در حال حاضر در دورانی از رونق صادرات نفت قرار داریم، اما این وضعیت نمیتواند مبنای پایداری برای پیشرفت اقتصادی ایران باشد. کارشناسان میگویند در دولتهای قبلی با وجود شرایط تحریم و فرصتها، ایدهای برای گسترش اقتصاد وجود نداشت؛ جز اینکه تلاشهای زیادی برای افزایش میزان فروش نفت انجام شده است. اما خوشبختانه باید به آیندهای بزرگ با تغییر نظم جهانی توجه کنیم و از این موقعیت بهرهبرداری کنیم. برای ما ضروری است که تحریمها را بیاثر کنیم به جای آنکه صرفاً در تلاش باشیم آنها را دور بزنیم. افزایش تولید، کنترل تورم، ایجاد اشتغال و حفظ منافع ملی در مواجهات بینالمللی برای ما اهمیت بسزایی دارد.
، دولت سیزدهم ایران در سال ۲۰۲۴ باید چه اقداماتی را انجام دهد تا از آسیبهای تحریم در امان باشد، صادرات را افزایش دهد، به رشد اقتصادی دست یابد، تورم را کنترل کند و سطح رفاه عمومی را ارتقا دهد؟ خوشبختانه یا متاسفانه، اقتصاد ایران دچار هستهای از تورم ۲۰ درصدی شده که کارشناسان بر این باورند که این میزان نمیتواند تهدیدی جدی برای اقتصاد تلقی شود. وظیفه دولتها این است که از جهشهای ناگهانی در تورم پیشگیری کنند.
تحقق بیاثر کردن تحریمها به جای پرداختن به روشهای دور زدن آنها، تمرکز بر ساماندهی موضوعات ملموس برای مردم مثل کنترل قیمتها و اشتغال، اولویتبندی مشکلات کشور، جلوگیری از رویکرد سطحی به معضلات اصلی اقتصاد و همپوشانی و در نظر گرفتن منافع ایران در روابط بینالمللی از جمله مسائلی است که اقتصاددانان در نشستی تحت عنوان «مسیر دولت سیزدهم» در ارائه بسته پیشنهادی اندیشکده اقتصاد مقاومتی به شش نامزد ریاست جمهوری بررسی کردند.
در این گزارش، با دیدگاههای محمد امینی رعیا ـ مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی، حسین درودیان ـ اقتصاددان، موسی شهبازی ـ دبیر کمیسیون اقتصادی دولت و مهدی رزمآهنگ ـ کارشناس مرکز پژوهشهای مجلس آشنا خواهیم شد.
آیا میتوان به رفع تحریمها امیدوار بود؟
محمد امینی رعیا ـ مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی ـ در این نشست اظهار داشت: در اندیشکده اقتصاد مقاومتی، گروههای مختلف به موضوعات متنوع با رویکردی هدفمند میپردازند. ما در دولت شهید رییسی نیز نقشی فعال داشتیم و سعی کردیم که مسائلی با اهمیت را دنبال کنیم. بنابراین پیشنهادهایی که ارائه میدهیم با واقعیتها در همآمیخته است و هدف ما حل مشکلات است.
مشکل این است که اولاً تحریم به دلیل خاصی برقرار شده و تأثیرگذار هم بوده است. همچنین جمهوری اسلامی همچنان مشغول پیگیری گفتمان اصلی خود است. در منطقه قدرت داریم، با چین و روسیه نزدیکی ایجاد کردهایم و این تحریمها بر وضعیت ما تاثیرگذار بوده است. به همین خاطر اگر خود را در جای کسی که این تحریمها را وضع کرده، قرار دهیم، طبیعتاً دلیلی برای لغو آن نمیبینیم.
وی ادامه داد: پس از حادثه تلخ سقوط بالگرد رئیسجمهور و آمادگی کشور برای تشکیل دولت سیزدهم، تلاش کردیم ایدههای کلان حکمرانی و مسائل اولویتدار را شکل دهیم تا به بهبود تصمیمگیری در کشور بیانجامد.
