روزنامه خراسان گزارش داد: حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده شاهینشهر، از آمادهشدن طرح سهفوریتی برای خروج ایران از NPT خبر داده و چند تن از نمایندگان نیز آن را امضا کردهاند. همچنین در بیانیهای که میثم ظهوریان، نماینده مشهد، منتشر کرده، بهطور واضح آمده است: «زمان خروج از NPT برای ایران فرا رسیده است.» روزنامه کیهان نیز با مواضع قاطع خود، حمایت کاملش را از این خروج اعلام کرده است. در سطح ائمه جمعه، محسن حیدری در اهواز و حسین مظفری در قزوین خواستار تجدید نظر در ادامه عضویت کشور در این پیمان شدهاند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز هشدار داده که اقدامات مخرب آژانس بینالمللی انرژی اتمی، کشورها را بهسمت خروج از NPT هدایت میکند.
در نگاه اول، این مواضع بهعنوان واکنشی انقلابی و بازدارنده در برابر دشمن محسوب میشوند، اما با توجه به ذرهبین کردن این رویدادها، تصویری نگرانکننده بهوجود میآید. ایالات متحده و اسرائیل بهطرز عمدی به تحریک فضای سیاسی ایران میپردازند تا ایران با استفاده از زبان خود، بهنوعی بیانیه تهدیدش را تکمیل کند.
تلآویو برای اجرای حمله مجدد، صرفاً به اطلاعات ماهوارهای و گزارشهای آژانس نیاز ندارد، بلکه به مدارک مستند برای نشاندادن تصمیم ایران در راستای ساخت سلاح هستهای نیز احتیاج دارد. آنها نیازمند مجموعهای از بیانات مقامات، نمایندگان و رسانههای ایرانی هستند که بتوانند در شورای امنیت، کنگره آمریکا و رسانههای بینالمللی بهعنوان شاهدی معتبر از قصد تهران برای عبور از مرزهای هستهای ارائه دهند. در شرایطی که ترامپ از رصد کوه کلنگ و احتمال حمله مجدد سخن به میان میآورد، نتانیاهو ادعای تلاش ایران برای بازسازی توان هستهای را مطرح میکند و آمریکا مانع از حضور محمد اسلامی در وین میشود، باید متوجه بود که همۀ این رفتارها را نباید صرفاً بهعنوان فشاری علیه ایران در نظر گرفت. بلکه بخشی از این استراتژی بهطرز مهندسیشدهای به واکنش تهران مربوط میشود.
هدف، سوقدادن فضای داخلی ایران به سمت تولید ادبیات رادیکال در خصوص آزمایش بمب، تغییر دکترین هستهای و خروج فوری از NPT است. متأسفانه، بخشی از جریانات سیاسی و رسانهای در داخل کشور، دقیقاً در این زمین بازی میکنند؛ بهطوری که گویی هر چه بیانات تندتر باشد، واکنش انقلابیتری را بهدنبال دارد و هر تهدید بزرگتر، بازدارندگی بیشتری را ایجاد میکند. درحالیکه در عرصۀ سیاست امنیتی، یک جملهای که بهمنظور مصرف داخلی گفته میشود، ممکن است به پیوست حقوقی بمبهای دشمن تبدیل گردد.
لحظه خروج چه زمانی است؟
لحظه خروج از NPT، هنگامی است که سلاح هستهای تولید و آزمایش شده باشد. پیش از آن، اعلام خروج تنها بهمعنای داشتن آش نخورده و دهان سوخته است. ایران همۀ هزینههای سیاسی، حقوقی و امنیتی یک کشور هستهای را متقبل میشود، بیآنکه توان بازدارندگی واقعی حاصل از سلاح هستهای را کسب کرده باشد.
خروج پیش از دستیابی به نقطۀ بازدارندگی، نهتنها نمایش قدرت نیست، بلکه نشاندهندۀ تصمیمی زودهنگام و دادن فرصت به دشمن برای عمل میباشد. این اقدام یک شمارش معکوس رسمی را ایجاد کرده و شورای امنیت را درگیر میسازد؛ این در حالی است که آژانس از نقشی که بهعنوان نهاد متهم به جاسوسی داشته، به مدعی «مهار اشاعه» تبدیل میگردد و ایالات متحده قادر خواهد بود حمله خود را نه بهعنوان ادامه جنگ با ایران، بلکه بهعنوان اقدامی برای جلوگیری از گسترش سلاح هستهای توجیه کند. چنین گزینهای به اهمیت خروج از NPT باید با تدبیر و دوراندیشی همراه باشد؛ نه با بیانیه، مصاحبه و نطقهای پیشخور. اگر چنین تصمیمی روزی شکل گیرد، دشمن نباید از قبل و بهمدت ماهها از زمان، جهت و منطق آن از زبان مسئولان ایرانی مطلع باشد.
هدیهای که به واشنگتن داده میشود
تا به امروز، یکی از عمدهترین موانع ایالات متحده در شورای امنیت، مواضع روسیه و چین بوده است. مسکو و پکن بهدلیل اینکه ایران عضو NPT است، حق استفاده از فناوری صلحآمیز هستهای دارد و ایالات متحده خود با خروج از برجام و از طریق اقدام نظامی بحرانزا شده است، از ایران حمایت کردهاند.
