بر اساس گزارش خبرآنلاین از ایلنا، کارگران در بوشهر و خوزستان، در زیر تابش تند آفتاب تابستان، در دماهایی که از 40 درجه سانتیگراد فراتر میرود و رطوبت نیز به 70 تا 80 درصد میرسد، در محیطهای صنعتی و در ارتفاعاتی به حدود 20 تا 30 متر یا در مخازن زیرزمینی گرم و محصور، با تجهیزاتی که بعضاً وزنشان به 40 تا 50 کیلوگرم میرسد و دمایی که گرمای بیرحم خورشید را شدیدتر میکند، فعالیت میکنند.
در مناطق عسلویه، کنگان، تنبک، خارک، و همچنین اهواز، ماهشهر و مسجد سلیمان، کارگران تابستانهای طاقتفرسا را سپری میکنند و گهگاه تصاویری از مصدومیت آنها بر اثر گرما در رسانهها منتشر میشود. این کارگران، اغلب از نیروهای پیمانکاری بوده و در عوض انجام کارهای سخت و فشرده، حقوق و مزایای ناچیزی دریافت میکنند و از امنیت شغلی نیز بیبهرهاند.
اخیراً تصاویری دلخراش از مرگ یکی از کارگران پارس جنوبی منتشر شده است. در این تصاویر، کارگر بیجان از ارتفاعی نزدیک به 100 متر به پایین آورده میشود. در توضیح این حادثه آمده است: «محمد سعید صفائی فرد، که 49 سال دارد و یکی از تکنسینهای بازرسی فنی در پالایشگاه نخست مجتمع گاز پارس جنوبی عسلویه بود، هنگام کار در محدوده دودکش دیگ بخار دچار گرمازدگی و کاهش سطح هوشیاری شده و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.»
علیرضا میرغفاری، عضو کانون عالی انجمن صنفی کارگران و رئیس هیئت مدیره کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر، درباره وضعیت کارگران این مناطق اظهار میدارد: با توجه به حساسیت تولید گاز در فصل سرد، اکثر تعمیرات و اقدامات پیشگیرانه در فصل گرما انجام میشود. به دلیل کاهش مصرف گاز در هوای گرم، تعمیرات اساسی از اردیبهشت آغاز شده و تا اواسط مهر ادامه دارد. در این مدت، هم شرایط جوی نامساعد است و هم بار کاری سنگین. کارگران در رطوبتی که sometimes به بالای 90 درصد میرسد و دماهای بالای 45 تا 55 درجه به سختترین کارها مشغول هستند.
برای کارگرانی که تحت چنین شرایطی فعالیت میکنند، چه تدابیری باید اندیشیده شود؟ میرغفاری به این نکته اشاره میکند که باید کمیتههای حفاظت فنی و ایمنی و بهداشت تشکیل جلسه دهند و اقداماتی اساسی و پیشگیرانه برای حفاظت از جان کارگران انجام دهند، اما متأسفانه این امر به ندرت محقق میشود.
این فعال کارگری ادامه میدهد: تغذیه کارگران در این فصل باید با توجه به فعالیتهای فوقالعاده و تعرق شدید تغییر یابد؛ مثلاً استفاده از پودرهای ORS و مایعات بسیار حیاتی است. همچنین ساعات کاری کارگران باید کاهش یابد تا خطر جانی برای آنها به حداقل برسد.
او تصریح میکند: برای کارگران عملیاتی و کسانی که در شرایط دشوار کار میکنند، نیاز به تدابیر ویژهای وجود دارد؛ به عنوان مثال، اگر در شرایط عادی یک گروه مسئول انجام یک کار هستند، بهتر است آن کار به دو گروه تقسیم شود تا کارگران فرصتی برای استراحت پیدا کنند. همچنین توجه به تهویه مناسب و حضور دائمی آمبولانس و آتشنشانی در محیطهای کاری که کارگران در معرض نور مستقیم خورشید قرار دارند، از دیگر اقدامات ضروری به شمار میرود.
میرغفاری بر اهمیت رعایت این مسائل تأکید کرده و میافزاید: اینها الزامات حیاتی هستند و عدم رعایت آنها به نوعی بازی با جان کارگران است، اما متأسفانه معمولاً این اتفاق نمیافتد. مشاهدات نشان میدهد که در فصل گرما، به ویژه در محیطهای پالایشگاهی، نیروهای ستادی عموماً تعطیل میشوند یا ساعات کاری آنها کاهش مییابد، اما کارگران عملیاتی به طور عادی به کار خود ادامه میدهند و بسیاری از آنها دچار گرمازدگی میشوند. این بد حالت بسیار خطرناک است و در سالهای گذشته نیز شاهد مواردی بودیم که متاسفانه کارگران بر اثر گرمازدگی جان خود را از دست دادهاند.
این فعال کارگری در ادامه یادآور میشود: اجرای این قبیل اقدامات و تدابیر لازم از وظایف کمیته حفاظت فنی و بهداشت است. حضور نمایندگان کارگران در این کمیته ضروری است، اما متاسفانه یا کمیتهها جلسه تشکیل نمیدهند و یا اگر هم تشکیل دهند، نماینده کارگر در آن غایب است. معمولاً نیز تصمیمات اتخاذ شده به نفع نیروهای ستادی است و نه کارگران عملیاتی. به عنوان مثال، در روزهای اخیر که کشور به دلیل گرما مجبور به تعطیلی یا نیمه تعطیلی شده است، کمیته بحران جلسهای برگزار کرده و تصمیماتی اتخاذ کرده است که خاص نیروهای ستادی و کسانی است که زیر کولر نشستهاند و هیچ تدبیری برای کارگران عملیاتی اندیشیده نشده است.
میرغفاری میگوید: کارگری که به طور مستقیم در حوزه عملیاتی کار میکند، باید از خدمات ویژهای برخوردار شود، اما متأسفانه تبعیض زیادی وجود دارد و این خدمات ویژه به کارکنان ستادی رسمی تعلق میگیرد و نه به نیروهای پیمانکاری عملیاتی که وظایف مهم و پیچیده مجموعه را به دوش دارند.
میرغفاری با اشاره به حادثهای که در اواخر تیرماه در نیروگاه رامین اهواز رخ داد، میافزاید: چنین حوادثی در صنایع حساسی مانند نیروگاهها و صنعت نفت و گاز همواره رخ میدهد و کارگران نقش بسیار حیاتی در چرخه تولید کشور ایفا میکنند. اما نه تنها به این کارگران اهمیت داده نمیشود، بلکه چرخه ارزش افزایی آنها نیز مورد غفلت قرار میگیرد.
وی مطرح میکند: در نهایت، رسانهها در مورد دو کارگری که در نیروگاه رامین اهواز به انجام تعمیرات مشغول بودند، آنها را به عنوان مهندس و متخصص معرفی کردند در حالی که آنها کارگران هستند؛ همان کارگران عملیاتی که ارزش افزاییشان به مراتب بیشتر از نیروهای ستادی و رسمی است، بیشترین بار مسئولیت را بر دوش دارند و با حوادث و آسیبهای بیشتری مواجه میشوند، اما نهایتاً خدمات و امکانات و حقوق کمتری نسبت به نیروهای ستادی و رسمی دریافت میکنند.
۲۳۳۲۳۳
