محسن برهانی، استاد دانشگاه، بر این باور است که حرکت هشت تیر پاسخی به هر دو جریان سیاسی کشور به شمار میآید. او اشاره میکند که مردم در برخی بزنگاهها سکوت کرده و به حقوق خود پرداخته نکردهاند و در حال حاضر نیز قصد استفاده از حق رأی خود را ندارند.
این حقوقدان و استاد دانشگاه، در استودیو مثبت و منفی پلاس، نسبت به چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری اظهاراتی داشته است. او به عنوان یکی از حامیان پزشکیان این کاندیدا، با وجود پشتیبانی از او، معتقد است که ادامه سیاستهای اقتصادی دولت شهید رئیسی به نفع مردم و کشور خواهد بود.
پیشتر نیز، پرویز امینی جامعهشناس، محمدصادق کوشکی استاد دانشگاه، پرویز سروری عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، سعید آجرلو استاد دانشگاه و علی محمد نمازی عضو کارگزاران سازندگی، بیژن عبدالکریمی نویسنده و استاد دانشگاه، محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر فعالان سیاسی اصلاحطلب، ابراهیم فیاض استاد دانشگاه، مجید حسینی استاد دانشگاه، محمدتقی آزاد ارمکی استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، محمدرضا تاجیک استاد جامعهشناسی، محمد قادری کارشناس مسائل بینالملل و داوود حسینپور عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و سعید لیلاز استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی، هریک به صورت جداگانه در استودیو مثبت و منفی پلاس ایسنا، نظرات خود را درباره انتخابات ۱۴۰۳ بیان کردند.
نظرسنجیها از توصیف واقعیتها در ساختار کنونی ما بازماندهاند
باید دلیل عدم مشارکت را از منظر سیاسی، اجتماعی و حقوقی بررسی کرد
حرکت ۸ تیر پاسخی به هر دو جریان سیاسی در کشور بود
مهمترین تفاوت بین این دو کاندیدا، تفاوت دغدغههایشان است
در صندوق رأی همه ما باختیم.
باید به ۶۰ درصد بگوییم شما پیروز هستید، پیام خود را رسانید، حالا برای ۱۵ تیر بیایید.
به لحاظ تاریخی، ایرانیان غالباً حاکمان خود را به اشتباه میاندازند
باید شکاف اجتماعی را به رسمیت بشناسیم
متن کامل گفتوگوی ایسنا با محسن برهانی را در ادامه بخوانید:
متاسفانه بسیاری از ما مرز بین توصیف و هنجار را خلط میکنیم و به واقعیت آنگونه که دلخواه ماست نگریسته میشود
سؤال اول را به انتخابات هشت تیر اختصاص میدهم؛ در نهایت، آنچه نباید اتفاق میافتاد، رقم خورد و شاهد عدم استقبال از صندوقهای رأی بودیم؛ به چه دلیلی آن را میدانید؟
بسیار ممنونم که به این موضوع پرداختهاید. ما در کشورمان با نوعی واقعیتگریزی مواجه هستیم. با نوعی ایدهآلیسم خام که واقعیتها را نمیبیند و تلاش میکند ذهنیت خود را به واقعیت تحمیل کند، نه اینکه واقعیت را بشناسد. واقعیت باید شناخت و توصیف شود. متاسفانه بسیاری از ما مرز بین توصیف و هنجار را خلط کرده و به واقعیت آنگونه که مطلوب ماست نگریسته میشود.
باید اول به توصیف و شناخت واقعیات بپردازیم و سپس وارد فاز ارزیابی و تجویز شویم. تمام نظرسنجیها در خصوص میزان مشارکت، که در خبرگزاریهای معتبر منتشر شد، خطا بودند. تمامی نظرسنجیهای پیش از هشت تیر درباره میزان مشارکت اشتباه بودند. اختلاف آنها نیز کمتر از ۱۵ تا ۲۰ درصد بود. نظرسنجیهایی که باید واقعیت را توصیف کنند، در ساختار کنونی ما دچار اختلال هستند.
