پس از اعلام قطعنامه، عراق ایران این اقدام را مورد تأیید قرار داد و از شورای امنیت قدردانی کرد. با این حال، وزارت امور خارجه ایران در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۶۶ با صدور بیانیهای در پی ناعادلانه خواندن قطعنامه، به تناقضات موجود در بندهای آن و عدم اشاره به آغازگر جنگ اعتراض کرد. علیرغم این انتقادها، ایران این قطعنامه را یکی از بهترین نمونهها از قطعنامههای سازمان ملل تا آن تاریخ میدانست. بسیاری از مفاد این قطعنامه به نوعی نمایانگر خواستههای ایران برای پایان جنگ بود که تجدید نظر شده بودند.
طبق گزارش ايسنا، به دنبال آغاز جنگ از سوی عراق، جمهوری اسلامی ایران پیوسته در تلاش بود تا تجاوز را متوقف ساخته و جنگ را به پایان برساند. عراق نیز در صدد بود تا آتشبس را به ایران تحمیل کرده و جنگ را به نحوی به اتمام برساند که بخشهایی از خاک ایران همچنان تحت کنترلش باقی بماند.
پس از فتح خرمشهر، جدیت در پایان جنگ برای هر دو کشور افزایش یافت. عراق تلاش کرد با اعلام آتشبس، ایران را مجاب به پذیرش خواستههایش کند و معاهده ۱۹۷۵ را بیاعتبار اعلام نماید. این کشور همچنین درپی آن بود که از طریق مذاکره پیمان مرزی جدیدی با ایران به امضا برساند.
جمهوری اسلامی در عوض، خواستار مشخص ساختن متجاوز بر اساس معاهده الجزایر و دریافت خسارات ناشی از جنگ بود. آنها همچنین تلاش میکردند با مجازات متجاوز، احتمال تکرار حمله به ایران در آینده را کاهش دهند.»[۱]
زمانی که ایران به عنوان پیروز جنگ نمیتوانست به تحقق خواستههای مشروعش امیدوار باشد، ناگزیر دست به ادامه جنگ زد و پیشرفتهایی در اشغال بخشی از خاک عراق و اعمال فشار بر رژیم بعثی به منظور دستیابی به حقوق خود به عمل آورد. این مسئله بهویژه موجب نگرانی متحدان صدام، به ویژه آمریکاییها، که نمیخواستند توازن قدرت در منطقه به نفع جمهوری اسلامی برهم بخورد، شد.
«ویلیام کوانت مشاور امور خاورمیانهای شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، هدف تلاشهای قدرتهای بزرگ جهانی (آمریکا و شوروی) را تغییر موازنه قوا و جلوگیری از پیروزی ایران اعلام کرد. او گفت: واضح است که دو ابرقدرت علیرغم رقابتهای خود (در قالب جنگ سرد)، برای تغییرات عمده در توازن قوا در این منطقه توافق نظر دارند و به بیان دیگر، نمیخواهند شاهد پیروزی بزرگ ایران باشند.»[۲]
«قدرتهای بزرگ پس از آن که عملیاتهای والفجر ۸ و کربلای ۵ را تحولی مهم برای ایران در جبهه نظامی ارزیابی کردند، دریافتند که ممکن است ایران جنگ را ببازد. پس از تصرف فاو، ارتش عراق نشان داد که از توان و قدرت دفاعی سابق برخوردار نیست و ایران قادر به انجام عملیاتهای بزرگتر خواهد بود و ممکن است کنترل جنگ از دست قدرتهای بزرگ خارج شود.
افزایش تنش در جنگ نفتکشها در خلیجفارس نگرانیهای بینالمللی را نسبت به عواقب جنگ برای تأمین انرژی جهانی به وجود آورد. شدت جنگ در دریا و واکنشهای متقابل ایران، باعث آغاز بحثی در شورای امنیت سازمان ملل برای آغاز مقدمات صدور قطعنامهای به منظور پایان جنگ شد.
تهیه پیشنویس قطعنامه ۵۹۸ از پاییز سال ۱۳۶۵ آغاز گردید. این پیشنویس در شرایطی آماده شد که ایران بر میدان جنگ تسلط داشت و به لحاظ نظامی در موقعیت برتری قرار داشت. فاو، جزایر مجنون، حلبچه، حاج عمران و بخشهای وسیعی از نوار مرزی در کنترل ایران بودند.
