“`html
تسلط و غارت منابع نفت و گاز ایران در ایران توسط انگلیسها طی بیش از چهل سال، دلسوزان و ملیگرایان کشور را حول محور آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی بهگونهای متحد کرد که این دو جریان، همچون دو تیغه قیچی، دست استعمارگران انگلیسی را از منابع خدادادی ایران کوتاه کردند. اما مزدوران انگلیسی در دیوان و دربار پهلوی با سوءاستفاده از اختلافات بین رهبران ملیگرا، با قساوت تمام کودتای سیاه و ننگین ۲۸ مرداد را به اجرا درآوردند.
امروز 28 مرداد بهعنوان هفتادمین سالگرد کودتای انگلیسی–آمریکایی علیه دولت محمد مصدق در سال 1332 یاد میشود.
ماجرای این کودتا از کجا آغاز شد؟
این ماجرا با آزاد شدن موقت منابع استراتژیک نفت و گاز ایران، به بهای فشردن زهر انگلیس در گلوی مردان وطنپرست و اخلاقمحور آغاز شد، که منجر به انتقامی سخت و خصمانه از آنان گردید.
او و جریان فکریاش قبل از ورود به دولت، با اتحاد و همراهی با آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی و حجتالاسلام سید مجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی، در برابر سیاستمداران پادشاهی بریتانیا مقاومت کردند. اما پس از ورود مصدق به دولت و بالا گرفتن اختلافات سیاسی میان ملیگرایان، زمینهای برای سوءاستفاده دشمنان خشمگین از ایران و اسلام و آسیب به منافع ملی ایجاد شد.
انگلیس با مشاهده این اختلافات داخلی، با قدرت و به شیوهای بیرحمانه نیرنگهای خود را به نمایش گذاشت. این تفکر بهقدری ضربهای به اتحاد نیروهای داخلی زد که تمامی فداکاریها و جانفشانیهای نیروهای دلسوز در راه آزادی منابع خدادادی، بینتیجه ماند. مزدوران و دستنشاندگان وابسته به دیوان و دربار پهلوی همچون کفتارها و مخلوقات وحشی به جان وطنپرستان افتادند و با دادگاهها، اعدامها و زندانی کردن دلسوزان، مردانگی و آزادی را تبعید کردند.
اجرای سیاستهای خصمانه غرب علیه منافع ملی ایران برای نخستین بار در تاریخ روابط سیاسی ایران و بریتانیا بهوقوع پیوست. این سیاستها با شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران و تحریم صنعت نفت و گاز به رهبری انگلیس آغاز شد و با حمایت آمریکا بهخصوص در راستای محدود کردن منابع نفت و گاز ایران ادامه یافت، اتفاقی که در شرایط قطع دست روسها از چاههای نفت شمال ایران به وقوع پیوست.
آغاز داستان
با مشاهده وضعیت ناعادلانه اقتصادی و نفتی ایران در دوران پادشاهان پهلوی، دکتر محمد مصدق و همفکرانش تصمیم به اتخاذ سیاست گامبهگام برای قطع سلطه دولتهای انگلیس و روسیه به عنوان قدرتهای استعمارگر گرفتند.
دولت اتحاد جماهیر شوروی که دو قرن پس از اشغال خاک ایران در منطقه قفقاز و آسیای میانه و ۳۵ سال بعد از کشف نخستین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان، مجدداً در بحبوبه جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۲ و در دولت محمد ساعد، خواستار برخورداری از امتیاز چاههای نفت شمال ایران بود. با وجود اینکه نخستوزیر وقت، محمدرضاشاه، واگذاری هر نوع امتیاز را به پایان جنگ موکول کرده بود، امپریالیسم روسیه هیچگونه توجهی به این درخواست نداشت و سوژه خود را به نتیجه رساند.
مصدق با درک اشتهای سیریناپذیر همسایه شمالی، با زیرکی و صبوری گام برداشت و با چاشنی لبخند، نشست هفتاد و نهم چهاردهمین دوره مجلس شورای ملی را زمان مناسب برای اجرای ایدههای خود تشخیص داد.