نفوذ بینالمللی ایران، تهدیدی برای قدرتهای بزرگ
امینی خاطرنشان کرد: پس از انقلاب، جمهوری اسلامی موفق به توسعه و نفوذ بینالمللی شد. به همین دلیل آمریکا و همپیمانانش به این نتیجه رسیدند که باید ایران را محدود کنند. ما در وضعیت حساسی قرار گرفتهایم که میتوانستیم تهدیدی برای قدرتهای بزرگ باشیم. به این ترتیب، آنها تصمیم به جلوگیری از قدرت ایران گرفتند. از لحاظ نظامی نتوانستهاند ما را تحت فشار قرار دهند و در عرصه فرهنگی نیز اقدامات انجام شده، نیاز به زمان دارد. به همین دلیل بر آن شدند که کشور را از نظر اقتصادی تضعیف کنند و به این سمت حرکت کردند.
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی بیان کرد: به دلیل ضعف در حکمرانی اقتصادی، تحریمها به هدف خود رسیده و آمریکا موفق به تضعیف ایران شده است. اما اختلاف نظر از اینجا ناشی میشود که تحلیل ما از این روایت چیست. تحلیل اول این است که تحریم بزرگترین مشکل ماست، لذا باید به این موضوع به عنوان اولویت نخست بپردازیم و همزمان ناترازیهای اقتصادی را نیز حل کنیم.
به گفته وی، مشکل این است که اولاً تحریم به دلایلی اعمال شده و به صورت واقعگرایانه هم تأثیرگذار بوده است. در عین حال جمهوری اسلامی همچنان که در گذشته با گفتمان اصلی خود پیگیری میکند، در منطقه قدرت خود را تقویت کرده و نزدیکیهای جدیدی با چین و روسیه برقرار کرده است و این تحریمها نیز بر وضعیت ما اثرگذار بوده است. به همین ترتیب اگر خود را در جای کسی قرار دهیم که این تحریمها را وضع کرده، طبعاً دلیلی برای لغو آن نخواهد داشت. مسائل مربوط به بیثباتی اقتصادی، اولا مسأله اول ما نیست و ثانیاً به مسائل بینالمللی ما نیز مرتبط است.
امینی ادامه داد: ایده دیگری که مطرح است این است که ما یک سری مسائل داخلی داریم که ربطی به خارج ندارد. اصلاح نظام بانکی، اصلاح نظام مالیاتی و خودکفایی ارتباطی به تحریم ندارد و میتواند برای ما درآمد و قدرت به ارمغان بیاورد. ما همچنین باید با دور زدن تحریم به فکر حل این مسائل باشیم. انتقاد به این دیدگاه این است که حاکمیت باید اقتدار داشته باشد و کار خود را به طور رسمی پیش ببرد. در غیر این صورت حاکمیت هیچ معنایی ندارد. تفکیک میان مسائل داخلی و خارجی نمیتواند مسأله را حل کند.
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی همچنین اشاره کرد: ایده سوم، تلاش برای بزرگ کردن اقتصاد است. در این نگاه، کیک اقتصاد باید بزرگتر شود و ما باید قدرت بیشتری پیدا کنیم و در همین راستا باید توان ما بهروز شود و نقشی ایفا کنیم. به دلیل ارتباط متقابل سیاستهای داخلی و خارجی، نمیتوانیم آنها را به صورت جداگانه حل کنیم. این همان ایدهای است که در این بسته تدوین شده و شامل سه تا چهار مؤلفه است. یکی از مهمترین تهدیدات اقتصاد ما بحث تحریمهاست. نقطه قوت ما منابع و جغرافیای ماست، اما ضعف بزرگ ما در تمام دولتها به مسئله تورم و معیشت برمیگردد.
