“`html
برنامهریزی غلط در راستای مدیریت قاچاق آرد در شهر مرزی زابل، بهانهای شده تا سهمیه آرد نانواییها و همچنین مقدار گاز مایع مورد نیاز آنها کاهش یابد. متأسفانه، این وضع تنها به ضرر مردمی تمام میشود که با رنج و زحمت در این مرز مانده و تاب میآورند.
به گزارش هممیهن، محدودیتهای توزیع آرد در سیستان و بلوچستان به منظور جلوگیری از انتقال آن به کشورهای همسایه، و در عین حال قطع یارانه به دامداران محلی، منجر به کمبود و گاه نایابی نان برای افرادی شده است که نان رکن اساسی قوت روزانهشان به حساب میآید. این روزها، کمبود نان و گاز دو بحران عمده در زندگی روزمره مردم محروم روستایی و شهری در این منطقه است.
«آب کم داریم، نان کم داریم، هوا خوب نیست، اتاق مناسب نداریم…» در زابل، نان آنچنان بیکیفیت است که حتی برای تغذیه دامها نیز مورد استفاده قرار میگیرد. نانواییهای سنتی هم که حالا با حل مشکل گاز مایع به کار خود ادامه میدهند، قیمت نانشان به چند برابر نانواییهای دولتی میرسد؛ در حالی که این سرزمین از حداقلهای رفاهی بیبهره است و بر اساس آمار رسمی منتشر شده از سوی وزارت کار، رفاه و تعاون اجتماعی در سال گذشته، در میان استانهای کشور رکورددار فقر مطلق محسوب میشود. در حالیکه نرخ فقر در کل کشور حدود ۳۰ درصد برآورد شده، این آمار در استان سیستان و بلوچستان بیش از ۵۰ درصد است.
ماجرا از این قرار است که سیاستگذاری نادرست برای مدیریت قاچاق آرد در این شهر مرزی، بهانهای شده تا هم سهمیه آرد نانواییها کاهش یابد و هم میزان گاز مایع تامین شده برای آنها. اما دود این وضع به چشمان قاچاقچیان نمیرود بلکه به چشم مردمانی میرود که با تمامی دشواریها در اینجا ماندهاند.
نکته جالب اینجاست که در حالی سهمیه آرد نانواییهای زابل کاهش مییابد، ۷/۳ میلیارد دلار با نرخ نیمایی صرف واردات دبش یک کشت و صنعت میشود و بزرگترین اختلاس ایران (البته تا سال ۱۴۰۲) ثبت میگردد!
نانی که بر سر سفره نمیآید
با لهجه زابلی و در حالی که ناامیدی در چشمانش موج میزند، میگوید: «من کارگر ساختمانی هستم. هر روز از ۶ صبح تا ۲ روز را مشغول به کارم و حدود ۴ به خانه میرسم. نانوایی تنها نیم ساعت تا یک ساعت بیشتر باز نیست و با این حال، در تابلوی نانوایی ساعت کار را از ۴ تا ۸ شب درج کردهاند، ولی در ساعت ۷ نانوایی بسته است. یا نان با کیفیتی نمیپزند یا مدام میگویند که سهمیه آرد ما کم شده و به همین دلیل بیشتر نان نمیپزیم. در مناطق گاراژ، قاسمآباد، امیرآباد و شهرک علیاکبر نیز اوضاع به همین منوال است. نان معمولی نمیپزند و بیشتر نانها خام و دور ریختنی هستند.»
آقای صیادی نیز، کارگر دیگری با سن بیشتر، به سخنانش ادامه میدهد: «من هر روز از ۵ صبح برای کار خارج میشوم و تا ۴ عصر مشغول کار هستم، اما هنگام برگشت، نانوایی یا تعطیل است یا شلوغ یا اینکه نان ندارند. تازه اگر نان هم داشته باشند، فقط یکی دو عدد نان برای هر نفر میدهند که بسیار کم و ناکافی است. بچهها مدام سوال میکنند نان کجا است؟ بچههای کوچکم به دلیل اینکه نمیتوانند نان بخرند، باید زودتر به نانوایی بروند.»
