مهسا مژدهی: دونالد ترامپ در آستانه دور دوم ریاست جمهوری اش که به زودی آغاز می شود، به وضوح جاه طلب تر و بلندپروازتر از گذشته به نظر می رسد. او که تنها دو سال دیگر تا ۸۰ سالگی فاصله دارد، در اقامتگاه لوکس خود در مارالاگو، طرفدارانش را گرد هم می آورد و از طرح و برنامه هایش برای الحاق کانادا و جزیره گرینلند به آمریکا و تصرف کانال پاناما سخن می گوید. مقامات اروپایی و کانادایی که اوایل ریاست جمهوری ترامپ خود را برای نزدیک شدن به او آماده کرده بودند، اکنون در نگرانی و سردرگمی به سر می برند و نمی دانند چگونه با ایده های جدید این فرد که به زودی وارد کاخ سفید خواهد شد، برخورد کنند. اما چه عاملی باعث شده که ترامپ ناگهان برخلاف رویه دیگر روسای جمهور ایالات متحده، ادعاهایی در مورد تصاحب سرزمین های دیگر مطرح کند؟
ما در خبرآنلاین با عبدالرضا فرجی راد، کارشناس مسائل بین الملل، گفتگویی در مورد احتمال الحاق گرینلند، کانادا و کانال پاناما به آمریکا داشته ایم:
ترامپ در پی افزایش قدرت آمریکا است
*** دونالد ترامپ از گذشته ای دور، اشتیاق به گسترش دارد. او ابتدا به سراغ کشور همسایه اش، کانادا رفت و سپس از الحاق گرینلند تحت کنترل دانمارک و کانال پاناما سخن به میان آورد. این اظهارات ترامپ ملت های اروپایی و کانادایی ها را به شدت ناراحت کرده است. اما دلیل اینکه چرا او به دنبال یک سیاست تهاجمی تر و ادعاهایی در مورد الحاق دیگر مناطق به آمریکا است، چیست؟
ترامپ دارای روحیه ای است که با دیگر روسای جمهور آمریکا تفاوت دارد و هدفش افزایش قدرت آمریکا است. در دوران پیش از جنگ جهانی، کشورهای بسیاری به دنبال توسعه اراضی خود بودند. به عنوان مثال، پیش از جنگ جهانی دوم، تئوریسین های آلمانی مفهوم ژئوپلتیک را معرفی کردند که به مقامات کشورشان به عنوان محرکی برای افزودن سرزمین های بیشتر به آلمان کمک می کرد. این نوع ژئوپلتیک که امروزه به آن نوع سنتی گفته می شود، بر اساس کشورگشایی و تصاحب منابع دیگر نقاط جهان طراحی شده بود. بعد از جنگ و شکست نازی ها، موقعیت ژئوپلتیک از طریق گسترش سرزمین تضعیف شد. اما اکنون در جهان، کشورها و افرادی ظهور کرده اند که از طریق ضمیمه کردن یا تصرف کشورهایی دیگر، قدرت خود را افزایش می دهند.
فقط آمریکای ترامپ نیست؛ اسرائیل نیز در پی گسترش سرزمین هاست
*** چرا چنین سیاستی که پس از هشتاد سال از پایان جنگ جهانی دوباره قوت گرفته، به محبوبیت رسیده است؟ به طور مداوم شاهد گسترش راست گرایی و نفوذ اقتدارگرایان در قدرت هستیم.
مسئله تنها به آمریکا و اروپا محدود نیست. ما در منطقه خود نیز با همین چالش مواجه هستیم؛ برای مثال، اسرائیل به دنبال تصرف اراضی بیشتری است. آنان در حال تلاش برای به دست آوردن بخش هایی از سوریه و مصر و… هستند یا ترکیه به شدت تمایل دارد قبرس شمالی را تحت کنترل بگیرد و یا در سوریه که زمانی تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بود، تاثیرگذار باشد.
بعد از جنگ جهانی که نازی ها شکست خوردند، تقویت ژئوپلتیک از طریق کشورگشایی ضعیف شد. اما اکنون شاهدیم که در دنیای کنونی، کشورها و افرادی هستند که با نوعی از ضمیمه کردن کشورهای دیگر یا احاطه بر آنها، در صدد افزایش قدرت کشور خود هستند.
در ایالات متحده هم، ترامپ همین تفکر را رواج می دهد. او معتقد است که گرینلند سرزمینی وسیع و سرشار از منابع است که به آلاسکای آمریکا متصل بوده و به منظور گسترش منابع مان، باید به این جزیره دسترسی پیدا کنیم. به خصوص اینکه منابعی در گرینلند وجود دارد که برای برخی صنایع ضروری به حساب می آید و آمریکا هم اکنون ناچار است آن ها را از چین وارد کند.
از طریق تصاحب پاناما، ایالات متحده توانایی کنترل بیشتری بر کشتی های رقیب خواهد داشت
*** جذابیت گرینلند، پاناما و البته کانادا برای ترامپ چیست؟ او در چه مسائلی با مالکان و صاحبان فعلی این نقاط بر سر رقابت است؟
گرینلند یک منطقه خودمختار تحت نظارت دانمارک است و اگر آمریکا بتواند آن را به خود ضمیمه کند، به وضوح قدرت واشینگتن افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، اگر ایالات متحده بتواند بر کانال پاناما تسلط یابد، به طور طبیعی بر قدرت این کشور افزوده خواهد شد. کانال پاناما به شدت حائز اهمیت است و مشابه تنگه هرمز یا باب المندب باقی می ماند. بنابراین در صورت کنترل بر کانال پاناما، ایالات متحده قادر است بر کشتی های رقیب نظارت بیشتری داشته باشد و در زمان تنش یا جنگ، از عبور و مرور آن ها جلوگیری کند و بدین ترتیب قدرت و اقتصاد رقبای خود را تضعیف نماید. این مباحث اکنون در ذهنیت اقتدارگرایان در سطح جهان رواج یافته است.