این مقدمه را ذکر کردم تا به فرمایش شما پاسخ دهم. اگر مناظره اول دو کاندیدا را دیده باشید، یکی از سوالات مهم این بود که چرا مردم مشارکت نکردند؟ بیآنکه نامی از کاندیداها آورده شود، برخی ادعا کردند که مردم میآیند و سؤال میپرسند و مسئولان پاسخگو نیستند. دلایل عجیبی مطرح شد که با واقعیت فاصله دارد. باید علت عدم مشارکت را از منظر علوم سیاسی، جامعهشناسی و حقوقی تحلیل کرد. به نظر میآید تمام این موارد به یک نقطه بازمیگردد و نشاندهنده خطری بهنام شکاف میان مردم و حاکمیت است. مدت هاست که کسانی چون من به این نکته اشاره کردهایم که رفتارهایی انجام میدهیم که شکاف اجتماعی بین مردم و حاکمیت ایجاد میکند و بر این اساس، حاکمیت از بخشی از مردم حمایت میکند و به تبع این امر، ارتباط بخشی از مردم با حاکمیت و گروه حاکمیت قطع میشود.
هنگامی که دو جریان اصلی کشور که عمدتاً در حاکمیت هستند و با تمام قوا در میدان حضور دارند و نزدیک به ۴۰ درصد رأی کسب میکنند، این به معنای آن است که ۶۰ درصد از مردم با حاکمیت مشکل دارند.
زمانی که گسلهای اجتماعی فعال شوند و ما هیچ تلاشی برای ترمیم آنها نداشته باشیم و همواره بر این تنور دمیده و دمیده کنیم، نتیجه آن میشود که مردم در بزنگاهها احساس میکنند که اکنون زمان خفتگیری است، چراکه در این معبر با بی توجهی مواجه شدهاند و این شکاف را پر نکردهاید. شما بر این تنور دمیدهاید و اکنون زمان حضور من فرا رسیده است. در این انتخابات دیگر دعوای اصولگرا و اصلاحطلب مطرح نیست. اصولگراها همیشه با تمام قوا در میدان هستند و اصلاحطلبها نیز به همین روال نیامدهاند. وقتی دو جریان اصلی که از آنِ حاکمیت هستند نزدیک به ۴۰ درصد رأی جمع میکنند، این نشاندهنده این است که ۶۰ درصد با حاکمیت مشکلی جدی دارند. حاکمیت تنها دو نماینده دارد و نماینده سومی در این کاندیداها وجود ندارد. جریانهای سیاسی در ایران دو دسته هستند. ریشه این مشکل به شکاف میان مردم و حاکمیت برمیگردد.
آقای دکتر، در بخشی با شما مخالفم؛ اینکه گفتید مردم در بزنگاهها برای خفتگیری آمدهاند. اینطور نیست. آقای جلیلی و آقای پزشکیان کارنامه مشخصی دارند. اینها چه مواردی را میخواهند برنامهریزی کنند؟ در عرصه سیاست خارجی، فریمهای مشخصی وجود دارد. به عنوان مثال، آقای پزشکیان عنوان میکند که شورای عالی امنیت ملی چه اعضایی دارد. این نشاندهنده این است که بخشی از تصمیمات دست رئیسجمهور نیست، اما در آنجا شعار میدهد که FATF را چگونه مدیریت کنیم. درباره حجاب صحبت میکنند، با وعدههایی که افراد میدانند تحت کنترل این اشخاص نیستند یا اینکه آقای جلیلی و آقای پزشکیان هر دو درباره حاملهای انرژی صحبت از افزایش قیمت میکنند. آنها هیچ تمایز معناداری ندارند؟
آیا در سال ۱۴۰۰ اینگونه نبود؟
این واقعیت ملموستر برای مردم است که این اشخاص یکسان هستند.
در سال ۱۴۰۰، مگر همین اعداد و وعدهها نبودند؟ در سال ۹۶، آیا اینها فاصلهای با هم دارند؟ در سال ۹۲، تمام اینها بر یک مدل ثابت نبودند؟ مردم به تدریج دریافتهاند که اینها وعدههایی غیرواقعی میدهند.
بله، تجربه به مراتب بیشتر شده است.
چطور در ۴۵ سالگی ناگهان این مورد به وجود میآید؟ فرمایش شما درست است، سفر تغییرات تدریجی باید باشد. اما انتخابات ۱۴۰۳ هیچ تفاوتی با ۱۳۹۶ ندارد.
من بر این باورم که مردم تصور میکنند اگر به این اشخاص رأی دهند، هیچ تغییر ملموسی رخ نخواهد داد.