شگرد جدید نانواییها
این کارگران، اهل روستاهایی هستند که معمولاً سالها قبل در اثر سیل خانههای خود را از دست دادهاند و اکنون در شرایطی زندگی میکنند که به سختی شبیه خانه میباشد، خانههایی گلی با یک اتاق، یک زیرانداز و یخچالی که غالباً خالی است. نان تنها مواد غذایی ارزشمندی است که به خانه میبرند، اما نانواییها چند سال است که سهمیه آرد خود را به طور کامل استفاده نمیکنند.
علت این موضوع واضح است؛ فروش آرد در بازار آزاد با قیمت بیشتر به سمت افرادی میرود که آرد را از مرزها به افغانستان انتقال میدهند، یا به دامدارانی که به دلیل خشکسالی، علوفه مناسبی برای دامهایشان ندارند، منجر میشود و همین نان بیکیفیت به خوراک دام آنها تبدیل میشود.
یکی از فعالان محلی در مورد ترفند جدید نانواییها میگوید: «نانوایان برای اینکه مردم نان نخرند و بتوانند با هزار تومان قیمت بالاتر به مشتریهای خاص خود بفروشند، نان را میسوزانند تا سهم دامدارانی شوند که نان را به قیمت بالاتری خریداری میکنند. دامداران نیز چارهای ندارند، زیرا سبوس و نهادههای دامی به شدت گران شده و آنها فقط برای سیر کردن دامهایشان مجبورند با این ترفند نان را با قیمت بالاتر خریداری کنند.»
خرید نان خانوادگی بجای علوفه
آقای دکتر ناصر چاری، استاد دانشگاه و ساکن زابل، نیز به موضوع نگاه عمیقتری میاندازد و میگوید: «به دلیل خشکسالی و کمبود علوفه، دامداران به نانواییها هجوم آوردند و برخی از دامداران عصرها به طور خانوادگی به نانوایی میآیند و ۴۰۰ نان خریداری میکنند که به نوعی حق چهارصد خانوار به حساب میآید!
این ماجرا به مسأله نهادههای دامی بازمیگردد که باید با کنترل برای دامداران توزیع شود. ما که قشر کارمند هستیم، تنها یک نان میخریدیم که بدون نوبت است یا اگر بخواهیم بیشتر بگیریم، با قیمت آزاد بین ۲۵ تا ۳۰ هزار تومان میخریم.
اما بسیاری از نانواییها نان نمیپزند و کیفیت نانهای دولتی هم به شدت پایین است. از آنجا که مردم معمولاً برای دام نان میخرند، نانوایان کمتر به کیفیت توجه میکنند و خرید این نان برای کسی که به دنبال نان باکیفیت است، تقریباً غیرممکن است.
در حقیقت، نانواییها به کارخانههایی برای تولید خوراک دام با کیفیت پایین بدل شدهاند. متأسفانه در زابل کارخانه خوراک دام وجود ندارد و چند سال پیش ما درخواستی برای تأسیس کارخانه خوراک دام ارائه کردیم که با موانع زیادی روبرو شدیم و به دلیل عدم وجود سرمایه و تضمینهای لازم ناکام ماندیم. خوشبختانه کارخانه آردی نیز داریم، اما آنچنان بهروز و کارآمد نیست.»
این نان برای دام تولید میشود
حسن نخعی، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی در حوزه سیستان نیز میگوید: «به دلیل خشکسالیهای مداوم در زابل، دامداران و کشاورزان نتوانستهاند محصولی کشت کنند و دامهای خود را تغذیه کنند. بسیاری از روستاها برای تأمین علوفه برای دامهایشان به شهر زابل مراجعه کرده و از نانواییها نان میخرند.
صفهای نانوایی بسیار طولانی و شلوغ است. نانواییها باید به این شلوغی پاسخ دهند و به همین دلیل نان با کیفیت خوبی تولید نمیشود. در واقع، این نان برای حیوانات تولید میشود.
سازمانهای متولی نیز در جریان هستند که شلوغی نانواییها فقط به این دلیل است که مردم روستا که دام دارند در صف نان زابل ایستادهاند. همچنین، سبوس نیز به شدت گران شده و با قیمت محاسبهشده برای نان، خرید نان به صرفهتر از خرید سبوس و کاه برای دام است.
