صدام تنها به افکار خود اعتماد داشت؛ چرا که تمایل داشت موارد منفی را نادیده انگارد و تنها به نکات مثبت توجه کند. او در بسیاری از دیدارهایی که با من داشت، به طرز معناداری ابراز میکرد که به هدف خود در مورد اسرائیل خواهد رسید.
سرلشکر رعدمجید حمدانی، فرمانده پیشین سپاه گارد ریاست جمهوری عراق در کتاب «چشم انداز نظامی جنگ ایران و عراق» در مصاحبهای با دو پژوهشگر آمریکایی درخصوص برنامه صدام برای حمله به اسرائیل میگوید: «پس از جنگ ایران و عراق، صدام احساس میکرد که رهبر تمامی کشورهای عربی است. بسیاری بر این باور بودند که صدام در این جنگ به پیروزی دست یافته است. او بلندپروازیهای بیپایانی در سر داشت و به نوعی خود را فردی میدید که تاریخ عرب را شکل خواهد داد و به افکار افسانهای دست خواهد یافت.
به یک مثال دقت کنید؛ ارتش عراق به مدت هشت سال در جنگ بود و وضعیت اقتصادی کشور به شدت متزلزل شده بود. آیا انتظار نمیرفت که حداقل ۵ یا ۶ سال به اقتصاد کشور فرصت احیا داده شود؟ اما او تنها ۵ ماه صبر کرد تا به جنگ بعدی آغاز کند که این موضوع به بلندپروازیهای او مرتبط بود. کشوری که رهبر جاهطلبی چون او داشت، چگونه باید عمل میکرد؟ صدام این پیروزی بزرگ را یک موفقیت انحصاری میدید؛ در حالی که تمامی تلفات سنگینی که متحمل شد، نشان میداد که او این مسئله را به تنهایی مدیریت نکرده است.
بیشتر بخوانید:
چرا صدام فرماندهانش را اعدام میکرد؟
داستان صندوق چوبی برای جاسوس اسرائیلی
یک ادعا درباره مدیر اطلاعات نظامی ارتش صدام
وودز (پژوهشگر آمریکایی) بر این باور است که چقدر از تبلیغات صدام پیرامون آزادسازی قدس و حمله به اسرائیل واقعی بود؟ شما بیان کردید که این تبلیغات حقیقی بود؛ اما چه میزانی از این تبلیغات به هدف بسیج عربهای غیرعراقی به زیر پرچم خود بوده است؟
علاوه بر این واقعیت که صدام آرزو داشت رهبر تمام عربها باشد، او به شدت اطمینان داشت که میتواند این مأموریت را به انجام برساند و اسرائیل را نابود کند. به نوعی، او فقط به گفتهها و باورهای خود اعتقاد داشت؛ چرا که معمولاً نکات منفی را نادیده گرفته و فقط به جنبههای مثبت تمرکز میکرد. او در بسیاری از نشستهایی که با من داشت، به طور مداوم ابراز اطمینان میکرد که میتواند هدفش یعنی محو اسرائیل را محقق کند و کشورهای عرب را به ترس و ضعف متهم میکرد که چرا به او نمیپیوندند و تصمیمگیری نمیکنند.
پی نوشت:
۱- به طور قطع نمیتوان گفت که صدام به دنبال چنین اقدامی بوده، چرا که درگیر شدن او با ایران بالفعل برای رژیم صهیونیستی فرصتی فوقالعاده بود تا دو کشور مسلمان تسلیحات خود را علیه یکدیگر به کار گیرند.
۲. چگونه میتوان تصور کرد که صدام پیروز شده است در حالی که به هیچ یک از اهداف اصلی خود در جنگ نرسید و همچنین تلفات سنگینی را متحمل شده و کشور عراق را از پیشرفت اقتصادی محروم نگه داشت؟ او قادر به تغییر معاهده ١٩٧٥ (۱۳۵۳) نبود و حتی نتوانست بخشی از خاک ایران را به عراق ضمیمه کند و زمینهایی را که از ایران تصرف کرده بود، حفظ نماید.
۳. از زمان پایان جنگ عراق با ایران تا حمله به کویت، دو سال سپری شد؛ زیرا عراق در مردادماه ۱۳۶۹ به کویت حمله کرد و جنگ با ایران نیز در ۲۹ مردادماه ١٣٦٧ به پایان رسید.