این عامل را در چرایی عدم مشارکت کمتر مییابم. برداشت من این است که شکاف اجتماعی خود را به نمایش گذاشت. وقتی گسلهای اجتماعی فعال شوند، بخشی از جامعه از حاکمیت فاصله میگیرد. آن بخش از جامعه وقتی ارتباط خود را با حاکمیت قطع کند، به ناچار مرجع علمی و فکری و روانی آن به مراکز دیگری منتقل خواهد شد. شما بدون اینکه تلاش کنید تا این شکاف را ترمیم کنید، با چند شوک سنگین از سال ۱۴۰۱ به بعد مواجه شدید. به دلیل عدم ترمیم این شکاف، من در مصاحبهای در ابتداییترین حواشی لایحه عفاف و حجاب گفتم اگر شما به اینجا بیایید و با این روش به جان زنان و دختران جامعه بیفتید، در بزنگاهها نیز به این شکل عمل خواهند کرد. وقتی شما زخمهای ناشی از ۱۴۰۱ و فضای دانشگاه و ارتباطات با سلبریتیها را ترمیم نکردید، چه انتظاری میتوان داشت؟ چرا در انتخابات اخیر هیچ صدایی از هیچ هنرمندی شنیده نشد؟ ما با آنها چه کردهایم؟
آقای دکتر، من نیز همین نکته را بیان میکنم. مردم میگویند چون رأی من تأثیری ندارد، بنابراین رأی نمیدهم.
نه، بلکه شما بارها این افراد را احضار کردهاید. پروندههای زیادی برای آنها ایجاد شده، در رسانهها نیز آنها را بی آبرو کردهاید. حالا هنرپیشگان یکباره به این نتیجه رسیدهاند که تأثیری ندارند؟
حرکت ۸ تیر پاسخی بود. پاسخی در برابر هر دو جریان سیاسی کشور بود. به آنها گفتند که شما در بزنگاههایی سکوت کردید و حقوق ما را نادیده گرفتید. اکنون نیز ما رأی خود را خرج نخواهیم کرد.
آیا حرف شما یعنی اینکه ساختار سیاسی ما ساختار مناسبی است؟
خیر، بهتر است بدانید که ساختار سیاسی ما از آن جهت مناسب نیست که نتوانست شکافها را شناخته و ترمیم کند. پس از شکلگیری آن شکاف، به نظر من حرکت ۸ تیر پاسخی در برابر هر دو جریان سیاسی در کشور بود. به آنها گفتند در بزنگاههایی سکوت کرده و به حقوق ما توجه نکردید. حالا نیز ما رأی خود را هزینه نمیکنیم. شما نمیدانید، کاش گوشی را روشن کنم تا نشان دهم که واکنشها چگونه بوده است؛ پس از اینکه من دو روز پیش از انتخابات در نظراتی دعوت به مشارکت کردم، گفتند تو به مردم خیانت کردهای و پشت به آنها کردهای. تو در مسیر نادرستی ایستادهای. تو پا روی خون جوانان میگذاری؛ و اینها هنوز مودبانه بودند.
بخوبی دریافت میکنید که این اکثریت فضایی ایجاد میکنند که حتی کسانی که میخواهند رأی دهند، نیز نروند یا اگر رأی دهند، صدایی بلند نداشته باشند. این نشاندهنده آسیب اجتماعی است. شما در یک شکاف اجتماعی قرار گرفتهاید و نتوانستهاید آن را پر کنید. جامعه نمیتواند به زنی که برای وی پیامک حجاب فرستاده میشود یا مغازهداری که به خاطر حجاب مغازهاش پلمب میشود، انتظاری داشته باشد که رأی بدهد. نه تنها او نمیآید بلکه خانوادهاش نیز رأی نمیدهند.
قبل از انتخابات، فراجا اعلام کرد ۸ هزار خودرو که به خاطر حجاب توقیف شده بودند، رفع توقیف میشود. این به معنای تأثیر بر ۸ هزار خانواده است. با این اقدام، میخواهید مردم را در برابر نظام و روشهای آن قرار دهید. آنها نیز میگویند من در بزنگاه به تو اجازه نخواهم داد.