کارگران نمیدانند در صف گاز بایستند یا نان و بنزین
«از روستاهای حوزه سیستان، خانوادهها با ۵ یا ۱۰ نفر در صف میایستند و هر نفر ۱۰ عدد نان میخرند. نانوایی مجبور است به شلوغی پاسخ دهد و به همین دلیل کیفیت نان افت کرده و شهروندان شهری نیز نمیتوانند از این نان به عنوان غذای اصلی استفاده کنند، اما ناچار هستند خریداری کنند. در قسمت بالا و پایین نان کیفیت بهتری وجود دارد، اما چون نان به سرعت پخته میشود، داخل نان خام و غیرقابل خوردن است.
یک شهروند سیستانی باید نیمی از این نان را دور بیندازد. یک کارگر تا ساعت ۳ یا ۴ عصر در کار است و سپس میخواهد نان بخرد، اما نمیداند باید به کجا برود و بیشتر کارگران هم نمیدانند که باید در صف گاز بایستند یا نان و بنزین. این واقعاً چالش بزرگی است.»
خرید نان با کارت ملی
علی مولایی، فعال اجتماعی در زابل، میگوید: «مسائل مربوط به نان مدتهاست که مشکلساز شده و دغدغه مردم است. متاسفانه، فرمانداری حوزه سیستان که شامل پنج شهرستان است، هنوز پاسخی به این مشکلات نداده است. در کل سیستان تنها یک کارخانه آرد داریم که گندم آن از مناطق دیگر تأمین میشود و پس از آمادهسازی، کیفیت آن بسیار پایین است.
این کارخانه بعد از ۱۰ تا ۱۵ سال تعطیلی دوباره به کار افتاد، اما آرد تولیدی هم از لحاظ کیفیت چندان مناسب نیست. قیمتی که برای نان در نظر گرفته شده، بسیار پایین است و دولت نیز برای کمک به معیشت مردم به علت پایین بودن قدرت خرید، قیمتها را افزایش نداده است.»
مولایی به مشکلات نانوایان نیز اشاره کرده و اضافه میکند: «آنها میگویند که قیمت پایین برای ما صرفهای ندارد. از سوی دیگر، کارگرانی که به کار میگیرند، به دلیل پایین بودن حقوق راضی نیستند و بسیاری از آنها حتی بیمه هم ندارند. آموزشهای لازم را نیز دریافت نکردهاند و به دلیل نرخ پایین دستمزد، دقت لازم را در کارشان ندارند. پایین بودن قیمت نان و بالا بودن وزن خمیر همچنین باعث میشود که نان بیکیفیت در اختیار مردم قرار گیرد.»
او ادامه میدهد: «همچنین، به دلیل افزایش قیمت سبوس، دامداران بیشتر از نانواییها برای تامین نان دام خود استفاده میکنند. نانواییها به ازای هر کارت ملی ۱۰ نان به مردم میدهند و این افراد با کارتهای خانوادگی و اقوام خود میآیند و برای دام خود نان خریداری میکنند. در این شرایط، برخی فعالان مدنی معتقدند که باید دولت چند نانوایی یکبار برای تغذیه دامها تأسیس کند و نانواییهای جداگانهای نیز برای مردم در نظر گرفته شود که در صفهای طویل نمانند.
نانواییهای دولتی به شدت شلوغ هستند و هیچکس به این موضوع توجه نمیکند که مردم در سرما و گرما ساعتها در صف منتظر میمانند.
این فعال اجتماعی همچنین به نانواییهای محلی که بدون مجوز و با حداقل استانداردها کار میکنند، اشاره کرده و میگوید: «نانواییهای محلی به صورت غیرمجاز فعالیت میکنند و صرفاً به منظور ایجاد اشتغال است. دولت هم به این موضوع بیتوجهی کرده و با این حال، نانهایی که با تنور گازی پخت میشوند، کیفیت بهتری از نانواییهای دیگر دارند. صاحب نانوایی هم آرد باکیفیت آزاد خریداری میکند. دولتها نیز مازاد آرد خود را به افغانستان قاچاق میکنند.»
