شنبه 2 آبان 1405

سریال افعی تهران یا یک کلاهبرداری کلان در تهران؟

برخی از سریال‌ها تمام جنبه‌های خود را بر روی قسمت پایانی متمرکز می‌کنند، چرا که داستان آن‌ها حول محور یک موضوع انسانی و اجتماعی حساس شکل گرفته است. سریال افعی تهران هم در این دسته قرار می‌گیرد و متاسفانه، به خاطر نحوه پایان‌بندی‌اش، تمام زحمات قبلی بر باد رفته است.

برای کسانی که هنوز سریال افعی تهران یا قسمت پایانی آن را مشاهده نکرده‌اند، ضروری است که هشدار داده شود که در این نوشتار به وقایعی اشاره خواهد شد که بهتر است از آن‌ها بی‌خبر بمانید؛ به بیان دیگر، داستان لو خواهد رفت و یا به اصطلاح اسپویل (خراب) خواهد شد.

سریال افعی تهران که توسط سامان مقدم ساخته و توسط پیمان معادی نوشته شده، دارای نکات مثبت و برجسته‌ای است، از جمله انتخاب داستانی جذاب، بازی‌های چشمگیر بازیگران، فضاسازی صوتی و تصویری منحصر به فرد (نسبت به دیگر سریال‌های ایرانی) و استفاده مؤثر از بازیگران در نقش‌های واقعی‌شان.

یکی از بزرگ‌ترین معضلات این سریال، عدم ثبات لحن و رویکرد آن است. در طول سریال، به راحتی تغییراتی در ژانر مشاهده می‌شود؛ به حدی که در برخی قسمت‌ها، روایت به سمت فضایی می‌رود – که با اینکه جذاب است -، اما ارتباطش با ساختار کلی داستان و تأکید غیرمنطقی بر آن به شدت سوال‌برانگیز می‌باشد! به عنوان مثال، در قسمتی که مادر شهریار فوت می‌کند و آرمان و دوستانش حضور دارند، احساس می‌شود بیشتر در حال تماشای یک سریال طنز تلویزیونی هستیم تا یک داستان جنایی-معمایی.

این عدم ثبات در لحن، سایه‌ای بر کل مجموعه افکنده و موجب می‌شود که سریال مدام از جنایی-معمایی به کمدی، ملودرام، درام اجتماعی و زیرشاخه‌های دیگری چون روانشناسی تغییر کند. برای نمونه، در قسمت نهم بیشتر از کلیپ‌های تصویری با موسیقی استفاده شده که گویی در میان چند موزیک ویدئو، بخش‌هایی از داستان نیز گنجانده شده است.

مشکل بزرگ‌تر، اما به پایان و حل معما مربوط می‌شود. در روزهای اخیر که سریال به اتمام رسیده، فراوان صحبت و شنیدم که در یک سریال ایرانی بالاخره قاتل توسط پلیس دستگیر نمی‌شود و این شوک پایانی که هویت قاتل فاش می‌شود، برای تماشاگران بسیار جذاب بود. اما حقیقت این است که این‌گونه نکات صرفاً بدون دلیل و مبنا مورد توجه قرار گرفته‌اند.

در این سریال، پلیس به معنای واقعی کلمه، در پی کشف جرایم و شناسایی مجرمان نیست. شخصیت جودی (نماینده پلیس یا کارآگاه جنایی) فقط در مواقع لازم حضور دارد و به جز چند جمله و تهدید، نقش مؤثری از خود نشان نمی‌دهد.

برای مثال، پلیسی که با مشاهده دو ویدئویی که آرمان برای همسر سابق و پسرش فرستاده، قضاوت می‌کند که این شخص قاتل نیست، به نظر می‌رسد در دنیای امروز بیشتر به یک شوخی شبیه باشد، در حالی که به راحتی با استفاده از موبایل یا اطلاعات بانکی می‌توان هر فردی را شناسایی یا ردیابی کرد.