آقای دکتر، من هم همین را بیان میکنم. این گسلهایی که شما توصیف کردید، نه شما و نه من مسئول آن نیستیم. بلکه همین آقایانی که اکنون در صحنه هستند، مسئول آن بوده و آمدهاند تا در عرصهای دیگر به رقابت پرداخته و قدرت را در اختیار بگیرند.
صاحبان قدرت، آنهایی که این شکاف را به وجود آوردهاند، مسئولیت دارند. اگر این افراد بخشی از حاکمیت در زمان تغییرات تلخ اجتماعی همدل میشدند، وضعیت اکنون چنین نبود.
من بر این عقیده هستم؛ این گسلهایی که موجود است، با تعاریف و شعارهای آقای جلیلی و آقای پزشکیان برطرف نخواهد شد. این چالش در این مقطع به این سادگی حل نمیشود؛ پس چرا باید مردم رأی دهند؟
بله این گسلها برطرف نخواهد شد.
قبل از انتخابات، فراجا اعلام کرده بود ۸ هزار خودرو که به دلیل حجاب توقیف شده بودند را رفع توقیف میکند. یعنی ۸ هزار خانواده. این هم نشان میدهد که با این کار مردم را در برابر نظام و اقدامات آن قرار میدهید. آنها هم میگویند من در بزنگاه شما را خفت میکنم.من هیچ تفاوتی بین این دو نفر نمیبینم. از نظر ایدئولوژی آقای پزشکیان میگوید که تفکر من این است و این اقدام را میخواهم انجام دهم. ساختار فکری آقای جلیلی هم مشخص است. معلوم است که تصمیمات در سیاست خارجی جای دیگری گرفته میشود و در عرصه اقتصادی نیز وضعیت مشخصی داریم. یعنی در همه زمینهها ملزم هستند که به یک شکل عمل کنند.
به هیچ وجه این را نمیپذیرم. این دو نفر از زمین تا آسمان با هم متفاوتاند.
یعنی اگر آقای پزشکیان یا آقای جلیلی به قدرت برسند، آیا تغییراتی در قیمت حاملهای انرژی لحاظ خواهند کرد؟
من در حوزه اقتصادی شخصیت چندان قوی ندارم، اما در حیطههایی که تسلط دارم میتوانم به شما بگویم. به عنوان مثال، وضعیت وزارت علوم به کلی تغییر خواهد کرد. با تغییر وزیر، رئیسهای دانشگاهها و کمیتههای جذب نیز تغییر میکنند. قطعاً فشارهایی که بر دانشجویان تحمیل میشود، کاهش خواهد یافت.
آقای دکتر، الویت امروز جوانان بحث معیشت است.
آیا دانشگاه نیست؟
دانشگاه وجود دارد، اما آنچه اهمیت دارد این است که اول باید برای پرداخت شهریه دانشگاه پول کافی داشته باشم.
در دانشگاههای دولتی و دانشگاههای اصلی کشور، وضعیت به گونهای است که ساختار در بحران است و همه چیز را فدای آن میکند. یک مسئله نامربوط به نام حجاب که اولویت دهم شرع و جامعه است، همچنان محل نزاع باقی مانده و مرتب جامعه مورد تأثیر قرار میگیرد. وضعیت دانشگاه نیز به همین شکل است. بیایید آمار دانشجویان را بررسی کنید. اکنون محیط دانشگاهها انتخاباتی شده است. چرا غیرانتخاباتی نیست؟ چرا حالا که امتحانات است، دانشگاهها تعطیلاند؟ آیا در این بازه تمام شده است؟
بله، که امتحانات به پایان رسیدهاند. اکنون شما فقط یک قشر محدود را مشاهده میکنید. در انتخابات ریاستجمهوری، من به کسی رأی میدهم که سرنوشت چهار سال آیندهام در دست اوست. اگر یک تصمیم غلط بگیرد، زندگی همه تحت تأثیر قرار میگیرد. بعید میدانم که حجاب اولویت اصلی باشد. همه افراد دانشجو نیستند. بقال میخواهد چرخه اقتصادیاش بچرخد. برای تحقق این مسائل، برنامهها باید مشترک باشند. مثلاً در خصوص حق اعتراض باید بگویند که چگونه میخواهند آن را برقرار کنند. در مورد قانون حجاب که اشاره کردید، اکنون که دغدغه اصلی نیست. کدام یک از نامزدها میخواهند حق اعتراض را احیا کنند. وقتی میگویم همپوشانی خاصی نمیبینم، بحث بر سر همین موضوعات است.
