دوشنبه 4 خرداد 1405

ستاره‌ای که در ویرانه‌های یخ‌زده شوش، گریه‌کنان سگ را در آغوش گرفته بود

سرنوشت پسر موطلایی در زندگی به طرز تلخی رقم خورد. وی به بیماری اعتیاد به کوکائین گرفتار شد و پس از آن مرفین او را به دام کارتن‌خوابی در گوشه‌ای از میدان شوش انداخت. آقا دهداری، اگر بدانید که حال این شاگردتان چه حال و روزی است! زمانی که داود در عمیق‌ترین حالت کارتن‌خوابی خود، رهایی یافته و تصمیم به سفر به شمال کشور گرفت. در آنجا، در مازندران، به یاد همایون سرطلایی افتاد که نخستین بار او را به آلن راجرز معرفی کرده بود.

طبق گزارش هفت صبح، داود و همایون در یکی از رستوران‌های پایتخت ملاقات کردند و آقای عبده قراردادی پیش روی او گذاشت تا با امضای آن به جمع بازیکنان پرسپولیس بپیوندد. اکنون داود با این پرسش روبرو بود که چگونه خبر به پیوستن خود به تیم سرخپوشان را به پرویزخان بدهد؟ همایون بلافاصله به او گفت: «این بار سختی را به من واگذار کن.» اما داود از آنچه در پیش رو داشت بی‌خبر بود و نمی‌دانست که این پیوستن به ایران او را به سمت دره‌ای عمیق خواهد کشاند. با گذشت زمان به این فکر افتاد که اگر در تیم گارد تحت سرپرستی پرویزخان باقی می‌ماند، شاید سرنوشت دیگری می‌داشت.

ای سگان خیابانی، آیا می‌دانید که آن زیباترین پسر تاریخ فوتبال ایران که در یخبندان‌ها به شما پناه داد، چگونگی آغاز سقوط را نمی‌دانست؟ همان شبی که داود قرارداد پرسپولیس را امضا کرد، آقا دهداری به سرعت خود را به خانه‌اش رساند و تنها یک موعظه به او کرد: «داود، هنوز وقتش نیست که به پرسپولیس بروی. ممکن است در میان بازیکنان بزرگ این تیم، نادیده بمانی.» اما کار از کار گذشته بود.

داود که قبلاً به تیم ملی دعوت شده و در مقابل رومانی بازی کرده بود، حالا به نیمکت پرسپولیس زنجیر شده بود و پس از دو سال و نیم حضور در این تیم، زمانیکه دوباره به گارد محبوبش برگشت، دیگر نه قدرتی داشت و نه نیرویی. آلودگی از نیمکت‌نشینی‌اش در پرسپولیس آغاز شد و نه تنها ورزش او بلکه جوانی‌اش را در مسیر نابودی قرار داد. روندی که با پک‌های اولیه استارت شد. هواداران پرسپولیس او را پس از بازی‌ها سوار بر خودروهایشان به مهمانی‌های مجلل می‌بردند و او از آن نمی‌دانست که این آغاز غرق شدن در چاله‌های خطرناک است.

در همین مهمانی‌های پر زرق و برق بود که با «کوک» آشنا شد. او مانند کبکی در برف پنهان شد و همه از رنگ زرد رخسارش متوجه شدند که چه بلایی بر سرش آمده است. اما تنها روح بزرگ پرویزخان بود که به فریادش رسید و با اینکه هرگز نمی‌خواست بازیکنی بی‌انضباط و بی‌تمرین را در ترکیب اصلی قرار دهد، برای او استثنایی قائل شد تا بلکه انگیزه‌ای دوباره به دست آورد. بچه‌های گارد اعتراض می‌کردند ولی دهداری به آنها می‌گفت: «او باید بازی کند تا بیش از این در قعر نرود.»