نان یارانهای به خوراک دام تبدیل میشود
محمود بنیادی، یکی دیگر از فعالان اجتماعی در زابل، به چندین مشکل در زمینه نان اشاره میکند: «یکی از مسائل مربوط به کیفیت آرد است که کاملاً از آرد سبوسدار محروم هستیم و این موضوع برای ما آسیبهای زیادی ایجاد کرده است. به ویژه صفهای طویل نانواییها که به هیچ وجه تدبیری برای آن اندیشیده نشده، معضلی را به وجود آورده است که هم روستاییها و هم افاغنه و شهریها در آن دچار مشکل میشوند.
با توجه به اینکه یارانه دام و طیور روستاییها کم یا قطع شده، به صرفه شده است که فرد روستایی در شهر دچار صف شود و از نان یارانهای برای تأمین دام و طیورش استفاده کند.»
نیمی از ماه، بدون حتی یک قرص نان
محمود بنیادی ادامه میدهد: «برای یک فرد روستایی در ماه ۱۰ کیلو آرد در نظر گرفته شده است، در حالی که هر قرص نان در سیستان یک کیلوگرم وزن دارد. این فرد روستایی میتواند با ۱۰ کیلو آرد، ۱۰ قرص نان برای ۱۵ روز تأمین کند. اما پس از ۱۵ روز باید چه کند؟»
یارانه روستاییها قطع شده است
این فعال اجتماعی میگوید: «به خاطر یارانهای که برای دام و طیور هم قطع شده، روستایی ناچار است که جز برای خودش و دامش، نان بگیرد و به صف نانواییهای شهر بپیوندد.
اگر این افراد در شهر قرار بود نیم ساعت برای خرید نان در صف بایستند، اکنون باید ساعات زیادی را صرف انتظار کنند. انتظار برای خرید نان، کمتر از یک ساعت یا یک ساعت و نیم نخواهد بود. علاوه بر این، در صف گاز، آب تصفیهشده و نان هم میبایست منتظر ماند!
این مشکلات ناشی از سوءمدیریت است. محرومیت زمانی است که امکانات وجود نداشته باشد. چرا یارانه روستاییها بدون هیچ جایگزینی حذف شده است؟»
سوالی میکنم که چرا این یارانهها قطع شدهاند؟ او میگوید: «تصمیمگیران برای جلوگیری از قاچاق آرد، سهمیه نانواییهای روستایی را کاهش دادهاند. این در حالی است که در چندصد آبادی روستایی، همه نانوایی ندارند و با دریافت سهمیه آرد، خودشان نان پخته و به ازای هر نفر ۱۰ کیلو در ماه آرد دریافت میکنند و این مقدار واقعاً کفاف نمیکند.»
او میافزاید: «این یارانهها کمتر از یک سال است که قطع شده و امسال، صفهای نانوایی به شدت شلوغتر از سال قبل هستند.
افاغنه نیز به تعداد روستاییها اضافه شدهاند. تعداد نانواییهای دولتی محدود است و این مشکل نیز باید حل شود، اما فعلاً هیچ برنامهای برای آن وجود ندارد.
عدم نظارت بر کیفیت پخت هم عامل دیگری است که باعث میشود نان پخته شده به درد دام و طیور بخورد. با توجه به پایین بودن کیفیت آرد و بد بودن کیفیت پخت، افراد کمی ممکن است بتوانند از نان با کیفیت دولتی و یارانهای با قیمت ۲۶۰۰ تومان بهرهمند شوند. به همین دلیل مردم مجبورند از نانواییهای محلی، هر نان را به قیمت ۲۵ هزار تومان خریداری کنند. مسئولان به این واقعیت نمیپردازند که شاید همه نتوانند هزینه خرید این نان را تامین کنند؟»
او ادامه میدهد: «در صفهای نانوایی، مردم باید منتظر بمانند و نان بیکیفیت و کمکیفیت را با انتظار طولانی دریافت کنند. وضعیت گاز هم که میدانید. در نتیجه، مدیریت شهری کجاست؟ درست است که با وجود تمامی مشکلات اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی ناشی از خشکسالی، مردم باید با چنین چالشهایی مواجه شوند؟ آیا این به معنای رعایت حقوق شهروندی است؟ یک مطالبهگر باید صرفاً در این حد سطحی درخواست کند؟»
انبار غله ایران خالی از نان
خانم رضایی، مطالبهگر دیگری میگوید: «صفهای نانوایی به شدت شلوغ و کیفیت نان به طرز فاجعهباری پایین است و واقعاً این نان به درد تغذیه دام میخورد. هیچکدام از فاکتورهای استاندارد نان را ندارد و به شدت باعث نفخ میشود.
