پزشکان و متخصصان در زمینه مغز و اعصاب همواره بر لزوم شناسایی سریع علائم تأکید میکنند، چرا که این امر میتواند به دسترسی به مراقبتهای بهینه و حمایتهای مؤثرتر از بیماران و خانوادههای آنان منجر شود. در این بین، تغییرات در نحوه صحبت و الگوهای زبانی از جمله نشانگرهای عمده و ابتدایی برای شناسایی زوال عقل به حساب میآید. بر اساس اطلاعات منتشرشده در Science Alert، پنج نشانه اصلی گفتاری که باید با دقت مورد توجه قرار گیرند، به شرح زیر است:
۱. مکثها و تردیدهای مکرر
اختلال در یافتن و یادآوری واژههای مناسب میتواند منجر به بروز مکثهای طولانی در گفتار شود. فرد ممکن است برای پر کردن این فواصل کلامی (gaps)، به استفاده مکرر از عبارات مبهم و کلی مانند «آن چیز» یا «چیز را» روی آورد و یا در توصیف واژه مورد نظر خود دچار سردرگمی مکرر گردد.
۲. جایگزینی نادرست کلمات
در این وضعیت، بیمار ممکن است کلمه درست را با واژهای نادرست اما مرتبط جابجا کند؛ بهعنوان مثال، بهجای «یخچال» بگوید «اجاق» یا برای اشاره به «میز» از واژهای عمومیتر همچون «وسیله» استفاده کند.
۳. گفتوگو به جای عمل
فرد در انجام کارهای روزمره و عادی دچار مشکل میشود، اما بهجای انجام عمل، تمایل دارد فقط درباره این کارها صحبت کند یا بهطور مکرر از توانایی خود برای انجام آنها تردید کند.
۴. فقر واژگان و تکرار
دامنه واژگان فرد بهطور قابل توجهای محدود شده و به استفاده از کلمات ساده و تکراری تمایل دارد. او به منظور پیوند جملات، بیش از حد به حروف ربطی همچون «و» و «اما» وابسته میشود.
۵. دشواری در بازیابی کلمات
بیمار در یادآوری اشیاء آشنا یا واژگان مربوط به دستههای مشخص (مانند نام میوهها یا حیوانات) با چالش جدی مواجه میگردد. این علامت بهاندازهای مشخص است که گاه بهعنوان یک آزمون ابتدایی برای غربالگری اختلالات شناختی مورد استفاده قرار میگیرد.
کارشناسان حوزه علوم اعصاب تأکید دارند که شناسایی و تشخیص این علائم در مراحل اولیه میتواند مقدمهای برای اقدام پزشکی بهموقع باشد. این نوع مداخله نهتنها میتواند کیفیت زندگی بیماران را ارتقا دهد، بلکه قادر است روند پیشرفت بیماری را نیز به تأخیر بیندازد.
