برای نخستین بار، سعید جلیلی، کاندیدای ریاستجمهوری و منتقد جدی توافق هستهای برجام، ادعا کرد که پس از خروج ایالات متحده از این توافق، برنامهای را به دولت دوازدهم ارائه داده و به آنها آموزش داده که چگونه میتوانند نفت ایران را بدون نقض تحریمها صادر کنند. جلیلی اظهار داشت: «قبل از اینکه دولت شهید رئیسی شروع به کار کند، بعضیها ادعا کردند که فروش نفت ممکن نیست. ما در همان شرایط، راهکارهایی را آماده کرده و به دولت وقت ارائه کردیم. این توصیهها در دولت شهید رئیسی جدیتر گرفته شد و به این نتیجه رسیدیم که فروش نفت ما به بیش از یک میلیون و پانصد هزار بشکه در روز افزایش یافتهاست.»
با توجه به اینکه آمار رسمی فروش نفت ایران پس از ازسرگیری تحریمها دیگر منتشر نمیشود، تایید صحت ادعاهای سعید جلیلی چندان ممکن نیست. در حال حاضر مشخص نیست که ایران دقیقاً چه مقدار نفت روزانه به چه قیمتی و به کدام کشورها میفروشد. اما تخمینهای نهادهای خارجی که بازار نفت را زیر نظر دارند، حاکی از آن است که در سال گذشته، صادرات نفت ایران با افزایش قابل توجهی همراه بوده و در برخی روزها به میزان یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه در روز نیز رسیدهاست.
جلیلی در یک برنامه تلویزیونی دیگر نیز یک گام جلوتر رفت و تصریح کرد که محدودیتهای فعلی در فروش نفت ایران به دلیل محدودیت تولید نفت است و اگر تولید فعلی نفت بیشتر شود، تهران قادر خواهد بود تا دو میلیون بشکه نفت را در بازار عرضه کند.
دور زدن تحریم یا سیاست آمریکا؟
پس از اظهارات جلیلی در مورد راهکارهای فروش نفت، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین و مشاور سیاست خارجی مسعود پزشکیان، نامزد اصلاحطلب، به این اظهارات واکنش نشان داد و گفت: «گفتند ما به آنها یاد دادیم چگونه [نفت] بفروشند. خیر! زمانی که آقای بایدن روی کار آمد، سیاستش این بود که فشار را کاهش دهد. اگر اجازه دهید آقای ترامپ بازگردد، آنگاه خواهیم دید که دوستان چه خواهند کرد.»
این بیانات ظریف با واکنشهای مختلفی روبهرو شد. نامزدهای اصولگرا بر این باورند که کاهش صادرات نفت ایران بعد از خروج آمریکا از برجام به ضعف دولت دوازدهم برمیگردد، در حالی که طرف مقابل معتقد است که افزایش فروش نفت ایران نتیجه تغییر سیاستهای واشنگتن بودهاست.
بیشتر تحلیلگران حوزه انرژی و سیاست خارجی بر این باورند که ترکیبی از مسئله دور زدن تحریمها و تغییرات سیاست آمریکا در قبال این تحریمها در افزایش صادرات نفت ایران تأثیرگذار بودهاست. علیاصغر زرگر، استاد روابط بینالملل، به «هممیهن» میگوید: «نخستین نکته این است که ایران طی سالهای اخیر با دور زدن تحریمها، توانسته به طرق مختلف، نظیر کاهش و ارائه تخفیف در قیمت نفت نسبت به قیمتهای جهانی، مشتریان بیشتری را جذب کند و همچنین از طریق سواپ و تغییر بارنامهها، نفتهای ذخیره شده در دریاها را به بازار عرضه کند. البته بخشی از موفقیت در فروش نفت به توانایی دور زدن تحریمها مربوط میشود، اما قسمت عمدهای از این موفقیت به چشمپوشی دولت آمریکا از صادرات نفت ایران برمیگردد.»
