عباس سجادی، سخنگوی ستاد پیگیری وضعیت استاد محمدعلی بهمنی، دقایقی پیش خبر درگذشت این شاعر بزرگ را اعلام کرد.
او بیان کرد که با وجود تلاش پزشکان برای احیای قلبی و برقراری وضعیت پایدار استاد، پس از دوبار تلاش، این مهم محقق نشد و استاد محمدعلی بهمنی حوالی ساعت ۲۳ امروز، جمعه نهم شهریورماه، به دیار باقی شتافت.
شایان ذکر است که زمان برگزاری آیین تشییع این شاعر معاصر در تهران و مکان تدفین او در بندرعباس در اطلاعیههای آینده به عموم اعلام خواهد شد.
محمدعلی بهمنی در اواخر خرداد ۱۴۰۳ به دلیل سکته مغزی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری گردید. پزشکان به خانوادهاش اطلاع داده بودند که این شاعر به قدرت تکلم خود دسترسی ندارد. اما در روزهای بعدی، وضعیت سلامت او بهبود یافته و قدرت گفتارش بازگردانده شد. با این حال، سلامت این غزلسرا در چهارشنبه شب ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ پس از خونریزی مغزی مجدد رو به وخامت نهاد.
بهمنی، شاعر و غزلسرای توانا، در سال ۱۳۲۱ در دزفول به دنیا آمد. فریدون مشیری نخستین کسی بود که استعداد شعرسرایی او را شناسایی کرد و او نخستین شعرش را در سن ۱۰ سالگی به مادرش تقدیم نمود، که بعدها در مجله «روشن فکر» در سال ۱۳۳۱ به چاپ رسید.
از سال ۱۳۴۵، بهمنی فعالیت خود را در رادیو آغاز کرد و برنامهای به نام صفحه شعر را با همکاری شبکه استانی خلیج فارس ارائه داد. او از سال ۱۳۵۲ به بندرعباس نقل مکان کرد و پس از پیروزی انقلاب، به تهران آمد و در سال ۱۳۶۳ دوباره به بندرعباس بازگشت و اکنون در همانجا ساکن است.
این شاعر یکی از برجستهترین و مؤثرترین ترانهسرایان عصر حاضر به شمار میرود و تاکنون با هنرمندان زیادی در حوزه موسیقی همکاری داشته که از جمله آنها میتوان به زندهیاد ناصر عبدالهی اشاره کرد.
نخستین مجموعه آثار بهمنی تحت عنوان «باغ لال» از سوی انتشارات بامداد در سال ۱۳۵۱ منتشر شد و بعد از آن، آثار متعددی از او به دست مخاطبانش رسید. دو مجموعه معروف «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود» و «شاعر شنیدنی است» به چاپ دهم نیز نائل شدهاند. او در سال ۱۳۷۸ به عنوان غزلسرای نمونه کشور انتخاب شد و در نخستین دوره جشنواره شعر فجر در سال ۱۳۸۵ به همراه حسین منزوی، برگزیده بخش شعر کلاسیک گردید و در زمره چهرههای ماندگار شعر قرار گرفت.
از بین آثار بهمنی، «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود» در پیشرفت غزل معاصر تأثیر قابل توجهی داشته است. عشق یکی از مضامین اصلی غزلهای اوست و بسیاری بر این باورند که غزلهای وی تحت تأثیر سبک و سیاق نیما یوشیج قرار دارند.
آنچنان که خود او بیان میکند: «جسمم غزل است، اما روحم همه نیمایی است؛ در آینه این دو چهره تماشایی در کنار هم نمایان است.»
