مریم فکری – زهرا علیاکبری: آیا میتوان در تحریم به حیات ادامه داد، و زندگی در دوران تحریمها به چه شکلی است؟ حجت میرزایی، اقتصاددان به این سوال اینگونه پاسخ میدهد: «ما هماکنون یک مرگ تدریجی را در سایه تحریمها تجربه میکنیم.» به گفته او: «در این شرایط، فقر به صورت روزمره میان بخشی از جامعه توزیع میشود، در حالی که بخشی دیگر از این محدودیتها بهره میبرند و روز به روز بر ثروتشان افزوده میشود.» نماینده ستاد پزشکیان همچنین یادآور میشود: «نظرات پزشکیان و بسیاری از کارشناسان بر این عقیده استوار است که راهحل اصلی، خروج فوری از تحریمهاست.» میرزایی بر این باور است که «تصمیم نهایی حاکمیت در حال حاضر رفع تحریمهاست و این نشان میدهد که دولت سیزدهم در دو سال گذشته بهطور مداوم در پی این هدف بوده است.» او تصریح میکند: «اکثریت قریب به اتفاق در حکومت و در میان مردم خواستار رفع تحریمها هستند.» این اقتصاددان همچنین خاطرنشان میکند: «طی دوازده سال تحریم، سهم ما از اقتصاد جهانی به یکسوم کاهش یافته است و روز به روز به کشوری بیاهمیت تبدیل میشویم.» آنچه در پی میآید، متن کامل گفتوگوی ما با حجت میرزایی، کارشناس اقتصادی و نماینده ستاد پزشکیان است.
* یکی از مهمترین نگرانیها این است که آیا زندگی در شرایط تحریمی امکانپذیر است یا خیر؟ ما در دوره تحریم بهسر میبریم و روز جمعه انتخابات بین آقای پزشکیان و آقای جلیلی برگزار میشود و نتیجه آرا مشخص خواهد کرد که کدامیک به پاستور راه پیدا میکند. یکی از این دو نامزد معتقد است که میتوان با تحریمها زندگی کرد و ما باید روش زندگی در تحریم را بیاموزیم. به نظر شما آیا عادت به تحریم ممکن است و شکل زندگی در تحریمها چگونه است؟
شما از نقطه خوبی شروع کردید. به نظر من، تداوم زندگی در تحریم برای ایران غیرممکن است. نه اینکه نشود ادامه داد، اما دیگر نمیتوان از آن بهعنوان زندگی یاد کرد؛ بلکه به مرگی تدریجی میماند. این وضعیت مانند پرسش از زندگی در یک جزیره محصور است که هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارد؛ در آنجا افراد هر روز گرسنهتر، فقیرتر، خشنتر و ناامیدتر میشوند. به عبارت دیگر، میتوان زنده ماند، اما نمیتوان زندگی کرد. از سال ۹۱ که تحریمها آغاز شد، هر روز وضعیت ما وخیمتر شده و امیدهایمان به تدریج کمرنگتر شده است. البته در مقطعی مذاکراتی شکل گرفت و برجام به امضا رسید که به طور موقت شرایط بهتری به وجود آمد. نتایج مثبت این وضعیت شامل کاهش تورم تا ۸ درصد و رشد اقتصادی متوسط حدود ۵ درصد بود، همچنین حس امیدواری و شروع مجدد سرمایهگذاریهای خارجی و پروژههای بخش خصوصی و عمومی به چشم میخورد. اما با عود تحریمها، تبعات بسیار شدیدتری از این شرایط متحمل شدیم.
واقعیت این است که در سالهای اخیر درآمدهای ارزی ما از ۱۲۰ میلیارد دلار به تقریباً ۴۰ میلیارد دلار کاهش یافته است. البته در سالهای اخیر صادرات نفت تا حدی تجدید شده، اما نه به خاطر موفقیتهای ما، بلکه به دلیل شرایط نگرانکننده تأمین انرژی در دنیا پس از جنگ روسیه و اوکراین. غربیها چارهای جز این نداشتند که به ما اجازه دهند مقداری نفت بفروشیم، اما به چه قیمتی؟ خودشان بهطور رسمی اعلام کردند که قیمت ما ۳۰ درصد کمتر از نرخ رقابتی است. از طرف دیگر، جابجایی این پول معمولاً با هزینهای بین ۳ تا ۵ درصد همراه بود، اما بازگشت این پول از طریق شرکتهای مشخص و با ریسکهای بسیار بالایی صورت میگیرد و از این رو به شدت حاکی از فساد و مشکلات اقتصادی است.