اما محمدعلی خطیبی، نماینده سابق ایران در اوپک در دوره ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، نظری متفاوت دارد. خطیبی به «هممیهن» گفت: «آمار و ارقام بسیار روشن است، ایالات متحده نهتنها تحریمهای ما را بهطور کمتری اجرا کردهاست بلکه بر شدت آنها نیز افزودهاست. خود آمریکاییها تأکید کردهاند که تمامی تلاش خود را به کار گرفتهاند تا ما نتوانیم نفتمان را به فروش برسانیم. به باور من، این بحث سیاسی اساساً موجه نیست، زیرا دشمن تمام حرکاتش را برای حذف ما از بازار نفت انجام میدهد، چه در دوران جو بایدن و چه در دوران دونالد ترامپ.»
فروش نفت ایران از چه زمانی احیا شد؟
صادرات نفت ایران بلافاصله پس از خروج آمریکا از برجام با اختلالات جدی مواجه شد. دولت ایالات متحده در اردیبهشت ۱۳۹۷، پس از اعلام خروج خود از برجام، به چند کشور اروپایی و آسیایی فرصتی ششماهه داد تا در صورت عدم خرید نفت از ایران، با تحریمهای آمریکا مواجه نشوند. قبل از خروج آمریکا از برجام، ایران ظرفیت صادرات نفت خام خود را به دو میلیون و دویست هزار بشکه در روز رسانده بود.
گفته میشود که در آبان ۱۳۹۷، صادرات نفت ایران به سرعت به ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه کاهش یافتهاست. اما فرایند احیای بازار نفت ایران از همان دوران آغاز شد. بر اساس تخمینهای مؤسسه تانکرترکرز، از آبان ۱۳۹۷ تا آبان ۱۳۹۸، ایران توانست بهطور میانگین روزانه ۶۹۵ هزار بشکه نفت خام را در بازار عرضه کند. اما این مسئله پایان کار نبود، زیرا سال بعد ایران توانست بخشی دیگر از بازارهای از دست رفته را احیا کند. بر اساس آمار تانکرترکرز، در پنج ماه پایانی ریاستجمهوری ترامپ، از شهریور تا دیماه سال ۱۳۹۹، ایران بهطور متوسط یک میلیون بشکه نفت در روز به فروش رسانید.
با این حال، اصولگرایان با استناد به آمار فروش نفت ایران در پاییز ۱۳۹۷ و بدون توجه به آمار منتشرشده پس از آن ادعا میکنند که در دو سال پایانی دولت روحانی، ایران روزانه فقط ۲۰۰ هزار بشکه نفت در بازار عرضه میکرد.
محمدعلی خطیبی که به این ادعا اعتقاد دارد میگوید: «زمانی که دولت شهید رئیسی روی کار آمد، گفته میشود وزیر نفت دولت آقای روحانی نامهای نوشت و اعلام کرد که نمیتوانیم نفت بفروشیم.»
این ادعا و اظهارات مشابهی که از سوی نامزدهای ریاست جمهوری درباره صادرات ۲۰۰ هزار بشکهای نفت خام ایران در پایان دولت دوازدهم مطرح شده، چندان با آمار ارائه شده از سوی شرکتهای رصدکننده بازار نفت همخوان نیست. اما تا زمانی که نتوان به آمار رسمی فروش نفت ایران در ادوار گذشته دسترسی پیدا کرد، امکان تأیید رسمی هیچیک از این اعداد وجود ندارد.
تحلیلگران و مؤسسات مختلف آمار متنوعی از میزان فروش نفت ایران منتشر میکنند و این آمارها از نظر تفاوت قابل توجهی دارند. بهعنوان نمونه، در گزارشی که رویترز در زمستان ۲۰۲۲ منتشر کرده، میزان صادرات نفت ایران در دیماه ۱۴۰۰ (ژانویه ۲۰۲۲) از سوی مؤسسه SVB بهصورت متوسط روزانه یک میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه، و از سوی منبع دیگر روزانه بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه محاسبه شده است. همچنین سازمان ضدایرانی اتحاد علیه ایران هستهای صادرات متوسط ایران در همان ماه را بیش از یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه اعلام کردهاست.