ما اکنون در دورهای از افزایش فروش نفت هستیم
وی تأکید کرد: در تمامی دولتها ایدهای برای بزرگ کردن اقتصاد وجود نداشت. ما اکنون فرصت بزرگی برای استفاده از تغییر نظم جهانی داریم. باید تحریمها را از بخشهای آسیبپذیر اقتصاد بیاثر سازیم. هرچند اکنون در مرحلهای از رونق فروش نفت قرار داریم، اما شیوه فروش نفت ما همان فرآیندی است که پیش از تحریمها داشتیم. نظام پرداخت غیررسمی و ناکارآمدی حکمرانی اقتصادی ما باعث شده تا تاثیر تحریمها گسترش یابد. برداشتن تحریم تنها از طریق بیاثر کردن آنها ممکن است.
امینی با طرح این سؤال که چگونه قدرت ایجاد کنیم گفت: پاسخ به این پرسش توسعه صنعتی با محوریت نظم جهانی جدید است. سیاستها باید همزمان داخلی و خارجی باشند. صنایعی که دارای قدرت اشتغالزایی، ارز آوری و صادرات هستند باید تقویت شوند و بر اساس آن زنجیرههای ارزش منطقهای ایجاد کنیم تا قطبهای جدید قدرت مبتنی بر صنایع پیشرو شکل بگیرد.
در زمینه حمایت از معیشت، در سالهای اخیر مسیرهای مختلفی را امتحان کردهایم و عموماً سیاستهای حمایتی را با سیاستهای ارزی گره زدهایم. این مدل سیاستگذاری سه مشکل دارد: اولاً از بهرهوری پایینی برخوردار است، دوماً باعث ایجاد اختلال بین سیاستگذاری معیشتی و سیاستهای بخشی میشود و سوماً این مدل موجب شده که دهکهای هدف کمتر از حمایت برخوردار شوند و حتی در مواردی برعکس، دهکهای ثروتمند از این سیاست بهرهمند شوند.
در حال حاضر ۱۵ میلیون تن ظرفیت خالی برای تولید آرد داریم
وی در ادامه گفت: به عنوان مثال، فقط در یک حوزه، ۱۵ میلیون تن ظرفیت خالی کارخانه آرد داریم که میتوانیم گندم کشورهای آسیای میانه را خریداری و فرآوری کنیم و از این طریق ارز وارد کنیم. در حال حاضر در زنجیره روغن، مبلغ ۴.۵ میلیارد دلار ارز ترجیحی صرف میشود که میتوانیم با رویکرد توسعه صنعتی این مبلغ را به ۱.۵ میلیارد دلار کاهش دهیم.
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی تاکید کرد: تورم ما دارای هستهای بین ۱۵ تا ۲۰ درصد است که همواره وجود داشته و در برخی مواقع جهش داشته و به ۵۰ درصد رسیده است. این جهشهای تورمی عمدتاً ناشی از طرف عرضه اقتصاد بوده است. هسته تورم عموماً نتیجه نقدینگی و سمت تقاضا است. بر این اساس، ما به این نتیجه رسیدیم که مسئله ما در تورم، جهش ناگهانی آن است. تورم ۱۵ تا ۲۰ درصد هیچ بحرانی ایجاد نکرده است و مشکل اصلی جهش های ناگهانی تورم است. بنابراین باید تلاش کنیم یک سطح بهینه از تورم مبتنی بر توسعه صنعتی ایجاد کنیم. نمیتوانیم تورم را به ۵ درصد کاهش دهیم و در عین حال از رشد اقتصادی ۱۵ درصدی بهرهمند شویم.
به گفته امینی، در طی سالهای گذشته در حمایتهای معیشتی رویکردهای مختلفی را امتحان کردهایم و سیاستهای حمایتی را با سیاستهای ارزی مرتبط کردهایم. این الگوی سیاستگذاری سه چالش دارد: اولاً بازدهی پایینی دارد، دوماً باعث اختلال میان سیاستگذاریهای معیشتی و بخشهای مختلف میشود و سوماً به این سبب دهکهای هدف حمایت کمتری دریافت کرده و در برخی موارد دهکهای ثروتمند از این سیاستها بهرهمند گشتهاند.