کشورهای بزرگ جهانی که به تدوین این قطعنامه پرداخته بودند، هدفی فراتر از ادعای پیروزی ایران داشتند و به دنبال جلب نظر این کشور برای پذیرش قطعنامه بودند. این قطعنامه نتیجه نه ماه دیپلماسی میان کشورهای آمریکا، شوروی، عراق، عربستان، فرانسه، انگلستان، آلمان و چند کشور دیگر بود.
در تصویب قطعنامه ۵۹۸ هیچگونه مشورتی با جمهوری اسلامی ایران که طرف اصلی درگیر بود، صورت نگرفت. این عمل نشاندهنده نگرانی جامعه جهانی از ادامه جنگ از سوی ایران بود.»[۳]
بندهای مهم این قطعنامه که در تاریخ ۲۹ تیرماه سال ۱۳۶۶ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید، شامل موارد زیر است:
«بند ۱- درخواست میکند که بهعنوان گام نخست برای حل و فصل اختلافات از طریق مذاکره، ایران و عراق به آتشبس فوری تن در دهند و کلیه عملیات نظامی در زمینههای زمینی، دریایی و هوایی را متوقف کنند و بدون درنگ نیروهای خود را به مرزهای مشخص بینالمللی بازگردانند.
بند ۳- بهطور جدی میخواهد که اسیران جنگی آزاد شده و پس از قطع مخاصمات موجود، مطابق کنوانسیون سوم ژنو مورخ ۱۲ اوت ۱۹۴۴، بدون تأخیر به کشور خود بازگردانده شوند.
بند ۶- از دبیر کل درخواست خواهد شد تا با مشورت ایران و عراق، موضوع تفویض اختیار به هیئتی بیطرف برای تحقیق در مورد مسئولیت منازعه را بررسی کند و در اسرع وقت به شورای امنیت گزارش دهد.
بند ۷- ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نیاز به تلاشهای بازسازی با کمکهای بینالمللی پس از پایان درگیری، تصدیق میگردد و از دبیر کل درخواست میشود که یک هیئت کارشناسان برای ارزیابی موضوع بازسازی و گزارش به شورای امنیت تعیین نماید.»[۴]
«این قطعنامه که برای نخستین بار در چهارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل صادر شد و اجرای آن برای هر دو کشور ضرورت داشت، مانند قطعنامههای پیشین بهصراحت به کشور متجاوز و آغازگر جنگ اشاره نکرد. همچنین مسائل مربوط به خسارات و غرامت جنگ نیز به صورت شفاف در آن مطرح نشده بود. به نظر میرسد برخی از امتیازات موجود در این قطعنامه به نوعی با خواستههای جمهوری اسلامی همراستا بوده، اما هر دو کشور به طور مساوی مقصر جنگ محسوب شده بودند.
بهطور نمونه، در خصوص تأسیس صندوقی برای جلب کمکهای کشورهای دیگر به منظور جبران خسارات، مقرر شد که دو کشور به صورت یکسان از کمکهای ارایه شده بهرهمند شوند و از نظر حقوقی هیچ تمایزی بین متجاوز و قربانی تجاوز قائل نشده بودند.»[۵]
«روزنامه پاکستانی مسلم در تحلیل خود از قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، اقدامات شورا را در این مقطع زمانی جای سوال دانسته و بر سکوت این شورا در برابر تجاوز عراق به ایران در سال ۱۳۵۹ تأکید میکند. این روزنامه مینویسد: “چگونه شورای امنیت در بیانیهای که به هنگام تجاوز عراق به ایران منتشر شد، خواستار خروج نیروهای عراقی نشد، اما اکنون که نیروهای ایرانی نتایج مثبتی از خاک عراق به دست آوردهاند، خواستار خروج نیروهای ایرانی شده است؟” این نشریه در نهایت نتیجهگیری میکند که شورای امنیت سازمان ملل بیطرف نبوده و از عراق حمایت میکند.»[۶]
«در زمان تنظیم و تصویب قطعنامه ۵۹۸، دبیرکل سازمان ملل از دو کشور ایران و عراق خواست نظراتشان را درباره مفاد اولیه آن اعلام کنند.
