شکسته پرداختم. ایشان بعد از مدتی متوجه استعداد من شدند و به من گفتند که باید به طور حرفهای ادامه دهم و فقط یادگیری خط شکسته برای من کافی نخواهد بود.
پس چه پیش آمد؟
استاد توصیه کردند که به انجمن خوشنویسان بپیوندم تا از سطح پایه آموزش ببینم. همانطور که میدانید، انجمن خوشنویسان در هر دوره، هنرآموزان را از طریق برگزاری امتحانات انتخاب میکند. در آن مقطع راهنمایی به انجمن خوشنویسان رفتم و بعد از گذراندن مراحل لازم به کلاسهای آموزشی پیوستم. در انجمن دورههای جامعتری را گذراندم و خط نستعلیق را آموختم و بعد از آن نیز مقطع عالی را پشت سر گذاشتم. فعالیت من تا دوران دانشگاه ادامه داشت؛ البته به این صورت نبود که به طور مداوم در حال یادگیری و فعالیت باشم و تنها در تابستانها به خوشنویسی میپرداختم. اصولاً در آن دوران زمان آموزش در کلاسهای هنری به تابستان محدود میشد. با این حال، در سالهای آخر دوران تحصیلم، در طول سال نیز به خوشنویسی مشغول بودم. بعد از این مراحل، مدرک عالیام را از انجمن خوشنویسان ایران دریافت کردم. زمانیکه من آموزش میدیدم، این امکان وجود داشت که بعد از مقطع عالی چند خط دیگر را انتخاب کنیم که من نسخ و نستعلیق را برگزیدم. مدتی به تمرین خط نسخ پرداختم و بعد برای ادامه تحصیلات دانشگاهی به اراک رفتم. رشته من در دوره دبیرستان ریاضی بود و هیچ ارتباطی با هنر نداشت. زمانی که در شهر اراک در مقطع ارشد تحصیل میکردم، دوباره به کلاسهای انجمن خوشنویسان ایران میرفتم.
یک اثر قدیمیتر از سمیه غلامی/ اثر خوشنویسی
چه زمانی به کشور پرتغال رفتید؟
برای تحصیل در مقطع دکترا بود که با بورس به پرتغال سفر کردم. به محض ورود به این کشور، تصورم این بود که دیگر قادر به فعالیت در زمینه خوشنویسی نخواهم بود چراکه آنها آشنایی با زبان فارسی ندارند و بنابراین با خط ما نیز بیگانهاند. البته تمام تجهیزات و وسایل خوشنویسی را هم با خودم به همراه بردم. در آن زمان پرتغالیها هیچ آشنایی با خط فارسی نداشتند. من در سال ۲۰۰۹ به پرتغال رفتم و در آن زمان تعداد ایرانیان ساکن در این کشور بسیار محدود بود. حتی آنها خط عربی را هم نمیشناختند و به همین دلیل خط فارسی نیز برایشان ناآشنا بود. از سوی دیگر، مطالعه در مقطع دکترا به من اجازه نمیداد که زمان زیادی را به خوشنویسی اختصاص دهم. به همین خاطر، به طور کلی خوشنویسی را رها کرده بودم. مرحله «پستداک» که بعد از دکتری آغاز میشود نیز به همین روال سپری شد. سال ۲۰۱۸ قصد داشتم به یک برنامه «پست داک» دیگر بروم، اما به دلایلی این فرصت پیش نیامد. در آن روزها که مشغول چک کردن اینترنت و یوتیوب بودم، ناگهان یکی از ویدئوها به استاد علی شیرازی (خوشنویس معاصر) اشاره داشت که در برنامه «خندوانه» حضور یافته بود. وقتی این برنامه را تماشا کردم، متوجه شدم که استاد شیرازی از فعالیتهای بینالمللی و برونمرزی خود صحبت میکند؛ از جمله اینکه آثارش در کدام حراجیها به فروش رسیده و خوشنویسیهایش در کدام موزهها به نمایش گذاشته شدهاند. بعد از مشاهده این برنامه، این درک به من رسید که میتوان ایرانی بود و در خارج از کشور زندگی کرد و به خوشنویسی ایرانی نیز ادامه داد. این تجربه جرقهای در من ایجاد کرد تا دوباره فعالیتهای خود را در زمینه خوشنویسی آغاز کنم.