پس از دولت بایدن
براساس برآوردهای مؤسسات ارزیابی بازار نفت، فروش نفت ایران در دوران روحانی و پیش از روی کار آمدن جو بایدن به سطح یک میلیون بشکه در روز تثبیت شده بود. اما پس از آغاز به کار بایدن در دیماه سال ۱۳۹۹، ایران توانست بخش عمدهای از فروش نفت خود را احیا نماید. بسیاری از کارشناسان بر این عقیدهاند که دولت ایالات متحده با انگیزهای برای تشویق تهران به از سرگیری مذاکرات هستهای و احیای برجام، محدودیتهای خود در فروش نفت ایران را کاهش دادهاست.
مقامهای دولت بایدن بر این باور بودند که سیاست «فشار حداکثری» که پس از خروج دولت ترامپ از برجام از سوی واشنگتن دنبال شد، به شکست انجامیده و نتایج مطلوب دولت قبلی را به همراه نداشتهاست. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا بهار ۱۴۰۱ در جلسه استماع سنا به شکست سیاست فشار حداکثری اعتراف کرد و تأکید نمود که دولت بایدن بازگشت به تعهدات برجام را بهترین راهکار برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای میداند. از آن زمان به بعد، بارها جمهوریخواهان کنگره آمریکا مقامهای دولت بایدن را به خاطر آنچه که عدم اقدام جدی در برابر دور زدن تحریمها توسط ایران نامیده، تحت انتقاد قرار دادهاند.
مخالفان ادعای تغییر سیاست آمریکا پس از روی کار آمدن بایدن بر این باورند که اگر قرار بود این سیاست تغییر کند، باید در دورهای که دولت روحانی در حال فعالیت بود و روابط بهتری با غرب داشت، این تغییر روی میداد. محمدعلی خطیبی، نماینده ایران در اوپک در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد میگوید: «حدود هشت ماه از آغاز دولت بایدن همپوشانی با دولت دوازدهم داشت، اما چرا در آن زمان که دولت حسن روحانی و محمدجواد ظریف روابط بهتری با دموکراتها داشتند، نتوانستند نفت بفروشند؟ اگر قرار بود این شیوه تغییر کند، باید در آن زمان اتفاق میافتاد.»
اما این ادعا با برآوردهایی که از میزان فروش نفت خام و میعانات گازی ایران منتشر شده، همخوانی ندارد. تانکرترکرز، در دیماه سال ۱۴۰۱، گزارش سالانه خود را از فروش نفت ایران منتشر کرد. بر اساس این آمار، در بازه ۹ ماهه از دیماه ۱۳۹۹ (زمان آغاز به کار دولت بایدن) تا شهریور ۱۴۰۰ (شروع رسمی کابینه دولت سیزدهم) ایران نزدیک به ۳۰۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به فروش رساندهاست که معادل روزانه یک میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت و میعانات گازی میباشد. این آمار نشان میدهد که با آغاز به کار دولت سیزدهم، بازار نفت ایران تا حد زیادی احیا شدهاست و ارقام فروش نفت ایران در شهریور ۱۴۰۰ با شرایط کنونی تفاوت زیادی ندارد.
چرا بایدن پیچ را شل کرد؟
تحلیلگران درباره عوامل و انگیزههای مختلفی که منجر به تصمیم دولت آمریکا برای نادیده گرفتن فروش نفت ایران، به ویژه به چین، مطرح میکنند، نظر میدهند. علیاصغر زرگر، استاد روابط بینالملل به «هممیهن» میگوید: «نخست اینکه با توجه به جنگ اوکراین و تحریم نفت و گاز روسیه توسط اروپا و آمریکا، به منظور پایین نگه داشتن قیمت نفت در بازار جهانی، به ایران اجازه داده شده تا بتواند نفت بیشتری به بازار عرضه کند تا هم تعادل عرضه و تقاضا در بازار حفظ شود و هم قیمت نفت در سطح پایینی بماند تا درآمد روسیه کاهش یابد و نتواند نفت بیشتری بفروشد.»
