“`html
حاکمان منفعت جوی انگلیسی که نیم قرن به منابع غنی نفت و گاز ایران دسترسی داشتند، زمانی که دستشان از این ثروتها کوتاه شد، به شدت در هم آمیختند و نقشهای مکارانه برای ترور و کودتا طرحریزی کردند. با همکاری همپیمان آمریکایی خود، نخستوزیر وطنپرست و شجاع ایران را سرنگون کردند. استعمار پیر و عمو سام به صورتی پنهانی، با استفاده از امضای محمدرضا شاه و دستوراتی که از فرماندهان یاغی ارتش صادر شده بود، کودتای چند لایهای را ترتیب دادند که تا سالها، آزادیخواهی و ملیگرایی را در حکومت پهلوی ناچیز کرد.
، امروز ۲۵ مرداد، هفتادمین سالروز فرار محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۳۲ است.
آرزوهای محمدرضا شاه برای شکست دکتر محمد مصدق به زمانی تعبیر شد که از نقشه ترور و کودتای انگلیسی-آمریکایی مطلع گردید. او که خود را در مرز تحقق آرزویش میدید، قانون و قوانین مشروطه را نادیده گرفت و با دور زدن قانون، دستور برکناری نخستوزیر وطنپرستش را به خاطر ایستادگیاش در برابر خارجیها و قطع سلطه انگلیسیها بر منابع نفت و گاز ایران صادر کرد.
شاه با مرتکب شدن دومین اقدام غیرقانونی، در روزهای تعطیلی مجلس شورای ملی، حکم انتصاب تیمسار فضلالله زاهدی را به سمت نخستوزیری صادر کرد، او رئیس نظامی کودتاچیان بود.
پس از ناکامی مرحله نخست… و مقاومت دکتر مصدق در برابر توطئه کودتاچیان در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، شاه بزدل از رامسر به سمت بغداد فرار کرد.
سرتیپ مهدی سپهپور که فرماندهی نیروی هوایی ایران در دوره نخستوزیری مصدق را بر عهده داشت، از فرار بزدلانه شاه و بزرگواری دکتر مصدق در اختیار داشتن همزمان وزیر دفاع توضیح داد: «با اطلاع از پرواز، ما هواپیمای شاه را در رادار تحت کنترل قرار دادیم. از مصدق درباره ساقط کردن، نشاندن یا اجازه دادن به خلبان برای عبور از مرز هوایی کشور پرسیدم، اما او پاسخ داد: «بگذارید برود.»
به اعتقاد دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه وقت ایران، فرار محمدرضا شاه از کشور، بدون اطلاع و بدون رعایت تشریفات قانونی و تشکیل شورای سلطنت، به منزله «فرار» بود. طبق قانون مشروطه، پیش از خروج شاه از کشور، باید «شورای سلطنت» تشکیل میشد.
دکتر فاطمی در واکنش به اقدام شاه اعلام کرد: «این اقدام شاه به منزله استعفاست.»
با انتشار خبر فرار شاه و عدم تشکیل شورای سلطنت، طیف وسیعی از مردم، روشنفکران و تودهایها به تمسخر او پرداختند. مردم به خیابانها آمدند، مجسمههای او و پدرش را تخریب کردند و علیه سلطنت شعار دادند. کاخهای سلطنت مسدود شد و برنامه دعا برای شاه از فهرست فعالیتهای طبیعی پادگانهای نظامی حذف گردید.
معترضان در خیابانهای نزدیک به مجلس شورای ملی در میدان بهارستان گرد هم آمدند و خواستار پایان سلطنت و تأسیس نظام جمهوری شدند.
شاهِ لرزان
ثریا اسفندیاری بختیاری، همسر دوم محمدرضا شاه، به تفصیل دلیل این رفتار غیرقانونی و بزدلانه را توضیح داد و به مقطع زمانی پس از امضای همزمان عزل دکتر محمد مصدق و انتصاب تیمسار فضلالله زاهدی اشاره کرد.
