در دیدار تیم استقلال و پیکان، یک تعویض آشنا در شروع نیمه دوم به وقوع پیوست. در هفته سوم، استقلال تهران در اهواز برابر استقلال خوزستان در نیمه اول شکست خورد و عارف آقاسی در نیمه دوم از میدان خارج شد تا روزبه چشمی جای او را در قلب دفاع بگیرد. این ماجرا در هفته چهارم و مسابقه با پیکان به شکل مشابهی تکرار شد.
رویدادهایی که در ورزشگاه شهدای قلعه حسن خان رخ داد، شاید برای برخی تازگی داشت، اما متخصصان و افرادی که فوتبال را با دقت و جزئیات دنبال میکنند، از کیفیت بازی عارف آقاسی هیچ شگفتی نداشتند. این بازیکن در اولین حضورش در استقلال به عنوان ستاره فولاد، به قدری ضعیف عمل کرد که تنها یک نیم فصل در این تیم ماند!
تاریخ فوتبال ایران مملوء از بازیکنانی است که در تیمهای دیگر درخشش میکنند و حتی به تیم ملی دعوت میشوند، اما در استقلال و پرسپولیس تاب فشارها و زیر ذرهبین بودن همیشگی را ندارند و در نهایت نمیتوانند به عملکرد قبلی خود ادامه دهند و ترک میکنند. با این تجربه، اگر مدیران استقلال کمی از فوتبالیگری برخوردار بودند، هرگز مرتکب اشتباه در بازگرداندن عارف آقاسی نمیشدند.
بیشتر بخوانید: حمایت قاطع باشگاه استقلال از ساپینتو با یک عکس تزئینی!
شعارهای هواداران در تهران و اهواز و تعویضهای ساپینتو اصلاً نباید رخ میداد. روزی که زنوزی اعلام کرد عارف را نمیخواهد، قطعاً دلایلی داشت. بازیکنی که تقاضای دستمزدی بالای ۱۰۰ میلیارد کرده بود و زنوزی در پاسخ به آن گفت که با این پول میتواند سه مدافع سطح بالای بینالمللی جذب کند. مشکل زنوزی فقط پول نبود، او در سالهای اخیر بیشتر از اینها هزینه کرده است، بلکه به تجربه دریافته که بازیکنی که ناگهان قیمتش به این شکل افزایش مییابد، دیگر توانایی تمرکز بر فوتبال را نخواهد داشت.
تعداد افرادی که در اوج نقل و انتقالات، هنگامی که هر روز خبری از عارف و پیشنهادهای جدید برای استقلال و پرسپولیس به گوش میرسید، میگفتند او دیگر به هیچ یک از این دو تیم نمیتواند خدمت کند، کم نیست. آیا کسانی که روزی کاپیتان تیم ملی و استقلال و پرسپولیس بودهاند، دانش کمتری از فوتبالیان مدیران استقلال و پرسپولیس دارند؟
مشاهده کردیم که این پیشبینیها صحیح از آب درآمد، درست مانند سرنوشت آرمین سهرابیان که پس از ماجرای نمایش تتویش بر روی رانش، دیگر نتوانست به عنوان فوتبالیست فعالیت کند…
اما رسیدن به این واقعیت، هنر خاصی نمیطلبد! هنر آن را ایجنتهایی دارند که با استفاده از نابلدی مدیران ما که هیچ آگاهی از فوتبال ندارند، این بازیکن را با قیمتی غیرمعمول به استقلال منتقل کردند!
عارف آقاسی از آغاز این فصل در اردوی ترکیه به حضورش در ترکیب استقلال اطمینان داشت. قیمتی که برای او پرداخت شده بود، نشان میداد که این بازیکن تنها برای نیمکتنشینی جذب نشده است! و این نخستین مشکل برای او و همتیمیهایش به شمار میرفت. فشار ناشی از این رقم سنگین، تمرکز او را مختل کرد و آقاسی پیشتر نیز در فولاد و تراکتور نشان داده بود که به شدت درگیر حواشی است! و به سرعت زیر فشارها دچار مصدومیت میشود!
مصدومیت اشوراتوف و ضعف قابل توجه سامان فلاح و سهرابیان موجب شد که موقعیت او تقویت شود و به تیم ملی نیز دعوت گردد. اما از شروع بازیهای این فصل، از سوپرجام و لیگ گرفته تا کافا، عملکرد عارف آقاسی همچنان همان چیزی بود که در برابر پیکان مشاهده کردیم! چرا این بار و این همه نمایان شد؟ هیچ واقعه غیرمنتظرهای در شهر قدس به وقوع نپیوست. آقاسی در بازی اولش در برابر افغانستان در کافا فوقالعاده عمل کرد، اما در بازیهای بعدی همواره در اشتباهات و سوتیها به سر میبرد.
در برابر ذوب آهن در هفته دوم، سهرابیان و دیگر بازیکنان به قدری ضعیف بودند که او کمتر به چشم آمد. اما در هفته سوم در اهواز در نیمه اول دو گل به حریف داد و ساپینتو او را از میدان بیرون کشید!
زمانی که نوبت به رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا رسید و بازی با الوصل در دبی انجام شد، عارف نقش ژنرال حریف را ایفا کرد! آن بازی تماشایی و پاس پشت پا در دقیقه ۱۰ که به گل دوم حریف تبدیل شد، استقلال را به شدت تحت فشار قرار داد و در بازگشت نیز در کمال تعجب با خبرنگاران درگیر شد و برخلاف سهرابیان، به میدان فرستاده شد تا یک تعویض برای آبیها هدر برود!
در شروع نیمه دوم بازی با پیکان، پاس گل عارف به کسرا طاهری، در واقع تکرار همان روندی بود که در دو ماه اخیر در تیم ملی و استقلال شاهد بودیم و نه یک رویداد تازه! و اگر وضعیت عارف به همین منوال ادامه یابد، وضعیت همین خواهد بود و عواقب آن نیز مشخص است!
اینجا را هم بخوانید: یک روز پس از خداحافظی؛ عارف آقاسی در استقلال ماندنی شد