خروج رسمی ایران، بخشی از این استدلال را بهطرز قابل توجهی از بین خواهد برد. درحالیکه روسیه و چین مخالف یکجانبهگرایی آمریکایی هستند، آنها از فروپاشی نظام منع اشاعه نیز حمایت نمیکنند. خروج ایران میتواند احتمال استفاده آنها از حق وتو در قطعنامههای آتی را ملغی کند یا حداقل کار را بسیار دشوار سازد. در چنین حالتی، مناقشه به سمت «ایران در برابر نظام جهانی منع اشاعه» تغییر جهت خواهد داد.
این دقیقاً همان تحولی است که نتانیاهو بهدنبال آن است. اسرائیل سالها کوشیده تا قلمرو مساله ایران را از یک اختلاف سیاسی به تهدیدی جهانی برای امنیت تبدیل کند. خروج تهران از NPT، بدون بهدست آوردن توان واقعی بازدارندگی هستهای، این پروژه را بهسادگی تکمیل خواهد کرد.
وضعیت خاکستری؛ کمهزینهتر و مؤثرتر
حقیقت این است که ایران در حدود ۱۵ ماه گذشته، عملاً اکثر تعهدات پادمانی خود را بهاجرا درنیاورده است. دسترسی آژانس به تأسیسات اصلی محدود یا متوقف شده، اطلاعات مورد نیاز درباره ذخایر و فعالیتها در اختیار بازرسان قرار نگرفته و دید نظارتی آژانس بهطرز چشمگیری کاهش یافته است.
ایران بدون اینکه بهطور رسمی و پرهزینه از NPT خارج شود، بخش قابل توجهی از دستاوردهای عملی آن را بهدست آورده است: آژانس قادر به دسترسی پیشین نیست، ولی تهران همچنان از پوشش حقوقی عضویت در NPT و حمایتهای سیاسی روسیه و چین بهرهمند است. خروج رسمی، این وضعیت خاکستری مفید را نابود میکند، بدون آنکه امتیاز استراتژیک تازهای را بهدست آورد.
چرا باید چیزی را که اکنون با هزینهای محدود بهدست آوردهایم، با پرداخت هزینههای سیاسی و امنیتی حداکثری رسمی کنیم؟ چرا باید ابهامی را که محاسبات دشمن را پیچیده کرده، به یک اعلام رسمی و استنادی تبدیل کنیم؟
از حمله متعارف تا ساختن مجوز حمله هستهای
خطر تنها به حمله مجدد به تأسیسات هستهای محدود نمیشود. ایالات متحده و اسرائیل میتوانند خروج ایران، ادعاهای مربوط به ساخت بمب و تهدیدات به آزمایش هستهای را به زنجیرهای از تبلیغات تبدیل کنند که در نهایت زمینه لازم برای حمله هستهای محدود به مراکز زیرزمینی، نظیر کوه کلنگ، را فراهم میآورد.
خروج از NPT بهلحاظ حقوقی دلیلی برای حمله هستهای نیست؛ اما سیاست قدرت فقط توسط متون حقوقی هدایت نمیشود. ایالات متحده پیش از هر حملهای، ابتدا بهسوی ساختن روایت مشروعیت آن میرود. اگر ایران بهعنوان کشوری معرفی شود که از NPT خارج شده، بازرسان را کنار گذاشته، از آزمایش بمب سخن میگوید و بهسوی تسلیحاتیشدن حرکت میکند، ایالات متحده سعی خواهد کرد حمله به تأسیسات عمیق و زیرزمینی را بهعنوان آخرین گزینه برای متوقفکردن یک تهدید فوری جا بزند. در چنین شرایطی، سخنان تند داخلی دیگر مصرف داخلی نداشته و بخشی از پرونده توجیهی پنتاگون خواهند شد.
بازدارندگی با تندگویی و تهدید ایجاد نمیشود. گاهی اوقات سکوت، ابهام و پنهانداشتن زمان تصمیم، بسیار تأثیرگذارتر و رادیکالتر از حملات هیجانی است. کسی که پیش از دستیابی به سلاح از خروج سخن میگوید، دشمن را نمیترساند؛ بلکه او را برای عمل پیشدستانه هوشیار میکند. ضمن آنکه نمیتوان نادیده گرفت که برخی جریانات این مسأله راهبردی را نه از جنبه امنیت ملی، بلکه برای کسب امتیازات سیاسی، تولید دوقطبی و بهرهبرداری در رقابتهای داخلی مطرح میکنند.
امروز ایالات متحده و اسرائیل در تلاشند ایران را وادار کنند از وضعیت خاکستری خارج شود، حمایت روسیه و چین را از دست بدهد، خود را بهعنوان متهم قرار دهد و مستندات تولید حمله بعدی دشمن را فراهم کند. تأسفبار است که برخی در داخل، با تصور نمایش اقتدار، عین جملاتی را به زبان میآورند که اتاق جنگ روانی نتانیاهو به آن نیاز دارد. لحظه خروج باید بهعنوان زمانی ثبت شود که سلاح طراحی، ساخته و آزمایش شده باشد؛ نه زمانی که هنوز دشمن فرصت حمله پیشدستانه قبل از رسیدن ایران به بازدارندگی داشته باشد.
17302