قانون ممنوعیت هر نوع قرارداد اعطای امتیاز نفت به دولت یا شرکت خارجی و قطع دست روسها از چاههای نفت شمال ایران در قالب طرح دو فوریتی به مجلس شورای ملی تقدیم شد و در هنگام بررسی صلاحیت مرتضیقلی بیات با لقب سهامالسلطنه برای نخستوزیر شدن اداره، تصویب گردید. طبق این قانون، دولتهای ایران از هرگونه مذاکره با کشورهای خارجی برای اعطای امتیاز استخراج و بهرهبرداری از نفت و گاز ایران منع شدند.
طی سال تصویب این قانون، کل میزان نفت خام ایران به ۳۲ میلیون تن رسید که کمی بیشتر از یکسوم کل تولید نفتخام خاورمیانه بود و ۹۰ درصد آن به کشورهای غربی اروپایی صادر میشد.
با اینکه این قانون بهوضوح به همسایه شمالی هدف میزد، اما انگلیسیها و دستنشاندههای پهلوی احساس خطر کردند. وزارت کشور دولت احمد قوامالسلطنه و دربار محمدرضا شاه بهجای توجه به سیاستمداران انگلیسی، مصدق و همفکرانش را دشمن دیوان و دربار تشخیص دادند و مانع از کاندیدا شدن فردی حقوقدان و آشنا با ادبیات سیاست در پانزدهمین دوره مجلس شورای ملی شدند.
دولت انگلستان در سال 1329 با حمایت شاه و دربار درصدد تدوین الحاقیه گس – گلشاییان به قرارداد ۱۹۳۳ِ دولت حاجعلی رزمآرا بهمنظور حفظ منافع خود از چاههای نفت و گاز ایران برآمد.
دربار و دیوان پهلوی سعی کردند تا قرارداد ۱۹۳۳، که پس از لغو قرارداد دارسی بین رضا شاه پهلوی و انگلیسها منعقد شده بود را در مجلس شورای ملی تثبیت نمایند. اما ورود دکتر مصدق به مجلس شانزدهم و حمایت قاطع آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی از ملیگرایان مانع از دستیابی به این هدف شد.
آیتالله کاشانی برای جلوگیری از تأیید قرارداد ۱۹۳۳ در مجلس شورای ملی، اعلامیهای در خصوص ملی شدن صنعت نفت منتشر کرد و در آن گفت: «ملی شدن صنعت نفت، تنها راه نجات ماست زیرا به این وسیله ثروت فراوانی که خداوند متعال به ملت ایران داده، از دست دشمنان که تنها به منفعتطلبی و مکیدن خون ملتهای ضعیف میاندیشند، بیرون خواهد آمد و به صاحبان حقیقی آن خواهد رسید.
او در ادامه افزود: «برای سعادت ملت ایران و تأمین صلح جهانی، همه افراد مملکت باید در این خواسته شریک شوند که صنعت نفت ایران در تمامی مناطق کشور باید ملی اعلام شود.»
بعد از انتشار این اعلامیه، تجمع وسیعی در مسجد شاه در بازار بزرگ تهران برگزار شد و سخنرانان به تشریح ضرورت ابطال قرارداد ۱۹۳۳ پرداختند. در پایان این مراسم، بار دیگر بر ملی شدن صنعت نفت تأکید و بیانیهای چهار بندی قرائت شد.
آیتالله کاشانی در دو ماه اول زمستان 1329، سخنرانیهای انتقادی شدیدی علیه رزمآرا ارائه کرد و مخالفت خود را در تاریخهای هشتم دی و ششم بهمن ۱۳۲۹ به اطلاع ملت و جریان سیاسی ملیگرا رساند.
ممانعت از ورود به مجلس
با وجود جلوگیری از ورود دکتر محمد مصدق به مجلس پانزدهم، فشار مردم و روحانیون مخالف قرارداد استعماری 1933 به دولت محمد ساعد مراغهای و پر پیچوخمهای داخلی در مجلس مانع از تأمین خواستههای انگلیسیها شد.
دستنشاندههای انگلیس در دربار و دیوان رژیم پهلوی در تلاشی مشابه از رفتار خود در انتخابات شانزدهمین دوره مجلس شورای ملی پیروی کردند. اما خوشبختانه دکتر مصدق به نمایندگی از مردم تهران در دور دوم این انتخابات به مجلس وارد شد.
