دولت آمریکا به شدت در حوزه انرژی پاک داخلی سرمایهگذاری میکند، اما با چالشی جدی از سوی چین روبهرو است که با هزینههای بسیار بیشتر بر بازار جهانی تسلط یافته است.
، ایالات متحده قصد دارد تا در عرصه انرژی پاک به برابری با چین دست یابد. در این راستا، دولت فدرال تلاش میکند با تمرکز ویژه بر افزایش ظرفیت تولید انرژی پاک، تریلیونها دلار به کارخانهها و زیرساختهای داخلی اختصاص دهد. اما این سرمایهگذاری ممکن است به شدت تحت تأثیر فراوانی محصولات ارزان چینی در بازار جهانی قرار بگیرد. در واکنش به این چالش، آمریکا به تدریج سیاستهای حمایتی تجاری را اجرا میکند که میتواند تنشهای موجود در جنگ تجاری با چین را افزایش دهد، بدون آنکه دستاوردی در کاهش فاصله از چین ایجاد کند.
امروز، آمریکا هزینههای خود را در صنعت انرژی پاک داخلی افزایش میدهد، اما آمریکاییها در این رقابت دیر وارد میدان شدهاند و اختصاص ۲ تریلیون دلار برای توسعه انرژی پاک به نسبت سرمایهگذاریهایی که چین در یک دهه اخیر داشته، به نظر ناچیز میرسد.
چین سالهاست که بر سایر رقبا پیشی گرفته و در سال گذشته میلادی، مبلغی برابر با چهار برابر هزینههای آمریکا برای انرژی پاک را صرف کرده و هماکنون زنجیرههای تأمین انرژی پاک را به طور گستردهای در سطح جهانی گسترش داده است.
پکن بر تعداد قابل توجهی از گرههای زنجیره تأمین کلیدی تسلط دارد. بر اساس گزارش اخیر روزنامه نیویورک تایمز، چین به حدود ۸۰ درصد از پنلهای خورشیدی جهان، حدود ۶۰ درصد از وسایل نقلیه برقی و بیش از ۸۰ درصد از باتریهای مربوط به خودروهای برقی دست مییابد. علاوه بر این، چین ۶۰ درصد از عناصر نادر خاکی را تولید و تقریباً ۹۰ درصد از آنها را فرآوری میکند. این مواد استراتژیک، مواد اولیه حیاتی برای ساخت زیرساختهای انرژی پاک، از جمله باتریهای خودروهای برقی و پنلهای خورشیدی، محسوب میشوند.
موانع بزرگی برای ورود رقبای جدید وجود دارد؛ اما آمریکا کوشیدهاست تا راهی برای مقابله با این مسائل پیدا کند. استراتژی اصلی واشنگتن در پنج سال اخیر، وضع تعرفه بر محصولات چینی بوده است تا از تولیدکنندگان داخلی حمایت کند که نمیتوانند محصولات خود را با قیمتهای رقابتی ارائه دهند. برخی از مدیران و مقامات معتقدند که اقدامات چین، با استفاده از قیمتگذاری پایین برای اشباع بازار با محصولات خود، به نوعی قوانین تجاری را نقض میکند.
وضعیت پیچیدهتر میشود؛ چرا که اقتصاد چین در حال کند شدن است و پکن با دو برابر کردن ظرفیت تولید و صادرات خود، به این مسئله واکنش نشان میدهد. در واقع، نگرانی روزافزونی وجود دارد که چین با کاهش تقاضای داخلیاش، به سمت تولید مازاد و ظرفیتهای اضافی در تولید انواع گوناگونی از محصولات حرکت کند. یکی از عناوین خبری اخیر روزنامه وال استریت ژورنال به این موضوع اشاره دارد که چین در حال تولید کالاهای زیادی است و دیگر کشورها نسبت به این وضعیت نگراناند. چین با فراوانی تولید، احتمالاً تلاش خواهد کرد پنلهای خورشیدی، خودروهای برقی و سایر محصولات غیرضروری را با تخفیفهای بالا به بازار جهانی عرضه کند که این امر میتواند برخی از بخشهای اقتصادی و کل اقتصاد جهانی را به خطر بیندازد.
به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، به نظر میرسد که مقامات دولت بایدن به طور جدی در نظر دارند که تعرفهها بر خودروهای برقی و سایر کالاهای استراتژیک از چین را به عنوان بخشی از بازنگری مستمر مالیاتی که چهار سال پیش توسط دولت ترامپ آغاز شده، افزایش دهند. این در شرایطی است که موج آتی خودروهای برقی چینی به بازارهای جهانی روی میآورد، چرا که هزینههای تولید این خودروها در چین در حال کاهش است. در حال حاضر، میانگین قیمت یک خودروی برقی چینی حدود ۲۸ هزار دلار و قیمت مشابه در آمریکا ۴۷ هزار و ۵۰۰ دلار است.
کنگره آمریکا همچنین به دنبال انواع تعرفههای بیشتر بر واردات چینی است. یک کمیته دوحزبی مجلس نمایندگان در نوامبر و همچنین در تاریخ پنجم ژانویه سال جاری، به دولت بایدن نامههایی ارسال کرده و خواستار وضع تعرفه بر خودروهای برقی و نیمه رساناهای چینی شده است.
با این حال، گزارش اویل پرایس نشان میدهد که اعمال تعرفههای وارداتی چالشهای خاص خود را دارد؛ اول اینکه، این اقدام میتواند به تشدید تنشهای تجاری موجود با چین منجر شود؛ در زمانی که رشد اقتصاد سبز به شدت به واردات از چین وابسته است. این امر بیش از آنکه به کمک تولیدکنندگان آمریکایی بیاید، به آنان آسیب میزند، چرا که قیمت مواد اولیهای که به آنها بسیار وابستهاند، افزایش مییابد و سودآوری کسبوکارها را تحت تأثیر منفی قرار میدهد.
دوم اینکه، این تعرفهها ممکن است عملاً بیفایده باشند، زیرا سیاستهای حمایتی در ایالات متحده نمیتواند دیگر کشورها را از بهرهمندی از صادرات ارزان چین بازدارد و به این ترتیب، چین همچنان قادر است به عنوان یک تعیینکننده قیمت جهانی عمل کند، خواه واشنگتن دخالت کند یا نه، و در نهایت، ممکن است بازار جهانی به شکلی شکل بگیرد که آمریکا قادر به رقابت با آن نباشد.
