محمد جلیلوند بیان کرد: ارتباطات بین اعضای خانواده میتواند به عنوان محور اصلی فیلمنامه یک سریال، بدون در نظر گرفتن نوع آن، عمل کند و داستانکهای مختلفی به این بستر مرتبط شده و روایت را پیش ببرند. این مفهوم کلی توجه بسیاری از فیلمنامهنویسان را جلب کرده و منجر به تولید سریالهای فراوانی شده که اکثریت آنها را آثار کمدی تشکیل میدهند. چرا که این سریالها نیاز چندانی به شخصیتپردازی عمیق ندارند و بیشتر بر اساس تیپسازی پیش میروند. به ویژه تیپهای آشنا برای بیننده که با دیدن آنها با پیشزمینه ذهنی آشنا هستند و فقط به مقدار کمی جزئیات اضافی نیاز دارند.
مهران مدیری به عنوان یکی از برجستهترین شخصیتها در عرصه تولید سریالهای کمدی به عنوان بازیگر و کارگردان محسوب میشود که تمام آثارش مورد استقبال بینظیری از سوی مخاطبین قرار گرفته است. جدیدترین کار او «قهوه پدری» نام دارد که به تازگی قسمت اول آن از طریق پلتفرم فیلمنت به دست بینندگان رسیده است. مدیری که پیشتر سریالهای هیولا و دراکولا را با محوریت فساد مالی، پولشویی و ثروتهای ناگهانی ساخته و المانهای کمدی سیاه موثری در ساختار آنها به کار برده، به نظر میرسد در «قهوه پدری» نیز همین شیوه را دنبال کرده است. داستان این سریال درباره خانوادهای به رهبری مردی میانسال به نام جهانگیر است که با همسرش سیمین و فرزندانشان اسپیده، مجید و سعید زندگی میکنند. آنها مستاجران عموی جهانگیر هستند که در خارج از کشور اقامت دارد و به دلیل بدهی بانک به حال تخلیه خانهشان هستند.
در همان سکانس آغازین و پس از معرفی شخصیتهای اصلی، موضوع بدهی بانکی و توقیف منزل به وسیله بانک مطرح شده و اولین نقطه عطف داستان شکل میگیرد. همچنین مشکلات مالی کتابفروشی جهانگیر به عنوان مانع دیگری بر سر راه قهرمان داستان نمایان میشود. در سکانس صبحانه، نکتهای هم درباره هنر مخصوص جهانگیر در درست کردن قهوه ذغالی اشاره میشود که اساساً به عنوان اطلاعاتی برای استفاده در قسمتهای بعدی جلوه میکند. سایر شخصیتها نیز در همین مدت کوتاه معرفی میشوند و عمدتاً بر روی بیکاری نسبی آنها و پیامدهای اقتصادی ناشی از آن تأکید میشود. علاوه بر این، شوخیهایی هم به وسیله سعید و مجید در زمینه فضای مجازی به تصویر کشیده شده که میتواند برای تماشاگران جوان جذاب باشد. به عنوان مثال، همواره آنلاین بودن مجید و لایوهای اینستاگرامش و همچنین هکر بودن سعید که رفتارهایش متناسب با شغلش نبوده، قابلتوجه است! سپیده در نقطه مقابل برادرانش به عنوان یک هنرمند و نقاش معرفی میشود، اما نقطه مشترک آنها عدم موفقیت در کار و مشکلات مالی است! ملیسا نیز به عنوان عروس خانواده در همین قسمت معرفی شده و چندین شوخی جالب در ارتباط با او شکل میگیرد.
پیدا شدن قرص اعصابی توسط سیمین در جیب جهانگیر توطئهای جدید در داستان ایجاد میکند و شخصیتها را درگیر آن مینماید. به خصوص سیمین که دارای شخصیتی مثبتگرا و بسیار فعال است و برای حفظ کانون خانواده واکنشهای شدیدی از خود نشان میدهد. کارمند بودن او در بانک قصه را از فضای داخلی منزل فراتر میبرد و شخصیتهای دیگری را وارد کادر میکند، از جمله نجمالدین میخچالچی که رئیس شعبه است و همسرش. میخچالچی از شخصیتهایی است که در آثار مدیری فراوان یافت میشود و لهجهاش نقشی کلیدی در خلق شوخیها ایفا میکند. همسر او هم مکملی برای میخچالچی بوده و رابطهای پیچیده و کینهآمیز با سیمین دارد. جشن تولدی که اعضای خانواده برای جهانگیر ترتیب میدهند و ورود فردی نزولخور به منزلشان، قسمت اول را به سمت پایان میکشاند و نقطه عطف بعدی را رقم میزند. جایی که بنا به پیشنهاد جهانگیر و با مخالفت اولیه سیمین، سرانجام خانواده به سراغ مردی میانسال که در خارج از شهر زندگی میکند، میروند.
پایان این قسمت به گونهای طراحی شده که باعث کنجکاوی و علاقهمندی بیننده برای تماشای قسمت بعدی میشود. جهانگیر به عنوان قهرمان داستان شباهتهایی به هوشنگ شرافت شخصیت اصلی سریال هیولا دارد که از نظر ظاهری از عینک ته استکانی تا شیوه صحبت کردن نیز قابل مشاهده است. سام درخشانی به عنوان انتخابی نسبتاً متفاوت برای این نقش به کار رفته و در کنار ژاله صامتی میتوانند یکی از نقاط قوت «قهوه پدری» را شکل دهند. هرچند که به وضوح ستاره اصلی این سریال کسی جز مهران مدیری نیست که برایش ورودی جذابی طراحی شده و در قسمت بعدی از آن رونمایی خواهد شد.
