ایسنا/اصفهان «بسیاری اوقات متأسفانه به هویت و تاریخ خود بیتوجهی کرده و با گذشتهمان به نوعی قهر میزنیم. عواقب این فاصله و قهر کردن، مشکلاتی هستند که امروز با آنها مواجه هستیم. در گذشته، خانواده ارزش بسیاری داشت، اما اکنون به سمت انزوا و تنهایی حرکت میکنیم. تاریخ شفاهی بهطور قطع در این زمینه میتواند نجاتدهنده باشد.»
این قسمت از سخنان بیان شده در مراسم هویت فرهنگی اصفهان با محوریت «گفتوگو با گذشته؛ نگاهی به تاریخ شفاهی محلات اصفهان» بود که با حضور عبدالمهدی رجائی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ اصفهان و میترا گودرزی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تاریخ، در سالن جلسات معاونت پژوهشی جهاددانشگاهی اصفهان برگزار شد.
بهنام افشار؛ سردبیر خبرگزاری ایسنا منطقه اصفهان و دبیر این نشست: به تازگی مسأله «تحلیل چالشها و فرصتهای هویت فرهنگی اصفهان» به عنوان یکی از اولویتهای معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و همچنین خبرگزاری ایسنا مورد توجه قرار گرفته، چرا که این موضوع از زوایای مختلف برای اصفهان و آینده فرهنگی و اجتماعیاش حائز اهمیت است. بنابراین، نشست تاریخ شفاهی محلات اصفهان نیز در ادامه همین روند برگزار میشود، زیرا با استناد به تاریخ شفاهی میتوان تصویر روشنی از ابعاد و جنبههای مختلف هویت فرهنگی اصفهان کسب کرد.
تاریخ شفاهی در ایران از سال ۱۹۶۷ میلادی، پس از تأسیس انجمن تاریخ شفاهی در دانشگاه هاروارد، به تدریج گسترش یافته است. در دو تا سه دهه اخیر، تاریخ شفاهی به عنوان یک روش نوین برای تحقیق در حوزه تاریخ از طرف دانشگاهیان و سازمانهای مختلف مورد توجه قرار گرفته و خوشبختانه آثار ارزندهای در این زمینه در موضوعات مختلف به چاپ رسیده است. معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی واحد دانشگاه اصفهان نیز در برنامهای پژوهشی قصد دارد به تاریخ شفاهی محلات اصفهان بپردازد. مراحل ابتدایی این طرح آغاز شده و امیدواریم که ادامه یابد تا مجموعهای از تاریخ شفاهی محلات اصفهان به همت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان در قالب مجموعهای منتشر شود.
با وجود دستاوردها و اهمیت تاریخ شفاهی در پژوهشهای تاریخی، هنوز عدهای مخالف آن هستند؛ به این دلیل که برخی پژوهشگران و استادان تاریخ، از نظر روششناسی، آن را غیرمستند میدانند. اما در کنار این انتقادات، گروهی نیز به تاریخ شفاهی بها میدهند و نتایج ارزندهای که به دست آوردهایم گواه این ادعاست. در این راستا، میتوان پرسشی را مطرح کرد که چه ضرورت و اهمیتی برای تدوین تاریخ شفاهی و بهویژه تاریخ شفاهی اصفهان وجود دارد؟ هدف از تاریخ شفاهی اصفهان چه باید باشد و چه نتایجی را باید از آن برداشت کرد؟ به نظر من، ضرورت آن در مرحله اول، به تصویر کشیدن هویت فرهنگی اصفهان و تجربههای زیسته در این جغرافیای فرهنگی مربوط میشود. متاسفانه هویت فرهنگی اصفهان به سمت زوال میرود و نشانههای آن به وضوح مشاهده میشود. شاهد تخریب آثار تاریخی در این شهر هستیم و خردهفرهنگهای اصفهان فراموش شده و کمکم به فراموشی سپرده میشوند. لهجه اصفهانی نیز رو به کمرنگ شدن رفته است و شخصیتهایی همچون حاج آقا رحیم ارباب، جلالالدین همایی، و هنرمندانی چون تاج کمتر دیده میشوند؛ این موارد همگی تهدیدی جدی برای هویت فرهنگی به حساب میآید.
رجائی؛ نویسنده و پژوهشگر تاریخ: در تحصیلات آکادمیک تاریخ، به ما آموختهاند که برای دستیابی به دادههای تاریخی باید به کتابهای پیشین رجوع کرد. اما اگر استادی پیشروتر باشد، بیان میکند که لازم است تاریخ را از اسناد گذشته استخراج کرد، که این اسناد در مکانهایی همچون سازمان اسناد ملی، وزارت خارجه، مجلس و آرشیوهای ویژه نگهداری میشوند. روزنامهها نیز منبع مهمی برای تاریخنگاری هستند. من هم تلاش کردهام از روزنامهها اطلاعات تاریخی استخراج کنم و از این طریق آثار متعددی در زمینه تاریخ اصفهان نوشته و منتشر کردهام. یکی از این آثار، کتاب «تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظلالسلطان» است که مبتنی بر دادههای روزنامه «فرهنگ اصفهان» تدوین شده است.