دولتها باید کلان ایدهای داشته باشند و جنبه گفتاری را تقویت کنند
در ادامه این نشست، حسین درودیان ـ اقتصاددان گفت: نیاز به داشتن یک کلان ایده ضروری است، بهویژه برای شخصی که قصد دارد کشور را مدیریت کند تا ضمن تقویت جنبه گفتمانی، مردمی که به این ایده اعتقاد دارند را بسیج کند. برای نمونه، کلان ایده دولت اصلاحات یا احمدینژاد به وضوح مشخص بود، بنابراین گروهی از مردم با آن همراهی کردند. این امکان را فراهم میکند که در اقدامهای دولت، هماهنگی و همراستایی ایجاد شود. اگر کلان ایدهای وجود نداشته باشد، برای ارزیابی درستی یا نادرستی ایده، ملاکی نخواهیم داشت.
با ابزارهای متعارف، تغییرات اساسی دور از دسترس است. بنابراین باید فرایندهای بهبود را اصلاح کنیم. مردمی که از وضع اقتصادی ناخشنودند، به مسائلی مانند تورم، رشد قیمتها، خودرو، مسکن، شغل، آب و برق توجه دارند و اگر به جای تمرکز بر روی شاخصهای کلان، به این مسائل ملموس بپردازیم، مردم بهتر با ما ارتباط برقرار میکنند.
وی خاطرنشان کرد: باید امیدوار باشیم در این انتخابات فردی انتخاب شود که برداشت صحیحی از کلان ایده اقتصاد مقاومتی داشته باشد. متن اقتصاد مقاومتی با اینکه توسط جوانان تدوین شده، از پختگی برخوردار است و نگاهی علمی در آن دیده میشود. همزمان باید در مسائل گلوگاهی اولویتبندی صحیح داشته باشیم. به همین دلیل میبینیم که نویسندگان اقتصاد مقاومتی، مسائل اقتصاد ایران را با دقت گزینش کردهاند. متن این بسته واقعینگر بوده و ایدههای شعاری را شامل نمیشود. همچنین وجه میدانی آن نیز قوی است.
درودیان اظهار داشت: یکی از چالشهای اصلی بسیاری از اقتصاددانان این است که ارتباطی با واقعیتهای میدان ندارند. گاه زیاد در مورد متغیرهای کلان بحث میکنند که بسیار دور از دسترس است، مانند شعارهای تورم تک رقمی که با واقعیت فاصله زیادی دارد. حتی پیشبینی رشد ۸ درصد هم چندان منطقی نیست. با ابزارهای متعارف، تحولات جدی دور از دسترس بنظر میرسد. بنابراین باید فرایندهای بهبود را برای تحقق این تصمیمات اصلاح کنیم. مردمی که از وضعیت اقتصادی ناراحت هستند، نگرانیهایشان بر مسائلی مانند تورم، قیمتها، خودرو، مسکن، شغل، آب و برق متمرکز است و لذا اگر به جای تمرکز روی آمار کلان، بر روی این مقولات بپردازیم، ارتباط بهتری با آنها خواهیم داشت.
متأسفانه تلقی عمومی این است که میتوان از طریق مذاکره، تحریمها را برطرف کرد
موسی شهبازی ـ دبیر کمیسیون اقتصادی دولت نیز با اشاره به بسته سیاستی «مسیر دولت سیزدهم» که به وسیله اندیشکده اقتصاد مقاومتی تدوین شده، اظهار کرد: این بسته جامع است و دیدگاهها و رویکرد روشنی نسبت به مسأله تحریم و مواجهه ما با آن دارد. اما متأسفانه درک عمومی جامعه کارشناسی، این موضوع را در فضای عمومی منعکس نکرده است. در حین انتخابات برخی میگویند که امکان رفع تحریمها از طریق مذاکره هنوز فراهم نیست و اینک نیز ممکن است با پیمانی به این آتش خاتمه دهیم.