این جرقه و فعالیت دوباره در عرصه هنر به چه زمانی مربوط میشود؟
این اتفاق در دورهای رخ داد که جهان با پاندمی کرونا مواجه شد. با پیشزمینهای که داشتم، دوباره شروع به کار کردم.
آیا هیچ وقت به نقاشی هم پرداختید؟
بله، من در کلاسهای مینیاتور و رنگ روغن که زیرمجموعه نقاشی محسوب میشوند شرکت کردهام. این پیشزمینه باعث شد که به تمرین بپردازم. در آن زمان هم به تمرین آثار هنرمندان میپرداختم و هم آثار استادان را میدیدم. درواقع بواسطه دادههایی که در اینستاگرام منتشر میشد به بررسی آثار استادان و هنرمندان پرداختم؛ چراکه در ایران نبودم و به اخبار و اطلاعات دیگری دسترسی نداشتم. پس از مدتی نتایج تمرینهایم را در اینستاگرام به اشتراک گذاشتم و به این موضوع فکر نمیکردم که میخواهم به طور جدی کار را ادامه دهم. دوستی ایرانی در پرتغال داشتم که با اینکه رشتهاش هنری نبود و به نقاشی یا خوشنویسی ارتباطی نداشت، ولی در هنر چیدمان فعال بود. او با فضای هنر آشنا بود و به من کمک زیادی کرد.
آیا به نهایت سبکی که اکنون دارید رسیدهاید؟
بله. در آن مقطع به این فکر کردم که باید به سمتی بروم که جنبهای از آثارم بیشتر نقاشی باشد. زیرا نقاشی هنری جهانی است و میخواستم دامنه وسیعی از مخاطبان را به خود جلب کنم. نقاشی زبانی دارد که همه افراد، صرفنظر از زبان و نژاد، آن را میفهمند.
یک اثر دیگر از مجموعه «جایی که حروف رویا میشوند»
البته باید اشاره کنم که عناصر و زیباییهای خوشنویسی در آثارتان به شکلی مشهود وجود دارد. به نوعی شما از این هنر ایرانی-اسلامی به صورت نامحسوس بهره بردهاید.
بله، چون هدفم این بود که آثارم بیشتر جنبه نقاشی داشته باشند تا صرفاً خوشنویسی. اگر من صرفاً به خوشنویسی میپرداختم، مخاطبان پرتغالی نمیتوانستند موضوع و مضمون را درک کنند. آنها نمیتوانستند کیفیت کارهای من را بسنجند؛ آیا ضعیف است یا متوسط یا قوی! در این فضا به این نتیجه رسیدم که خوشنویسی تنها در ایران معنا دارد. اگر پرتغالیها با آثارم مواجه میشدند، این موضوع حرکتی در من ایجاد نمیکرد. به مرور زمان احساس کردم که قضاوت خوب یا بد بودن آثار خوشنویسی در این کشور به هیچ عنوان حائز اهمیت نیست و این تفکر، باعث شد که بیشتر به نقاشی بپردازم.
آیا خوشنویسی را هنری مستقل میدانید؟
زمانی که خوشنویسی را یاد میگیریم، در نهایت یک حرفه را در اختیار داریم. خوشنویسی یک هنر نیست؛ بلکه حرفهایست که فرد باید در آن مراحل مختلفی را طی کند.
به نظر شما، خوشنویسی تحت تأثیر تعصبات اساتید قرار دارد. اکثر آنها فقط بر خوشنویسی کلاسیک تأکید دارند و نسبت به ترکیبها علاقهمند نیستند! با توجه به این مسأله، روند هنرمندان خوشنویس ایرانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
یک نظر من این است که این موضوع هم به شرایط زندگی افراد بستگی دارد و هم به روحیه هنرمند مرتبط است. به خاطر بیاورید که آنچه برای من در یک کشور دیگر اتفاق افتاد، برای هنرمندی که در ایران مستقر و مشغول کار است، رخ نخواهد داد. ممکن است اساساً به ذهن چنین فردی نرسد که بتواند به گونهای دیگر به خلق آثار خود بپردازد. البته هستند هنرمندانی که با توجه به شرایط محیطی که در آن قرار دارند، توانستهاند این تغییرات را احساس کنند.