نباید اظهارات ترامپ را جدی نگرفت / ارتباطی به نزدیکی آمریکا با روسیه دارد
*** چه میزان احتمال دارد که ترامپ بتواند به این آرزوهایش جامه عمل بپوشاند؟ به نظر می رسد حداقل کشورهای اروپایی، ادعای او درباره گرینلند را به عنوان دست اندازی به خاک خود قلمداد کرده و کانادایی ها نیز به طرز روشن ابراز کرده اند که بر سر سرزمین خود شوخی ندارند و از اینکه کشورشان جزئی از ایالات متحده نشده، خرسندند. در این شرایط، موفقیت ترامپ چگونه خواهد بود؟
اگر ترامپ بتواند به اهدافش برسد، ما شاهد خواهیم بود که دیگر افراد اقتدارگرا در راس حکومت ها، انگیزه بیشتری برای گسترش تفکر خود پیدا کرده و با سرعت بیشتری در پی اجرای این ایده ها بروند. بنابراین نباید به سخنان ترامپ بی توجه بود. او گرینلند را به عنوان سرزمینی استراتژیک میان آمریکا و اروپا می بیند که سرشار از منابع است. در آنجا، ایالات متحده می تواند به نزدیکی با روسیه دست یابد و بر اروپا تسلط یابد. در کنار این، آمریکا و ترامپ نسبت به چین نیز حساس بوده و اقداماتی را برای افزایش فاصله خود با پکن و تقویت جایگاهشان صورت می دهند و هدف آنان این است که شعار “اول آمریکا” برای همیشه برقرار بماند و مقام اول خود را در این زمینه از دست ندهند.
آمریکا و ترامپ گرینلند را از طریق حمله نظامی نمی گیرند؛ با ابزار ناتو اقدام خواهند کرد
*** واقعیتی که وجود دارد این است که ارتباط ترامپ با متحدان اروپایی و کانادا بسیار شکننده است. آن ها پیش از ورود ترامپ به کاخ سفید تلاش کردند تا در اقامتگاه مجللش با او ملاقات کنند تا به نوعی نشان دهند که اختلافات گذشته را کنار گذاشته اند. اما رفتار ترامپ، حداقل با ترودو نخست وزیر کانادا، تحقیرآمیز بود و با شنیدن صحبت های او درباره الحاق گرینلند، به نوعی اروپایی ها را نیز به تمسخر گرفت. آیا چنین ادعاهایی که از سوی رئیس جمهور منتخب آمریکا مطرح می شود، می تواند به تیره شدن روابط میان اروپا و ایالات متحده منجر شود؟
به نظر من این احتمال وجود دارد. گرینلند یک منطقه خودمختار تحت نظارت دانمارک است و فاصله زیادی با خود کشور دانمارک دارد. مطمئن باشید که آمریکا و ترامپ از طریق حمله نظامی به دنبال تصرف گرینلند نیستند. ایالات متحده در حال حاضر نیز در این جزیره پایگاه نظامی دارد. آمریکا درصدد است در درجه اول این سرزمین را خریداری کند و با دانمارک و حتی با اروپا به گفتگو بپردازد تا اگر این سرزمین را نفروختند، بتواند به مدت طولانی آن را اجاره کند.
ترامپ گرینلند را سرزمینی استراتژیک میان آمریکا و اروپا می داند که منابع گسترده ای دارد. در آنجا امریکا به روسیه نزدیک می شود و می تواند بر اروپا سلطه داشته باشد. از سوی دیگر آمریکا و ترامپ روی چین هم حساس هستند و کارهایی می کنند تا فاصله آنها با پکن بیشتر شده و قدرتشان افزایش پیدا کند.
به عنوان مثال، اگر ایالات متحده بتواند گرینلند را به مدت ۹۹ سال اجاره کند، فرقی با خرید آن ندارد. آنچه که ترامپ بر روی آن تأکید می کند، موضوعی مهم است و اگر بخواهد بر آن پافشاری کند، ممکن است به کشورهای اروپا فشار آورد و به آن ها بگوید که اگر می خواهید ناتو قدرتمند باقی بماند، ما باید به گرینلند دسترسی کامل داشته باشیم، خواه آن را خریداری کنیم و خواه اجاره نماییم. ترامپ ابزارهایی در دست دارد که به دانمارک و اروپا فشار می آورد. ابزاری که او در اختیار دارد، توانایی ضعیف کردن ناتو است. او می تواند مانند دفعات گذشته به ناتو بی توجهی کرده و یا به طرز قابل توجهی از حمایت مالی آن کاسته و یا از کشورهای اروپایی بخواهد که هزینه بیشتری بپردازند. این ابزار در شرایطی که جنگ اوکراین در جریان است، اهمیت بیشتری می یابد. در مورد پاناما نیز همین طور، فشار آوردن به کشوری کوچک توسط ترامپ کار دشواری نخواهد بود. ایالات متحده هم اکنون برای کانال پاناما سرمایه گذاری کرده و به دنبال آن است که آن را به خود ضمیمه کند و از مزایای آن بهره مند شود. البته موضوع کانادا ممکن است خیلی جدی نباشد و شاید ترامپ هدفش این است که فشارهایی به این کشور وارد کند. به خصوص که می داند وضعیت اقتصادی کانادا ناپایدار شده و نخست وزیر نیز استعفا داده و او احتمالاً می خواهد فشارهایی به این کشور وارد کرده تا از طریق آن به امتیازات اقتصادی دست یابد.
۳۱۱۳۱۵