وی ادامه داد: دولتها همواره در جستجوی ایجاد تحول بودهاند. اما چرا نتایجی به عمل نمیآید؟ آیا واقعاً در دولتهای قبلی اولویتبندی وجود نداشته زیرا مسائل اقتصادی حل نشدند یا مشکل ریشهدار و ساختاریتری در پس آن نهفته بوده است؟ در انتهای سند، به مسأله اینکه چرا مسائل به ثمر نمیرسند، اشاره شده است.
شهبازی بر این نکته تأکید کرد: از نظر تلاش و پشتکار، دولت رییسی قابل مقایسه با دولتهای گذشته نیست. وزرا افراد پیگیر و دغدغهمندی بودند و بیشتر اعضای دولت با مسائل آشنایی دارند. اما با بررسی موشکافانه به این نتیجه میرسم که موتور محرکهای که باید پیش برنده اولویتها باشد، دچار ضعف است.
وی تصریح کرد: از ابتدای دولت سیزدهم، مسأله انرژی در زمره مسائل اصلی قرار داشته و در شورای عالی انرژی و ستاد اقتصادی دولت به آن پرداخته شده است، اما همچنان به نتیجه نرسیدهاند. یا سند تحول دولت مردمی محتوای نسبتاً خوبی داشت، اما برای دستیابی به موفقیت و جلوگیری از ناامیدی باید نظام تصمیمگیری و فرآیندهای پیشبُرد اولویتها تقویت شود.
دبیر کمیسیون اقتصادی دولت متذکر شد: نباید به فکر این باشیم که یک برنامه ۱۰۰ روزه ارائه دهیم و درگیر اسناد شویم. علیرغم اینکه برنامه هفتم هنوز ابلاغ نشده، خود یدککش مسائلی است که نیاز به بررسی دارد. صفر تا صد همه این موارد با یک فرآیند قابل اندازهگیری نیست. هنوز هم گرفتار یک نظام بروکراسی پیچیده هستیم. دستگاهها و وزارتخانههای متعددی داریم که در کنار مراجع تصمیمگیری فرادولت قرار میگیرند. نظام تصمیمگیری به شکلی درآمده که گاه برای حل مسائل، تمامی دستگاهها دعوت میشوند و با این وضعیت دچار نوعی پراکندگی میشود. به نظر میرسد که تضاد بین ملاحظات سیاسی در کوتاهمدت و بلندمدت باید حل شود.
شهبازی با مطرح کردن این سوال که آیا میتوانیم همه تحریمها را به سرعت بیاثر کنیم، گفت: باید روشهای ترجیحی برای مسائل کوتاهمدت و میانمدت را مورد بررسی قرار دهیم. درست است که باید به صنایع اولویتدار بپردازیم، اما سوال این است که آیا باید درِ کارخانههای موجود را ببندیم و یا اینکه آنها باید به فعالیت خود ادامه دهند؟ این محدودیتهای کوتاهمدت ممکن است دست دولت را ببندد.
دور زدن تحریمها نمیتواند پاسخ دقیقی برای این مشکل باشد؛ زیرا این اقدامات نهایتاً منجر به بازتولید موضوعات قبلی خواهد شد و به نوعی حاکمیت پذیرفته است که نمایندگی یک اقتصاد سیاسی متفاوت را بر عهده بگیرد. نمایندگی، مهمترین کنشها و ابزارهای اقتصادی ما با تراستیها است. کالاهای خرید ما میتواند به عنوان ابزاری برای تقویت روابط راهبردی ما محسوب شود.