ورود دکتر مصدق، مبدع قطع دست روسها از چاههای نفت، به مجلس شانزدهم موجب تحولات مفیدی برای منافع ملی ایران شد، که اصلیترین آن طرح ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران در صنایع نفت و گاز کشور بود.
مصدق در این مجلس به ریاست کمیسیون نفت انتخاب شد و رهبر فراکسیون اقلیت گردید. او به پیشنهاد دکتر حسین فاطمی، یکی از یاران همفکرش در جبهه ملی، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت ایران را در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ به امضای تمامی اعضای کمیسیون نفت رساند و کمیسیون در اول تیر ۱۳۲۹ برای بررسی لایحه نفت به نام لایحه گس-گلشائیان تشکیل جلسه داد.
در جریان بررسی این لایحه، کمیسیون نفت به پیشنهاد دکتر محمد مصدق، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را مورد بررسی و تأیید قرار داد. مصوبه کمیسیون چند روز بعد در دستور کار مجلس شورای ملی قرار گرفت، اما به دلیل مخالفت حاجعلی رزمآرا، نخستوزیر مزدور انگلیس، تصویب نشد.
پیشنهاد رد شده دکتر مصدق به این مضمون بود: «به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضا کنندگان زیر پیشنهاد مینمایند که صنعت نفت در تمامی مناطق کشور بدون هیچ استثنایی ملی اعلام شود؛ بدین ترتیب، عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری باید در دست ملت ایران قرار بگیرد.
نتایج اجتماعی یک پیشنهاد
رد پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت و گاز در مجلس، تنشهای اجتماعی متعددی را در اسفند 1329 بهوجود آورد و اعتراضات ضد استعماری گستردهای را علیه شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت رزمآرا به همراه آورد که به مداخله گارد ارتش و در پی آن به تنشهای خونین انجامید.
مصدق و همفکرانش با اتحاد با آیتالله کاشانی و جمعیت فداییان اسلام به رهبری حجتالاسلام سید مجتبی نواب صفوی، اعتراضات وسیعی را در سراسر کشور سازماندهی کردند. بدنه اجتماعی ایران در دانشگاه تهران با شعار «نفت ایران باید ملی شود» به میدان بهارستان و خیابانهای منتهی به آن هجوم آوردند و مقابل ساختمان مجلس تجمع کردند.
حامیان جمعیت فداییان اسلام نیز با برگزاری سخنرانیهای متعدد و بسیج نیروهای مذهبی به رهبری آیتالله کاشانی به جمع معترضان پیوستند و در برابر حملات بیرحمانه گارد ارتش و مزدوران وابسته ایستادگی کردند و به ضرب و شتم و آزار برخی از آنها انجامید.
در روزهای اعتراض، رزمآرا در کنفرانسهای مطبوعاتی از طریق رادیو و تلویزیون و روزنامهها، بارها به پشتیبانی از شرکت نفت ایران و انگلیس پرداخت و تداوم سلطه انگلیسیها بر منابع نفت و گاز ایران را خواستار شد و بدین ترتیب در برابر خواستههای مردم ایستاد و تنفر عمومی را شدیدتر کرد.
نخستوزیر وقت شاهانه با حضور در نشستهای کمیسیون نفت و صحن علنی مجلس شورا از تداوم نگه داشتن امتیاز در اختیار شرکت نفت ایران و انگلیس حمایت کرد و عنوان کرد که ملت ایران توان مدیریت صنعت نفت را ندارد.
او در صحن علنی چنین گفت: «ما ایرانیها حتی یک لوله آفتابه هم نمیتوانیم بسازیم. چطور میخواهید نفت را ملی کنید؟ بگذارید نفت دست انگلیسیها بماند. بههر چیزی که میگویند گوش کنید. شما چه اقداماتی میکنید؟»
رزمآرا در واکنش به استدلالهای دکتر مصدق و آیتالله کاشانی نیز، گفت: «مسجد را بر سر آیتالله کاشانی و مجلس را بر سر اقلیتها خواهم ریخت.»
بعد از قطع ارتباط و گفتوگو بین طرفداران و مخالفان ملی شدن صنعت نفت، جمعیت فداییان اسلام به رهبری حجتالاسلام نواب صفوی که از ابتدای ملی شدن، در جلسات مشترک با دکتر مصدق و یارانش حضور داشت، بهمنظور شکستن بنبست اجتماعی در جلسات بیشتر بین نمایندگان اقلیت حاضر شدند.
