اسماعیل اللهدادی در اظهارات خود بیان میکند که شعر گفتن برای نوجوانان راهی است چالشبرانگیز؛ از یک سو به فضای کودکانهای وارد میشوید که نوجوانان به شدت از آن دوری میکنند و انتظار دارند که به عنوان فردی با آگاهی و بلوغ مورد توجه قرار گیرند، در حالی که از دنیای کودکی فاصله گرفتهاند. از سوی دیگر، شاعر به مفاهیمی پرداخته که در تجربیات زیستی نوجوانان وجود ندارد.
این شاعر که با اثر خود به نام «بعضی از پرندهها شاعرند» در جشنواره شعر فجر به عنوان برگزیده شناخته شده، در مصاحبهای با ایسنا در مورد این مجموعه شعری که توسط نشر گویا منتشر شده، اظهار داشت: نشر گویا پروژهای به نام «شعر شباب» را آغاز کرد؛ در این پروژه، ناشر به شاعران نوجوان اعلام کرده بود که اشعاری که از سطح نوجوانی فراتر رفته و بین نوجوان و جوان قرار دارد، برای نشر عرضه کنند. به همین خاطر، من سرودههای تازهام با عنوان «بعضی از پرندههای شاعرند» را به این نشر ارائه دادم و اشعارم ضمن طرح شباب به چاپ رسید.
او توضیح داد: اشعار زندگی این مجموعه از قالبهای مختلفی برخوردار است؛ اعم از سنتی، نیمایی و شعر سپید که در موضوعات گوناگون سروده شدهاند. البته به طور کلی اشعار کوتاه هستند. من تلاش کردهام که نگاهی نوین به هستی، پدیدهها و مفاهیم انسانی را به نوجوانان ارائه بدهم و آنها را دعوت کنم تا از زاویهای متفاوت به پدیدهها، اشیاء و موضوعات اطراف خود بنگرند.
اللهدادی در واکنش به ادعای برخی مبنی بر اینکه شعر نوجوان کمتر منتشر میشود و شاعران کمتر به این مقطع توجه میکنند، گفت: ما هم شعر نوجوان داریم و هم شاعرانی که در این حوزه فعالیت میکنند، اما مشکل در بخشی از نشرهاست؛ ناشران تمایل چندانی به انتشار شعر نوجوان ندارند چون نوجوانی یک مرحله گذراست. نوجوانی یک دوره حساس به حساب میآید، زیرا افراد تازه از دوران کودکی خارج شده و احساس میکنند بالغ و بزرگ شدهاند و تمایل دارند تا کارها و رفتارهای بزرگسالان را انجام دهند.
او با تأکید بر این نکته که ناشران علاقهای به انتشار شعر نوجوانان ندارند، به ذکر این موضوع پرداخت که: اگر با شاعران نوجوانسرا گفتوگو کنید، همگی به این نتیجه خواهند رسید که ناشران تمایلی به چاپ آثار آنان ندارند و تعداد ناشران در این زمینه اندک است. این مسئله طبیعی است، زیرا فروش برای ناشران اهمیت دارد و آنها بابت سرمایهگذاری خود نگرانند. ناشران گمان میکنند که نوجوانان به خواندن شعر تمایلی ندارند. در حالی که ما شاعران خوبی داریم که درباره نوجوانان شعر میگویند و مخاطب هم وجود دارد، اما تعداد ناشران بسیار محدود است و مجلات نیز یا به حالت تعطیلی درآمدهاند یا تعداد آنها کاهش یافته و آثار شاعران جایی برای انتشار نمییابند. با توجه به ارتباطی که با نوجوانان دارم، متوجه شدم که آنها به شعر علاقه دارند و اگر زمینههای مناسب برای انتشار شعر و توزیع کتابها فراهم شود، نوجوانان به شعر دسترسی پیدا خواهند کرد. باید تلاشی صورت گیرد تا ناشران به سمت چاپ آثار شعر نوجوان بروند.