او گفت: «ما به منطقه کلاردشت نزدیک رامسر پرواز کردیم. ظاهر سفر ما به دلیل گرما بود، تهران .
چند نفر از دوستان نزدیک ما نیز به ما پیوستند، اما هیچکدام از آنها از صدور فرمان برکناری مصدق و انتصاب زاهدی آگاه نبودند. ما اخبار تهران و دیگر پیامها را از فرستندههایی که در کاخ سعدآباد نصب شده بود، دریافت میکردیم و از طریق همین فرستندهها مطلع شدیم که مصدق رفراندومی برای انحلال مجلس برگزار کرده و ادعا کرده است که بیش از ۹۹ درصد آرای مردم را کسب کرده است.
شاه به جای امضای فرمان انحلال مجلس، فرامین عزل مصدق و نخستوزیری زاهدی را تأیید کرد و به وسیله سرهنگ نصیری، فرمانده گارد سلطنتی، به تهران فرستاد.
ما با نگرانی به دنبال اخبار تهران بودیم. فرستنده سعدآباد از کار افتاد. شاه مضطرب و نگران در اتاق قدم میزد و من که کم از او نگران نبودم، بر مبل نشسته و ساکت بودم. نمیدانم چه ساعتی خوابم برد، تا ساعت چهار صبح که شاه مرا بیدار کرد و با صدای لرزان گفت: «ثریا، همانطور که پیشبینی میکردم، اوضاع خراب شد. مصدق به فرمان عزل خود توجه نکرد و زاهدی هم به جای انجام کاری از کنگره مخفی شده است. هر چه زودتر باید از اینجا خارج شویم و خود را به رامسر برسانیم و از آنجا به بغداد پرواز کنیم.»
این دقایق پر از استرس و نگرانی، سختترین لحظات زندگی من هستند که هرگز فراموش نخواهم کرد.
در ساعت نزدیک به ظهر به فرودگاه بغداد رسیدیم. نزدیکی یک هواپیمای ناشناخته بدون برنامه و اطلاع قبلی، مقامات فرودگاه را به وحشت انداخت، چرا که آنها منتظر فرود هواپیمای ملک فیصل، پادشاه عراق، بودند که به بازدید یک مرکز نظامی رفته بود.
از برج کنترل فرودگاه از ما خواستند که هویت خود را اعلام کنیم. شاه در اعلام هویت و مبداء پرواز مردد بود. هیچ کس نباید میدانست که ما شاه و ملکه فراری ایران هستیم. نهایتاً شاه پاسخ داد: «ما یک هواپیمای توریستی هستیم. موتورش خراب شده و درخواست فرود اضطراری داریم.
با فرود، مأموران مسلح فرودگاه ما را محاصره میکنند و از ما میخواهند فوری باند را خالی کنیم. هواپیمای ملک فیصل به زودی به زمین خواهد نشست و باند باید به سرعت تخلیه شود. شاه ورقی از دفتر یادداشتش کند و چند سطر بر روی آن نوشت و از مأمور امنیتی فرودگاه خواست به محض فرود هواپیمای ملک فیصل، این یادداشت را به او برساند.
این کار به دلایلی نامعلوم انجام نشد و مأمور امنیتی فرودگاه محل را ترک کرد. نیم ساعت بعد یادداشت را میخوانند و بلافاصله ما را به دفتر فرودگاه هدایت میکنند. در آن زمان، سفیر ایران در بغداد مظفر اعلم بود که به دستور مصدق نه تنها به استقبال محمدرضا نیامد، بلکه به تمامی اعضای سفارت دستور میدهد که هیچ کس حق دیدار با شاه را ندارد.