با توجه به شرایط بهداشتی در تهیه خمیر و تجهیزات نانواییها، و با در نظر گرفتن این که نان قوت غالب این منطقه است، اما روز به روز وضعیتش بدتر میشود، در حالی که این منطقه، دلیلی برای انبار غله بوده است و مردم به این نوع تغذیه عادت دارند.
نان را از شهرهای دیگر تهیه میکنیم و فریز مینماییم.
او در ادامه اشاره به گرانی نان میکند و میافزاید: «متاسفانه، به دلیل وضعیت اقتصادی، نان در دسترس است ولی هم گران شده و هم کیفیت آن پایین است. نکته دیگر درباره تامین سوخت است. به دلیل اینکه گاز سیلندر توزیع میشود، و با افزایش قیمت، نایاب شده، بسیاری از نانواییهای سنتی تعطیل شدهاند زیرا توانایی تامین آن را ندارند.
به همین خاطر، بیشتر نانواییها شلوغ شده و نمیتوانیم از نانواییهای سنتی استفاده کنیم. ما سالهاست مطالبه میکنیم که سهمیه آرد در کجا ذخیره میشود و چرا هیچکس رسیدگی نمیکند که چرا آرد بدون سوبسید و بدون صرف دولت به مردم داده میشود. چرا هرچه پیگیری میکنیم به جایی نمیرسد؟
مشخص است که مشکل ناشی از قاچاق است. چگونه نظارت کافی بر اینکه آرد وارد استان میشود و کجا میرود، وجود ندارد؟ این به وضوح نشان میدهد که نیروی نظارتی کم داریم. برای همه مردم سیستان مشخص است که هدف به نابودی مردم است. تمام امیدها و آرزوهای مردم در بحث نان نیز به طرز ناعادلانهای از بین رفته است. عوامل نظارتی شدیداً ضعیف عمل میکنند. مردم در این منطقه به دلیل بیکاری دچار افسردگی هستند.
مسئولان میتوانند در موضوع نان و آرد اقدام کنند. ما نباید هر بار که با خبرنگاران و مسئولان تماس بگیریم، آنها به وظیفهشان عمل کنند. مردم با بحرانهای بزرگی مواجه هستند. وضعیت این منطقه واقعاً بحرانی است. دو سال است که در نانواییها اعتراضات زیادی کردهایم و هیچ یک از مشکلات به نتیجه نرسیده است.
دامداران نان منجر به تغذیه دامهایشان میشوند. ما هم به طور مرتب از شهرهای دیگر نان تهیه میکنیم و آن را فریز میکنیم. این مشکلات به غیر از مشکلات سلامتی ناشی از نان بیکیفیت و همچنین موجب مسائل مالی دیگر، مردم را با توجه به قیمتهای بالای نان تحت فشار قرار میدهد.»
قیمت نان به شدت “گزاف” است
خانم قاسمی، یکی دیگر از فعالان در این زمینه میگوید: «در خصوص نانواییها دو بخش داریم: دولتی و خصوصی. نانواییهای دولتی آرد بیکیفیت را از دولت تحویل میگیرند و متاسفانه توجهی به کیفیت پخت نان ندارند و نان با کیفیت بسیار پایینی به دست مردم میرسانند. نظارتی در این زمینه وجود ندارد. به همین دلیل، صفهای بسیار طولانی وجود دارد و قشری بسیار ضعیف تقریباً از این نان استفاده میکنند.
قشر متوسط هم با ۲۵ هزار تومان برای خرید نان مواجه است و فرصت ایستادن در صف را ندارند و مجبور به خرید نان از بخش خصوصی هستند که حداقل صف کمتری دارد. از لحاظ کیفی شاید کمی بهتر باشد، اما قیمتی گزاف برای خرید نان دارد. اما چارهای نداریم.»
“`