حالا دیگر همسرش نیز او را ترک کرده و به فرانسه رفته بود. همسر دومش وقتی از اعتیاد او مطلع شد، او را ترک کرد. در روزهای کارتن‌خوابی در یکی از خرابه‌های شوش، روزی با ظاهری پاره‌پوره و شکسته‌نفس، تصمیم به راهی به نمایشگاه سورتمه پروین گرفت. اما کسی او را نشناخت و با بی‌احترامی بیرونش کردند. ای خدای بزرگ، نوری که در ظلمت به دل داود تابید از کدام کعبه بالا آمده بود؟

داود که در آن زمان چنان به مرز به شدت ضعیف رسید که وزنش به سی کیلو هم نمی‌رسید، به زودی باید به جمع شرکت‌کنندگان مهمانی ملحق می‌شد و به دنیای تاریک فرو می‌رفت. اما ناگاه آن نور خاصی که به چشمش تابید به او گفت: «پسر، حال و روزت چه شده است؟» داود با آن نور گفتگو کرد و با اشک گفت: «آه، من به آخرین مرحله انهدامم رسیده‌ام.»

حالا اما پس از گذشت بیست سال، داود از حرکت به سمت فنا نجات یافت و به پاکی رسیده بود. او کم‌کم روی به زندگی آورد و دیگر به آن مردی که در خیابان‌ها فرو می‌افتاد و مردم به اشتباه او را مرده فرض می‌کردند، شباهتی نداشت. خداوند روح پرویزخان دهداری را با نور ببرد، زیرا او تنها کسی بود که در اوج مشکلاتش به فکر نجات شاگرد موطلایی‌اش افتاد.

زمانی که پرویزخان در بستر مرگ قرار داشت، به مهدی مناجاتی سپرد: «به داود توجه کن» و چنان شد که سرهنگ او را در ویرانه‌ها پیدا کرد و به خانه‌اش پناه داد. اما داود روزی از او نیز گریز زد. در اوج تاریکی‌ها و تلخی‌ها اما با کمک کلاس‌های ترک اعتیاد از گزند اعتیاد وحشتناک نجات یافت و با همسر سومش که اهل ارومیه بود ازدواج کرد و زندگی جدیدی را در مازندران آغاز کرد.

 چه کسی می‌توانست تصور کند که سرگذشت دردناک یل ۲۵ ساله کشتی ایران که قرار بود «کارلین» ما باشد، به بن‌بستی منجر شود که چاره‌اش را در شتاب به سوی عزرائیل بیابد و با بلعیدن چندین قرص برنج در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه به پایان خود برسد. آیا زمان می‌تواند از آغاز درخشش او تا ماجرای قتل غیرعمدش و محکومیت به زندان، چنین کوتاه باشد؟

شاید آنهایی که درباره نام افراد و نقش آن‌ها در زندگی نظریه‌پردازی می‌کنند، از ساخت این جناس که «قربانی» قربانی شد لذت می‌برند، اما او قربانی غریبی بود. قربانی شهرت، قربانی یک اشتباه لحظه‌ای. قربانی خود. قربانی جامعه. شاید می‌توانست از زمان اعدام در زندان تاب بیاورد، اما روزی که برادرش از زندان آزاد شد و او حس کرد جامعه کاملاً او را فراموش کرده است، به خود گفت: مگر چه فرقی بین انتحار و اعدام وجود دارد؟

پایان هر دو به زبانی است که از حلق بیرون می‌آید و بدنی که در حال شستن است. چنین شتاب‌زده و از ناامیدی مطلق به سوی مرگ شتافتن، او را از تحمل کردن تا شب اعدام بازداشت. حد تحمل پسری که بین سال‌های 2007 تا 2011 در کشتی فرنگی ایران درخشید و مدال‌های بسیاری را به ارمغان آورد، در زندان تمام شد. اگر دوپینگ نخستین لگد را به ریشه‌اش زد، آن دعوای ناگهانی در کنار چشمه تیرخلاص، زندگی‌اش را نابود کرد. در بازگشت از شکار در حومه کرمانشاه، بابک و برادرش در حین شنا در یکی از آب بندها به خانواده‌ای برخورد کردند و در این حین بابک به اشتباه با شلیک تفنگ شکاری خود، جوانی ۲۵ ساله را به قتل رساند و خود نیز قربانی آن درگیری شد.