آیا آثار فعلی شما در نمایشگاه همان آثاری هستند که در پرتغال خلق شدهاند یا هدفمند برای یک مجموعه خاص تهیه کردهاید؟
این نمایشگاه دومین مجموعهام است. اولین مجموعهام را دو سال پیش در طی یک سال در پرتغال کار کردم و نمایشگاه آن در همان کشور برگزار شد. سپس این مجموعه را نیز در ایران و در گالری سیحون به نمایش گذاشتم.
بازخورد پرتغالیها نسبت به آثارتان چگونه بوده است؟
واقعاً آنها از نمایشگاهم استقبال خوبی کردند. همواره اشاره کردهام که آثار من بیشتر جنبه نقاشی داشتند و این باعث خوشحالی آنها شد. آثارم در نمایشگاه پرتغال عمدتاً به شکل آبستره بودند. زمانی که برای پرتغالیها درباره مسیر طی شدهام توضیح دادم، موضوع برایشان جذابتر میشد. مجموعه دومی که در حال حاضر در ایران به نمایش گذاشتهام، بعد از اولین نمایشگاهم در پرتغال خلق شده و تولید آن تقریباً یک سال و نیم تا دو سال به طول انجامید.
آیا الان در ایران ساکن هستید؟
خیر، من از همان ده یا پانزده سال پیش که به پرتغال سفر کردم، در این کشور ساکن هستم و در این سالها نیازی به بازگشت به وطن نداشتهام. در حال حاضر نیز به بهانه تعطیلات تابستان، برای یک تا دو ماه به ایران آمدهام.
آثارتان در نمایشگاه «جایی که حروف رویا میشوند» شامل چه تعداد اثر است و تکنیکهای مورد استفاده شما چیست؟
در نمایشگاه فعلی، سیزده اثر از من به نمایش درآمده است. تمامی آثار با رنگ اکریلیک بر روی بوم خلق شدهاند. به لحاظ ابعاد، بیشتر کارها بزرگ هستند و اندازههای آنها به طور تقریبی ۸۰*۱۵۰ یا ۷۳*۱۵۰ سانتیمتر میباشد.
یک اثر دیگر از مجموعه «جایی که حروف رویا میشوند»
از دهم مرداد تا کنون که نمایشگاه را برگزار کردهاید، واکنشهای مخاطبان را چگونه ارزیابی میکنید؟
از میزان استقبال مردم رضایت دارم. افرادی که به من پیام دادهاند از آثارم ابراز رضایت کرده بودند. برخی از هنرمندان هم از نمایشگاه بازدید کردند و وقتی با آنها گفتوگو کردم، عنوان کردند که زاویه دید من نو و متفاوت است و آثار را خیلی دوست داشتند. راستش را بخواهید تا به امروز هیچ پیام منفی از مخاطبان دریافت نکردهام.
آیا این نوع فعالیت و شیوه کار شما برایتان یک روال ادامهدار خواهد بود یا ممکن است به سبک دیگری مهاجرت کنید؟
سبک و روالی که پیش گرفتهام قطعا برایم جدی است و ادامهدار خواهد بود. من در پرتغال، فعالیتهای علمی در رشته ریاضی داشتم و با هنرمندان آنجا آشنا نبودم. اما از سال ۲۰۱۸ که تمرکز را بر هنر گذاشتم، به تدریج نتایج مثبت کارهایم را مشاهده میکنم. به طور مثال در شهر لیسبون مجموعهای وجود دارد که بسیار بزرگ است و قسمتی از آن موزه اسلامی به حساب میآید. این مجموعه «Gulbenkian» نام دارد و در آن آثار شاهنامه فردوسی، تذهیب، خوشنویسی و حتی فرشهای ایرانی به نمایش گذاشته شده است. این مجموعه هنری در پرتغال اهمیت ویژهای دارد. در همین دوران که در ایران به سر میبرم، از این مجموعه با من تماس گرفتهاند و اخیراً از من خواستند که برای برگزاری یک ورکشاپ در همکاری با آنها حاضر شوم. این اتفاق قطعا در مدت دو تا سه ماه آینده رخ خواهد داد. همچنین مجموعه هنرهای زیبای لیسبون که از مکانهای بسیار مهم است، در ماه اکتبر یک نمایشگاه گروهی خواهد داشت که من نیز در این رویداد حضور خواهم داشت.
آیا نکته دیگری باقیمانده است؟
خیر، از شما به خاطر این گفتگو ممنونم و امیدوارم رسانهها به هنرمندان حوزه تجسمی بیشتر توجه کنند.