پلیسی که هر زمان بخواهند به راحتی می‌تواند به آرمان بیانی نزدیک شود و حتی او را دستگیر کند (همان‌طور که در زمان نمایش فیلم برای منتقدان یا زمان حضور او در مطب روانکاو دیدیم) و در عوض برای پیدا کردن او فقط از خود شخص سوال می‌کنند و به پاسخ او اکتفا می‌کنند. کجای این امر به معنای واقعی کارآگاه جنایی است؟

از سوی دیگر، شوک پایانی که مشخص می‌شود آرمان بیانی خود قاتل یا همان افعی تهران است، هم بدون پایه و اساس به نظر می‌رسد و حتی کشف این واقعیت نیز به وسیله خانم تراپیست از منطق دراماتیک مناسبی برخوردار نیست. (رابطه تراپیست با مجرمی که به او مراجعه کرده تا درمان شود، در سریال خانواده سوپرانو با ظرایف و نکات جالب توجهی همراه بوده است.)

به طور کلی، اگر آرمان بیانی قاتل زنجیره‌ای افرادی باشد که آزارگر کودک‌اند، سوال اصلی این است که او چرا به این مسیر افتاده است؟ مشکلات دوران کودکی او چه بوده است که اکنون در پی انتقام‌گیری از کودک‌آزاران است؟ در طول داستان متوجه می‌شویم که آرمان کودک طلاق بوده و از مشکلات خانوادگی رنج کشیده، اما هیچ اشاره‌ای به موضوع کودک‌آزاری یا آسیب‌های روحی ناشی از آن نشد!

به طور طبیعی، بسیاری از افراد به دنبال جدایی والدین خود مشکلاتی داشته‌اند، اما این مسئله به معنای تبدیل شدن به یک قاتل سریالی نیست، مگر اینکه پس از آن جدایی تحت تاثیر آسیب‌های جدی قرار گرفته باشند. آیا برای آرمان چنین اتفاقی افتاده است؟ چه زمانی و کجا؟ چرا بیننده هیچ اطلاعاتی در این زمینه ندارد و یا هیچ سرنخ یا نشانی برای مخاطب فراهم نشده که در زمان فاش شدن موضوع، آن را بپذیرد و به قدرت نویسنده پی ببرد؟

برای مثال، تغییراتی که در مرگ مادر و خاله آرمان در روند داستان ایجاد می‌شود، به خوبی در داستان گنجانده شده و یکی از نقاط قوت فیلمنامه افعی تهران است، اما نکته اساسی این است که وقتی هویت قاتل فاش شود، بیننده باید بتواند آن را بپذیرد، اما چگونه می‌توان با مواد و داده‌هایی که در این سریال وجود دارد چنین نکته‌ای را توجیه کرد؟

قطعا برای پذیرش شخصیتی مانند آرمان بیانی، تشخیص درست و منطقی از گذشته‌اش ضروری است؛ در غیر این صورت، انتخاب نویسنده فقط به این دلیل بوده که پایان سریال یک شوک بزرگ داشته باشد، بدون ایفای نقش منطقی درام. (به یاد بیاورید پایان شوکه‌کننده فیلم مظنونین همیشگی که در یک لحظه تمام قطعات پازل را برای بیننده روشن می‌کند.)

آیا افعی تهران چندین نفر را به قتل رسانده بود؟ آیا کشتن انسان‌ها به این سادگی است؟ اگر چنین باشد، طبیعتاً یک قاتل با این سابقه و پیشینه دچار مشکل نخواهد بود. این مشکلاتی که او را به یک قاتل مرگبار تبدیل کرده، در دوران کودکی‌اش چه بوده است؟ چه چیزی سبب شده که او کودک‌آزار‌ها را مسموم کند و از تماشای شکنجه آن‌ها لذت ببرد؟

یا به عنوان مثال دیگر: تراپیست که به پرونده مادر آرمان دسترسی دارد و از داروهای او باخبر می‌شود، چگونه می‌تواند به این نتیجه برسد که آرمان همان افعی تهران است؟ این قضاوت به شدت عجیب و غیرمنطقی است.