اللهدادی افزود: در ارزیابی من از شعر نوجوان، احساس میکنم که برخی از شاعران نوجوانسرا، مخاطبان نوجوان را اندکی دست کم میگیرند؛ بسیاری از شعرهای نوجوان به فضای کودکانه برمیگردد. باید درک کنیم که بچهها و نوجوانان امروز با نوجوانان ۱۰ سال پیش تفاوت دارند، جهانبینیشان تغییر کرده و در معرض بمباران اطلاعات مختلف قرار دارند. آنها به روزترند و دغدغههای متفاوتی دارند و از شاعران انتظار میرود که با نگاهی بزرگتر به این دوره پرداخت کنند و به مسائل و نگرانیهای نسل امروز توجه داشته باشند. من خودم به عنوان شاعر از دوره نوجوانی فاصله زیادی گرفتهام و برای نوشتن شعر نوجوان بایست به خوبی با نوجوانان ارتباط برقرار کنم، به طور نزدیک با آنها گفتگو کنم و بدون پردهپوشی به مشاهداتشان گوش دهم، بفهمم که به چه چیزهایی میاندیشند، چه دغدغههایی دارند و چه چیزهایی آنها را خوشحال یا ناراحت میکند تا بتوانم احساسی عمیق و همهجانبه را در اشعارم برای مخاطبان به تصویر بکشم.
او در مورد آسیبها و چالشهای شعر نوجوان نیز توضیحاتی ارائه کرد: به نظرم دو نکته وجود دارد؛ برخی از شاعران نوجوان را در سطح پایینتری مینگرند و آثارشان به لحاظ فضا، فرم و مفاهیم کودکانه هستند، در حالی که در سمت دیگر، عدهای از شاعران بسیار بزرگسالانه میپردازند و شعرهایشان حاوی مفاهیم و تصاویری است که در یک تجربه زیستی نوجوان نمیگنجد. شعر گفتن برای نوجوانان راهی است پر چالش؛ زیرا از یک سو وارد فضای کودکانهای میشوید که نوجوانان از آن گریزانند و انتظار دارند که به عنوان انسانی بالغ مورد توجه قرار بگیرند. از سوی دیگر، شاعران ممکن است به موضوعاتی بپردازند که در حیطه تجربیات نوجوانان نیست. اگر شاعری بتواند این تعادل را برقرار کند و از این لبه تیغ به خوبی عبور کند، میتواند شعرهای خوب و اثربخشی خلق کند و با نوجوانان ارتباطی مؤثر برقرار سازد.
این شاعر در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت بین شاعران و نویسندگان غربی با همتایان ایرانی خود بیان کرد: به نظر میرسد نویسندگان سایر کشورها رابطه نزدیکی با مخاطبان خود دارند؛ برای مثال، آنها به طور حضوری در جمع نوجوانان حاضر میشوند و نوشتههای آنان را میخوانند و به وضوح تأثیر آثار خود را در نوجوانان میبینند. اما شاید شیوههای ارتباطی اینچنینی برای نویسندگان و شاعران ایرانی به اندازه کافی اتفاق نیفتد. گاهی احساس میکنم شاعر به طور جدا و دور از موضوعات و دغدغههای مخاطبش شعر میسراید. این تجربه را به وضوح مشاهده کردهام که نویسندگان و شاعرانی که با مخاطبان خود بیشتر در ارتباطند، از محبوبیت بیشتری بهرهمند میشوند.
اللهدادی در پایان به نقدی اشاره کرد مبنی بر اینکه آثار شاعران و نویسندگان به مدارس راه پیدا نمیکند، اظهار کرد: اگر نظام آموزشی ما به زنگهای کتابخوانی و مباحث مربوط به مطالعه اهمیت بیشتری بدهد، تغییرات مثبتی برای کتابها پیش خواهد آمد. من به کتابخانههای مدارس کودک و نوجوان سر میزنم و به ندرت با کتابهایی از شاعران و نویسندگان نسل خودمان مواجه میشوم؛ همچنین در کتابهای درسی هم حضور آنها بسیار کم است. اگر هدف ما رونق شعر و داستان برای کودک و نوجوان باشد، باید تدبیری اساسی بیندیشیم؛ به عنوان مثال، زنگ کتابخوانی و مطالعه باید به برنامههای درسی دانشآموزان اضافه شود و اگر این امر تحقق یابد، قطعاً به میزان تمایل به ادبیات افزوده خواهد شد، شعر نوجوان مورد توجه قرار خواهد گرفت و رونق خواهد یافت. خانوادهها گاه درگیر مسائل معشیتی هستند و به تأمین خوراک فکری فرزندان خود نمیاندیشند. در اینجا، نقش آموزش و پرورش بسیار پررنگ است. آموزش و پرورش باید یک طرح اساسی برای ترویج مطالعه و کتابخوانی داشته باشد، نه به شیوهای نمادین و گزارشگونه، بلکه میبایست یک اقدام جدی انجام دهد و مطالعه به عنوان یک درس و فعالیت هفتگی نهادینه شود. اگر این رویکرد اتخاذ شود، در آینده بزرگسالانی آگاه و فهیم خواهیم داشت که شناخت خوبی از خود و دنیا داشته باشند.