اکثر تغییراتی که امروز شاهد آنها هستیم، بهویژه کاهش ناگهانی ارزش بورس، ناشی از همین شرایط است. در سه سال گذشته، ارزش دلاری بورس از ۴۰۰ میلیارد دلار به ۱۵۰ میلیارد دلار رسیده و تقریباً به یکسوم کاهش یافته است. بهعلاوه، بهدلیل عدم توانایی یا عدم تمایل به برداشتن تحریمها، ارزش ارز به یک قیمت مبنای جدید تبدیل شده که این مسئله باعث افزایش تورم حدوداً دو برابری شده است. این نوسانات ارز حتی موجب افزایش قیمت برخی کالاهایی شدند که بهنظر نمیرسید تحت تأثیر ارز قرار داشته باشند، مانند مرغ و گوشت و… که علنا شاهد افزایش قیمت ۸۰۰ درصدی آنها بودیم.
بدتر از همه این است که تحریم و سازوکار ناشی از آن، ما را با خروج سرمایههایی بزرگ مواجه کرده است؛ بهطوریکه سالانه بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است. براساس گزارشهای رسمی، در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۰ میلیارد دلار ارز از ایران به خارج رفته و کسری تراز تجاری ما حدود ۱۷ میلیارد دلار بوده، این در حالی است که این رقم در سال گذشته تنها ۵ میلیارد دلار بود و به عبارت دیگر، تقریباً ۳.۵ برابر شده است.
تحریمها در طول دوازده سال گذشته حداقل ۳۰ درصد از سفره و قدرت خرید مردم را کوچک کرده و طبقه متوسط را به مرز فروپاشی رسانده است. همچنین گروههایی از خانوارها بهویژه در مناطق روستایی و کارگران غیررسمی، به شدت در معرض کاهش قدرت خرید قرار دارند.
تصویر واضح این مرگ تدریجی که تحت تحریمها در حال وقوع است، این است که ما از تمام دسترسیها به کریدورهای تجاری جهانی جدا میشویم و به باطلی تبدیل شدهایم که از هیچیک از این کریدورهای مهم تجارت و مالی جهانی سهمی نداریم. ما به تعدادی از سازمانهای بینالمللی و توافقنامهها از جمله بریکس و شانگهای ملحق شدهایم که عمدتاً یک نتیجه از اقدامات دیپلماتیک دولت قبلی است. مثالی که میتوان زد این است که ما تعاملات تجاری با اوراسیا داریم که با کاهش تعرفه، توافقهایی انجام شده، اما حجم تجارت ما با این منطقه بهسختی به ۱.۵ میلیارد دلار میرسد.
مسئله اصلی این است که برخی افراد امروز میگویند که ما به دور زدن تحریمها ادامه میدهیم و همچنان به زندگی در اقتصاد تحریمی اصرار داریم. ادعاهای آنها مبنی بر تجارت با افغانستان، ترکمنستان و روسیه و وارد کردن پلتفرمهای خودروی روسی، غیرواقعی و محققنشده است. صادرات ما در اوج خود به کل اوراسیا بهزحمت به ۱.۵ میلیارد دلار میرسد، در حالی که آنها میگویند قصد داریم ۱۱ میلیارد دلار صیفیجات به ترکمنستان و روسیه صادر کنیم. به تعبیر مرحوم ترکان، این ادعاها کاملاً غیرواقعی است و نشاندهنده عدم درک صحیح از ارقام و واقعیات اقتصادی است.
