«زبانشناسی را بهطور علمی آموخته بود و زمانی که مشاهده میکرد برخی افراد، علیرغم ادیب بودن، به زبان با رویکردی تجویزی مینگرند و مسائل خاصی را درباره زبان فارسی مطرح میکنند، به شدت معترض میشد.»
، محمدرضا باطنی در پانزدهم دیماه سال ۱۳۱۳ در اصفهان چشم به جهان گشود و اگر در ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ در ۸۷ سالگی از دنیا نمیرفت، امروز به مناسبت تولد ۸۹ سالگی مردی که مقالات و نظراتش در نشریات و رسانهها گاه جنجالآفرین بود، جشن میگرفتیم.
پس از اخذ دیپلم ادبی، باطنی به دانشسرای عالی راه یافت و در سال ۱۳۳۹ موفق به کسب مدرک از رشته زبان و ادبیات انگلیسی شد. او در سال ۱۳۴۰ به انگلستان سفر کرد و از دانشگاه لیدز مدرک فوق لیسانس زبانشناسی را دریافت کرد. سپس با دفاع از رسالهای که قرار بود در لندن بهعنوان دکتری ارایه کند، در خردادماه ۱۳۴۶ موفق به اخذ دکتری زبانشناسی همگانی و زبانهای باستانی از دانشگاه تهران گردید. پس از این موفقیت، در مهرماه ۱۳۴۶ بهعنوان استادیار در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران مشغول به کار شد، اما در سال ۱۳۶۰ و به دنبال انقلاب فرهنگی با بازنشستگی از دانشگاه روبرو شد.
محمدرضا باطنی در زمان تدریس خود در دانشگاه با نشریات به نگارش مقالاتی پیرامون مسائل اجتماعی و فرهنگی همکاری داشت که این همکاری پس از انقلاب با ماهنامه «آدینه»، سپس «دنیای سخن» و چند نشریه دیگر ادامه یافت. از جمله مقالات تأثیرگذار او میتوان به «اجازه بدهید غلط بنویسیم» و «هیاهو بر سر هیچ» اشاره کرد که نقدی بر کتاب «غلط ننویسیم» اثر ابوالحسن نجفی بود؛ درست در زمانی که بسیاری در حال تجلیل از این کتاب بودند، او با دو مقاله به نقد صریح آن پرداخت.
در این زمینه بیشتر بخوانید:
مردی که اجازه خواست غلط بنویسد
چرا محمدرضا باطنی از دانشگاه اخراج شد؟
سپس در سال ۱۳۶۴، با درخواست موسسه فرهنگ معاصر به تألیف یک فرهنگ دوزبانه انگلیسی-فارسی پرداخت که این اثر در اردیبهشت ۱۳۷۲ منتشر شد. از آن زمان، او به همکاری با موسسه فرهنگ معاصر ادامه داد و حاصل این همکاری تألیف و تدوین پروژههای مختلف در حوزه فرهنگنویسی بود.
علیاشرف صادقی، زبانشناس در مورد او گفته است: «باطنی فردی بسیار قوی، اصولگرا و اخلاقمدار بود که هرگز از اصولی که به آن باور داشت تخطی نمیکرد. او زبانشناسی را با رویکردی علمی آموخته بود و زمانی که مشاهده میکرد برخی افراد ادیب، اما به زبان نگرشی تجویزی دارند و مسائلی درباره زبان فارسی مطرح میکنند، به شدت معترض میشد؛ مانند اینکه فلان کلمه عربی در زبان عربی بهطور خاص و در فارسی بهطور دیگر استفاده میشود و نباید چنین باشد و باید بر اساس فرم اصلی عربی به کار رود. این مباحث در زبانشناسی مطرح نیست و هر زبانی از زبانهای دیگر واژه وام میگیرد و این واژهها را با مبانی آوایی و دستوری خود تطبیق میدهد.»
از جمله آثار او در زمینه زبانشناسی میتوان به «توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی»، «مسائل زبانشناسی نوین»، «نگاهی تازه به دستور زبان»، «چهار گفتار درباره زبان»، «درباره زبان»، «زبان و تفکر»، «پیرامون زبان و زبانشناسی» و … اشاره کرد. همچنین در عرصه ترجمه، آثارش شامل «زبان و زبانشناسی» اثر رابرت هال، «زبانشناسی جدید» اثر مانفرد بییرش، «درآمدی بر فلسفه» اثر بوخینسکی، «دانشنامه مصور»، «مغز و رفتار» اثر فرانک کمپ بل، «خواب» اثر یان اوزوالد، «ساخت و کار ذهن» اثر بلیک مور و «انسان به روایت زیستشناسی» و … میباشد. فرهنگها نیز جنبه دیگری از تألیفات او هستند. «فرهنگ معاصر پویا: اصطلاحات و عبارات رایج فارسی (فارسی – انگلیسی)» که به قلم باطنی تدوین شده، موفق به کسب عنوان برگزیده سیودومین دوره جایزه «کتاب سال جمهوری اسلامی» در سال ۹۳ گردیده است.