ساعاتی بعد، خلیل کنا، وزیر خارجه عراق، ما را با احترام به یکی از کاخهای سلطنتی هدایت میکند. ملک فیصل از ما دعوت کرد که پس از استراحت، ساعت پنج عصر به کاخ او بیاییم. در این ملاقات با کمال محبت و احترام به ما گفت که میتوانیم هر زمانی که بخواهیم در بغداد بمانیم و در این مدت مهمان او خواهیم بود. اما شاه اظهار داشت که میخواهد به اروپا برود و تنها درخواست او از پادشاه عراق این بود که هر چه زودتر وسیله پرواز ما را به رم فراهم نماید.
صبح روز ۲۶ مرداد ۱۳۳۲، شاه و ثریا به همراه ارتشبد خاتمی، خلبان هواپیمای دو موتوره بیچکرافت و آتابای آجودان مخصوص شاه، با یک هواپیمای انگلیسی به سوی رم پرواز کردند.
با اطلاعرسانی شبکههای رادیو و تلویزیونی و مطبوعات جهانی از فرار محمدرضا شاه از ایران، جمعیتی از خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران خبری به دور شاه و ثریا در فرودگاه رم حلقه زدند. سوال مشترک آنها یکی بود: دلیل عزل مصدق از نخستوزیری.
او پاسخ داد: «من طبق قانون اساسی ایران و اختیارات خود در مقام سلطنت، مصدق را از نخست وزیری برکنار کردم.»
به دستور دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه آن زمان ایران، هیچ یک از مدیران و کارکنان ایرانی در ایتالیا از شاه و ملکه استقبال نکردند.
پس از مصاحبه رادیو تلویزیونی محمدرضا شاه با خبرنگاران در رم، یک ایرانیزبان خود را به شاه معرفی کرد و او را حسین صادق، رایزن سفارت ایران در رم و پسر صادق مستشارالدوله، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی در اوایل قیام مشروطه، رئیس مجلس مؤسسان برای انتخاب رضا شاه به سلطنت و رئیس چهارمین دوره مجلس معرفی کرد.
او با خودروی شخصیش، شاه و ثریا را به هتل اکسلسیور که اجاره کرده بودند، برد.
توهم رفیق شاه
تیمسار حسین فردوست، یکی از دوستان دوران تحصیل محمدرضا شاه در سوئیس و از بنیادگذاران نظام اطلاعاتی پهلوی، در کتاب خاطراتش از آن روز نوشت: «آنچه به طور مطمئن پس از بازگشت به ایران به من گفتند، این بود که هنگامی که مصدق مشاهده کرد خیابانها در تصرف تودهایهاست، وضع را نگرانکننده دانست و با سفیر آمریکا مشورت کرد و از قدرت حزب توده ابراز ناتوانی کرد. بلافاصله سفارت آمریکا با مقامات این کشور در تماس شد که منجر به دیدارهای سفیر آمریکا در ایتالیا با محمدرضا شاه گردید.
سفیر، اوضاع تهران را به اطلاع محمدرضا رساند. در روز ۲۶ مرداد مقاماتی از آمریکا به ملاقات او آمدند.
در تهران، مصدق با تمام جزئیات طرح آمریکا که از طریق سفیر به او اطلاع داده شده بود، موافقت کرد. بعدها رئیس ام آی سیکس ایران به من گفت که در آغاز این مذاکرات محمدرضا هیچ تمایلی به بازگشت به تهران نداشت و به آمریکاییها پیشنهاد میکرد که برای این کار شخصی نظامی را معرفی کنند. آمریکاییها هم اوضاع را تمام شده میدانستند و اصراری بر بازگشت محمدرضا نداشتند، اما انگلیسیها بر بازگشت او تأکید کردند. در نهایت، آمریکاییها نیز متقاعد شدند و به محمدرضا در رم اطلاع رسانی کردند و ترتیب حرکتش را به تهران فراهم کردند.»
