“`html
عکسی عجیب و غریب از فریده واثق، مادر امیر تتلو، منتشر شده که در آن قاب عکسی از پسرش در دیوار دیده میشود.
فریده واثق قبلاً نیز بیان کرده بود: روزی خدا بود و من، در کوچههای پایین شهری که زنان در ورودی خانهها مشغول باقالی و سبزی پاک کردن بودند و درباره هر کسی که از آنجا میگذشت صحبت میکردند.
فریده که در آن زمان با نام مریم شناخته میشد، ناگزیر بود از کوچه عبور کند تا به محل کارش در آن سوی اتوبان برود و بازگردد.
یک روز، زنی از اهالی کوچه مانع حرکت من شد و گفت: «میبینم بابت زندگیات زحمت زیادی میکشی، چیز مهمی میخواهم بگویم، سوگند میخورم که ناراحت نشوی.» به او نگاه کردم و گفتم: «بیا بگو.»
او به من تهمتی زد و سرم چرخید و بر زمین افتادم؛ دلم شکست. شاید مردم. چرا که من زنی با نیت پاک بودم که فقط میخواست سه فرزندش را در آغوش خود محفوظ بدارد.
اما آخی کشیدم تا به عمق وجودم برسد. خواستم از آن محله نفرین شده بروم و کامیون بهگلنشستهام آماده بود؛ مردم همانجا به دنبال ماشین میدویدند و اشک میریختند و از من حلالیت میطلبیدند.
گفتم خدایا، این مردم را به تو میسپارم. تو شاهد بودی که چه کردید با من.
چند سال گذشت و روزی که از آنجا عبور میکردم، با اتومبیلم وارد کوچه شدم و یکی از اهالی در حال تعریف گفت که فلانی به سرطان مبتلا شد، جوانش مرد و دختری از اعضای خانوادهاش نیز به همین سرنوشت دچار شد.
به شدت بغض کردم، در ماشین نشستم و دور شدم و زار زار گریه کردم و گفتم: پروردگارا، تو آگاهی و شنوایی. امروز صبح همان حس و حال دوباره بر من عارض شد.
مواظب باشید که دوباره مریم نشوید. میبینم که برای دیده شدن صفحات ناپاکتان، امیر تتلو را به هر طریقی که ممکن است نشان میدهید. به خداوند جهانیان قسم که نتیجه را به زودی خواهید دید.
آآآخ از مردمان بیعشق که چه بر سر امیر آوردند و به من چهها که نگفتند! قضاوت، قضاوت و باز قضاوت. وقتی از قضاوت خود شرمنده شدید، دیگر کار از کار گذشته است.
برای دلهای تیره و زمختتان آرامش و لطافت، پاکی و جریانی از عشق و معرفت و نور الهی آرزو میکنم.
منبع : وقت صبح
“`