زمانی که او با جنازه حریفش روبرو شد، احساس ندامت در دلش انباشته شد. آن روز به طور نامطلوبی برای ترساندن حریفی که حین درگیری با برادرش محمد با وی مواج شده بود، تیراندازی کرد و این شلیک نادرست به جایی برخورد کرد و به قلب جوانی رسید که او نیز مادر داشت. بابک قربانی که نامش بعد از طلای بازی‌های آسیایی گوانگژو بر سر زبان‌ها افتاد، بعد از آن مدال‌های خوشرنگ دیگری نیز کسب کرد؛ اما زمانی که خبر قتلش در رسانه‌ها منتشر شد، بسیاری از ورزشکاران برایش اشک ریختند.

او که بجای اعزام به المپیک، به زندان افتاده بود، کدام یک از شما شب‌های جوانی خود را با انتظار اعدام صبح کرده‌اید که بدانید او در آن زمان چه احساسی داشت؟ تراژدی آنقدر عمیق بود که جامعه کشتی دست به کار شد تا از خانواده مقتول رضایت بگیرد. برخی از آنها حتی به کرمانشاه رفتند و عبدالله موحد، ستاره و شاعر معروف کشتی ایران به دیدار خانواده داغدار رفت.

اما هنوز خون مقتول تازه بود و آنها نتوانستند دلشان را از طناب‌های دار جدا کنند. بابک دو سال را در زندان گذراند. همان عقاب بیستون که روزگاری رویاهایش فقط حول محور طلای المپیک می‌چرخید. روزی که «خبر خودکشی قهرمان کشتی بر اثر مسمومیت دارویی» بر تیترهای روزنامه‌ها آمد، مادران بیستون نمی‌دانستند که آیا باید استروئیدها را که او را دوپینگ کرد نفرین کنند یا قرص برنجی را که او را به خودکشی کشاند؟ باید جامعه کشتی را به خاطر بی‌توجهی او مقصر بدانند یا عصبیت خفته در جوانان عصر را یا آن غسال پیر را که او را به خاک می‌سپرد؟

 کشتی‌گیر بدبخت و سیه‌روزی که زمانی علیرضا حیدری درباره‌اش می‌گفت که او توانایی بردن پنج تا شش مدال طلا برای ایران را دارد، بعد از دو دعوای شدید در اردو و لیگ و گذراندن یک حبس و آسیب جدی ناشی از حمله مسلحانه با کلاشینکف، در حالیکه 9 گلوله از 32 گلوله به جسمش اصابت کرده و او را به مرز مرگ کشاند، بدون اینکه هیچ مدال جهانی گنجینه‌اش باشد، در خاک به خفت افتاد. فریدون قنبری معروف به گلادیاتور، متولد 1359 شهرستان صحنه، با داشتن مدال طلای جوانان جهان (1997 هلسینکی) و قهرمانی آسیا (2004 تهران)، بعد از آن گلوله‌باران به شدت آسیب دید و نتوانست به زندگی ادامه دهد و در اوج تاریکی، در گورستان باغ فردوس کرمانشاه خاک شد.

در حالیکه کارشناسان کشتی او را یک استعداد ناب در کشتی ایران می‌دانستند و ستاره‌های جهانی چون خوئل رومرو، ریواز میندورا شویلی، مون آن جائه و بیچناشویلی را به خاک نشاند، او به راحتی از دست رفت؛ به‌گونه‌ای که انگار هرگز آن شجاعت و جرأت را نداشته است. یک 84 کیلویی شجاع که در جام جهانی کشتی تهران برای تیم ایران قهرمانی آورد.

در صحنه جرم، هنگام گلوله‌باران، وقتی که اولین گلوله به فکش اصابت کرد، فکر کرد که صدای ترقه‌ای در بیرون ماشین است. خواست از ماشین پیاده شود ولی پایش حرکت نکرد. ظرف چند ثانیه، گلوله‌ها به سمتش شلیک شدند و 9 گلوله او را مجروح کردند و 23 گلوله دیگر را به ماشینش اصابت کرد. او کمی قبل از به کما رفتن به بیمارستان به هوش آمد ولی خون بالا می‌آورد. مرگ چه احساسی دارد که او این‌چنین زنده جنازه‌اش را زیر صدای زنگ مداوم آژیر حمل می‌کرد؟ احساس می‌کرد مرده است و با خود گفت: «مادر، دارم می‌آیم پیشت.» اما ناگهان معجزه‌ای از سوی خدا به او روی آورد.