روایت دکتر فاطمی
دکتر فاطمی، وزیر امور خارجه وقت ایران در دوران دوم نخست وزیری دکتر مصدق، «خروج شاه بدون اطلاع قبلی» از کشور را به منزله «فرار» او شناخته و به ملت اعلام کرد که این عمل شاه به منزله استعفای اوست.
او در مقالهای که بعداً در روزنامه باختر امروز منتشر شد، ماجرای فرار محمدرضا شاه در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ را و همچنین کودتای ۲۸ مرداد همان سال را تشریح کرد.
دکتر فاطمی در این مقاله نوشت: «قرار کودتاچیان با فرزندِ عاقدِ قرارداد ۱۹۳۳ این بود که اگر در خاموش کردن صدای ملت و نابودی حکومت ملی موفق شوند، رادیو تهران به موقع برنامههای عادی خود را شروع نکند تا سردسته جنایتکاران از کلاردشت به تهران بازگردد و مرگ استقلال و از بین بردن حاکمیت کشور را تحمیل کند.
صبر و شکیبایی دکتر مصدق این پرده پندار را در هم شکسته و مردم و دوستان و دشمنان دریافتند که او فرزند همان پدری است که ۲۰ سال ایران را غارت کرد و در روزی که باید از منافع کشورش دفاع کند، بیدفاعان را به تسلیم در برابر دو دشمن قوی واگذار کرد و خود را از طریق کامیونهای مملو از جواهرات نجات داد. اما امسال، ۲۰ سال گذشته و فرزند آن کودتا در حال فعالکردن پایههای لرزان خویش و خیانت به نهضت ملی بود که با خون فرزندان ۳۰ تیر آبیاری شده بود.
با این حال، کودتای انگلیسی – آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نتیجه رسید و پیام رسمی پهلوی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به رادیو تهران ارسال شد. او برای آرام کردن مردم وعده دموکراسی داد و گفت: «تنها من میتوانم در کشور دموکراسی واقعی را برقرار کنم.»
او به همراه ملکه در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۳۲ به ایران برگشت. با بازگشت محمدرضا شاه به ایران، موجی از بازداشتها برای پاکسازی ادارات از حامیان مصدق آغاز شد. بر اساس آمار، بیش از ۲۰۰ نفر از هواداران و منصوبین دکتر مصدق از ادارات و سازمانهای دولتی طرد شدند. برخی چهرهها از جمله صالح آرانی، سفیر وقت ایران در آمریکا، خود از سمتهایشان کنارهگیری کردند.
قدردانی از طراح کودتا
محمدرضا پهلوی پس از بازگشت به ایران با کرمیت روزولت، طراح آمریکایی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دیدار کرد. روزولت، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در خاورمیانه و یکی از مجریان اصلی طرح براندازی دولت مصدق بود.
محمدرضا شاه در این ملاقات از روزولت به خاطر بازگرداندن او به قدرت تشکر کرد.
دونالد ویلبر، مامور سابق سیا در خاورمیانه، در کتابی که در سال ۱۹۸۶ منتشر کرد، پیروزی کودتای ۲۸ مرداد را «توفیقی اتفاقی» توصیف کرد و نوشت: «پس از بازداشت سرهنگ نصیری، فرستاده شاه، بلافاصله مأموران حفاظت از مصدق او را بازداشت کردند و هچ دو معسولی دیگر در ۲۵ مرداد، روزولت از ادامه کودتا ناامید شد و نظر به خروج فوری از ایران داشت، اما با اصرار سرویس جاسوسی بریتانیا و برخی عوامل ایرانی، در ایران باقی ماند و کودتا را به پایان رساند.»
منابع:
زیبای تنها، محمود طلوعی، نشر علم، ص۱۵۷، ۱۳۸۱
زندگی سیاسی سپهبد زاهدی، جعفر مهدینیا، کاج، ص۲۹۲-۲۹۳، ۱۳۷۵
معرفی و شناخت دکتر مصدق، محمد جعفر قنواتی، نشر قطره، ص۳۸۳، ۱۳۸۰
“`