در آن زمان، فضایی برای بررسی قطعنامه و فعالیتهای دیپلماتیک در وزارت امور خارجه ایران وجود نداشت. ایران به طور فعال در مذاکرات مربوط به آن شرکت نکرد. شاید اگر ایران به شکل فعالتری با شورای امنیت سازمان ملل همکاری میکرد، میتوانست نقش موثرتری در تصویب قطعنامه ایفا کند و این قطعنامه را به شکل مناسبتری به نتیجه برساند.
بنابراین پیشنویس قطعنامه در غیاب ایران و با مشارکت فعال دولت عراق و به نفع این کشور طراحی و تصویب شد. در حالی که ایران در اوج قدرت نظامی خود قرار داشت، محتوای این قطعنامه به نفع عراق بود.
پس از صدور قطعنامه، عراق آن را پذیرفت و از شورای امنیت قدردانی کرد، اما وزارت امور خارجه ایران در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۶۶ طی بیانیهای، این قطعنامه را ناعادلانه خواند و به تناقضات مندرج در بندهای آن و عدم ذکر شروعکننده جنگ اشاره کرد.
با این حال، ایران این قطعنامه را به لحاظ تاریخی بهعنوان یکی از بهترین نمونههای قطعنامههای سازمان ملل بعد از آغاز جنگ تحمیلی تلقی کرد. بسیاری از بندهای این قطعنامه بهنوعی خواستههای ایران، هرچند تعدیلشده، برای پایان جنگ را شامل میشد.»[۷]
«به واقع، ایران کارکردی دوگانه را در پیش گرفت که مبتنی بر نه رد و نه قبول قطعنامه بود و از سپتامبر ۱۹۸۷ (شهریور ۱۳۶۶)، تمایل خود را برای ورود به فرایند مذاکرات سیاسی خاتمه جنگ بدون تعهد مستقیم به پذیرش قطعنامه نشان داد. اما همزمان تلاش میکرد تا مذاکرات را به نحوی مدیریت کند که از یک سو مانع از تصویب قطعنامههای تحریمی گردد و از سوی دیگر، فرصتهای بیشتری برای تأثیرگذاری بر نتایج نبرد فراهم آورد.»[۸]
«بدین ترتیب، ایران قطعنامه را رد نکرد و پس از دو ماه از تصویب آن را بهصورت مشروط پذیرفت، اما بهمنظور حفظ روحیه رزمندگان، از اعلام رسمی پذیرش آن خودداری کرد تا فرصت مذاکره را از دست ندهد.
شاید اگر ایران نگرش فعالتری به قطعنامه داشت، متن آن میتوانست بهتر از آنچه که تدوین شده، باشد. در صورتی که دستگاه دیپلماسی ایران با ارزیابی صحیح، قطعنامه را در بهترین موقعیت خود بپذیرفت، کارآیی آن از تاریخ پذیرش تا کنون بیشتر میشد.»[۹]
منابع:
[۱] علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق (جلد دوم)، تهران، نشر مرزوبوم، چاپ اول، ۱۳۹۵، صفحه ۳۵۳
[۲] جمعی از نویسندگان، روزشمار جنگ ایران و عراق (جلد چهل و نهم)؛ تصویب قطعنامه ۵۹۸ زمینههای سیاسی و نظامی، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول ۱۳۸۷، صفحه ۳۷۷
[۳] علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق (جلد دوم)، تهران، نشر مرزوبوم، چاپ اول، ۱۳۹۵، صفحات ۳۵۴، ۳۵۵، ۳۵۶
[۴] خرمی، محمدعلی، جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل متحد (جلد ششم)، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول، ۱۳۸۸، صفحات ۳۰۴ و ۳۰۵
[۵] علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق (جلد دوم)، تهران، نشر مرزوبوم، چاپ اول، ۱۳۹۵، صفحات ۳۵۹ و ۳۶۰
[۶] جمعی از نویسندگان، روزشمار جنگ ایران و عراق (جلد چهل و نهم)؛ تصویب قطعنامه ۵۹۸ زمینههای سیاسی و نظامی، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول ۱۳۸۷، صفحه ۶۶۷
[۷] علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق (جلد دوم)، تهران، نشر مرزوبوم، چاپ اول، ۱۳۹۵، صفحات ۳۶۳، ۳۶۵
[۸] فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق، (شماره ۸)، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، زمستان ۱۳۹۲، صفحه ۸۷
[۹] علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق (جلد دوم) صفحه ۳۶۵
