این روزها، فضای نمایشخانگی به شدت سرد و بیروح است. حتی اگر «زخمکاری» با تم انتقامجو وارد میدان شده باشد و هادی حجازیفر هم نخستین تجربهاش را با اکثریت گروه «پوست شیر» پیوسته، هنوز نتوانستهاند جذابیتی را به پلتفرمها اضافه کنند.
سریال «در انتهای شب» به کارگردانی آیدا پناهنده و «جوکر ۲» به طور موقت شکلی از سرگرمی را به نمایشخانگی آوردند. این دو مجموعه پس از مدتی که برنامهای جالب توجه برای مخاطب وجود نداشت، توانستهاند تا حدودی خلأ ایجاد شده توسط سریالهای محبوب را پر کنند. اما اکنون «در انتهای شب» به پایان مسیر خود نزدیک شده و «جوکر ۲» قرار است بعد از محرم و صفر با قسمتهای جدیدی برگردد.
مدتهاست شایعاتی مبنی بر اینکه سریال «داریوش» میتواند انقلابی در نمایشخانگی بهوجود آورد، شنیده میشود، اما تا کنون تنها باکسهای تبلیغاتی بر این سریال افزوده شده و تحولی در آن مشاهده نگردیده است. بینندگان با تماشای قسمت سوم این سریال روی پلتفرم (فیلمنت) با دو نوبت تبلیغاتی قبل و در زمان پخش مواجه میشوند، که این مسئله برای آنها قدری آزاردهنده است.
سریالی که با بازیگران توانمندی چون هادی حجازیفر، محسن قصابیان، عباس جمشیدیفر، مهرداد صدیقیان و ژیلا شاهی تا کنون نتوانسته است لحظات ماندگاری خلق کند، در فضایی که «زخمکاری» نیز هنوز نتوانسته به موفقیت فصل اول خود نزدیک شود، با چالشهایی روبروست. این در حالیست که این سریال چند قدمی از فصل دوم ضعیف خود جلوتر آمده است.
همچنین «گل یا پوچ» که بیکیفیتتر از «اسکار» ارزیابی شده، نتوانسته است به طور کافی مخاطبان را سرگرم کند. دیگر برنامهای به نام «سرگیجه» نیز در پلتفرم فیلیمو، نتوانسته است اتفاقی خاص و شگفتانگیز را رقم بزند، گرچه برخی از بخشهای آن متفاوت و جالب به نظر میرسند و حتی از برنامههایی چون «پدرخوانده» نیز پیشی گرفتهاند.
این سردی حاکم بر پلتفرمها به نوعی «شب آهنگی» را نیز درگیر کرده است. این برنامه که تلاشهای فردی و خلاقانه حامد آهنگی آن را به یادماندنی کرده بود، به تدریج به شکلی عادی و با ایدههای تکراری و میهمانانی کماهمیت تبدیل شده است.
جالب است که هنرمندان و فعالان حوزه فرهنگ و رسانه همواره از آگهیهای بازرگانی تلویزیون، سریالهای بیکیفیت و حجم انبوه برنامههای گفتوگومحور صداوسیما انتقاد داشتهاند. اما حالا به نظر میرسد تماشای رایگان برخی از برنامههای تلویزیونی و سریالهایی نظیر «سرزمین مادری» و حتی بازپخشهای «مختارنامه» و مجموعههای جدید برای مخاطبانی که از نمایشخانگی انتظار عجایب دارند، به صرفهتر است.
پلتفرمهای معتبر باید به سرعت رویکرد خود را در انتشار بیرویه تبلیغات و بیتوجهی به حقوق کاربران و تولید سریالهای بیکیفیت با حضور سلبریتیها تغییر دهند و به سوی کیفیت بیشتر به جای کمیت حرکت کنند. واقعاً انتظار میرود که مخاطب معاصر این تغییرات را از تولیدات تلویزیونی بخواهد.