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه میدهد: «دلیل دیگر مربوط به میزان منابع ارزی است که ایران از فروش نفت بهدست میآورد؛ با توجه به قیمت پایین نفت و تخفیفها، درآمد ایران از این فروش به قدری نیست که اقتصاد کشور از آن بهرهمند شود، و بخش قابل توجهی از این درآمد همچنان در خارج از ایران باقی خواهد ماند که ایران ناچارا به صورت پایاپای کالا خریداری خواهد کرد.»
علاوه بر اینها، در خردادماه سال گذشته، رسانهها از توافقی نانوشته میان ایران و آمریکا پس از چند دور مذاکره مستقیم و غیرمستقیم در نیویورک و مسقط خبر دادند که بر اساس آن ایالات متحده متعهد شد سختگیریها در برابر فروش نفت ایران را کاهش دهد.
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی که ۲۵ خردادماه ۱۴۰۲ منتشر کرد، به نقل از مقامهای اسرائیلی و آمریکایی ادعا کرد که دو طرف در آستانه رسیدن به یک توافق قرار دارند. در این گزارش آمده که جزئیات توافق به این شکل است: «ایران متعهد میشود که غنیسازی اورانیوم خود را از مرز ۶۰ درصد فراتر نرود، از حمله به نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه توسط گروههای منتسب به خود جلوگیری کند، همکاری خود را با بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی افزایش دهد و از فروش موشک بالستیک به روسیه خودداری کند.»
این گزارش علاوه بر این اشاره میکرد: «در عوض آمریکا متعهد میشود از صدور تحریمهای جدید جلوگیری کند، نفتکشهای خارجی حامل نفت ایران را توقیف نکند و به دنبال تصویب قطعنامههای جدید در شورای امنیت سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران نباشد.»
اگرچه این توافق تا مهرماه سال گذشته بهطور تقریبی به مرحله اجرایی درآمد، اما پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، در مورد استمرار اجرای آن تردیدهایی به وجود آمد. با این حال از ۷ اکتبر تا زمان فوت وزیر خارجه فقید ایران، حسین امیرعبداللهیان، ایران و آمریکا بهطور مداوم برای کاهش تنشها در منطقه و حفظ تفاهمهای پیشین در تماس بودند. یکی از آسیبهای عمده به تفاهم نانوشته ایران و واشنگتن در خرداد ۱۴۰۲، دو هفته پیش و با تصویب قطعنامه محکومیت ایران در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی وارد شد، هرچند رسانههای آمریکایی پیش از این نیز از تلاشهای آمریکا برای جلوگیری از صدور این قطعنامه خبر داده بودند.
تخفیفهای کلان
موضوع دیگری که در مورد فروش نفت ایران به چین مطرح است، تخفیفهایی است که این کشور برای خرید نفت به چین به آن میدهد. علیرضا زاکانی، کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری، در واکنش به ادعای دیگر نامزدها در مورد تخفیف کلان ایران برای فروش نفت و خسارتهای چند ده میلیارد دلاری ناشی از فروش تحت تحریم، مدعی شد که میزان تخفیف ایران به چین برای فروش هر بشکه نفت بهمراتب کمتر از ۳۰ درصد است و حتی عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز تخفیف بیشتری به چین ارائه میدهند.
محمدعلی خطیبی، معاون پیشین وزیر نفت به «هممیهن» میگوید: «زمانی که تحریمها برقرار است، شرایط به شدت دشوار میشود. در این شرایط نمیتوان نفت را مانند زمان عادی به فروش رساند. در دولت دوازدهم هم پس از خروج ترامپ از برجام، برای فروش نفت تخفیف میدادند.»
این مقام پیشین معتقد است: «دولت خریدار نفت از یک کشور تحریمشده، ناگزیر است که هزینههای بیشتری پرداخت کند. خرید نفت از ایران هم هزینه سیاسی دارد و هم خریدار ریسک تحریمهای ثانویه را به دوش میکشد. خرید نفت از کشورهای غیرتحریمی بسیار کمتر هزینهبر است. به هر حال، فروشنده تحریمشدهای باید این هزینهها را بپردازد. روسیه نیز بعد از اعمال تحریمهای غرب برای فروش نفت به خریدارانش تخفیف میدهد. من اطلاعات دارم که روسیه تا ۲۵ دلار در هر بشکه تخفیف میداد، اما با عادیتر شدن شرایط، روسیه نیز تخفیفها را کاهش داد.»