در حال حاضر، تجارت با عراق که نزدیکترین شریک تجاری ماست، به شکل کولهپشتی و وسایل نقلیه شخصی انجام میشود. این یعنی هیچیک از کالاهایی که به عراق صادر میکنیم، صادرات واقعی در مقابل ارز نیست. تجار عراقی بهطور مستقیم از کارخانهها خرید کرده و کالاها را به ریال پرداخت میکنند. شرایط تجارت با دوستان شرقی ما بهطور مشابه برقرار است و این به دلیل عدم توانایی در بازگرداندن دلار به کشور است. حتی دلار مربوط به صادرات انرژی و سایر اقلام به عراق را نیز بهسختی قابل بازگشت است. نیز در مورد ۶ میلیارد دلاری که پس از سالها جنجال از کرهجنوبی به دست آوردیم، این پول در قطر مسدود شد. در نهایت، در سایه این تحریمها ما فقط فقر را میان بخشی از جمعیت توزیع میکنیم و در عین حال، برخی دیگر از شرایط تحریم سود میبرند و روز به روز ثروتمندتر میشوند.
تحریمها جامعه ایران را به یک جامعه دو طبقه تقسیم کرده است؛ یعنی یک اقلیت کوچک و ثروتمند و اکثریت ۶ دهکی که به شدت فقیر شدهاند. آنچه که امروز پزشکیان و بیشترین کارشناسان درباره خروج فوری از تحریم میگویند، تنها مسیر باقیمانده برای ماست.
* نکتهای که مطرح است این است که بسیاری بر این باورند که لغو تحریمها در حیطه اختیارات دولت نیست و به همین دلیل چندان نمیتوان به این برنامه امیدوار بود. نظر شما چیست؟
من فکر میکنم امروز تصمیم کل حاکمیت بر این است که تحریمها را لغو کند. شواهدی نظیر پیگیریهای دائمی دولت سیزدهم در راستای رفع تحریمها در دو سال گذشته، نشاندهنده این واقعیت است. مذاکرات جدی در عمان، نیویورک و با میانجیگری دیگر کشورها و حتی مذاکرات مستقیم با آمریکاییها بههدف رفع تحریمها در حال انجام بوده است. این همگی نشان میدهد که حاکمیت در تلاش است تا از این وضعیت خارج شود و دیگر نمیتواند آن را ادامه دهد. در این راستا، من معتقدم آقای پزشکیان میتواند یک دولت موثر و مصمم در رفع تحریمها باشد، همانگونه که آقای قالیباف که رئیس مجلس است، شعار اصلیاش ارائه راهحلهای رفع تحریم بوده است.
اکثریت جامعه، به جز یک اقلیت کوچک، به صراحت در پی رفع تحریمها هستند.
* شما ذکر کردید که حاکمیت به این نتیجه رسیده که باید مساله تحریمها را حل کند. بهتازگی یکی از نزدیکان آقای قالیباف بیان کرد که شهید امیرعبدالهیان به وی گفت توافق نهایی شده بود، اما برخی نگذاشتند. به نظر شما آیا همان گروه، قادرند در دولت آقای پزشکیان نیز مانع این پیشرفت شوند؟
یک تعدادی از افراد که همیشه در سایه باقی ماندهاند، اما تأثیرگذاری زیادی داشتهاند، مانع از تصویب افایتیاف و روندهای خروج از تحریمها شدند و سیاستهای مضر دیگری را پیگیری کردهاند. این گروه اکنون از پنهانکاری خارج شده و در فعالیتهای عمومی شرکت کردهاند و مردم ایران به خوبی آنها را میشناسند.
اما در اسفند ۱۴۰۰، با پیگیریهای دولت سیزدهم، توافق تقریبا به صورت قطعی برقرار شده بود، اما یک گروه اجازه ندادند. میبینید که این کارزار انتخاباتی، یک عرصه بسیار مهم است. مساله پیش رو، ادامه تحریمها یا برداشتن آنهاست؛ این بسیار کلیدی است که دو نامزد بهخصوص برروی آن متمرکز شوند. به اعتقاد من یک روز سرنوشتساز پیش رو داریم که نتیجه آن تعیینکننده خواهد بود.
