در سال اخیر، دولت چهاردهم تحت رهبری مسعود پزشکیان به مرحلهای حساس و پرچالش رسیده است. از یک سو، شرایط اقتصادی کشور تحت تاثیر تحریمهای سنگین بینالمللی و تورم، به شدت دچار افت شده و از سوی دیگر، تنشهای اخیر با اسرائیل که به جنگی ۱۲ روزه منجر شد، نشاندهنده این است که بیثباتی منطقهای به سرعت میتواند به تهدیدی برای امنیت و اقتصاد ایران تبدیل شود. در این شرایط، نسل جدید ایران، به ویژه کودکان و نوجوانانی که در عصر دیجیتال پرورش یافتهاند، یعنی نسل «زد» و «آلفا»، بیش از هر زمان دیگر در معرض آسیب قرار دارند و به سیاستگذاریهایی دقیق، مسئول و آیندهنگر نیازمندند.
نسل زد و آلفا در ایران به فراتر از یک دستهبندی تاریخی یا تعبیرات رسانهای تبدیل شدهاند؛ آنها نماد یک تحول در فرهنگ، ارتباطات و فناوری هستند. این نسل که همواره آنلاین است، در دنیای دیجیتال بزرگ شده و زندگیشان در شبکههای اجتماعی شکل گرفته است. ارتباط آنها با هوش مصنوعی، بازیها و فضای مجازی به طور مستقیم است. با این حال، این اتصال مداوم خطرات ویژهای را به همراه دارد: حجم بالای اطلاعات نادرست و گمراهکننده، خطر قطببندی فکری، احساس تنهایی و آسیبهای فرهنگی. وقتی بار جنگ ۱۲ روزه در یک کشور با اقتصادی آسیبپذیر ناشی از تحریمها تشدید میشود، کودکان و نوجوانان در معرض پیامدهای فقری، بیثباتی و ناامنی قرار میگیرند. این نسل به دلیل شرایط پیچیده اقتصادی و تنشها در عرصه بینالمللی آسیبپذیرتر شده است، ولی در عین حال، ظرفیت بالایی برای مشارکت، خلاقیت و تحول نیز دارد.
جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ تبعاتی اقتصادی، امنیتی و روانی گستردهای بر جای گذاشت. این وضعیت بار سنگینی بر دوش اقتصاد ایران گذاشته است. در این شرایط، کودکان و نوجوانان در خانوادههایی زندگی میکنند که ممکن است با فشارهای معیشتی شدید، محدودیتهایی در دسترسی به خدمات عمومی و کاهش امکانات مواجه باشند. این فشارها خطرات جدی برای سلامت جسمی و روانی کودکان به وجود میآورد: کاهش کیفیت تغذیه، ترک تحصیل، اضطراب، ترس از آینده و احساس بیثباتی. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصول خود به عدالت اجتماعی، توسعه متوازن فرهنگی و مشارکت نسل آینده تأکید دارد. همچنین «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» مصوب ۱۳۹۹، دولت را ملزم به ایجاد محیطی امن، برابر و معقول برای رشد همهجانبه کودکان کرده است. در عرصه جهانی نیز، ایران به کنوانسیون حقوق کودک متعهد است که در آن حقوق شرکت در زندگی فرهنگی، حق آموزش و حق حمایت از آسیب برای کودکان مورد تأکید قرار گرفته است. در سال گذشته، دولت میبایست نشان دهد که این تعهدات را جدی تلقی کرده و شعار «وفاق» را به یک برنامه عملی و پاسخگو تبدیل کرده است، نه صرفاً یک علامت انتخاباتی.
برای عبور از بحرانهای کنونی و بهرهمندی از ظرفیت بالای نسل دیجیتال، پیادهسازی پیشنهادات زیر ضروری به نظر میرسد:
1. تخصیص بودجه مستقل برای کودکان و نوجوانان در معرض آسیب
دولت باید در بودجه سالانه، ردیف واضحی برای حمایت از کودکانی که تحت فشارهای اقتصادی، جنگ یا محرومیت قرار دارند، در نظر بگیرد؛ از جمله کودکان کار، خانوادههای بیسرپرست یا با درآمد پایین.
2. توسعه سواد دیجیتال و فرهنگی در نظام آموزشی
سواد دیجیتال نباید صرفاً یک شعار باشد؛ بلکه باید جزئی از برنامه درسی مدارس گردد. کودکان باید یاد بگیرند چگونه اطلاعات را تحلیل کنند، ارزشها را شناسایی کنند و در محیط مجازی به شکل ایمن عمل نمایند.
3. بازنگری در سیاستهای فیلتر و نظارت بر محتوا
به جای حذف بیچون و چرا محتوا، دولت باید به آموزش مسئولانه، گفتوگو با جوانان و توانمندسازی آنها برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه در فضای دیجیتال تمرکز کند. صرف محدودسازی نمیتواند جایگزین حمایت و تربیت صحیح باشد.
4. توسعه سیاستهای کارآفرینی برای جوانان متناسب با عصر دیجیتال
نسل نوجوان امروز میتواند نیروی محرکهای در اقتصاد دیجیتال باشد، اما برای این موضوع نیاز به فرصتهایی دارد. دولت باید سیاستهایی را تدوین کند که به کارآفرینی، آموزش مهارتهای دیجیتال و مشارکت جوانان در اقتصاد کمک کند.
5. حمایت از خانوادهها در فضای دیجیتال
بسیاری از خانوادهها هنوز نمیدانند که چگونه فرزندان خود را در دنیای شبکههای اجتماعی و بازیهای دیجیتال هدایت کنند. ارائه مشاوره، دورههای آموزشی برای والدین و تقویت توانمندی در نهادهای تربیتی لازم است.
6. تشکیل شورای گفتوگوی میان نسلی
دولت باید شورایی متشکل از فعالان مدنی، روانشناسان، معلمان، متخصصان فناوری و نمایندگان جوانان تشکیل دهد که به طور مداوم بر سیاستهای مربوط به نسل جوان نظارت کرده و پل ارتباطی میان نخبگان و نسل جدید برقرار سازد.
دولت چهاردهم ایران در آستانه یک تصمیمگیری حیاتی قرار دارد. انتخاب بین «اداره به شیوه سنتی» یا «رهایی از گذشته و طراحی یک آینده نو» در این مقطع، سرنوشت نسل جوان را رقم خواهد زد. کودکان و نوجوانان امروز تنها مصرفکنندگان آینده نیستند، بلکه سازندگان جامعه فردا هستند؛ نسلی آگاه و توانمند که میتواند محور تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این سرزمین باشد. اما تحقق این چشمانداز نیازمند عزم جدی، سیاستگذاری درست و مدیریت یکپارچه است. در شرایطی که جنگ ۱۲ روزه، تحریم و فشارهای اقتصادی بر زندگی مردم سایه انداخته است، چشمپوشی از حقوق نسل جدید و بیتوجهی به نیازهای دیجیتالی آنها، به معنای از دست رفتن فرصتی تاریخی برای بازسازی اعتماد، انسجام اجتماعی و آیندهای روشنتر خواهد بود. اگر دولت پزشکیان بخواهد شعار وفاق، عدالت و تحول را به واقعیت پیوند بزند، میبایست نسل زد و آلفا را محور تمام برنامهریزیهای خود قرار دهد. تنها با چنین رویکردی میتوان به چالشها فائق آمد و ایران را به آیندهای سرشار از امید، شکوفایی و عدالت نسلی هدایت کرد.
*حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