چرا تفاوتهایی عمیق وجود دارد؟ در دولت روحانی، برای احیای اصل ۲۷ قانون اساسی، مکانهایی برای تجمع تعریف کردند، اما در دیوان عدالت با چالشهای جدی مواجه شدند.
خروجی چه شد؟
به آن موضوع پرداخته شد. من اقدام کردم اما با مشکلات قانونی در دیوان عدالت مواجه شدم. در حالی که در دولت آقای رئیسی، اساساً چنین تلاشی نمیشود.
بحث من درباره دولت آقای روحانی یا آقای رئیسی نیست. آقای روحانی به این کار پرداخت و آقای رئیسی این مسیر را نپیمود که در نهایت چه دستاوردی داشت؟
دولت بایدن دغدغههایی برای خود داشته باشد؛ اگر آنها قدرت و توان ایجاد مسائل را داشته باشند و به دنبال معایب اجتماعی در عرصه عمومی باشند، حتماً وضعیتی که کنون موجود است نمیتواند ادامه یابد. بنابراین باید توجه کنیم که فردی که قدرت را به دست میگیرد، باید برای چالشهای سیاسی و اجتماعی چه برنامهای به همراه داشته باشد. اگر این چالشها موجود نباشد، همان تعاملات و روابط را در پیش خواهند گرفت.
بلاشک، نهادهای دولتی مسئول فیلتر دریافتی از شورای نگهبان هستند. وقتی شما بین گزینههای مطرح شرایط یک وفاق درونی را ایجاد نکنید، به ناچار با نواقص جدی روبرو میشوید.
تا طور حرکت در بسترهای نهادهای انتخاباتی موجود است، ما به پیشرفت معنا داری نخواهیم رسید. همچنین شرایط و موانع انتخاباتی ما باید مورد بررسی قرار گیرد.
خلاصه کلام ماست که حاکمیت باید به مشکلات ساختاری خود توجه داشته باشد تا بتواند این شکاف اجتماعی را پر کند. اگر این دو زاویه بهدست نیامده و رمزنگاری شده باشد، طبیعی است که با فاجعه مواجه خواهیم بود. تا زمانی که افراد فکر نکنند که باید به طراحیهای جدید و تغییر نگاه کنند، این فاجعه تکرار خواهد شد.
لازمه برقراری ارتباط میان حاکمیت و مردم، به رسمیت شناختن شکاف اجتماعی است. اگر تصور کنیم که مشکل اصلی اینترنت آمریکایی است، نشان میدهد که مدیران موجود به خوبی جامعه را توصیف نکردهاند.
در مورد حجاب، داستان گشت ارشاد از دوران آقای خاتمی شکل گرفت. کلیپهایی از آقای روحانی منتشر شده که نشان میدهد، در آن زمان نیز چنین برخوردهایی را با خانمها نمیکرد. حالا آقای پزشکیان چه راهحلی خواهد داشت؟ آیا از این آزادی که برخی امروزه مطالبه میکنند گذر خواهند کرد؟
مردم تفاوتهایشان بین نسلها را عوض کردهاند. مشکل این است که فردی در سال ۱۴۰۳ با ذهنیت سال ۵۸ فکر میکند که یا روسری یا توسری. ما با مردمی مواجهیم که در سال ۵۸ شعار میدادند یا روسری یا توسری و امروز برخی از آنها احساس میکنند که اشتباه کردند.
کجا به صراحت ایننکته بیان شده است؟
زمانی که فرد میگوید من با این برخوردها مخالفم، یعنی چه؟
از نظر من، اینها فقط سخنرانی است.
این سخنرانیها چرا آقای جلیلی نمیدهد؟ بگذارید دل ما خنک شود. آقای جلیلی میگوید، قانون است و ما باید بایستیم. مشاوران او میگویند که باید بایستیم. یکی از مشاوران نزدیک آقای جلیلی میگوید که حالا اجازه دهید که برخی خانمها تنبیه هم بشوند؛ البته صداقت آنها قابل تحسین است.
