“`html
عصر ایران – دیروز، سعید جلیلی به ستاد انتخابات کشور مراجعه کرد و خود را به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری معرفی نمود. به روال همیشگی حامیان او، گروهی از طرفدارانش نیز برای به نمایش گذاشتن اوضاع، در اطراف وزارت کشور تجمع کردند و شعارهایی سر دادند و پلاکاردهایی بالای سر بردند که تم مرکزی این نمایش، این بود که جلیلی در برابر پدرخواندهها و به نفع درماندهها عرصه را پذیرای کرده است!
این شعار، تداعیکننده همان انتخابات اخیر مجلس است که جریان تندرو اصولگرا در انتخابات درونگروهی با شعارهای مشابهی به مبارزه با طیف قالیباف پرداخت و ماهها او را نماد اشرافیگری و پدرخواندگی معرفی کرد و به حامیانش وعده داد که پاجوشها، علیه چنارها شورش خواهند کرد و در مجلس تحولات جدی ایجاد خواهند نمود و جریان انقلاب بر قالیباف غلبه خواهد کرد و جست و خیز خواهند کرد و …!
اما پس از به پایان رسیدن انتخابات، همان انقلابیها در پشت درهای بسته با همان قالیباف به گفتگو نشستند و در برابر دوربین ها لبخند زدند و او را به عنوان رئیس مجلس انتخاب کردند و به هیچ وجه به گذشتهای که در آن به او فحش و ناسزا گفته بودند، توجهی نکردند.
اکنون که هنوز صدای شعارهای انتخاباتیشان در گوش مردم طنینانداز است، یک بار دیگر علیه پدرخواندهها قیام کردهاند و به یاد درماندههایی افتادهاند که انتظار دارند سوپرمنشان به کمکشان بیاید؛ سوپرمنی که نتیجه سالهای مذاکرات هستهای او، تصویب 6 قطعنامه علیه ایران بود که 5 تای آنها تحریمهای فراوانی را بر علیه ایران تحمیل کرد و مردم را به معنای واقعی کلمه درمانده ساخت!
کیست که نداند همین افرادی که در برابر دوربینها شعارهای مبارزه با پدرخواندهها را سر میدهند، خودشان در واقع اصل پدرخوانده هستند و پشت صحنه با دیگر پدرخواندهها خوشگذرانی میکنند. چه کسی در سال 1403 هنوز به این شعارهای کهنه اعتقاد خواهد داشت؟!
آیا از مجلس ششم به بعد، همه مجالس و در طول 19 سال گذشته، 11 سال – از جمله در سه سال اخیر تا به امروز – در اختیار همین اصولگراها و جلیلی و شریکانش نبوده است؟ و اگر به نهادهای قدرت دیگر هم توجه کنیم که همیشه در دستان آنها بودهاند. پس علیه کدام پدرخوانده میپندارند که میخواهند قیام کنند؟!
زمانی مرحوم هاشمی رفسنجانی را پدرخوانده نامیدند و با دو قطبیسازی، به اهداف سیاسی خود دست یافتند (که ابتدا اصلاحطلبان و سپس اصولگرایان به این کار اقدام کردند) و پس از آنکه از حذف رقبای خود آسوده خاطر شدند، به قالیباف روی آوردند و او را به عنوان پدرخوانده خود انتخاب کردند و البته همین چند روز پیش در انتخابات ریاست مجلس او را به عنوان گزینه خود برگزیدند و اکنون همان شعارها را از سر میگیرند و بیشک به دنبال فردی هستند که لباس پدرخواندگی دوخته شده در خیاطخانه اصولگرایان را به تن کند و خود نیز لباس سوپرمن به تن نمایند و یک قصه تکراریِ ملالآورِ مضحکِ مشمئزکننده را برای چندمین بار به صحنه انتخابات بازآورند!
به واقع هرگاه کاندیدایی، چه از اصلاحطلبان و چه از اصولگرایان، بدون گفتمان متکی بر واقعیتها، بیچشمانداز مشخص و بدون وعدههای عملی قابل ارزیابی به میدان میآید و پافشاری میکند که من به جنگ این و آن آمدهام، باید از او دوری کرد؛ زیرا رئیسجمهور به جنگ با دیگران نمیآید، بلکه او باید بیاندیشد تا کشور را بسازد و ساختن به برنامه و تدبیر و نه «متهمکردن دیگران» و «ایجاد جو» و «فقط شعار دادن» و «خود را قهرمان دانستن» نیاز دارد که این روزها ایران ما به شدت از این چهار عامل فلاکتبار، آکنده و رنجور است!
“`