علیاصغر زرگر، این شیوه فروش نفت را یک تجارت دوسر باخت برای ایران توصیف میکند و میگوید: «فروش انحصاری نفت ایران به چین، آن هم با تخفیف، نتیجه تحریمهاست. ایران ناچارا با این تجارت نامتعادل و زیانآور مواجه شدهاست. این نوع فروش نفت منجر به این میشود که ما نفت را ارزان بفروشیم و کالاهای مورد نیاز را گران بخریم و در واقع در حال تحمل یک تجارت زیانآور هستیم.»
وی ادامه میدهد: «با این حال، اگر طبق آمارها ایران روزانه دو میلیون بشکه نفت به فروش برساند، چین فقط بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه نفت را خریداری میکند و باقی آن بهصورت غیرمستقیم در بازار جهانی به فروش میرسد که در این شرایط سهم زیادی از منافع به جیب دلالان و واسطهها میرود. بدیهی است که فروش نفت به این شکل در شرایط تحریمی آسیبپذیر و زیانآور خواهد بود. زیرا امکان دارد آمریکاییها سیاست فشار خود را بیشتر کنند و این راهکار برای دور زدن تحریمها کارآیی نداشته باشد. همچنین بهعلت عدم امکان انتقال پول نفت به خزانه دولت و اختلال در ارتباطات بانکی، دسترسی به این منابع بهینه نخواهد بود.»
زرگر خاطرنشان میکند که دولت ایران به جای ادامه تلاش برای دور زدن تحریمها، باید به دنبال توافق برای رفع آنها باشد. وی میگوید: «ایران باید از طریق دیپلماسی، مسائل منطقهای و هستهای خود را با آمریکا و غرب حل و فصل کند. در وضعیت کنونی بینالمللی، سیاستهای صفر و صد به هیچوجه کارکردی ندارند و باید بر اساس منافع ملی، سیاستی پویا اتخاذ کرد و مشکلات را در عرصه روابط خارجی حل نمود. اکنون که آمریکاییها تا حدی تمایل به حل اختلافات با ایران دارند و خیلی نیز با سیاست سختگیرانه علیه ایران موافق نیستند، بهترین زمان برای بهرهبرداری از این فرصت است.»
زرگر تأکید میکند: «سیاست نه شرقی و غربی ایجاب میکند که ایران با همه قدرتهای سیاسی و اقتصادی در ارتباط باشد و در تجارت خارجی بهطور رقابتی قیمت را بالا بفروشد و کالاها را ارزان بخرد؛ درست در تضاد با شرایط تحریمی کنونی که ما ارزان میفروشیم و گران میخریم.»
ابهام درباره جلیلی و کرسنت
در مناظرهها و میزگردهای انتخاباتی، اظهارات متعددی در مورد فروش نفت، پروندههای گذشته حوزه نفت مانند کرسنت و همچنین شیوه تسویه مالی صادرات نفت ایران مطرح شدهاست. پر واضح است که بسیاری از ناظران و تحلیلگران خواهان روشن شدن بیشتر این ادعاها هستند. تنها موضوع مبهم، آمار رسمی فروش نفت ایران و قیمت آن نیست.
حمیدرضا شکوهی، کارشناس اقتصادی در پیامی در شبکه اجتماعی نوشت: «۷ سال پیش زنگنه که وزیر نفت بود، از سعید جلیلی خواست تا شفافسازی کند که در جلسه آذر ۱۳۹۱ شورای عالی امنیت ملی درباره کرسنت چه گذشت و در نامه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ به احمدینژاد چه نوشت و چه پاسخی گرفت. هنوز جلیلی توضیحی در این باره ندادهاست. شاید مناظرههای اخیر فرصتی خوبی باشد.»
منبع: هم میهن
