صفحه مقوایی منچ که بین دو دوست در یکی از رستورانهای مشهد جلوهگر شده بود، به ناگاه به رنگ خون درآمد.
در شامگاه ۲۷ خرداد، خبر فوت یک جوان در یکی از بیمارستانهای مشهد به گوش بازپرس کشیک قتل و گروه جنایی رسید. با دریافت این گزارش، تحقیقات آغاز شد و در بررسیهای اولیه، مشخص گردید که این مرد جوان در جریان یک درگیری در رستوران به وسیله ضربه چاقو مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان، جان باخته است.
ماموران با مشخص شدن این اطلاعات به سمت رستوران درگیری رهسپار شدند. یکی از شاهدان عینی در تحقیقات میدانی اظهار داشت: قاتل و مقتول بهطور همزمان به رستوران آمده و بر سر یک میز نشسته بودند. بههر حال، نمیدانم چه رخ داد که ناگهان مقتول شروع به پرتاب پارچ، لیوان و سایر وسایل پذیرایی به سمت قاتل کرد. قاتل هم بهدور از انتظار، چاقویی برداشت و به او ضربهای زد و سپس از محل متواری شد.
با مرور تصاویر دوربینهای مداربسته رستوران، تصویر قاتل شناسایی شد و زمانی که این تصویر به خانواده مقتول نشان داده شد، او شناسایی گردید. پژمان، یکی از دوستان مقتول، همان شبی که حادثه رخ داد، به همراه او به رستوران رفته بود. با شناسایی هویت قاتل، تیم جنایی به خانه پژمان رفت، اما او از آنجا رفته بود.
تحقیقات شبانهروزی بهمنظور پیدا کردن سرنخی از قاتل فراری ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان پلیس مشهد موفق به شناسایی مخفیگاه او در تهران شدند. پس از آن، عازم تهران شده و با هماهنگیهای قضایی با بازپرس محسن اختیاری، مخفیگاه پژمان را در شرق تهران شناسایی و او را در یک عملیات ویژه دستگیر کردند.
در تحقیقات اولیه، پژمان به قتل دوستش اعتراف کرد و بیان داشت: به دلیل جرایم مرتبط با سرقت و مواد مخدر چندین بار بازداشت شدهام و به تازگی از زندان آزاد گشتهام. شب حادثه با مقتول به رستوران رفته بودیم و غذای مورد نظر خود را سفارش دادیم. آن شب، منچ را با خود آورده و در حال بازی بودیم که در وسط بازی بین ما درگیری پیش آمد.
او معتقد بود که من تقلب کردهام و به همین دلیل دعوا شدت گرفت. ناگهان او پارچ و سایر وسایل روی میز را به سمتم پرتاب کرد. من که از این عمل به شدت عصبانی شده بودم، با چاقویی که روی میز بود، ضربهای به سمتش زدم. هرگز فکر نمیکردم که آن ضربه باعث مرگش شود. وقتی او به زمین افتاد، من فرار کردم و شبانه به تهران رفتم و به منزل یکی از دوستانم پناه بردم و درباره اتفاق هیچچیز به او نگفتم. مدتی بعد نیز از مرگ دوستم مطلع شدم.
با اعتراف پژمان، به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای ویژه سرقت، پرونده به دادسرای مربوطه انتقال یافت تا در مورد وقوع جرم رسیدگی شود.