من در این جا قضاوت میکنم: آیا این قانون است که خودتان گفتید؟
خیر، پلمب و توقیف قانون نیست. قدرت اینکه افراد به مبلغی خاص جریمه شوند عملاً آغوش خود را به روی کنترل باز میگذارد. در عین حال مردم را به سمت بیتوجهی سوق میدهد. آقای کاندیدا نیز باید این نکته را گوشزد کند که چنین کارهایی غیرقانونی است. همواره تأکید کردهام که قانون برگرفته از ماده ۶۰۳ دارای جریمهای جزئی است. در اینجا میگوییم که بله، گاهی اوقات این جریمه کافی نیست و در نهایت ما باید اجازه دهیم که ملت احساس کنند پیام ما جدی است. این دعوا درباره توصیف است و ما مجبوریم بدانیم که حاکمیت چگونه باید با مشکلات اجتماعی خودش مواجه شود.
آیا شما رای دادن را حق میدانید یا تکلیف؟
بهطور قطع، من رأی دادن را بهعنوان تکلیف ملی و شرعی نمیدانم. از جنبه شرعی، رأی دادن به عملی مباح اطلاق میشود که در برخی مواقع به واجب و در مواردی دیگر ممکن است به حرام تبدیل شود؛ البته به دلیل عناوین ثانویه آن. زمانی این عمل تخلف به نظام تلقی میشود و در زمان دیگر موجب تقویت نظام خواهد شد. بنابراین، من رأی دادن را به معنای حق میدانم.
اخیراً توئیتی از قائم مقام یکی از ستادها منتشر شد که به نوعی هواداران رقیب را با لقب طالبانی نسبت داده است. به نظر شما آیا این بهاندازه تخلف محسوب میشود؟
به نظرم، در فضای انتخابات طبیعی است که چنین رخدادی اتفاق بیفتد. دغدغه من مسائل اخلاقی انتخاباتی نمیباشد. این جلوههایی از آزادی است که در آن به این شخص میگوید غربگرا و به دیگری طالبانی گفته میشود. فکر میکنم بهتر است که این صحبتها به مردم و طرفداران اشاره نشود.
آیا این با مردم سازگار بوده است؟
نه، برای کاندیدا و تیمش ایجاد تنش کرده است. کمااینکه زمانی که طرف مقابل میگوید غربگرا، منظور آقای پزشکیان و تیمش است. به نظرم میتواند خوب باشد اگر به صورت مستقیم بیان شود. مردم هم انتخابهای دقیقتری خواهند داشت.
آیا احساس میکنید چنین برچسبزنی ممکن است؟
به نظر من، این امر بخشی از دموکراسی است. اکثر ما به برچسبزنی میپردازیم، مگر نه؟ آیا این ناشی از رفتارهای نادرست نیست؟ بله من با نشر اکاذیب مخالفت میکنم. نباید بگوییم که شما قصد دارید قیمتی را تغییر دهید. زمانی میگویم، شما موجب تضعیف نظام میشوید؛ برچسبزنی پیامد تحلیل است و به نظرم میتوان آن را مقبول دانست. اما نسبت به نشر اخبار غیرمحترمانه، نقدهایی وجود خواهد داشت.
نظرتان در مورد این اسامی چیست؟
آقای پزشکیان: صادق
آقای جلیلی: کمی غیرواقعگرا
نظرتان کمی درباره این شعارها چیست؟
برای ایران: باید شامل همه باشد.
یک جهان فرصت، یک ایران جهش، هر ایرانی یک نقش باشکوه: این شعار زیباست و انشاءالله قابلیت اجرا خواهد داشت.
ارزیابی شما از مرحله دوم انتخابات چیست؟
فکر میکنم با توجه به مناظره اخیر، آقای پزشکیان رأی بالایی خواهد آورد.
میزان مشارکت را چگونه میسنجید؟
به نظرم حدود ۴۵ درصد میزان مشارکت خواهد بود. دو درصد بالاتر و دو درصد پایینتر؛ اما به نظرم ۵۰ درصد را نخواهد گذراند.
سخن پایانی شما چه خواهد بود؟
از شما دوستان و خبرگزاری محترم ایسنا قدردانی میکنم. انشاءالله در روشنسازی جامعه موفق باشید. مسئولیت این موضوع بر عهده شماست. دعا میکنیم که هم به صورت آزاد و هم بدون هزینه، این کار حرفهای خود را انجام دهید.
