آیفون ۱۶ که از جدیدترین محصولات شرکت اپل محسوب میشود، در تاریخ نهم سپتامبر – مصادف با ۱۹ شهریور – بهصورت رسمی معرفی شد. این امر که با توجه به تلاشهای شرکت اپل برای گنجاندن بیشترین تکنولوژیها و نوآوریها در طراحی و تولید این گوشی صورت گرفته، در کمتر از دو هفته اخیر در کانون توجهات رسانهها قرار گرفت. با این حال، از آنجایی که واردات آیفونهای سری ۱۴ و بالاتر به ایران ممنوع شده و ورود این گوشیها از طرق قاچاق یا مسافری به کشور رخ میدهد، قیمت آنها در ایران نسبت به قیمت جهانی بهطرز قابل توجهی افزایش یافته است. بنابراین پیگیری اخبار مربوط به تولید مدلهای جدید آیفون بهویژه آیفون ۱۶ و ابعاد تخصصی امکانات آن در ایران بهطور قابل توجهی جالب بهنظر میرسد.
با اینکه نمیتوان قابلیتهای برجسته گوشیهای اپل را بهطور کامل نادیده گرفت، بهنظر میرسد که این میزان اشتیاق برای خرید مدلهایی که بسیاری از اوقات به خاطر عدم ریجستر شدن آنتندهی ندارند و تنها میتوانند بهسان یک دوربین حرفهای مورد استفاده قرار گیرند، ناشی از این حقیقت است که متناظر با برند آیفون، هویتی اجتماعی برای برخی از افراد شکل گرفته است. همچنین میتوان گفت که برخی افراد خود را وابسته به مکتب «آیفونیسم» میدانند! این در حالی است که با همان مبلغی که برای خرید یک گوشی فاقد ریجستر یا مدلهای قدیمیتر آیفون پرداخت میشود، میتوان مدلهای برتر از دیگر برندها را تهیه کرد.
در این راستا، محمد رحیمی – جامعهشناس و استاد دانشگاه -观点هایی را ارائه داده است که در ادامه میخوانید.
آقای دکتر! با وقوع این واقعیت که آیفونهای سری ۱۳ به بعد در ایران قابلیت ریجستر شدن ندارند و این مسئله به افزایش قیمت غیرمنطقی این مدلها منجر شده، باز هم شاهد پیگیری افراد برای خرید این گوشیها هستیم. همچنین سریهای ۱۴ و ۱۵ نیز که به لحاظ قیمتی کمتر از آیفون ۱۳ هستند طرفداران خاص خود را دارند که با آگاهی از عدم ریجستر شدن همچنان خود را ملزم به خرید میدانند. بهنظر شما علت این تقاضا با وجود عدم دسترسی به ابتداییترین امکانات گوشی چیست؟
من معتقدم که تمایل روزافزون به تمایز یکی از اصلیترین دلایل جذب مردم به این مدل گوشیهاست. تمایز (Distinction) بهعنوان یکی از ارزشهای کلیدی در میان نسل جدید جوانان ایرانی شناخته میشود. جوانانی که میخواهند بهلحاظ اجتماعی متفاوت باشند و این تفاوت را از طریق نمادهای لوکس و منزلتی همچون آیفون به نمایش میگذارند.
به تعبیر «بوردیو»، افراد هویت خود را از طریق کمیت و کیفیت مصرفشان تعریف میکنند و بدین واسطه به تشخص میرسند. بخشی از جامعه ما بهدنبال تصویربرداری نمادین از وضعیت اقتصادی خود هستند و از این طریق میخواهند سلیقهای متمایز و کمیاب را به نمایش بگذارند. مسئله تمایز یک موضوع اجتماعی است که در هر جامعهای میتوان نمونههای آن را مشاهده کرد، اما زمانی که معیارهای تمایز به سمت ارزشهای سطحی و مبتذل سوق پیدا میکند، نیاز به آسیبشناسی جدی وجود دارد. بهعنوان مثال، در جوامعی با فرهنگ پیشرفته، تمایز از طریق فعالیتهای هنری، خلاقیت و کارهای علمی ظهور مییابد، اما در جوامع با فرهنگهای کمتر توسعهیافته، تمایز به واسطه نمادهای مادی و لوکس مانند خودرو، ویلا و گوشیهای گرانقیمت قابل مشاهده است. بنابراین میتوان گفت که تمایز با سرمایه اجتماعی و فرهنگی افراد و جوامع ارتباط مستقیم دارد.