او چاره کار را در حذف فیزیکی حاجعلی رزمآرا میدید و با دریافت دستور از چند مرجع تقلید از جمله آیتالله کاشانی، جمعیت تحت فرمانش را برای یک ترور انقلابی آماده ساخت. توافقات و تفاهمات بین نیروهای اصولگرا و ملیگرا شکل گرفت و جمعیت فداییان اسلام، مراسم تشییع آیتالله فیضی، یکی از برجستهترین مراجع آن زمان، را بهعنوان مناسبترین زمان برای حذف رزمآرا در نظر گرفت.
رزمآرا در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ وارد محوطه مسجد شاه شد و هنوز چند قدمی برنداشته بود که هدف سه گلوله از خلیل طهماسبی، یکی از اعضای فداییان اسلام، قرار گرفت و در دم جان باخت.
با حذف یکی از اصلیترین مخالفان ملی شدن نفت در دیوان پهلوی، زمینه برای جریان مجدد پیشنهاد دکتر مصدق در خانه ملت مهیا گردید. به این ترتیب ۱۳ روز بعد از قتل رزمآرا، فراکسیون اقلیت و کمیسیون نفت مجلس شانزدهم مجدداً طرح ملی شدن نفت را به جریان انداختند و آن را بار دیگر در دستور کار مجلس قرار دادند که این بار با موفقیت رأی اکثریت را گرفت.
نقش سایر مراجع
غیر از آیتالله کاشانی، دیگر مراجع نیز در شکلگیری نهضت ملی کردن صنعت نفت نقش مؤثری داشتند. آیتالله سید محمدتقی خوانساری، از مراجع تقلید معاصر، با صدور فتوایی بر ضرورت ملی شدن صنعت نفت تأکید کرد.
علاوه بر او، آیتالله صدر، آیتالله حجت و آیتالله فیض نیز با فتاوای مشابه به حمایت از ملی شدن صنعت نفت دعوت کردند.
لجاجت انگلیسی
دولتمردان طمعکار انگلیسی که از غارت نفت ایران و دریافت بهای اندک سود کلانی کسب کرده بودند، از ابتدا با پیشنهاد ملی شدن نفت از سوی دکتر مصدق و حوادث منتهی به تصویب آن در مجلس شانزدهم، بهطور جدی مخالفت کردند. اما در پی اتحاد مردم و روحانیون، به روشی تاکتیکی عقب نشینی کردند و از طریق دستگاههای حقوقی و دیپلماتیک شروع به چانهزنی با مقامات وقت ایران نمودند.
انگلیسیها برای حفظ منافع خود سه پیشنهاد به دولت ایران ارائه کردند: «1- تشکیل شرکتی جدید، که درآمد نفتی ایران بهطور مساوی میان دولت ایران و شرکت سابق انگلیسی تقسیم شود. 2- توزیع نفت در داخل کشور به یک شرکت تمام ایرانی واگذار گردد و 3- کارمندان ایرانی، شغل کارمندان خارجی را برابر با مقررات بگیرند.»
با ترور حاجعلی رزمآرا، طرح ملی شدن صنعت نفت در تاریخ ۲۴ اسفند 1329 در کمیسیون نفت به تصویب رسید و با پیگیری دکتر مصدق و لابی اعضای کمیسیون در جلسه علنی ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ مجلس شانزدهم، مرحلهای دیگر به تصویب اکثریت نمایندگان رسید.
اما بریتانیا ۳۸ روز بعد، در هفتم اردیبهشت ۱۳۳۰ نسبت به این اقدام مجلس شورای ملی واکنش نشان داد و از ملی شدن نفت ایران به دادگاه لاهه شکایت کرد. در همین حال، نیروی دریایی انگلیس با اعزام کشتیهای جنگی خود به اقیانوس هند و دریای عمان، تهدید را به مقامات وقت ایران صورت داد. با این حال موقعیت حقوقی برتر ایران در سازمان ملل و دادگاه لاهه و تهدید آیتالله کاشانی به اعلام جهاد مسلمین، موجب شد که این رفتا
