در ادامه نبردهای دامنهدار رژیم صهیونیستی در نوار غزه، در دویست و بیست و ششمین روز از آغاز حملات، درگیریها بین رزمندگان مقاومت و نظامیان اشغالگر در چندین نقطه این باریکه، به ویژه در اردوگاه آوارگان جبالیا و شرق رفح در جنوب نوار غزه، همچنان ادامه دارد. همزمان، بمبافکنهای رژیم نیز به بمباران مناطق مختلف در شهر رفح مشغول هستند.
همزمان با تشدید جنایات جنگی توسط «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم اشغالگر و شجاعت فلسطینیان در مقاومت، «محمد عبدالفتاح»، در گفتوگویی با روزنامه انگلیسی تایمز، از «افزایش ناامیدی» خود نسبت به اوضاع نابسامان رفح، جایی که بیش از یک میلیون آواره به آن پناه آوردهاند، سخن میگوید.
عبدالفتاح در هفته گذشته، پس از ورود به بیمارستان اروپایی غزه با تیمی متشکل از ۱۹ داوطلب مرتبط با انجمن پزشکی فلسطینی-آمریکایی، از دیدن انبوهی از مردم – به گفته او در حدود هزاران نفر – که در داخل این مرکز درمانی و محوطه آن پناه گرفته بودند، حیرتزده شد.
او به خانوادههایی اشاره میکند که در راهروهای بیمارستان به زندگی ادامه میدهند و حریم خصوصی آنها تنها به پتوهایی که از سقف آویزان شدهاند، محدود میشود.
«محمد عبدالفتاح»، که خاطرات دوران موج دوم کووید-۱۹ همچنان در ذهنش زنده است، در مواجهه با وضعیت بحرانی غزه تحت تأثیر قرار گرفته و از کودکان بیپناهی که در بیمارستان سرگردان هستند و با حالتی اشکبار به زندگی ادامه میدهند، سخن میگوید.
این پزشک، که قرار بود هفته گذشته روز سهشنبه به لس آنجلس برگردد، با وجود این، چند روز اضافی را در رفح گذرانده و وضعیت نگرانکننده بیمارستانها و شرایط بهداشتی نوار غزه را اینگونه توصیف میکند: «مانیتورهای بیماران به طور مداوم صدا میکردند. هیچ راهی برای کنترل عفونت وجود نداشت. صابون و روپوشهای مخصوص در دسترس نبود. مگسها و حشرات در سرتاسر محیط منتشر بودند و بر روی زخمها نشسته بودند و کارکنان درمانی نیز در حالت خستگی و بیحالی به سر میبردند.»
<img class="image_btn lazyload" style="margin:0px auto;display:block;" title="روایت پزشک لسآنجلسی از رنجی که مردم غزه میکشند” src=”https://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1403/2/30/19340088_107.jpg” alt=”روایت پزشک لسآنجلسی از رنجی که مردم غزه میکشند” width=”500″ height=”300″/>
یکی از نخستین بیماران محمد، دختربچهای شیرخواره بود که پایش بر اثر برخورد ترکش به شدت آسیب دیده و تا استخوان باز شده بود. همچنین دختری کوچک دیگر وجود داشت که ضربهای به سرش وارد شده و مادرش در نزدیکی او مکرراً میگفت: «ای کاش من جای دخترم بودم.»
عبدالفتاح و تیم پزشکی همراهش تقریباً دو هفته پیش به مقصد قاهره از فرودگاه بینالمللی لس آنجلس پرواز کردند و پس از رسیدن به پایتخت مصر با حدود ۲۵۰ چمدان حاوی دارو، محصولات بهداشتی مخصوص زنان، قرصهای تصفیه آب، شکلات و آبنبات، کتابهای رنگآمیزی و سایر اقلام ضروری، با ورود به رفح این جعبههای حیات را به دلیل بحران بهداشت روانی در منطقه به ارمغان آوردند.
این گروه مقابل تابلو «من عاشق غزه هستم» ایستادند و عکسی به یادگار گرفتند؛ جایی که عبدالفتاح خرسند بود و با خود گفت: «اینجا همان جایی است که میخواستم باشم.»
در ادامه، این پزشک تجربیات خود از وضعیت بغرنج غزه را به تصویر میکشد و بیان میکند که در بیمارستان اروپایی این باریکه، صدای انفجارهای ناشی از حملات هوایی «غیرقابل اجتناب» شده است. پهپادها بیوقفه در بالای سر آنها وحشت بوجود میآوردند و جراحات ناشی از عفونت و کمبود تجهیزات به شدت تشدید میشد.
او همچنین به تاریخ ۶ مه (۱۷ اردیبهشت) که حماس شروط آتشبسی که از سوی میانجیگران قطری و مصری پیشنهاد شده بود را پذیرفت، اشاره میکند و بیان میکند که کودکان خوشحال شدند، آتشی برپا کردند و آواز خواندند؛ اما در عرض یک ساعت، صداهای انفجار در دوردستها به گوش رسید، بمباران بدون وقفه ادامه پیدا کرد و خبری از آتشبس نشد.
عبدالفتاح شنیده بود که تانکهای صهیونیستی با بیرحمی تمام از روی علامت «من عاشق غزه هستم» عبور کردند و امدادگران سازمان ملل که برای یاری رساندن به بیمارستانی که او در آنجا مستقر بود، آمده بودند، بهطور مداوم تحت حمله قرار میگرفتند و یکی از آنها در این میان جان خود را از دست داد و دیگری نیز مجروح شد.
او تأکید میکند: «مردم غزه در طول هفت ماه گذشته زخمهای روحی فراوانی را متحمل شده و با آنها دستوپنجه نرم میکنند. آنها داستانهایی برای بیان دارند؛ از خانههایی که نابود شدهاند و خانوادههایی که سوگ عزیزانشان را به دوش میکشند و بارها مجبور به کوچ اجباری شدهاند و هیچ جای امنی برای زندگی نیافتهاند.»