* جنبه دیگری از نگرانی این است که چه راهکاری برای رفع ناترازیها، بهخصوص ناترازی بنزین که با آن مواجه هستیم، در برنامههای آقای پزشکیان وجود دارد؟ شایعهای مطرح شده که ایشان قصد دارد با افزایش قیمت بنزین به ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان این مشکل را حل کند. آیا در جلسات کارشناسی این موضوع مطرح شده است؟
برخلاف آنچه برخی میگویند، در تیم مشاوران آقای پزشکیان هیچ برنامهای برای افزایش قیمت بنزین وجود ندارد. برعکس، نمایندگان آقای جلیلی به صراحت در مناظرات اعلام کردند که قیمت بنزین را بین ۲۵ تا ۳۰ هزار تومان افزایش خواهند داد. این طرح به شدت آثار تورمی ناگواری به دنبال خواهد داشت و اوضاع معیشتی مردم را به خطر میاندازد. هیچ راهحلی برای ناترازی بنزین مربوط به افزایش قیمت نیست، زیرا در شرایط فعلی و با تاثیر نوسانات ارزی، هر ناظر وتصمیمگیری برای افزایش قیمت بنزین به جهشهای بیشتری منجر خواهد شد. به همین دلیل، ما هیچ تصمیم قیمتی چه برای بنزین و چه برای سایر حاملهای انرژی در برنامههای آقای پزشکیان نداریم.
* صحبتهای اخیر آقای عبدالعلیزاده درباره قیمت بنزین محلی از بحث بوده است.
به نظر من، ایشان در این مورد به دام افتاده است. پاسخ او این بود که هرگونه تصمیم خواهد با گفتگو و اقناع مردم انجام شود. قیمت بنزین امروز به یک معیاری تبدیل شده و تأثیر آن در زندگی خانوارها معنادار است. بهترین راهحل، کنترل ارز و خروج از تحریمها خواهد بود، تا منابع بیشتری صرف تأمین کسری بنزین شود و همچنین شبکه حملونقل عمومی بهگونهای حمایت شود که نیاز جامعه را برطرف کند. اگر بتوانیم نرخ ارز را در کنترل داشته باشیم، میتوانیم به موارد دیگر نیز بپردازیم.
هیچ برنامهای برای افزایش قیمت بنزین و سایر کالاها در کمپین آقای پزشکیان وجود ندارد. برعکس، در مناظرات تلویزیونی، اکثریت رقبا از برنامههای خود برای افزایش قیمتها صحبت کردند، در حالی که ایشان صراحتاً گفتند که ما هیچ برنامهای برای شوک درمانی نداریم و هیچ تمایلی به ابعاد فقیرکننده و اضطرابآور نخواهیم داشت.
* درباره فیلترینگ هم نگرانیها وجود دارد که این موضوع از حوزه اختیارات دولت خارج است و به همین دلیل دولت نمیتواند بهسرعت تصمیمگیری کند. در اینباره ید در نظر رك ڪيو زراعت آیا نظری داشتهاید؟
حتماً این موضوع به یک خواست عمومی تبدیل شده و افرادی که به آقای پزشکیان رأی میدهند، واقعاً در قالب یک رأی مشروط، خواستار رفع فیلترینگ هستند. این فیلترینگ یکی از ابزارهایی است که ما را به شدت محدود کرده و موجب مختل شدن چندین تا از فرصتهای شغلی شده است. یکی از فقرهایی که امروز بر ما تحمیل میشود، ناشی از همین وضعیت است. به نظر میرسد که اراده جدیای در این زمینه وجود دارد و طرفداران فیلترینگ با فشار عمومی نتوانند در برابر خواسته مردم بایستند.
* همانطور که اشاره کردید، رأی دادن مردم نشان میدهد که آیا آنها خواهان برداشتن فیلترینگ هستند یا خیر. اما برخی میگویند دغدغه کنونی مردم، نان شب است. در حالی که طبقه متوسط بیشتر بر روی آینده متمرکز است. به عقیده شما چه تفاوتی بین رأی دادن و رأی ندادن برای انتخاب رئیسجمهور وجود دارد؟
من فکر نمیکنم که رفع فیلترینگ فقط دغدغه طبقه متوسط باشد. امروز موضوعاتی مانند سبک زندگی بین تمامی لایههای اجتماعی همگرا شده است، از موسیقی که میشنوند تا لباسهایی که میپوشند و از سایتهایی که به آنها مراجعه میکنند. به نوعی، این مسأله یکسانی در بین دهکهای مختلف درآمدی دارد.