از اینکه خانم تراپیست او را لو نمی‌دهد و به شکل مخفیانه با نوشتن بر روی کاغذ این حقیقت را به آرمان می‌گوید، نیز عجیب‌تر است، چون او اکنون تا آخر عمر باید به این فکر کند که ناتوانی‌اش یک بار موجب مرگ نوجوانی ۱۶ ساله از مادرش شده و اکنون به شناسایی یک قاتل زنجیره‌ای کمک کرده است! چرا؟

نکات منفی دیگری نیز وجود دارد که تمام دغدغه‌های انسانی، پدرانه، عاشقانه، هنری و … آرمان بیانی، که در ۱۳ قسمت قبلی به عنوان ارزش‌های مهم ارائه شده بود، با این پایان بی‌معنی و بی‌دلیل به باد فنا رفته و تنها نشان‌دهنده این است که تمام گفتارها و عبارات او صرفاً پوچ بوده، زیرا او یک جنایتکار است که هر زمان خود تصمیم به کشتن می‌گیرد. برداشت نادرست نکنید، من هیچ مشکلی با این که شخصیتی موجه و خاص به عنوان قاتل معرفی شود ندارم، اما باید از دلایل و مستندات آن قانع شوم.

باید اعتراف کرد که سریال افعی تهران مجموعه‌ای از حوادث جذاب و دیدنی برای جلب توجه تماشاگران است: از داستان انتخابی، شخصیت آرمان بیانی که منتقد سینماست و در حال ساخت اولین فیلم‌اش است، ارجاعات به زد و بند‌های پشت صحنه سینما و دستورات مسئولان و …، اشاره به چالش‌های ساخت فیلم و مسأله سانسور و …، بازی‌های عالی بازیگران و انتخاب برخی از آن‌ها در نقش‌های واقعی خویش، نظیر هومن سیدی، امین حیایی، پژمان جمشیدی، مهران مدیری و … و همچنین استفاده از آهنگ‌های غربی، تصاویر زیبا از تهران و فیلمبرداری با استانداردهای جهانی، از جمله این‌هاست.

افعی تهران در مقایسه با سایر سریال‌های ایرانی ریتم بسیار خوبی دارد و در درون یک دایره بسته گرفتار نمی‌شود که به طولانی شدن داستان بینجامد، بلکه روایت داستانی با سرعت معقولی پیش می‌رود. اما نکته اصلی این است که با وجود تمامی نقاط قوت، در نهایت از خود می‌پرسم: خوب که چه؟ ما این همه را مشاهده کردیم تا به کجا برسیم؟ همه این نکات باید در راستای یک داستان و روایت معنا‌دار قرار گیرد تا در پایان، بیننده احساس نکند که مورد تمسخر قرار گرفته است.

متاسفانه با این پایان و استدلال‌های ناکافی و نارس، من به عنوان یک تماشاگر فقط احساس می‌کنم که زمانم تلف شده است، و باید تأکید کنم که در واقع احساس می‌کنم سرکار بودیم.

آخرین اخبار

علیرضا بیرانوند سرباز فجرسپاسی شد

علیرضا بیرانوند از اول آبان‌ماه به طور رسمی راهی...

منبع عراقی: الزیدی با الشرع تماس‌های محرمانه داشته است

به گزارش خبرآنلاین، خبرگزاری المعلومه به نقل از یک...

در روش تازه خرید بنزین پیش از سوخت‌گیری یک مرحله «احراز هویت» اضافه شده است

به گزارش خبرآنلاین،روند سوخت‌گیری با کارت اضطراری در شماری...

کاتس: ایران و اخوان المسلمین در پی حمله به اسرائیل هستند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی مدعی...

رئیس شورای اروپا: کانال دیپلماتیک غیررسمی با روسیه همچنان باز است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کاستا در مصاحبه با نشریه...

پیام بورس به بازارها

دنیای اقتصاد: معاملات بورس تهران در هفته گذشته...

جنگ مجدد با ایران‌، اقتصاد جهانی را زمین‌ گیر خواهد کرد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تنش‌های نظامی میان ایالات متحده...

سهمیه اول و دوم کارت سوخت واریز شد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بر اساس گفته رضا حاجی...

رسیدن سرانه فضای آموزشی کشور به ۶.۱ مترمربع تا پایان برنامه هفتم توسعه

رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور با...

تبلیغات متنی