در زمان تحصیل مقطع دکتری تاریخ محلی در دانشگاه اصفهان، بهطور جدی با تاریخ شفاهی آشنا شدم که این درس توسط استادم، دکتر مرتضی نورائی، تدریس میشد. تاریخ شفاهی در این دوره برای من تازگی داشت و پیشتر نسبت به آن بیتوجه بودم. در پژوهشهای تاریخیام به اسناد، کتابها و مطبوعات بیشتر اعتماد داشتم، اما تاریخ شفاهی را بهعنوان روشی نوین پذیرفتم. دکتر نورائی با نظریات روشنی مفهوم تاریخ شفاهی را به ما منتقل کردند. میتوان گفت که درس تاریخ شفاهی برای نخستین بار به عنوان بخشی از دروس رشته تاریخ در دانشگاه اصفهان قرار گرفت.
دنیای تاریخ شفاهی به دو نسل گذشته مربوط میشود، یعنی راوی باید توانمند باشد تا بگوید که این اطلاعات را خود شنیده یا از نسل پیشی شنیده است. از این رو، تاریخ شفاهی به عنوان منبعی جدید در تاریخنگاری مطرح میشود. کتابی که اکنون در دستم هست و مطالعه میکنید، «اسناد بلدیه و شهرداری اصفهان از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی» نام دارد. همکاران ما در شهرداری بر اساس اسناد و روزنامههایی که در دست داشتند، تاریخی از شهرداری اصفهان را گردآوری کردهاند، اما این کتاب فاقد تاریخ شفاهی است. باید به جستوجو در تاریخ شفاهی بپردازیم تا کمبودهای آن را پر کنیم. به عنوان مثال، در کتاب اشاره شده که خیابانی جدید تأسیس شده، اما این که آیا ساکنان منطقه از این موضوع راضی بودند یا خیر، تنها از طریق تاریخ شفاهی قابل شناسایی است. تاریخ شفاهی به ما درس میدهد که همواره چیزهای ناگفتهای وجود دارد که در کتابها و مستندات نمیتوان یافت. تاریخ شفاهی سرشار از صحبتهای ناپیدا و حاشیههایی است که در دل حوادث نهفتهاند. گاهی ما در تاریخ میخوانیم که یک پروژه در یک تاریخ خاص افتتاح شده، در حالی که واقعیت به این سادگی نیست و در پس آن، انگیزهها و جنبههای بسیاری وجود دارد که بیشتر از طریق تاریخ شفاهی قابلفهم است.
من برای شرکتی آب و فاضلاب کتابی نوشتم. پیش از آن، در حد یک مقاله، تاریخ این شرکت را نوشته بودم. خواندن آن مقاله مسئولان شرکت را به تدوین تاریخ این سازمان ترغیب کرد. این فرآیند نیز با بهرهگیری از منابع مکتوب و مصاحبه با مسئولان پیشین صورت گرفت. با آغاز مصاحبهها مشخص شد بسیاری از اطلاعات ارزشمندی که در ذهن مسئولان وجود داشت، در اسناد مکتوب نیست. در این پروژه ما حدود ۲۰ مصاحبه انجام دادیم که بر اساس آن تاریخ آب و فاضلاب تکمیل گردید. البته باید به یاد داشت که هیچ مورخی نمیتواند ادعا کند که توانسته تاریخ را به طور کامل برگرداند یا تمامی ناگفتهها را مطرح کند. در حقیقت، بخشهایی از هر واقعه به مرور زمان از بین میرود. من در این کتاب تلاش کردم تا با تکیه بر کتابها و اسنادی که داشتم، بتوانم زوایای پنهان را با استفاده از تاریخ شفاهی روشن کنم!
گودرزی؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر تاریخ: در ابتدا باید قدردانی خود را از جناب آقای دکتر مرتضی نورائی ابراز نمایم. ایشان وظیفهای بزرگ در ارتقای توجه به تاریخ شفاهی در اصفهان بر عهده دارند. تلاشهای زیادی صورت دادند تا اهمیت تاریخ شفاهی را برای نهادها و سازمانهای مختلف، از جمله دانشگاه، ثابت کنند. بهویژه دانشگاه، یکی از نهادهایی بود که در برابر کوششهای دکتر نورائی مقاومت نشان میداد. ایشان با ایستادگی باعث شدند تا تاریخ شفاهی در دانشگاه اصفهان نیز تدوین شود.
امروز ما مجموعههای گوناگونی از تاریخ شفاهی داریم، هرچند که نمیتوان گفت تاریخ کاملی را به تصویر کشیدهایم، اما روند رو به رشدی داریم. به عنوان مثال، ما اکنون کتابی در زمینه تاریخ شفاهی تحت عنوان «زبان ذوب» داریم که تاریخ شفاهی ذوبآهن اصفهان است. یکی از همکاران ما، دکتر مسیبی، تاریخ شفاهی بانکهای تازهتأسیس را تألیف کردهاند. یکی از پژوهشهای من پیرامون تاریخ شفاهی محلات اصفهان است که تا کنون منطقۀ پنج آن در قالب ۱۳ محله و هشت کتاب در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. جلدهای مختلفی شامل فرحآباد و وحید، حسینآباد، کوی دانشگاه، کوی امام جعفر، کوی سپاهان، سپاهانشهر، باغزرشک، مارنان، جلفای اصفهان، سیچان و پاچنار بخشی از مجموعه این کتابها را تشکیل میدهد. برای من این کار هم لذتبخش و هم دشوار بود. در نهایت به این نتیجه رسیدم که این کار زکات علمی است که باید بپردازم.
طی روزهای گذشته شنیدم آقای دکتر علی قاسمزاده، شهردار اصفهان، از تدوین تاریخ شفاهی محلات اصفهان ابراز خرسندی کردهاند. واقعیت این است که تاریخ شفاهیHorizontally_BOUND_VTokenizer_.tn}