نکته دیگری که باید یادآوری کرد این است که تحریمها به شدت طبقه متوسط را تحت فشار قرار داده و به نوعی یک طبقه فقیر متراکم را شکل داده است. در این راستا میتوان ادعا کرد که برداشتن فیلترینگ اصل مهمی است و مسئلهای اقتصادی برای بسیاری از مردم به شمار میآید. باید توجه داشت که کسی که ادعا میکند مردم نان شب را میخواهند، بهطور غیرمستقیم به تحقیر آنها میپردازد. وقتی گرسنگی به وجود آمده و از طریق تحریمها به آنها فشار میآورند، برخی در صدد تأمین نیازهای اولیه مردم هستند و از دیگر نیازها چشمپوشی میکنند. چنین نگرانیهایی نادرست است؛ کسانی که امروز خمیده و با افتخار عرض میکنند که آنها به بخشی اعانه میدهند یا بستههای غذایی را توزیع میکنند، بخشی از سیاستهای تحقیرآمیز در زمینه اقتصادی ملت را تداعی میکند.
* آیا فکر میکنید این نوع برنامهها و رفتارهای پوپولیستی هنوز هم طرفدار دارند؟
به گمانم این نوع رفتارها دیگر کارکرد خود را از دست داده است. مردم به خوبی میدانند که این پرداختها موقت و یکبار است. دولتی که پولپاشی میکرد، اکنون با درآمدهای خیلی محدود و بسیار کاهش یافته و توانایی تأمین نیازهای اولیه خود را نیز با مشکل مواجه شده است. در واقع، نه تنها با پارادیکمهای سابق روبرو نیستیم بلکه به تدریج همهچیز به سمت کاهش بیشتر پیش میرود. به این ترتیب، حمایت از اعمال اصلاحات اقتصادی هم باید همراه با توجه به واقعیتها باشد.
واقعاً این مسئله است که افراد کمکم متوجه شدهاند که آن افراد که بهتازگی جیرههای غذایی یا سکتی به مردم میدهند، همانهایی هستند که از حقوق معلمان و بازنشستگان نیز کاستهاند. این رفتار مصداقی از فریب بزرگ است، چرا که واقعاً به وظایف خود عمل نمیکنند. يعمل به ان کشاورزان نیازمند محبت دولت بدون هیچ یک از ثوابها هستند.
* نگرانیهایی وجود دارد که حتی اگر آقای پزشکیان در انتخابات پیروز شود، بنابه شرایط سیاسی نمیتواند کابینهای مناسب برپا کند.
این نمونه در زمان آقای خاتمی نیز وجود داشت. به یاد دارم که وقتی او روی کار آمد، با مجلس پنجمی روبرو بود که مخالفان اکثر آنها بودند. اما در طول زمان بهدلیل فشارهای عمومی، آنها مجبور شدند با مردم وفق دهند. اگرچه ممکن است کار آسانی نباشد، اما ممکن است.»
* آیا در تیم آقای پزشکیان بحثهایی درباره پیشبینی وضعیت شاخصهای کلان اقتصادی در صورت پیروزی ایشان وجود داشته است؟
من تمایلی به ارائه اعداد و ارقام ندارم. به دلیل اینکه این شاخصها تحت تاثیر چندین عامل است و قدرت پیشبینی ما با توجه به فروض ما متغیر خواهد بود. به خاطر داشته باشید که پیش از این عدهای اعلام کرده بودند که با شروع کار ما، تورم سریعاً ۱۵ درصد عبدلخواهد شود، اما در واقع به ۵۰ درصد افزایش یافت. ما هیچ ادعای عجیبی نداریم، اما دولت آقای پزشکیان قول میدهد که درباره شاخصهای اصلی چیزی را پنهان نکرده و از انزوا خارج شود و با مردم به اشتراک بگذارد. همچنین برای کنترل عوامل تأثیرگذار، مانند نوسانات ارزش ارز ناشی از تحریمها تلاش کنند.