دور زدن تحریم، پاسخ مناسبی نیست
همچنین مهدی رزمآهنگ ـ کارشناس مرکز پژوهشهای مجلس تصریح کرد: از نظر من، وجود یک کلان ایده میتواند به عنوان ویژگی مشخصهای برای یک دولت عمل کند و تا زمانی که چنین ایدهای در نبود باشد، همه مسیرها و ایدهها غیرمتحد میشوند. وقتی کلان ایده ساماندهی شود، همه نیروها برای تحقق آن هماهنگ خواهند شد. به عنوان مثال در دولت روحانی، موضوع عادیسازی روابط به عنوان هدف اصلی دولت بود. این کلان ایده، به آنها هدایت میکرد. بنابراین میتوان گفت که کلان ایده اهمیت دارد، اما اینکه نسبت به دادههای شاخصهای کلان بسیار تمرکز کنیم، خود میتواند گمراهکننده باشد.
وی تأکید کرد: دور زدن تحریم نمیتواند به عنوان پاسخی دقیق به این پدیده محسوب شود؛ زیرا دور زدن تحریمها هیچ ساختار جدیدی در مناسبات بینالمللی ایجاد نمیکند و در نهایت به بازتولید مشکلات قبلی منجر میشود. در این صورت، حاکمیت یک اقتصاد سیاسی متفاوت را به رسمیت میشناسد. نمایندگی، نهادهای کلیدی و ابزارهای اقتصادی ما را از طریق تراستیها مدیریت میکند. کالاهای کلیدی که خریداری میشوند میتوانند به عنوان ابزاری برای پیوندهای راهبردی ما مورد استفاده قرار گیرند.
رزمآهنگ افزود: دنیای ۲۰۲۴ به کلی با دنیای ۲۰۱۴ تفاوت دارد. در حال حاضر تجربه خروج از برجام را گذراندهایم. غرب و اروپا سیاست چندپارگی را در پیش گرفتهاند و تجارت به ابزاری برای جنگ تبدیل شده است. به طور مثال، اروپا از زنجیرههای ارزش روسیه جدا شده و تصمیم بر عدم واردات گاز از این کشور گرفته است. در ماجرای برجام نیز کسی که در طرف مذاکرات با ما نشست، اکنون حضور ندارد. اکنون اگر به طرف اروپایی بگوییم که به میز مذاکره بیاید، مسائل غزه میتواند برای او بیشتر از موضوع هستهای حائز اهمیت باشد. لذا باید تمرکز ما بر خنثیسازی تحریمها باشد.
در مناسبات تجاری باید به همپوشانی منافع توجه کنیم
رزمآهنگ توضیح داد: ایمنسازی زنجیرههای تأمین کشور با هدف تداوم قدرت ایران از طریق کمپینهای اقتصادی به عنوان بخشی از مسأله توسعه ترکیب میشود. به عنوان مثال، یکی از چالشهای عمده صادرات نفت ما به مشکلات دریایی مربوط میشود. ما و چین در زمینه تنگه مالاکا دچار چالش هستیم. ایمنسازی بلوچستان و پاکستان برای چین حیاتی است و از سوی دیگر، توسعه و بارگذاری جمعیت در مکران برای ما یک ایده توسعهای به شمار میآید. در اینجا به یک همپوشانی میان منافع با چین دست مییابیم که در آن میتوانیم نفت خود را با استفاده از خطوط انتقال زمینی در افقهای بلندمدت و میانمدت صادر کنیم.
به گفته رزمآهنگ، تصمیمات ما در فرایند اجرایی، از منطق سود و زیان پیروی میکند، بنابراین موضوعات را به وزارتخانهها محول میکنیم. اما در شرایطی که تقابلها جدیتر و شکافها عمیقتر میشود، نیاز به یک ساختار امنیتی ـ اقتصادی داریم. برای مثال، اگر قرار است کریدور اقتصادی با روسیه ایجاد کنیم، باید به تراز تجاری با آن کشور نیز توجه ویژهای داشت. لذا باید بازتعریفی در شورای عالی امنیت ملی اتفاق بیفتد.
