“`html
با وجود اینکه قطع ارتباط تاریخی هفت ساله ایران و عربستان با همکاری عراق و چین به نتیجه مطلوبی رسید، اما جنگ اوکراین علیرغم کوششهای میانجیگران از کشورهایی مانند ترکیه، قطر، چین و عربستان همچنان ادامه دارد. همچنین در بحران میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان، تلاشهای میانجیگری روسیه به ثمر نرسید و پیشنهادات میانجیگرانه اروپا و آمریکا نیز در این تنش از منطقه قفقاز نتیجهای نداشته است. این روزها عمان در حال نقشآفرینی به عنوان میانجی میان ایران و آمریکا، و همچنین تلاش ایران برای نزدیکی با سوریه و ترکیه و ترکیه برای کاهش تنشهای میان اوکراین و روسیه است.
در این میان، پرسشی به ذهن میرسد که اصولاً یک میانجی برای موفقیت در اقدامات خود در چه مسیرهایی باید گام بردارد؟
محمود واعظی، دیپلمات پیشین ایرانی، در اثر خود به نام “میانجیگری در نظریه و عمل” بر این باور است که چهار عنصر اصلی برای تحقق یک میانجیگری مؤثر الزامی است.
اولین عنصر، زمینه لازم برای میانجیگری است. این زمینه زمانی فراهم میشود که تلاشهای طرفین مناقشه به بنبست رسیده باشد و هیچ یک تمایلی به تحمل هزینههای غیرضروری یا از دست دادن جان انسانها نداشته باشد.
دومین عنصر مربوط به طرفین مناقشه است. به این معنا، دو طرف باید به طور کلی خواستار حل و فصل مناقشه باشند و به میانجی اعتماد کنند.
سومین عنصر خود میانجی است. شخصیت میانجی باید بیطرف، ماهر و فاقد وابستگی به نتایج مناقشه باشد تا بتواند جهت دستیابی به توافقی پایدار، به تغییر و نزدیک کردن نظرات طرفین به کمک ابزارهای غیرمجبری بپردازد.
همچنین، روش میانجیگری به عنوان چهارمین عنصر، از ضروریات است، زیرا تدوین یک برنامه کلی و نقشهراه نسبت به اوضاع مناقشه و تفاوتهای سیاسی طرفین حیاتی است و میتواند به اجرای آن با انعطاف، صبر و مذاکره کمک کند.
در نتیجه، میانجیگری یک اقدام داوطلبانه از سوی طرف سومی است که زمانی امکانپذیر میشود که ابتکارات درگیران بینتیجه و با هزینههای غیرقابل تحمل همراه باشد، به طوری که آنها آمادگی لازم برای حلوفصل مناقشه و پذیرش نقش میانجی را داشته باشند. در چنین موقعیتی، یک میانجی بیطرف و مجرب با خلاقیت و ابتکار میتواند از طریق مذاکره به تغییر و نزدیک کردن دیدگاههای طرفین برای کاهش درگیری و نهایتاً حل مناقشه اقدام نماید.
میانجیگری به شکلهای گوناگونی صورت میگیرد؛ میانجیگری فردی، نوعی از این فرآیند است که به صورت رسمی یا غیررسمی و از سوی افراد یا مقامهای سیاسی یا حتی یک تصمیمگیرنده عالیرتبه در جهت حل اختلافات میان طرفین مناقشه صورت میگیرد.
نوع دیگری از میانجیگری توسط دولتها انجام میشود. به بیان دیگر، یک دولت ممکن است به منظور میانجیگری دعوت شود یا خود به صورت خودجوش اقدام کند و یا فرد مؤثری را انتخاب نماید که بهترین دستاوردها را تأمین کند. در این زمینه، دولتهای بزرگ به طور معمول فرصت و ظرفیت بیشتری برای میانجیگری دارند و بر اساس قدرت و نفوذشان میتوانند نقش مؤثرتری ایفا کنند.
گاهی اوقات میانجیگری به شکل گروهی انجام میشود. در این وضعیت، یک میانجی ممکن است به دلیل موقعیت مناقشه و دخالت دیگر بازیگران موفق به انجام وظایفش نشده باشد یا ائتلافی برای دستیابی به توافق در مورد انتخاب کشور میانجی ناممکن باشد و بنابراین چندین کشور به طور جمعی ایفای نقش کنند.
علاوه بر این، میتوان گفت که میانجیگری توسط مؤسسات و سازمانها نیز شکل میگیرد. عموماً حساسیت طرفین درگیری به سازمانهای بینالمللی کمتر از دولتهای ملی است و این میتواند امکانپذیری کارآمدی این سازمانها در حل مناقشات جهانی را افزایش دهد.
با تمام این تفاسیر، به طور کلی و بدون در نظر گرفتن جزئیات، هفت سال تنش میان ایران و عربستان به وسیله چین خاتمه یافت، زیرا زمینه لازم برای میانجیگری فراهم شده بود؛ بدین صورت که تلاشهای دو طرف برای حل مشکلات به بنبست رسیده و ایران برای تقویت اقتصاد خود و عربستان به دلیل کاهش هزینههای جنگ در یمن و تمرکز بر اهداف سند چشمانداز ۲۰۳۰ دیگر تمایلی به ادامه خصومت نداشتند. به همین خاطر پس از اعتماد دو طرف به عراق و چین و با کوششهای مستمر این دو کشور، سایر عناصر نیز نسبتا تحقق یافت و توافقی به امضاء رسید.
در مورد بحران اوکراین نیز، دولتهایی که مایل به میانجیگری هستند یا برای اوکراین و روسیه معتبر نیستند و یا در ارتباط با بیطرفی و غیرمنفعتطلبی خود دچار ابهام هستند و یا اینکه به مهارت لازم جهت خاتمه دادن به جنگ اوکراین مجهز نیستند. همچنین، عناصر اول و دوم؛ یعنی زمینه میانجیگری و تمایل طرفین به تعامل نیز به طور کامل تحقق نیافته است و دو طرف همچنان به جنگ ادامه میدهند. حتی، در ماه گذشته روسها عنوان کردند که اوکراین از هرگونه اقدام میانجیگرانه پرهیز میکند و بر برنامه زلنسکی متمرکز است. هر گاه اگر قرار بر این باشد که مساله اوکراین با میانجیگری حل و فصل شود، با توجه به ناکامیهای پی در پی کشورهای متعدد، انتظار میرود میانجیگری به صورت جمعی و با مشارکت سازمانهای بینالمللی به نتیجه برسد.
اما در خصوص قرهباغ، با در نظر گرفتن تمامی عناصر ضروری برای میانجیگری، به دلیل اینکه منطقه قفقاز به شدت تحت تأثیر مداخلات کشورهای خارجی از جمله آمریکا، اروپا و همسایگان قرار داشته و روسیه نیز به دنبال حفظ نفوذ خود در این مناطق است، به نظر میرسد دستیابی به موفقیت در میانجیگری برای حلوفصل کامل این منازعه بسیار بعید است.
“`