ما میتوانیم گزارشهایی غیرواقعی ارائه دهیم. برای مثال، برخی از آمارها نرخ بیکاری را ۸ درصد نشان میدهند، در حالی که ۷۰۰ هزار نفر در نتیجه ناامیدی و طولانی شدن پرونده بیکاری خود خانهنشین شدهاند. این جمله به این معنا است که اگرچه ممکن است آمار بیکاری کاهش پیدا کند، اما این کاهش واقعاً به سقوط اعتماد عمومی میانجامد.
* با توجه به شرایط موجود، آیا به نفع آقای پزشکیان خواهد بود که رئیسجمهور نشود، زیرا در صورت پیروزی ترامپ در آمریکا، شرایط سختی خواهد داشت؟
این ضربالمثل معروف را باید به خاطر داشته باشیم که «گویند کس به روزگار تو مباد.» شرایط برای آقای پزشکیان و همه همکارانش دشوار خواهد بود. به نظر میرسد دو سال نخست، بهویژه از نظر اقتصادی، چالشهای بسیاری به همراه داشته باشد؛ اما اگر با اعتماد عمومی مناسب پای به این عرصه بگذارند، میتوانند بر بسیاری از چالشها غلبه کنند.
* شما بهعنوان یک کارشناس با تجربه و آگاه از وضعیت اقتصادی ایران، به نظر شما اگر تفکر آقای جلیلی در انتخابات پیروز شود، تأثیرات کلان اقتصادی چگونه خواهد بود؟ با وعدههای سادهانگارانهای که در سال ۱۴۰۰ مشاهده کردیم که همه چیز را در دست میگرفتند، چه نتیجهای خواهیم گرفت؟
یک مثال تلخ بهخاطر وضعیت کنونی وجود دارد. نویسندهای به نام آقای امیرخانی به روشنسازی وضعیت میپردازند و میگویند، ما گمان میکنیم همینطور به زندگی ادامه خواهیم داد، اما در واقع کشوری به شدت دچار چالش هستیم. غمی واقعاً بزرگ هم از ما در میگذرد. ما به این سمت میرویم که از تنمان برای سوخت و ساز استفاده کنیم و به جای خودمان به جانمان مصرف کرده و این موضوع مداوم نخواهد بود. این وضعیت جزیره بهتدریج کوچکتر میشود و زندگی در آن سختتر.
در دوازده سال گذشته تحریم، سهم ما از اقتصاد جهانی به یکسوم کاهش داشته است. یعنی به کشوری بیاهمیت مبدل شدهایم در حالی که همزمان، در این دوره، تسهیلات جهانی با سرعت زیاد پیشرفت کرده و تغییرات رایج به سرعت در حال ایجاد شدن هستند. این شرایط در همسایگی ما در حال انجام است و ما هر روز کوچکتر و ضعیفتر میشویم.
ادامه این روند و عدم توجه به راهحلهای مستمر میتواند به مرحلهای برسد که در اقتصاد ایران مجبور به تن دادن از خودمان باشیم.
* به نظر شما راهکارهایی مانند تهاتر تا چه اندازه قابل اجرا خواهد بود؟
این ایدهها بهشدت پرفساد هستند. در حال حاضر، ایران در رده ۱۵۰ از میان ۱۸۰ کشور پایینترین میزان فساد قرار دارد و یکی از کشورهای فاسد به شمار میرود. روشهای مثل تهاتر و یاریرسانی در تحریمها به فساد دامن میزنند و این فساد فقیرترین افراد را فقیرتر میکند، در حالی که عدهای از این کاسبیها بهرهمند میشوند. این روند در جامعه ما نشاندهنده شرایطی است که به سمت فقر میرویم و ممکن است به وضعیت فرضی مانند کوبا، کره شمالی یا ونزوئلا برسیم. متأسفانه هیچ چشمانداز بهتری در افق وجود ندارد و آیندهای تلخوغمانگیز در انتظار ماست.