دقیقاً چه چیزی باعث میل افراد به برند اپل میشود در حالی که قیمتهای آن در ایران به مراتب بیشتر از قیمتهای جهانی است؟ آیا این مسئله بهدلیل آگاهی از امکانات خاص این گوشی است یا افراد بیشتر بهدنبال جلب توجه، دستیابی به جایگاه اجتماعی خاص، و برندگرایی هستند؟
انتخابهای روزمره افراد به شدت تحت تأثیر سرمایه اجتماعی و فرهنگی آنها قرار دارد. افرادی که از سرمایه اجتماعی و فرهنگی بالایی برخوردارند، تمایل دارند که انتخابهای متمایزتری داشته باشند و برعکس، افرادی با سرمایه اجتماعی و فرهنگی کم، انتخابهای سادهتر و مبتذلتری دارند. فرسودگی سرمایه اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایرانی در سالهای اخیر به شکل قابل توجهی گرایش به سبک زندگی لوکس را افزایش داده است. نسل جدید ایرانی میکوشد هر قدر که ممکن است توجه دیگران را جلب کند و این مسأله محدود به یک طبقه اجتماعی خاص نیست بلکه در تمامی طبقات جامعه نمود دارد. در گذشته، با توجه به محدودیتهای تکنولوژیکی، تنها افراد در طبقات بالای اجتماعی میتوانستند به تلفن همراه دسترسی داشته باشند در حالی که طبقات پایین و متوسط امکان برخورداری از آن را نداشتند. این گروه از افراد پذیرفته بودند که این امکانات مختص طبقه خاصی است، اما امروز با پیشرفت تکنولوژی و تبلیغات وسیع رسانهای، افراد به هر صورت خواهان بهروزترین تکنولوژیها هستند.
با در نظر گرفتن قیمت بالای گوشیها و دیگر محصولات اپل، برخی افراد وام میگیرند تا این برند لوکس را خریداری کنند و یا حتی محصولی که هیچ تناسبی با دیگر ابعاد زندگییشان ندارد، با اشتیاق خریداری میکنند. آیا داشتن آیفون در ایران به یک ارزش تبدیل شده است؟ بهخصوص در شرایطی که بعضی از افرادی که محصولات این برند را دارند، معتقدند: «اگر نداشته باشم، دیگران با من به یک چشم نگاه نمیکنند!» یا اینکه افراد تلاش میکنند تا با داشتن آیفون خود را در طبقهای اجتماعی معرفی کنند که در واقع به آن تعلق ندارند؟
باید توجه کرد که امروزه گرایش به ارزشهای مادی بیش از میزان توجه به ارزشهای معنوی در میان نسل جدید جامعه افزایش یافته است. اشتیاق افسارگسیخته نسل جدید به سوی ارزشهای مادی و تمایز با کالاهای لوکس، یکی از تغییرات اجتماعی فرهنگی در یک دهه اخیر در جامعه ایران است. نسل جدید به ارزشهای والدین خود مانند سختکوشی، قناعت و صبوری بیاعتنا است و در تلاش است تا آنچه را که میخواهد با کمترین زمان بهدست آورد.
موضوعی که نیازمند آسیبشناسی است، این میباشد که جامعه به ارزشهای مادی بیش از ارزشهای معنوی بها میدهد. زمانی که جوانان، زندگی سخت و مشقتبار یک استاد دانشگاه، معلم یا هنرمند را میبینند و آن را با وضعیت یک تاجر یا سرمایهدار (که ممکن است تحصیلاتی هم نداشته باشد) مقایسه میکنند، ارزشهای معنوی برایشان کماهمیت میشود و تلاش میکنند تا با ابزارهای مادی خود را از دیگران متمایز کنند. این جوانان بدون شک در دوقطبی علم و ثروت، گزینه دوم را انتخاب میکنند.
بهطور کلی بهنظر شما چرا گرایش به خرید برندها در جامعه ایرانی در حال افزایش است؟ در این وضعیت، کیفیت چه میزان در این تمایل اثرگذار است و تا چه حد تنها یک “نام” موجب خرید کالاهایی میشود که گاهی اوقات منطقی برای مصرف آنها وجود ندارد؟
به نظر من مصرفگرایی یکی از ویژگیهای بارز جامعه ایرانی است. فرهنگی در این جامعه ریشه دوانده که همه را به سمت مصرف سوق میدهد و این مصرف برآمده از نیازهای کاذب است. جامعه مصرفی به نقل قول «بودریار»، هر چیزی که در اطرافش وجود دارد، چه نیاز باشد یا نباشد، میخواهد به دست آورد. افراد در چنین جامعهای هویت خود را با «اجناس» به دیگران معرفی میکنند. امروزه ما از دور خود را از طریق اشیاء تعریف کرده و ارتباط برقرار میکنیم و زیر سلطه این اشیاء زندگی میکنیم. در این نوع جامعه، مصرف به یک ارزش تبدیل میشود و افرادی که بیشتر مصرف میکنند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؛ از اینرو، آنچه تعداد زیادی از افراد را به سمت برند اپل جذب میکند، در واقع نه کیفیت و امکانات آن، بلکه برتری و تفاخر به نام این برند است.