یک گلوله به فکش، چهار گلوله به دستانش، یکی به کتف، یکی زیر بازو، و دو گلوله دیگر به پهلویش اصابت کرده بود. او بیش از یک ماه در بیمارستان بستری بود. فکش به شدت آسیب دیده بود و توان حرکت دست‌هایش را نداشت. همسرش که دبیر آموزش و پرورش بود، کنارش ماند و کمکش کرد تا دوباره روی پا بایستد. او اکنون زنده بود و به شکرانه نجاتی که یافته بود، به نماز روی آورد و مدام فکر می‌کرد: «قطعاً به دلیلی زنده‌ام. چرا نباید شاکر باشم؟» اما مدتی بعد، وقتی‌که در کمال ناامیدی و از سر درد از صحنه را می‌نگریست و پیره‌مردی بر جنازه خود گریه می‌کرد، قطره اشکی از چشمانش سرازیر شد.

آخرین اخبار

نیکزاد: دشمن به دنبال افزایش فشار اقتصادی است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علی نیکزاد در نطق پیش...

البوسعیدی: گفت‌وگوهای مثبتی با غریب‌آبادی برقرار کردیم

به نقل از خبرآنلاین، «بدر البوسعیدی»، وزیر امور خارجه...

رصد لانه‌ موش‌های تهران با GPS

آفتاب‌‌نیوز : حسین صادقی، مدیر اداره کنترل...

ادعای ترامپ: من توافق بد با ایران انجام نمی‌دهم

به گزارش خبرآنلاین، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، امروز...

چرا سندروم روده تحریک پذیر ایجاد می‌شود؟

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : گاهی...

بیانیه ۱۵ کشور عربی و مسلمان در اعتراض به گشایش سفارت سومالی‌لند در قدس

بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین با استناد به الخلیج...

۱۳ نفر در پرونده تراستی‌ها و رفع تعهدات ارزی بازداشت شدند

آفتاب‌‌نیوز : علی صالحی، دادستان عمومی و...

پیامدهای روانی و جسمی کم‌تحرکی

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : آن‌ها...

قیمت دام زنده در عید قربان ۱۴۰۵ اعلام شد/ قیمت گوسفند چه تغییری کرد؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مهدی بختیاری، روز...

آغاز دوباره فعالیت ستاره استقلال در دنیای فوتبال

جلال‌الدین ماشاریپوف، بازیکن برجسته فوتبال، پس از گذشت حدود...

تصاویر جدید کاوشگر ناسا از مریخ منتشر شد

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انگجت، یکی...

هزینه ساخت هر متر مسکن اعلام شد/ وام نهضت ملی مسکن ۲ برابر می‌شود؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بازار مسکن در هفته‌های اخیر...

خبرگزاری فارس خبر «مستثنی شدن» اسرائیل از توافق ایران و آمریکا را رد کرد

طبق گزارش خبرآنلاین، روزنامه نیویورک تایمز اعلام کرده است...

امتحانات نهایی مجازی شد؟

آفتاب‌‌نیوز : «هیچ مصاحبه‌ای درباره مجازی شدن...

احتمال شنیده شدن صدای انفجار در نزدیکی نیروگاه بوشهر

آفتاب‌‌نیوز : محمد مظفری از اجرای عملیات...

احتمال شنیده شدن صدای انفجار در سنندج

آفتاب‌‌نیوز : فرماندهی لشکر ۲۸ پیاده کردستان...

واردات خودرو با بازگشایی مرز ایران – آذربایجان سرعت گرفت

به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: اضافه شدن گمرک...

جان باختن کارمند کنسولگری جمهوری آذربایجان در تبریز

آفتاب‌‌نیوز : به گزارش از پایگاه پلیس،...

تصادف خودروی اتباع در محور سراوان ۳ کشته و ۲۴ مجروح برجا

معاون امداد و نجات جمعیت هلال احمر سیستان...

واکنش روسیه نسبت به پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا

به گزارش خبرآنلاین، مدیرعامل صندوق سرمایه‌گذاری مستقیم روسیه (RDIF)...

علم‌الهدی: مردم گرانی را درک می‌کنند/ مدیران استانی و فرمانداران از ظرفیت ائمه جمعه استفاده کنند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی عصر...

تبلیغات متنی