* از زمانی که تحریم نفتی اعمال شده، برآورد کردهاید که چه میزان خسارت برای ما به همراه داشته است؟
محاسبات معتبر نشان میدهد که حداقل ۱۲۰۰ میلیارد دلار در دوازده سال ضرر کردهایم، یعنی به طور متوسط سالی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار. این رقم با توجه به خساراتی که در دیگر حوزهها نیز متحمل شدهایم، دستکم ۴۰ درصد به دلایل مدیریتی و ۶۰ درصد به خاطر تحریمها بوده است. برآوردها نشان میدهد که حدود ۵۰ درصد از تورم کنونی به دلیل تحریمهاست. درست است که تورم بلندمدت ما چیزی در حدود ۲۰ درصد بوده، اما اگر به ۴۰ درصد برسد، بدانید ۲۰ درصد دیگر ناشی از تحریمهاست.
واقعیت این است که کنار تحریمها، مدیریت نادرست نیز تأثیرات زیادی داشته است. برای مثال، ما نتوانستهایم ناوگان حملونقل هوایی و زمینی را نوسازی کنیم، که باعث شده است در دو سال اخیر نوبتهای این ناوگان به دو ماه افزایش یابد. ۶۰ درصد این معضلات به خاطر تحریمها و ۴۰ درصد ناشی از سوءمدیریت است.
این برآوردها بر اساس مقایسههای معتبری است که نشان میدهد اختلاف ما با اقتصاد جهانی و جمعیت خود بیشتر از آنچه تصور میکنیم، به چشم میآید. ما میتوانستیم امروز تولید ناخالص داخلی سه برابر کنونی داشته باشیم، یعنی دستکم ۱۲۰۰ میلیارد دلار، و برخی اقتصاددانان این را تا ۱۶۰۰ میلیارد دلار نیز تخمین زدهاند. بنابراین، میتوانید تصور کنید که هر ایرانی میتوانست درآمد سرانهای سه یا چهار برابر کنونی داشته باشد. اما تحریمها ما را به سطح یکسوم آنچه که بودیم، بازگرداند.
* در واقع ما باید به کدام کشور تبدیل میشدیم؟
در کوتاهمدت بهنظر میرسد که مسیر ترکمنستان را ادامه خواهیم داد و اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً به وضعیت مشابه کوبا یا ونزوئلا خواهیم رسید. در واقع، جامعه به سمت روندهای بسته نزدیک میشود و در حال تقویت یک طبقه ثروتمند خواهد بود که تصمیمات کلیدی را برای اکثریت جامعه اتخاذ خواهد کرد.
* اگر تحریمها نبود و ما ۱۲۰۰ یا ۱۶۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی داشتیم، به کدام کشور شبیه میشدیم؟
ما میتوانستیم به کشورهای کره جنوبی یا ترکیه شبیه باشیم. به یاد داشته باشید که در سال ۱۹۸۰ درآمد سرانه چین بسیار کمتر از ما بود، در حالی که امروز چین میزان درآمد سرانهاش ۱۲ برابر ماست و ترکیه نیز حدود ۶ برابر بیشتر از ما درآمد دارد. این نشاندهنده این است که ما نسبت به همسایگان خود به شدت عقب ماندهایم و در آینده نیز فرصتی برای جذب سرمایهگذاری را از دست خواهیم داد.
هماکنون عربستان سعودی بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری دنیا را با ۶۰۰ میلیارد دلار در حال انجام است و بزرگترین پروژههای گردشگری را اجرا کرده است. در همین حال، دو کشور امارات و ترکیه در سال گذشته حدود ۵۲ میلیارد دلار از درآمد گردشگری به دست آوردهاند، درحالیکه این رقم در ایران به کمتر از ۳ میلیارد دلار کاهش یافته است. کشورهای همسایه قادر به جذب سرمایهگذاری خارجی حدود ۸۰ میلیارد دلار هستند، در حالی که ما سالانه ۲۰ میلیارد دلار سرمایه از دست میدهیم.
۲۲۳۲۲۵
